تاریخ انتشار : ۲۱ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۰:۲۷  ، 
کد خبر : ۲۰۶۳۷۱
مرتضی حاجی در گفت‌وگو با «شرق»:

باید از عرش به فرش آمد

زهرا جعفرزاده اشاره: تا پیش از این هر بار که سخن از تحول در آموزش و پرورش، تغییر محتوای کتاب‌های درسی، بازنگری در نحوه تعلیم و تربیت، تغییر سیستم آموزشی گرفته تا برقراری نظام جدید آموزشی می‌شد، ماجرای تدوین سند ملی یا همان سند تحول راهبردی و شاید هم طرح تحول بنیادین در آموزش و پرورش به میان می‌آمد. هر بار که حرفی از پیشنهاد سازنده و کاربردی زده می‌شد یا قرار گذاشته می‌شد اقدامی جدی برای بهبود سیستم آموزشی صورت گیرد، مسوولان آموزش و پرورش بلافاصله همه را در انتظار تصویب طرح نگه می‌داشتند. طرح پس از سال‌ها انتظار برای تدوین، ارائه و... سرانجام تصویب شد. حالا زمان آن رسیده آموزش و پرورش پس از دو دوره تغیر در دولت و جابه‌جایی چهار وزیر، تغییر را به چهره خود ببیند. از زمانی که برای نخستین‌بار ماجرای تحول در آموزش و پرورش مطرح شد، شاید بیش از 30 سال می‌گذرد، با این حال استارت کار از دور هشتم ریاست جمهوری و در زمان تصدی‌گری مرتضی حاجی بر آموزش و پرورش زده شد. زمانی که قرار شد تحولی اساسی در نظام آموزشی صورت گیرد نیز با تغییر دولت، سیاست‌های آموزش و پرورش تغییراتی کرد و طرح برای مدتی مهجور ماند تا اینکه سرانجام با روی کار آمدن حاجی‌بابایی و تغییر دو وزیر پیش از او، طرح نهایی شد. مرتضی حاجی وزیر آموزش و پرورش دولت هشتم که این روزها اخبار این وزارتخانه را از دور پیگیری می‌کند چندان معتقد به آرمان‌گرایی در نظام آموزشی نیست.

* در ماه‌های اخیر اجرای طرح تحول بنیادین یا به تعبیری دیگر سند ملی، به محور اصلی اظهار ‌نظرهای وزیر آموزش و پرورش و معاونانش تبدیل شده است. مدت‌هاست که حاجی‌بابایی وعده اجرای این طرح را می‌دهد. هر بار نیز جزییات تازه‌ای از آن اعلام می‌شود که نقدهایی را به همراه دارد. استارت تهیه سند در زمان تصدی‌گری شما بر آموزش و پرورش زده شد، از آن زمان بیش از هشت سال می‌گذرد، چگونه شد که به فکر تهیه این سند افتادند؟
** تحول در آموزش و پرورش پس از پیروزی انقلاب اسلامی مورد توقع و انتظار همه بود. نگرانی از تربیت فرزندان و آینده شغل آنها همواره مشغولیت ذهنی تمام پدران و مادران بوده و برخورداری از نظام تربیتی‌ای که مبتنی بر فرهنگ ملی و اعتقادات دینی بوده و کارآمدی بالایی داشته باشد، به بیان‌های مختلف از زبان رهبران و مدیران جامعه و متخصصان تعلیم و تربیت شنیده می‌شد که ضرورت آن تقریباً به اجماع رسیده بود.
به همین جهت در همان سال‌های نخست پیروزی انقلاب، ستادی برای تحول بنیادین در آموزش و پرورش تشکیل شد و پس از کار مفصلی که انجام شد، گزارش آن در شورای عالی انقلاب فرهنگی مطرح شد و به تصویب رسید اما این گزارش هرگز عملیاتی نشد. دلیل آن هم غیرواقعی و غیرعملی بودن بخش‌های زیادی از آن بود. دقت کنید که برای نظام تربیتی بیش از 50 هدف بزرگ تعیین شده بود؛ آن هم هدف‌هایی که بعضی از آنها خود دارای چندین هدف جزیی‌تر هستند. این یعنی جمع‌کردن ده‌ها جمله و عبارت خوب و ایده‌های ذهنی طراحان که هدف‌های آسمانی و دست‌نیافتنی در اندیشه خود داشتند.
برای تحول در آموزش و پرورش باید از عرش به فرش آمد و هدف‌ها را زمینی و قابل دسترس کرد که قابلیت اجرا پیدا کند و در چنبره بایدها و نبایدها اسیر نشود و به سوالات تناقض‌آمیزی که ذهن معلم، مربی و دانش‌آموز را اشغال می‌کند، پاسخ دهد. به عنوان مثال یکی از هدف‌ها، ایجاد روحیه اخوت و برادری اسلامی و ائتلاف با سایر مسلمانان بود. در هر حال معلم، مربی و دانش‌آموز در کنار دیگر رزمندگان در جبهه جنگ علیه نیروهای صدام که خود را مسلمان می‌دانستند، می جنگیدند.
این نمونه و موارد دیگر نشان می‌دهد هدف‌گذاری‌ها با بی‌توجهی یا حداقل کم‌توجهی نسبت به واقعیت‌های روز جهان انجام شده است و طراحان و تدوین‌کنندگان آن با حسن نیت و خوش‌بینی ناشی از عدم شناخت کافی از مناسبات سیاسی روز جهان حتی در جهان اسلامی امیدها و آرزوهای خود را قلمی کرده‌اند و دوری آن همه کار و زحمت تنها به یک گزارش کتابخانه‌ای تبدیل شود اما به هر حال آن خواسته نخستین بدون پاسخ باقی مانده بود و رهبر انقلاب نیز به مناسبت‌های مختلف آن را بیان می‌کردند.
* تهیه این سند در دولت هشتم چه روندی را طی کرد؟
** مشکلات مزمن آموزش و پرورش و توقع و انتظار بسیار بالایی که از آن هست و نیز نامشخص‌ بودن جایگاه تعلیم و تربیت در سیاست‌های کلی و برنامه‌های بلند‌مدت کشور و نظام تصمیم‌گیری، توقعات و انتظارات معلمان که مظلومانه برخورداری از وضعیت درآمدی و معیشتی متناسب با شأن خود و اهمیت وظیفه و ماموریت‌شان را اعلام می‌کردند. موجب شد از دولت تقاضا کنیم سند ملی برای آموزش و پرورش تهیه شود. این سند باید حداقل تا مدتی تقسیم کار ملی را نسبت به آموزش و پرورش مشخص کند و این سازمان عظیم که گسترده‌ترین سطح ارتباط مردم و نظام و دولت است تا مدتی بدون دغدغه تداخل‌ها و تبلیغات منفی در آرامش و اطمینان به وظایف خطیر خود بپردازد.
تدوین سند چشم‌انداز هم فرصت خوبی ایجاد کرد.
اهداف تعریف‌شده در سند چشم‌انداز همانند دستیابی به هدف‌های تعیین شده علمی، اقتصادی و اجتماعی در حد برتر و بالاتر منطقه و موارد دیگر نیاز به نیروی انسانی کارآمدی دارد که باید در مدارس تربیت شوند خواست رهبری و ریاست جمهوری وقت نیز بارها مطرح شده و بر ضرورت تحول در آموزش و پرورش مبتنی بر فلسفه آموزش و پرورش اسلامی تاکید شده بود، از این رو دولت به پیشنهاد وزیر آموزش و پرورش تدوین سند ملی را تصویب کرد و مقرر شد فراگیری و ملی بودن سند، انجام پژوهش‌ها و مطالعات پایه و تدوین سند بر عهده سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور قرار گیرد.
* مشارکت سازمان‌ها برای تدوین و اجرای سند چگونه تعریف شد؟ با پایان یافتن دولت هشتم پیگیری تدوین و اجرای این سند چه مسیری گرفت؟
** هدف این بود که تمامی دستگاه‌های اجرایی سهم و مسوولیتی بر عهده داشته باشند. پیشنهاد ما این بود که مدیر این سند، سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی بودجه باشد اما بخش اصلی کار در آموزش و پرورش صورت گیرد. دولت این مسئولیت را به سازمان مدیریت محول کرد اما پس از شش‌ماه، مسئولان این سازمان اعلام کردند قادر به تهیه این سند نیستند و تنها سند تلفیقی تحقق اهداف چشم‌انداز را آماده می‌کنند، از این رو دولت مصوبه را اصلاح کرد و شورای راهبردی تدوین سند ملی تشکیل شد.
وزیر آموزش و پرورش به عنوان رئیس شورا منصوب شد و شخصیت‌های مهمی از جمله دکتر حسن حبیبی، دکتر کاردان، دکتر مهر محمدی و تعداد قابل توجهی از اساتید برجسته و صاحب نظر تعلیم و تربیت به عنوان اعضای شورا انتخاب شدند. طبق زمان بندی این سند باید در بهار سال 85 آماده می‌شد، اما با پایان‌یافتن دولت هشتم در سال 84 و تغییر وزیر آموزش و پرورش در دوره آقای فرشیدی وزیر آموزش و پرورش در دوره آقای فرشیدی وزیر اسبق، موضوع سند مسکوت ماند و پیگیری نشد. با روی کارآمدن آقای علی احمدی، از وزرای قبلی، درباره اولویت‌های آموزش و پرورش نظرخواهی شد که من نهایی کردن سند بار دیگر به جریان افتاد، سند اهداف علمی – تربیتی را دنبال می‌کرد و سیاسی نبود و از آنجا که مبتنی بر ارزش‌های اسلامی بود به طور طبیعی نباید با تغییر دولت تفاوتی در محتوای آن ایجاد می‌شد.
* از دوره تصدی‌گری شما تاکنون محتوای سند چه تغییراتی کرده است؟
** صرف‌نظر از تغییر اساسی که در رویکرد اولیه ایجاد شد، قرار بود در این سند تقسیم کار ملی صورت گیرد و جایگاه آموزش و پرورش کشور در نظام تصمیم‌گیری مشخص شود و نقش و وظیفه سازمان‌های مختلف از جمله بخش‌های فرهنگی، اقتصادی و به ویژه صدا و سیما و سازمان مدیریت به نحوی که به تحقق هدف‌ها کمک می‌کند به صورت شفاف برجسته شود. می‌توانم بگویم براساس اطلاعاتی که دارم محتوای اصلی سند حفظ شده است با این تفاوت که هدف اولیه در تدوین سند ملی آموزش و پرورش، تقسیم کار ملی میان سازمان‌ها و بخش‌های مختلف کشور بود که به نظرم در سند جدید یا همان سند تحول راهبردی از این هدف فاصله گرفته شده است، بنابراین آن سند ملی نهایی که محقق کننده چشم‌انداز باشد، به دست نیامد. به اعتقاد من این سند بخشی است نه ملی.
* در دوره آقای حاجی‌بابایی اظهار نظرهای فراوانی پیرامون این سند و جزییات آن می‌شود. این اظهارات چقدر در محتوای نهایی دخالت داده شده است؟
** این سند در پایان دوره آقای علی احمدی وزیر سابق آماده شد و نتایج آن نیز به دست آمده بود. بر این اساس کار سند پیش از شروع دولت دهم به پایان رسیده بود. صحبت‌هایی هم که امروز پیرامون سند تحول راهبردی می‌شود در حد اظهار‌نظر است.
از روز اول هدف تقسیم کار ملی بوده است و قرار بر این بود که تمامی کار را آموزش و پرورش انجام ندهد چرا که سازمان‌ها، وزارتخانه‌ها و ارگان‌های دیگر در تعلیم و تربیت دانش‌آموزان تاثیر دارند. نباید این طور باشد که یک کودک در دوره تحصیل ایزوله شود و با ورود به جامعه، با تاثیر‌پذیری از ماهواره، اینترنت و... رفتاری متفاوت داشته باشد، بنابراین اینکه آموزش و پرورش به تنهایی می‌تواند کودک را مورد تعلیم و تربیت قرار دهد و رفتار او را بسازد، تصور نادرستی است.
امروز به گونه‌ای شده که پیام دریافتی دانش‌آموز در بیرون از مدرسه قوی‌تر از داخل مدرسه است. در این میان نباید تاثیرگذاری حوزه‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و حتی اقتصادی را بر تربیت فرزندان کم‌اهمیت پنداشت و آنها را نادیده گرفت. حتی رفتار اقتصادی والدین و اطرفیان که در آن از صداقت و درستگویی، انصاف، مدارا، ریاست، حقوق دیگران و... متاسفانه کمتر می‌توان نشانی دید، عملاً دانش‌آموز را از آنچه می‌آموزد، دور می‌کند؛ همین‌طور است تاثیرگذاری مستقیم یا غیر مستقیم سایر بخش‌ها.
* مدتی است که موضوع حذف دوره راهنمایی از مقاطع تحصیلی مطرح می‌شود که با مخالفت کمیسیون آموزش مجلس شورای اسلامی مواجه شده است. ظاهراً این موضوع در سند اولیه گنجانده نشده بود. نظر شما پیرامون حذف این دوره تحصیلی چیست؟
** اینکه مجلس شورای اسلامی با بخشی از این سند مخالفت کرده از موضع قانونگذاری است نه اینکه در مورد علمی بودن یا نبودن محتوای سند نظر داده باشد. قاعدتاً تغییر در دوره‌های تحصیلی باید به تصویب مجلس برسد چرا که قبلاً مجلس آن را تعریف و تصویب کرده است. اما به درستی حذف دوره راهنمایی تردید دارم. فکر می‌کنم ویژگی خاص دوره راهنمایی و شرایط سنی‌ای که دانش‌آموزان در آن قرار می‌گیرند از نظر علمی توجیه می‌کند که دانش‌آموز باید در این دوره تحت مراقبت ویژه باشد، به همین خاطر است که دوره راهنمایی تشکیل شد. اختلاط دانش‌آموزان دوره راهنمایی و دبیرستان درست نیست، هر چند اعلام شده قرار است محیط آموزشی دانش‌آموزان دوره راهنمایی با دبیرستان متفاوت باشد. برای اجرای این تغییرات بررسی دلایل ایجاد آن ضروری است. آیا آن ضرورت‌ها امروز منتفی شده است یا خیر همچنان به قوت خود باقی است و تنها برای آنکه کاری شده باشد دوره‌های تحصیلی به هم خورده است؟!
* هم اکنون که قرار است این طرح اجرایی شود از نظر شما به عنوان شخصی که بر تدوین سند اولیه نظارت داشتید چه انتقاداتی به آن وارد است؟
** این سند به بسیاری از دغدغه‌ها جواب داده است. خیلی از پرسش‌ها و انتقادات صورت گرفته، حول محور ایجاد تحول در آموزش و پرورش می‌چرخد. از جمله مواردی که قرار بود پس از تدوین سند مورد توجه قرار گیرد بازنگری مستمر برسند بود. پرسشی که در اینجا مطرح می‌شود این است که آیا آنچه در سند آماده در حوزه‌های مختلف اجرا می‌شود یا اینکه هر کس به دلخواه خود آن را تفسیر و عمل می‌کند؟! به هر حال باید سند تهیه شده بعد از مدتی آرامشی در آموزش و پرورش ایجاد کند و از این پس وزارتخانه نقشه حرکت دارد. به طور کلی این سند را مفید می‌دانم، اگر چه در برخی بخش‌ها ایرادات و اشکالاتی دارد.
* آقای حاجی‌بابایی از زمانی که به عنوان وزیر آموزش و پرورش انتخاب شده سخن از برنامه‌ها و طرح‌هایی به میان آورده است. این موضوع از تغییر محتوای کتاب‌های درسی، تغییر سیاست‌های آموزشی، وارد کردن برخی موضوعات در نحوه تدریس، استفاده از نیروهای خارج از این وزارتخانه و... همه در راستای تغییرات کلی در آموزش و پرورش است. نظر شما در باره تغییر و سیاست‌های آموزشی در دولت دهم چیست؟
** در حال حاضر اطلاع چندانی از سیاستگذاری‌های این وزارتخانه ندارم. اما در آموزش و پرورش دولت هشتم تمام دغدغه‌ها ما این بود که آموزش و پرورش رو به رشدی داشته باشیم و نیروی خلاق، مومن، متعهد، برنامه‌ریز و... تربیت کنیم. تلاش این بود که معلمانی داشته باشیم که تحصیلات، تخصص کافی و مهارت داشته باشند. در آن دولت مصوبه دیگری برای ارتقای سطح تحصیلی معلمان با توجه به شرایط تحصیلی خاصی صورت گیرد. همان موقع سخن از مدرسه دوست‌داشتنی به میان آمد و قرار بود مدرسه از آن حالت سردو خشک و بی‌روح خارج شده و دانش‌آموزان با میل و رغبت سر کلاس درس حاضر شوند.
در آن زمان تصمیمات دیگری گرفته شد و انتظار می‌رفت دولت‌های بعدی آن را پیگیری کنند اما این اتفاق نیفتاد. راکد ماندن سند ملی آموزش و پرورش با تغییر پی در پی وزرا خسارت فراوانی به سند وارد کرد. بسیاری از طرح‌ها و برنامه‌هایی که در دوره دولت هشتم پیگیری می‌شد، متوقف شد آن زمان ما سعی می‌کردیم آموزش و پرورش، آموزش و پرورش باشد نه تشکیلات تحت نفوذ یک تفکر سیاسی خاص. شاخص‌ترین اقدامی که آن زمان انجام دادیم تلفیق تعلیم و تربیت بود که حاصل بررسی‌ها و مطالعات فراوانی بود اما هم‌اکنون شاهد تفکیک تحصیلی مجدد آموزش از پرورش و پرورش از آموزش هستیم؛ چیزی که تاکنون هیچ یک از متخصصان تعلیم و تربیت دلیلی بر درستی آن ارائه نکرده‌اند.
آقای حاجی‌بابایی از قبل نسبت به آموزش و پرورش قبلی صحبت کرده بود و امروز فرصتی یافته است تا آنچه را که معتقد بود، عملی کند. معلمان خود از مواضع ایشان آگاهند و می‌توانند به درستی قضاوت کنند که چه مقدار از تحرکات آن روز ایشان با مواضع امروزشان هماهنگ است و به آن مطالب چقدر باور داشته‌اند و چه مقدار از آن باورها را عملی و اجرا می‌کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات