على شریعتمدارى از استادان شاخص تعلیم و تربیت است که در جهت بسط و گسترش آموزش این علم در ایران تلاشهاى پرثمرى کرده است. مهرگان امروز به او اختصاص دارد:
الهام تقىزاده: مردى با چهره اى مصمم، در شلوار خاکسترى رنگ و کفش و پیراهن هماهنگ اش پشت میز نشسته است.
خطوط پررنگ چروک میان ابروها و گلوى اش نشان از شخصیتى مقتدر دارد که اسباب پیشرفته و جایگاه اجتماعى او رافراهم کرده است.
حالا او از ملاقات کننده قبلى خداحافظى کرده وپس از تعارفات معمول، پشت میز نشسته است. موهاى سپید و نگاه تند و پرمعنایش، نشان از سن و سال بلند او دارد و در عین حال قدبلندش از برومندى دوران جوانى حکایت مى کند. همان دوران پرتلاطم زندگى على شریعتمدارى که در تب و تاب تحولات اجتماعى و فعالیتهاى سیاسى و دانشگاهى او سپرى شده است. نگاه شریعتمدارى کمتر به دور و براست و با صدایى آرام که معرف شخصیت بى پیرایه و محکم اوست، از گذشته مى گوید اینکه در شیراز و در یک خانواده مذهبى متولد شده است در سال 1302 و اکنون 81 ساله است.
با لحن گفتارش سعى دارد که دقیق و منضبط بودن خود را نشان دهد. «خوشحالم که دانشجویانى تربیت کرده ایم که به درد این سرزمین مى خورند.» لحظه اى از روى صندلیش به آهستگى بلند مى شود به سمت چوب لباسى مى رود از کت خاکسترى رنگش عینک دیگرش را برمى دارد و به چشم مى زند. على شریعتمدارى آنچنان با جدیت رفتار مى کند که به نظر مى رسد نزدیک شدن به او به سختى میسر است.
اما در گذر از این چهره مصمم و جدى که حتى به نظر مى رسد امرى ارادى در رفتار این استاد است، چهره مهربانى نهفته شده که با شناخت بیشتر از او آشکار مى شود.
دوباره بلند مى شود تلفن همراه اش با صداى آهسته زنگ مى خورد، موبایل را که داخل کت روى جالباسى جاگذاشته است برمى دارد، پس از جواب دادن به صداى پشت خط و گذاشتن قرارى براى مصاحبه و حضور در مکان مورد نظر کت خاکسترى اش را مى پوشد و دوباره روى صندلى چوبى روبرویم مى نشیند و ادامه مى دهد: «آن سالها آموزگار تربیت مى کردند و من چون این رشته را دوست داشتم پس از تکمیل دوره دبیرستان وارد دانشسراى مقدماتى شدم که آن زمان محل تعلیم معلم بود.» او با اعتماد به نفس و مقاوم به سمت و سوى این حرفه رفته و با دانش آموزان و همکلاسى هاى دوره خودش رقابت خوبى هم داشته و با این شیوه توانسته است به مدارج عالى دست پیدا کند. شریعتمدارى از شهریور 1320 وارد خدمت آموزشى شد و پس از گذران این دوره چند سال نیز در شیراز و در بعضى از شهرهاى فارس، سپیدان و آباده تدریس کرد.
منش و شخصیت استاد و مهربانى توأم با جدیتش، همیشه مثال زدنى بوده است. او با یادآورى خاطرات و عرصه اى که در آن تحصیل کرده است مى گوید: « به صورت داوطلب امتحان ششم ادبى را دادم و بین داوطلبان این دوره و دبیرستانهاى دیگر شاگرد اول شدم. پس از موفقیت در این دوره خود را براى ادامه تحصیل به تهران منتقل کردم. پس از ورود به تهران و رفتن به دانشکده حقوق دانشگاه تهران و ضمن ادامه خدمت آموزگارى در مدارس تهران لیسانس را در رشته حقوق گرفتم و به عنوان دبیر در دبیرستانى در تهران مشغول به کار شدم.»
حضور مستمر و پرتلاشى در دوره تحصیل و موفقیت او در عرصه کسب علم و دانش و جسارت او باعث مى شود که در سال 32 به عنوان شاگرد اول در رشته فلسفه و علوم تربیتى در معیت سایر دانشجویان ممتاز رشته هاى دیگر به دعوت مرحوم دکتر على اکبر سیاسى که آن زمان رئیس دانشگاه تهران بود در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران به عنوان استاد در رشته فلسفه و علوم تربیتى مشغول به تحصیل شود. شریعتمدارى در این باره مى گوید: در آن زمان یکى از شاگرداولى ها به نام «فلاطورى» از دکتر سیاسى خواست اقدامى کنند تا کسانى که رتبه ممتاز آورده اند بتوانند از ارز دولتى استفاده کنند و براى ادامه تحصیل به خارج از ایران بروند بالطبع کسانى که از چنین رتبه و منزلتى در آن دوران برخوردار بودند زحمات زیادى کشیده بودند. طرح چنین پیشنهادى از سوى مرحوم فلاطورى و پیگیرى استاد سیاسى سبب شد تا این افراد براى ادامه تحصیل به خارج سفر کنند وبه دیار فرنگ بروند و... شریعتمدارى نقل مى کند که آن زمان شاه سعى مى کرد خود را طرفدار مسائل فرهنگى جلوه دهد. به همین سبب با پیشنهاد دوباره یکى دیگر از شاگرد اولها که در رشته کشاورزى رتبه خوبى آورده بود موافقت خود را براى ادامه تحصیل شاگردان ممتاز اعلام کرد.
شریعتمدارى در سال37 راهى آمریکا مى شود و تحصیلات عالیه را در این کشور دنبال مى کند. مى گوید 6ماه در دانشگاه میشیگان زبان خوانده و سپس در همین دانشگاه در رشته آموزش متوسطه فوق لیسانس گرفته است.
او که در زمان خود در رشته تحصیلى اش همواره شاگرد ممتازى بوده، با ابراز رضایت از آن دوران، به یاد مى آورد: «زمستان بود که به آمریکا رفتم و به آب و هواى آنجا هم هیچ عادت نداشتم، از چند دانشگاه تقاضاى پذیرش دوره دکترا کردم که خوشبختانه از دانشگاه تنسى که شرایط بهترى داشت، به موقع پذیرش تحصیلى رسید.
در آن دانشگاه یکى از اساتید که نامش «فیلیپ اسمیت» بود که دوکتاب از کتابهایش به نامهاى «تفکرمنطقى روش تعلیم و تربیت» و «ویژگى هاى روح فلسفى در مدیریت» (توسط من به فارسى ترجمه شده است) به عنوان استاد راهنما معرفى شد که حدود یک سال و نیم در محضر این استاد کار کردم و پس از گذراندن رساله دکترا به ایران بازگشتم.» شریعتمدارى پس از چندسال دورى از وطن در سال39 به ایران بازگشت و در دانشگاه شیراز به عنوان دانشیار علوم تربیتى استخدام شد و این سمت دوسال و نیم به طول انجامید اما به خاطر فعالیتهاى سیاسى اش در آن دوران از دانشگاه اخراج شد.
او درباره فعالیت سیاسى اش در آن دوران مى گوید: «آنچه موجب اخراج من از دانشگاه شد تشکیل میتینگ هایى از طرف دانشجویان و تأیید آن توسط من بود که به مناسبت همدردى با کشور الجزیره (که آن روزها مستقل نبود) برپا مى شد.
همان روزها بود که شاه براى افتتاح گاز به شیراز مى آمد بنابراین نیروهاى امنیتى ازمن خواستند که جلوى هرگونه تشکل ومیتینگ سیاسى گرفته شود. اما من هم از دانشجویان خواستم که از دانشگاه خارج نشوند ومیتینگ در ساعت معین تمام شود.»
بى اعتنایى شریعتمدارى به خواسته هاى نیروهاى امنیتى باعث شد دکتر صورتگر که آن سالها ریاست دانشگاه را بر عهده داشت تحت نامه اى دکتر شریعتمدارى را از دانشگاه اخراج کند.
مدتى پس از اخراج او، رشته فلسفه علوم تربیتى در دانشگاه اصفهان افتتاح شد و مقامات مسؤول آموزش عالى در تهران از شریعتمدارى خواستند براى تدریس به آنجا منتقل شود. او پس از اقامت وتدریس در این دانشگاه، مدتى نیز سرپرستى آن را بر عهده گرفت.
شریعتمدارى در حالى که عینک دیگر خود را به چشم مى زند تا کتابش را تورقى بکند، مى گوید، «سال41 تا 57 در دانشگاه اصفهان مشغول به تدریس بودم تا اینکه در سال57 به دعوت تنى چند از دوستان و درمعیت دکتر بهشتى به استقبال امام به فرودگاه رفتیم پس از استقبال از امام در تهران مجدداً به اصفهان بازگشتم . آن زمان مرحوم بازرگان نخست وزیر بود و به خاطر آشنایى من با ایشان شوراى انقلاب مرا به شرکت در کابینه به عنوان وزیر علوم و فرهنگ و هنر فراخواند و من هم تا زمانى که کابینه به فعالیتهاى خود ادامه مى داد تصدى آن را بر عهده داشتم.» آن روزها که جمهورى اسلامى شکل گرفته بود و همه در هیاهو و تب وتاب شکل گیرى انقلاب بودند، شریعتمدارى نیز خود را از این موج تازه جدا ندانست و پس از تغییرات در سال،59 طبق دستور امام به عضویت در ستاد انقلاب فرهنگى که آن موقع 7عضو داشت، درآمد. او در طول 25سال با تشکیل گروه علوم انسانى در برنامه ریزى رشته هاى مختلف با همکارى دانشگاهیان، در تهیه برنامه هاى درسى کمکهاى شایانى کرده و توانسته است در مسیر تعلیم وتربیت این مرز و بوم، تأثیرى مثبت داشته باشد. در همان سالهاى اول انقلاب، ریاست ستاد آموزش و پرورش (قبل از اینکه به وزارت علوم و آموزش عالى تغییر نام یابد) به على شریعتمدارى سپرده شد.
اما در نهایت تدریس و معلمى که جزو لاینفک زندگى او بود او را به عرصه دانشگاه باز مى گرداند وامروزه در چند دانشگاه تهران، تربیت معلم و تربیت مدرس مشغول به تدریس است و همچنان سرپرستى مؤسسه تحقیقات دانشگاه تربیت معلم نیز به عهده اوست.
این معلم سختکوش از جمله کارهاى مهم خودرا تربیت دانشجویان در درس علوم تربیتى و فلسفه مى داند و مى گوید: «از اینکه دانشجویان دیروز من حالا جزو اساتید فن فلسفه و علوم تربیتى امروز هستند بسیار خشنودم چون یکى از آرزوهاى دیرینه ام این بود که جوانان این مرز و بوم به مدارج عالى دست یابند تا به بیگانگان محتاج نباشند و حالا نیز از تلاشى که در این باره کرده ام به خود مى بالم، خوشبختانه با تأسیس دوره فلسفه علوم تربیتى در سطح دکترا توانستیم افرادى آماده کنیم که هم اکنون جزو هیأت علمى دانشگاه تهران ، تربیت مدرس و تربیت معلم هستند...» على شریعتمدارى 22 جلد کتاب در زمینه فلسفه و تعلیم وتربیت تألیف کرده است که از آن جمله مى توان به اصول تعلیم وتربیت، روان شناسى تربیتى، جامعه و تعلیم و تربیت، اصول و فلسفه تعلیم و تربیت و... اشاره کرد.
نگرش او به عنوان یک استاد و مربى فلسفه وتعلیم وتربیت، همواره زبانزد شاگردان و دانشجویان این رشته است. به طورى که شاگردان او اذعان دارند که شریعتمدارى در رشته خودیک چهره ماندگار است. اما خود او درباره موفقیت انسان معتقد است:
زندگى براى انسان با مشکلاتى همراه است و هر فرد باید با توجه به امکانات خودبا مشکلات رودررو شود، باید مشکلات اصلى را از مشکلات غیر اساسى جدا کرد و در حد امکانات خود به حل آنها اهتمام ورزید. انسان اینگونه به موفقیت دست مى یابد». او معتقد است: «عدالت اجتماعى براساس خداپرستى آسان تر در جامعه شکل مى گیرد، پس چه بهتر که منبع خداشناسى و خداپرستى را بالا بریم و آن راتقویت کنیم». یکى از دغدغه هاى همیشگى او، تربیت دانشجویان در رشته هاى مختلف علوم تربیتى و فلسفه بوده است که خوشبختانه با راه اندازى دوره دکتراى فلسفه تعلیم و تربیت توسط او و ارائه آن درزمینه مکتبهاى فلسفى و آراى تربیتى، تاریخ تعلیم و تربیت و مربیان بزرگ تربیت اسلامى و کاربرد تحقیق در رشته هاى مختلف، توانسته است موجى تازه دراین رشته بوجود آورد.
موجى که ثمره یک عمر تلاش او در عرصه تعلیم وتربیت را به ساحل رسانده است.