استاد محمدرضا حکیمی
همه آیات آسمانی پس از کتابت شدن به وسیله کاتبان وحی در آغاز اسلام باری دیگر, با خون پاک نبوی علوی فاطمی کتابت شدند, یعنی با خون حسین (ع) و کودکان و یاران حسین, در روز عاشورا, بر لب شط فرات, ... و بر روی ریگهای داغ و خونین صحرای کربلا...
آن آیات زنده فراخوان به زندگی و قسط و قسط و زندگی, با خون پاک و پاکیزه ای بر صفحات فجر و شفق, و برقله های کوهها و بر آفاق صحراها کتابت شدند, تا اینکه " هامونها در اینجا و آنجا آنها را نقل کنند, و صخره ها آنها را برای هم باز گویند" و تا در لحظه ها و لحظه ها نفوذ کنند و بر صفحات روزگار جاودانه باقی مانند و در خاور و باختر جهان از افقهایی که در آغاز هر شب و هر روز سرخ می شود بر زندگی بشری مشرف باشند.
آری, " قرآن کریم " , از خلافت یزید و امثال یزید زنده نیست, بلکه از شهادت حسین (ع) زنده و باقی است ؛ پس رسول خدا(ص) درست فرمود که " حسین منی و اُنا من حسین 1 حسین از من است و من از حسینم " .
حدیث
الامام الحسین (ع) فی بیان حکمه " الامر بالمعروف و النهی عن المنکر" و اُهمیتهما البناءه: ... اُن الامر بالمعروف و النهی عن المنکر, دعاء الی الاسلام, مع رد المظالم و مخالفه الظالم و قسمه الفیء و الغنائم و اُخذ الصدقات من مواضعها و وضعها فی حقها... 2
امام حسین (ع) در بیان حکمت " امر به معروف و نهی از منکر" می فرماید:
امر به معروف و نهی از منکر دعوت به اسلام است, همراه با جلوگیری از ظلم و مبارزه با ظالم... وگرد آوری زکات و رساندن آن به دست نیازمندان... (واحقاق حقوق محرومان) .
الامام الحسین (ع) فی تقریع العلماءالذین لا تستثیرهم آلام الناس المضطهدین, فیسکتون علی الظلم, ولا یقومون لاقامه القسط و لایفکرون بثوره و تغییر, ولایلتحمون مع صفوف المحرومین و المحقورین بصوره فعلیه: ... فاُما حق الضعفاء فضیعتم... و العمی و البکم و الزمنی فی المدائن مهمله لا ترحمون... مکنتم الظلمه من منزلتکم... فاُسلمتم الضعفاء فی اُیدیهم... و الناس لهم خول لا یدفعون یدلامس ... 3
امام حسین (ع) در سرکوبی علمایی که دردهای مردم زیر فشار, آنان را بر نمی انگیزد, و در مقابل ستم ستمگران خاموش می نشینند, و برای برپاداری قسط قیام نمی کنند و به شورشهای دگرگونساز نمی اندیشند و در عمل, به صفهای محرومان و تحقیر شدگان, (برای نجات آنان) نمی پیوندند: ... .
حق ضعیفان را شما ضایع کردید... کوران و زمینگیران را در شهرها به حال خود واگذاشته اند و شما به آنان رحم نمی کنید!... . شما به ستمگران ( با نزدیک شدن به آنان, یا سکوت در برابر ایشان) اجازه دادید تا از موقعیت شما در جامعه سوءاستفاده کنند... تا جایی که مردم را برده خویش ساختند, و قدرت هرگونه دفاعی را از آنان سلب کردند...
الامام الحسین (ع) فی اعلام الخطر بزوال الاسلام, اذاکان الحاکم خائر النفس, غیر عادل و لاقائم بالقسط: انالله و انا الیه راجعون و علی الاسلام السلام اذقد بلیت الامه براع مثل یزید... 4
امام حسین (ع) در مقام اعلام خطر, که اگر حاکم سست عنصر ناتوان بر اجرای " قسط" , در جامعه اسلامی حکومت کند, اسلام از دست خواهد رفت:
انالله و انا الیه راجعون, بر اسلام سلام, که فاتحه آن خوانده است, زیرا که بر امت مسلمان کسی همچون یزید حکومت می کند...
الامام الحسین (ع) وانی لم اُخرج اُشرا" و لابطرا" و لامفسدا" ولاظالما", و انما خرجت لطلب الاصلاح فی اُمه جدی (ص,) ارید اُن آمر بالمعروف و اُنهی عن المنکر, و اُسیر بسیره جدی و اُبی علی بن اُبی طالب (ع) ... 5
امام حسین (ع:) از روی سبکسری و گردنکشی و نیز برای ایجاد فساد و ستمگری دست به این قیام نزدم, بلکه برای اصلاح اوضاع امت جدم قیام کردم و می خواهم " امر به معروف و نهی از منکر" کنم و به روش جدم و پدرم علی بن ابیطالب عمل کنم... .
الامام الحسین (ع) فی التعریف الحاسم بالحاکم الاسلامی حتی یعرف الناس نظره الاسلام الی موضوع الاداره و السیاسه و یقفو ا علی المقیاس الذی یجب علی الحاکم اُن یسیر علیه فی معامله الجماهیر, فیطیعوا التابع و یثوروا فی وجه العاصی: ... لعمری ما الامام الا الحاکم بالکتاب, القائم بالقسط, الدائن بدین الحق , الحابس نفسه علی ذلک... 6
امام حسین (ع) ضمن به دست دادن تعریفی قاطع از " حاکم اسلامی " , تا همه مردم خوب بدانند نظر اسلام درباره مدیریت و سیاست چیست و مقیاسی که باید حاکم اسلامی در رفتار با مردم آن را ملاک گیرد کدام است و در نتیجه از حاکمی که تابع مقیاس اسلام است فرمان برند و در برابر حاکمی که سرپیچی می کند بشورند چنین می فرماید:
... به خدای جان آفرین سوگند, تنها و تنها کسی می تواند امام و حاکم مسلمانان باشد, که متدین به دین حق باشد و جلو همه هواهای نفس خویش را گرفته باشد...
الامام الحسین (ع:) ... اُما بعد فقد, علمتم اُن رسول الله (ص) قد قال فی حیاته: " من راُی سلطانا" جائرا" مستحلا" لحرم الله, ناکثا" لعهدالله, مخالفا" لسنه رسول الله, یعمل فی عبادالله بالاثم و العدوان, ثم لم یغیر بقول و لافعل , کان حقیقا" علی الله اُن یدخله مدخله " . 7
امام حسین (ع:) ... . شما می دانید که رسول خدا(ص) چنین فرموده است: " هرکس حاکمیت ستمگری را ببیند که حرام خدا را حلال می شمارد و پیمان خدا را می شکند (و به عدالت رفتار نمی کند) و با سنت رسول خدا مخالفت می ورزد و در میان بندگان خدا به گناه و تجاوز عمل می کند و آنگاه با سخن و اقدام در صدد تغییر اوضاع بر نیاید, سزاوار است که خداوند او را به همانجایی از دوزخ ببرد که آن سلطان ستمگر را می برد" .
و این منشور نبوی که امام حسین (ع) آن را روایت کرده است اعلان جهادی عام است برای هر دوره و زمانی که سست دینان و دشمنان قسط بر جامعه حکومت کنند و دعوتی است به پی ریزی " قسط اسلامی " و شعله ورسازی آتش انقلابهای دگرگون ساز بر ضد جباران و طاغوتان, که ستمگری را رواج می دهند و از متجاوزان و امتیاز خواهان و فرصت طلبان یار و همکار می گیرند, و رانت خواران و آقازادگان را بر جامعه محروم اسلامی مسلط می سازند ... و در نتیجه طاغوتان اقتصادی و مستکبران ثروت و مال, فرصت مناسب غارت و چپاول را در هر زمینه ای به دست می آورند.
الامام الحسین (ع) فی الدفاع عن المحرومین و الالتحام الفعلی مع صفوفهم: اللهم! انک تعلم اُنه لم یکن الذی کان منا تنافسا" فی سلطان و لا التماسا" من فضول الحطام و لکن لنری المعالم من دینک و نظهر الاصلاح فی بلادک و یاُمن المظلومون من عبادک, و یعمل بفرائضک و سننک و اُحکامک ... 8
امام حسین (ع) در دفاع از محرومان و پیوستن عملی به صفهای ایشان:
خدایا! تو می دانی که آنچه ما را بر این قیام برانگیخت, رقابتی برای کسب قدرت, یا چشمداشتی به نعمتهای بیشتر دنیا نبود, بلکه برای آن بود که نشانه های (از دست رفته) دین تو را باز گردانیم و در همه جا پرچم اصلاح بر افرازیم, تا بندگان ستمدیده ات در ایمنی قرار گیرند و واجبات و احکام و سنتهای تو عملی گردد...
الامام الحسین (ع) فی بیان مواصفات الحکم الطاغوتی الاموی الیزیدی و القاءالضوء علی اُنه لماذایتابع الثوره ضد ذالک الحکم و لو مع قله الناصر و رکوب المخاطر: ... بغیر عدل اُفشوه فیکم... فسحقا" و بعدا" لطواغیت الامه و شذاذ الاحزاب و نبذه الکتاب و نفثه الشیطان و محرفی الکلام و مطفئی السنن. . . 9
امام حسین (ع) در بیان خصوصیات حکومت طاغوتی اموی یزید, و روشن کردن این مطلب که چرا خود به قیام بر ضد این حکومت با وجود کمی یاران و فراوانی مخاطرات پرداخته است ...
این حاکمیت, عدالت را در میان شما اجرا نکرده است ... دور بادا رحمت خدا از طاغوتان امت, این باقیمانده های جنگ " احزاب " و حذف کنندگان قرآن و بادکنکهای شیطان و تحریفگران کلام حق و خاموش کنندگان فروغ سنت و دین ...
الامام الحسین (ع) فی فجر الحرکه القرآنیه, الثوریه التغییریه: ... من کان فینا باذلا" مهجته, موطنا" علی لقاءالله نفسه, فلیرحل معنا, فانی راحل مصبحا", ان شاءالله . 10
امام حسین (ع) در سپیده دم حرکت قرآنی, انقلابی و دگرگونساز " عاشورا" فرمود: ... هرکس حاضر است در راه این قیام مقدس خون خویش نثار کند, و آماده ملاقات با خدا است, با ما حرکت کند, چه من صبحگاهان ان شاءالله به راه خواهم افتاد.
الامام الحسین (ع) فی تعییر الحیاه تحت نیرالظلم و الاستسلام و تشجیع النفوس علی بذل الدم لخلاص الجماهیر: ... اُلاترون ان الحق لایعمل به, و اُن الباطل لاینتهی عنه, لیرغب المومن فی لقاءالله محقا", فانی لااری الموت الاسعاده , و لاالحیاه مع الظالمین الا برما" ... 11
امام حسین (ع) در نکوهش زندگی در زیر یوغ ستم و تسلیم پذیری, و تشجیع مردمان به فداکاری در راه رهایی توده ها ...
آیا نمی بینید که به حق عمل نمی کنند و از باطل باز نمی ایستند؟ باید انسان معتقد طرفدار حق, دل به لقاءالله بندد (و براستی آماده شهادت شود), زیراکه من مرگ را چیزی جز خوشبختی, و زندگی با ستمگران را چیزی جز مایه دلتنگی نمی بینم... .
این است حسین (ع,) حسین بزرگی و شرف, حسین ستم ستیزی و شهامت, حسین عزت و امامت, حسین دین و یقین, حسین فضیلت و عظمت, حسین حق و حقیقت, حسین قسط و عدالت.
" و این است درسی که انقلاب حسینی به امت اسلام داد, یعنی: " وجوب قیام در برابر هر باطلی, و یاری کردن هر حقی, تا بنای با عظمت دین بر سر پا بماند, و تعالیم آن, همه گیر گردد, و اخلاق آن انتشار یابد؛ آری, تاریخ باشکوه عاشورا به ما می آموزد که گزیدن بقای جاودانی حتی اگر با چشیدن مرگ همراه باشد بر زندگی در زیریوغ بردگی برتری دارد, و به پیشباز مرگ
رفتن برای رهانیدن امت از چنگال جور و فجور ارزشی مقدس است ؛ و ما را بر آن وامی دارد که در صراط مستقیم فداکاری برای نجات دین راستین و مشعشع گام نهیم , و از سقوط در مغاک خواری سرباز زنیم . " 12
پس اینهاست هدفهایی که انقلابی بزرگ اسلام به آنها فراخوانده است:
1 ) احیای دو رکن دین: امر به معروف و نهی از منکر, در سطح مبارزه با ظلمهای سیاسی و اقتصادی و
2 ) جلوگیری از ستمگریها, و
3 ) مخالفت با ستمگرها, و
4 ) رساندن اموال عمومی به دست صاحبان آنها, و
5 ) گرفتن حقوق الهی و مصرف کردن آنها در جای خود, و
6 ) برانگیختن علمای دین , در جهت برپا کردن انقلابهای دگرگونساز, و
7 ) رهانیدن ستمکشان , و
8 ) برحذر داری قاطع از اطاعت حکومت فاسد یا ظالم , و
9 ) اصلاح امت اسلامی , و
10 ) رفتار به سیره رسول (ص) و وصی رسول (ع) , و
11 ) شناساندن دقیق حاکم اسلام (برپادارنده " قسط" ) , و
12 ) دعوت به مبارزه با حاکمیتهای دین ستیز, یا تجاوزگر, و
13 ) نشان دادن راه و روش دین خدا, تا ستمگران نتوانند آن را محو سازند, و
14 ) دستگیری از ستمدیدگان و بازگرداندن حیثیت انسانی ایشان , و
15 ) عمل بر طبق حق و اجرای فراگیر عدل , و
16 ) ضرورت تحصیل دانش برای همه , و
17 ) آمادگی دفاعی در برابر دشمن , و
18 ) نظم عمومی در زندگی فردی و اجتماعی , و
19 ) خیرخواهی و صلح طلبی برای مردم جهان , و
20 ) اقامه ذکر خدا, در هرحال ...
و در صورتی که این ارزشهای جاودانی, حقایق ثابتی از هدفهای عاشورای بزرگ است, پس چه بهتر که مسلمانان (یعنی کسانی که به قرآن ایمان آورده اند, و انبازان قرآن یعنی امامان اهل بیت (ع) را دوست می دارند و رو به قبله محمدی نماز می گزارند), به تحقق بخشی قاطع به این هدفهای عاشورایی, از راه برانداختن ستمگری, و برپا داشتن قسط, و قطع رابطه کردن با مستکبران اقتصادی و متکاثران جامعه اسلامی و طرد ایشان, و حذف رانت خواران و مکندگان خون مردم, و تورم آفرینان و انحصارطلبان از هر طبقه و در هر لباس و مدد رساندن به محرومان و بازگرداندن حقوق آنان, و بالا بردن پایگاه اجتماعی آنان در همه زمینه های زندگی انسانی, بپردازند.
و بر کسانی که به فرزند پیامبر, امام شهید, حضرت اباعبدالله الحسین (ع ) وابستگی دارند, و مراسم عزاداری آن امام را برپا می دارند, لازم است که درباره این هدفهای قرآنی حسینی عاشورایی بیشتر و شدیدتر از دیگران اهتمام ورزند, اهتمامی که خونهای عاشورا آن را برایشان واجب می دارد.