آن روز که دانشجویان خط امامی خشمگین از آمریکاییها، تصمیم به اشغال سفارت آمریکا در ایران گرفتند، در حلقه اصلی آنان دانشجوی دختری به چشم میخورد که مانند دیگر دوستان همفکرش قاطعانه خواستار باز پسگیری سفارت و گروگانگیری دیپلماتهای آمریکایی بود و قطع رابطه ایران و آمریکا را فال نیکی دانست برای ایران.
معصومه ابتکار اگر چه سالها بعد مورد انتقاد بسیاری قرار گرفت، اما همچنان بر کاری که در آنان زمان انجام داده بود پای فشرد و علت قطع رابطه آمریکا با ایران که به دستور رئیس جمهور وقت آن زمان آمریکا «کارتر» انجام شد را نه اشغال سفارت بلکه ناشی از خشم آمریکا از پیروزی انقلاب اسلامی عنوان کرد.
وی در مصاحبه اخیر خود با ایسنا بار دیگر به بازخوانی علت قطع رابطه آمریکا با ایران و نظر این کشور در خصوص ایران پرداخته است.
ابتکار در خصوص قطع رابطه ایران و آمریکا نظر امام خمینی (ره) در این مورد میگوید: «کلام امام (ره) ناظر بر این واقعیت بود که از زمان شکلگیری انقلاب اسلامی ایران، آمریکا نتوانست واقعیت انقلاب را به عنوان یک حرکت مردمی که در آن مردم تصمیم گرفتند در مقابل یک نظام دیکتاتوری بایستند، درک کند.»
وی سپس با یادآوری اینکه طبعا منافع آمریکا در حفظ نظام طاغوت بود و انقلاب مردم ایران این منافع را دچار آسیب کرد، اظهار میکند: «آمریکا به هر دلیلی نتوانست از منافع خود بگذرد و واقعیت انقلاب اسلامی را درک کند و به رغم رعایت و وجود تمام ملاکهای سیستم دموکراسی دنیا که آمریکا مدعی آن بود، در ایران، آمریکا نتوانست شرایط جدید را بپذیرد و رسانههای آمریکایی نوع نگاهی که نسبت به انقلاب اسلامی داشتند را ادامه دادند، نوع برنامههایی که آمریکاییها به دنبال اجرای آنها در ایران بودند در جهت ساقط یا تضعیف و محدود کردن انقلاب اسلامی بود.»
ابتکار ادامه میدهد:«شاید قبل از تسخیر لانه جاسوسی به این موضوع با شک و تردید نگاه میشد، اما به شواهدی که پس از گروگانگیری به دست آمد میتوان به یقین به این مسئله اذعان داشت.امروز کاملا روشن است که آمریکا از روشهای مختلف و متداول شروع کرد تا برنامههای مختلف انقلاب اسلامی را تهدید کند و تحلیل آنها هم این بود که انقلاب مردم ایران مانند انقلابهای شیلی و آمریکای لاتین دو یا سه سال بیشتر دوام نمیآورد.»
ابتکار در ادامه با تاکید بر اینکه آمریکاییها قطع رابطه را از همان ابتدای پیروزی انقلا مردم ایران شروع کرده بودند و نتوانستند ارتباط منطقی با نظام جمهوری اسلامی ایران برقرار کنند، به جریان ضبط داراییها و خریدهای ایران توسط آمریکاییها اشاره کرده و میگوید: «در این راستا تلاشهایی از سوی دولت موقت صورت گرفت که در جای خود محترم است. البته مذاکراتی نیز شروع شد، اما واقعیت این است که برخی اقدامات پشت پرده آمریکا و استراتژی آنها در جهت برقراری یک ارتباط مستقیم و سازنده با ایران نبود؛ بلکه مطابق اسناد آنها از طریق مذاکره با دولت موقت سعی داشتند فضا راتلطیف کنند تا در این فضا اطلاعاتی را جمعآوری و بتوانند عناصر مختلف مجموعه را شناسایی کنند، از طرفی هم برنامههای خود ا در تحریک قومیتها، ایجاد ناامنی درسطح کشور و یا استفاده از ابزار و عناصر باقی ماندهشان در سطح کشور و جاهایی مانند ارتش و... دنبال میکردند.»
وی با بیان اینکه نگاه براندازانه آمریکا نسبت به ایران هنوز هم ادامه دارد، اضافه میکند: «پس از گروگانگیری حدود 5 ماه بعد بحث قطع رابطه از سوی آمریکا پیش آمد و نکته جالب آن این است که واقعا آمریکا در این قضیه پیش قدم شد و قطع کامل روابط دیپلماتیک را اعلام کرد و داراییها را برای خود مصادره کرد و ا قدامات یکسویهای را به دنبال آن انجام داد.وی در ادامه چنین اظهار میکند:«از آنجا که آمریکا قطع رابطه کرده است به نظر میرسد اگر بخواهد رابطه مجددی هم برقرار شود آمریکا باید برای آن پیش قدم شود. ادامه روندهای تاریخی شرایطی را به وجود آورده است که تا خود آمریکاییها پیش قدم نشوند. صحبت از برقراری ارتباط مجدد مقداری دشوار است.» این استاد دانشگاه با بیان اینکه مسئله قطع رابطه با آمریکا تا حدی متاثر از واقعه تسخیر سفارت آمریکاست، میافزاید: «بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران آمریکاییها به این جمعبندی رسیدند که نمیتوانند با نگاهی که دارند منافع خود را در منطقه تضمین کنند. البته آن نگاه جای تاسف دارد. اگر آمریکا همان ابتدا نگاه خود را تغییر میداد و استقلال ایران را میپذیرفت، میتوانست از روشهای منطقی و متعادلی مناسبات خود را با ایران تنظیم کند و منافع خود را با روابط تجاری، سیاسی عادی و همکاری به دست آورد.»
آمریکا و واقعیتی به نام انقلاب ایران
ابتکار در ادامه با تاکید بر اینکه آمریکا میتوانست با پذیرفتن انقلاب اسلامی ایران به عنوان یک واقعیت، یارگیری خوبی با ایران داشته باشد، تصریح میکند: «شاید وجود مسائلی مانند بحث اسرائیل در منطقه و نوع نگاهی که هیات حاکمه آمریکا در تنظیم روابطش داشت و وابستگی بسیار شدید دولتها به آمریکا معادلات را به گونهای دیگر رقم زد. متاسفانه امروز هم آمریکا از این فضا و ذهنیت خارج نشده است. شاید تحلیل خیلی از متفکران مستقل آمریکایی که میگویند این نگاه به نفوذ و سیطرهای موسسات اسرائیلی در هیات حاکمه آمریکا باز میگردد، درست باشد زیرا این نفوذ تقریبا مجالی باقی نمیگذارد که سیاستمداران آمریکایی مستقل از معادلات به مسائل خاورمیانه و منافعشان در منطقه فکر کنند.»
وی همچنین در ادامه گفتوگویش در توصیف فضای ایران در روزهای اول اعلام قطع رابطه با آمریکا چنین میگوید: «بعد از این اعلام نگرانی بسیار زیادی در محافل مختلف اجتماعی و سیاسی پیش آمد، اما دیدگاه حضرت امام(ره) مبنی بر اینکه ما میتوانیم روی پای خود بایستیم و باید استقلال داشته باشیم فضای مبارزات بسیار زیادی را در بین مردم به وجود آورده بود و مردم احساس میکردند که این مرحله نیز استمرار انقلاب است.رژیم حاکم در کشور که مناسباتش از سوی آمریکا تعریف میشده است را کنار گذاشتیم، اما شاید ساختن دشوارتر باشد.»
این دانشجوی خط امام در ادامه با بیان اینکه ارزیابی واقع بینانه نسبت به قطع رابطه ایران و آمریکا نشان میدهد این قطع رابطه هزینه زیادی داشته است، اضافه میکند:«قطع رابطه با آمریکا همانند هر اتفاق دیگری هزینه داشته است. انقلاب اسلامی، گروگانگیری، قطع رابطه و هر کدام از مراحل انقلاب ما هزینه داشته است، اما همانطور که هر تحول و انقلابی هزینههایی داشته است، منافع آن را هم باید در نظر گرفت. باید دید در کفه ترازو آیا منافع بر هزینهها غلبه میکند یا خیر. امروز که نگاه میکنیم مشاهده میکنیم که ایران روی پای خود ایستاده است و در خیلی از زمینهها موفق شده و مناسبات خود را به دنیا با اقتدار تنظیم کرده است.»
ایران در دروان اصلاحات خود را به اثبات رساند
معاون رئیس جمهور سابق کشورمان در ادامه به وضعیت مناسبات خارجی ایران در دوران اصلاحات اشاره کرده و میگوید: «یکی از برکات دوره دولت اصلاحات این بود که با حفظ تمام مواضع مستقل خودمان تقریبا مناسباتمان را با دنیا به سطح بسیار عادی از نظر اقتصادی، تجاری رسانده بودیم و کشورهای جهان صرف نظر از اسرائیل بسیار متمایل بودند که در ایران سرمایهگذاری و کار کنند و حتی آمریکا این تمایل را داشت. بنابر این در آن مقطع (دوران اصلاحات) ایران خود را به اثبات رساند.»
وی همچنین خاطرنشان میکند: «در آن سالها به عنوان معاون رئیس جمهوری اسلامی ایران به اجلاس اقتصادی داووس دعوت شده بودم و نشست پایانی نشستی بود که تعدادی از سناتورهای آمریکایی هم سخنرانی میکردند. روسای جمهور و وزاری تعدادی از کشورها هم حاضر بودند. من به عنوان شنونده به سخنان گوش میدادم. مدیر میزگرد به سناتورها گفت که شما همه حرفهای خود را راجع به ایران زدید، اما معاون رئیس جمهور ایران هم در این جلسه حضور دارد، میخواهیم ایشان هم صحبت کند. مدیر جلسه فرصت مبسوطی به من داد. من یکسری پرسشهایی مطرح کردم از جمله اینکه آیا امکانش هست که با معادلاتی که شما برای دموکراسی تعریف میکنید در یک جای دنیا واقعا برقرار باشد، اما آن مجموعه طرفدار آمریکا نباشد و مستقل و یا ضد آمریکایی فکر کند و یا بخواهد در مقابل سیاستهای سلطهجویانه آمریکایی عمل کند؟ نمونههای زیادی از کشورهایی که همراه آمریکا تلقی میشوند، اما نه تنها دموکراسی در آنها تحقق پیدا نکرده بلکه بدترین دیکتاتوریها را که متاسفانه با سپر حمایتی آمریکا اعمال کردهاند، مشاهده میشود. شما چگونه این تناقضها را میتوانید بپذیرید؟ ایران هم واقعیت است، یک سیستم مستقل است، شاخصهای آن در همه زمینهها بسیار روشن است.»
ابتکار در ادامه با بیان اینکه امروز نسل جوان ما پرسشهای زیادی دارد که به حق است، اضافه میکند: «این نسل ممکن است بگوید ما در مقطع قطع رابطه با آمریکا و گروگانگیری هزینههایی را دادیم که باعث شد ترکیه، مالزی، کرهجنوبی و... که همه تقریبا از نظر رده توسعه و امکانات و منابع طبیعی از ما عقبتر بودند، ترقی کنند و ما عقب افتادیم و این عقبماندگی را ما به دلیل نوع مناسبات با آمریکا میدانیم، اما در پاسخ آنها باید گفت که شاید ما در خیلی از مقاطع میتوانستیم بهتر مناسبات را تنظیم کنیم و فرصتها را از دست دادیم، اما ما میخواستیم در بعضی از مقاطع با حفظ مصالح جمهوری اسلامی، عزت، حکمت و مصلحت و استقلال بتوانیم رابطه منطقی اقتصادی و حداقل تنشزادیی را پیش ببریم که خصوصا منافع اقتصادی ما تامین شود.»
این استاد دانشگاه همچنین در بخش دیگری از مصاحبهاش در ارزیابی نسبت به تاثیر شرایط ایران در مناسبات ایران با آمریکا اظهار میکند: «فکر میکنم روندی که در دوره دولت اصلاحات اتفاق افتاد و حتی مناسبات اقتصادی ما هم که با بسیاری از کشورهای دنیا و اروپا برقرار شد، نشان داد که واقعا میتوان در این زمینه کار کرد و با این روند ادامه داد، مشروط به اینکه تنشها دوباره اوج نگیرد، اما متاسفانه به دلیل تغییر شرایط، تغییر دولت و ادامه نوع نگاه مداخلهجویانهای که آمریکا نسبت به بحث هستهای و... دارد مناسبات استمرار پیدا نکرد و مجددا ما وارد فاز انقباضی در روابط بخصوص روابط اقتصادی شدیم.»
تغییر نوع نگاه نسبت به رابطه با آمریکا
ابتکار در ادامه با یادآوری اینکه نوع نگاه نسبت به رابطه با آمریکا در سال گذشته کمی تغییر کرد و حتی تلاشهایی هم انجام شد تا ارتباط و مذاکره مستقیم و یا غیرمستقیم انجام شود، میگوید: «به نظر میرسد تحلیل عدهای مبنی بر این بوده است که مهم اصل داشتن یا نداشتن ارتباط نیست، بلکه نوع ارتباط افرادی که در این قضیه دخیل هستند ونقش دارند مهم است. اینکه چه کسانی قرار است ارتباط را برقرار کنند و اعتماد به آن افراد است که در این نوع مناسبات اهمیت دارد. اصطلاحی که طیف اصولگرا در این مورد به کار میبرند خود باختگی یا مرعوب بودن است و اتهامی است که خیلی اوقات میشنویم، اتهام سیاسی است، اما در پس آن به نظر من مفاهیمی نهفته است که بسیار جای تحلیل دارد و باید به دور از مناسبات سیاسی بررسی کنیم که آیا واقعا اندیشه برقراری یک رابطه منطقی در شرایطی که منافع کشور تضمین شود دال بر مرعوب بودن است؟! و آیا بر خلاف آن کسانی که مخالف برقراری ارتباط بودند آیا دال بر نگاه شجاعانه است؟»
وی اضافه میکند:«آن زمان که فضای سیاسی ایران متفاوت بود و اصلاحطلبان برسر کار بودند متاسفانه القابی مطرح شد که اگر نخواهیم بگوییم برای تخریب چهره طرف مقابل میتوان گفت که برای امتیازگیریهای سیاسی بود. مشخص نشد پشتوانه این اتهامات چیست؟ تصور میکنم جا دارد که زمانی این بحثها با حضور طرفین طرح شود و به تحلیل آن مسائل پرداخته شود.» وی بابیان اینکه همیشه این بحث بود که کدام طیف سیاسی چنین فرصتی را به دست میآورد، اظهار میکند: «البته تصور میکنم هر کسی بتواند یک ارتباط منطقی و همراه با موضع عزتمندانه بخصوص در شرایط فعلی که متاسفانه شرایط به سمتی میرود که رودروییهای نظامی و بسیار تندپیش میرود، برقرار کند، در جهت منافع ایران گام برداشته است.»
ابتکار تاکید میکند: «هیچ گاه تصور نکنیم که آمریکا از منافع و مطامع خود میگذرد. متاسفانه در این 28 سال نتوانسته درک کند که چگونه باید منافع خود را در برقراری یک رابطه سالم و منطقی و برابر تعریف کند. آمریکاییها اگر سر عقل بیایند و دیوار بیاعتمادی را بگذرانند و نشانه قوی از اعتمادشان دهند قطعا تحولاتی رخ خواهد داد.» وی در بخش دیگری از سخنانش به اقدام اخیر رئیس مجلس سنای آمریکا در سفر به سوریه اشاره کرد و با بیان اینکه این اقدام با وجود مخالفت ظاهری بوش مورد حمایت آمریکا بوده است، اظهار میکند: «شاید هیات حاکمه آمریکا و بوش در بحث عدم برقراری ارتباط با سوریه بسیار پافشاری میکردند و نمیخواستند این عقبنشینی را خودشان داشته باشند، اما آنها از تفاوت دیدگاههایی که بین دموکراتها و جمهوریخواهها وجود دارد برای تامین منافع خود استفاده کردند و ای کاش ما هم این بهرهبرداریها را از تفاوت دیدگاههای سیاسیمان به نفع مصالح نظام خود داشتیم.»
این قضیه را در بحث ارتباط با ایران و نوع مناسبات آمریکا با ایران در شرایط فعلی که عدهای بر طبل رودررویی میکوبند و به جنگافروزی علاقهمند هستند میتوان در نظر داشت. در این شرایط اتخاذ چنین نگاهی در گفتوگو، بسیار از طرف جمهوری اسلامی ایران ضروری است تا بتواند از فرصتها حداکثر استفاده را داشته باشد.»
وی در ادامه با خاطر نشان کردن این مسئله که در دولت سازندگی اتفاقاتی که در حاشیه میافتاد باعث میشد نتوانند فضا را به خوبی به نفع بهبود روابط مدیریت کنند، آن اتفاقات را اتفاقاتی که از دست دولت و رئیس جمهور خارج بود، ارزیابی کرده و میگوید: «اگر چه روابط اقتصادی در آن دوره (دوران سازندگی) بهتر شد، اما فضای پس از جنگ و شرایط بینالمللی وضعیتی را پیش آورد که دولت سازندگی به رغم تلاشهای بسیار، چندان نتوانست مناسبات بینالمللی خود را تنظیم کند. اما فضا پس از دولت سازندگی بسیار تغییر کرد.»
وی در ادامه با یادآوری اینکه در حال حاضر تقریبا ایران تمام ظرفیتهای خود را در بحث دیپلماسی در موضوع هستهای قرار داده است، اظهار میکند: «مسئله هستهای فینفسه موضوع مهمی است و حق غیرقابل خدشه و جدی محسوب میشود، اما اینکه ما همه ظرفیتهای خود را در این قضیه صرف کردیم و تا پای بحث امنیت ملی و تمامیت ارضیمان رفتیم و بحث برقراری مناسبات منطقی را در معرض آسیب قرار دادهایم در این مسئله مطمئن نیستم که از جهت دیپلماتیک بهترین منافع خود را جستوجو کرده باشیم و به آن رسیده باشیم و تصور میکنم در این زمینه اتفاقات زیادی افتاد و باعث شد بخشی از امتیازات خود را از دست دهیم.»
دنیا علاقهمند مذاکره با ایران
ابتکار همچنین با اشاره به لزوم تقویت سرمایهگذاری خارجی در ایران میگوید: «باید مسائل را پیچیدهتر دید. اما به رغم همه این مشکلات دنیا هنوز علاقهمند است مذاکره و مسائل را حل کند. درست است که تنها مانع اصلی پیشبرد مذاکرات به نفع ایران- آمریکا بود اما به هر حال آنها متاسفانه توانستند اجماع بینالمللی علیه ایران به وجود آورند.» وی اضافه میکند: «حضور آقای خاتمی در عرصه گفتوگوی تمدنها سیاست بسیار درستی در معرفی یک چهره صلح دوستانه و متفاوت از ایران است که بسیار از نظر نگاه و وجهه به ایران کمک میکند.»
این استاد دانشگاه همچنین در ارزیابی نسبت به علل تغییر رویکرد دانشجویان پیرو خط امام(ره) در مورد مسئله رابطه با آمریکا در مقایسه با سالهای اول انقلاب میگوید: «گذر زمان و نیاز به تنظیم تاکتیکها و روشها متناسب با تغییرات مهمترین عامل در این تغییر رویکرد است. درست است که ما کماکان آمریکا را به عنوان یکی از عوامل اصلی مقابله با انقلاب اسلامی میدانیم اما در دوره اصلاحات مطرح بود که آیا روش مقابله با آمریکا همان روشی باید باشد که 20 سال پیش داشتیم. شاید بتوانیم ارتباط و مناسبات دیپلماتیکی برقرار کنیم که در سایه آن بتوانیم بسیاری از منافع راهبردی کشور ا تامین نماییم و از تنش و درگیرهای بیحاصل جلوگیری کنیم.»
روش 20 سال پیش برای امروز مفید نیست
وی در ادامه با اشاره به عواقب تغییر دولتها در ایران و آمریکا و تاثیر آن بر روابط این دو کشور، میگوید: «در هر شرایطی که هستیم باید فرصتها، تهدیدها و ظرفیتها را در همان چارچوب بسنجیم. لزوما روشی که 20 سال پیش جواب داده است، برای شرایط سالهای بعد راهگشا نیست و ممکن است عکسالعملهای وارونه داشته باشد.»
وی در ادامه با انتقاد نسبت به عملکرد برخی از گروههای دانشجویی در برخورد با مسئله دستگیری ملوانان انگلیسی میگوید: «برخی گروهها در برخورد با این مسئله بسیار هیجانزده شدند و آنها علاقهمند بودند این حادثه را با ماجرای گروگانگیری همتراز قرار دهند در حالی که شرایط کاملا متفاوت است و ظرافت مسائل دیپلماسی این برخوردها را ایجاب نمیکند. تمام ظرافت عملکردها در جزئیات است و متاسفانه ما گاه این جزئیات را کاملا فراموش میکنیم نباید از جنبش دانشجویی اینگونه استفاده شود از یکسو آنها مواضع تندی اتخاذ کردند و از سوی دیگر این ملوانان بخشوده شدهاند!»
وی در ادامه با یادآوری اینکه امام(ره) آمریکا را شیطان بزرگ خواندند و به واقع آمریکا شیطان بزرگ بود، اظهار میکند: «بالاخره در مناسباتی که بین کشورها برقرار میشود ممکن است زمانی لازم باشد با شیطان هم ارتباط برقرار کنیم، صرف شیطان بودن علت عدم ارتباط نیست اگر تاریخ اسلام را هم نگاه کنیم میبینیم پیامبر با کفار هم قرارداد صلح بست. صلح حدیبیه قراردادی با کسانی بود که هیچ اعتقادی به مرام پیامبر(ص) و ابعاد دعوت او نداشتند و حتی حاضر نمیشدند نام پیامبر را با عنوان پیامبر ببرند. حال ما که در مقام شخص ایشان نیستیم، شاید جایی ایجاب کندبا حفظ همه مصالح وارد مناسبات منطقی شویم. برقراری ارتباط دیپلماتیک به معنای از دست دادن منافع و باختن همه چیز نیست. شکی نکنیم که طرف مقابل ما یک افعی زخم خورده است. آمریکا دشمن انقلاب اسلامی است، اما باید اندیشید که با این دشمن چگونه برخورد کرد آیا کشاندن دشمن به برخورد رودررو همواره بهترین راهحل است؟!»