تاریخ انتشار : ۲۴ آذر ۱۳۸۶ - ۰۸:۴۰  ، 
کد خبر : ۲۰۶۴۰

از امام خجالت بکشید


چرا از روزنامه «اعتمادملی» از پاسخ به رازگشایی‌های مستند «کیهان» پیرامون همنوایی با کارتونیست‌های صهیونیست و طراحان هتاک به ساحت پیامبر اعظم (ص) امتناع می‌کند و از رویه منطبق با افکار کانون‌های فکری معاند و معارض تبری نمی‌جوید؟!

در حالی که پژوهشگران روزنامه کیهان از هفته گذشته اسنادی را مبنی بر نفوذ رسمی لابی صهیونیسم بر «کمیته ارتباطات و اطلاعات عمومی» سازمان ملل متحد و حمایت نظریه‌پرداز این کمیته (راران لوری) از کاریکاتوریست‌های هتاک به مبانی اصولی و قدسی نظام اسلامی منتشر کرد، «اعتماد ملی» بدون پاسخ‌گویی به اخبار و تحلیل‌های منتشره هدفگذاری جدال خود را به سوی پندارهای موهوم و فرامتنی پیش برده که اعتراض شدید برخی از همفکران و هم‌جبهه‌ای‌های این حزب را نیز در پی داشته است.

«اعتماد ملی» با تحریف اخبار و تحلیل‌های کیهان در پاسخ‌های خود به یک فضاسازی مبنی بر جعل خبر برای تهیه آتش یک جنگ روانی عامیانه و مضحک روی آورد و در آخرین گام خود ادعا کرده که «کیهان» می‌گوید: «ارتباط با این سازمان [ملل متحد] و یا نهادهای وابسته به آن ذنب لایغفر و به معنی همنوایی با صهیونیسم جهانی و لاجرم توطئه برای براندازی است...»

نویسندگان روزنامه «اعتماد ملی» یا با روش‌شناسی «تحلیل متن» در چنین مباحثات و منازعات رسانه‌ای آشنا نیستند که نمی‌توانند آموزه‌های فرهنگی و سیاسی که در تار و پود اندیشه انقلابی امام خمینی (ره) و اسلام اصیل تنیده شده را دریابند و یا برخلاف مدعاهای بسیارشان که داعیه «اخلاق رسانه‌ای» و «آزادی بیان» دارند، در این مواجهه چنان به استیصال فکری افتاده‌اند و فقدان دلیل، راه ادامه این حضور در چالش را بر آنان بسته است که مقبول‌ترین گزاره را تشبث به انواع صنایع ادبی غیرحرفه‌ای چون جعل و تزویر دیده‌اند.

اما، از رسانه‌ای که در دومین پاسخش (29/1/1386) خود را «پیشرو» و «منتقد» می‌خواند و رقبای فکری را متهم به انواع اتهامات غیراخلاقی و... می‌کند، از این پیشروان خود خوانده گزاره اول پذیرفتنی نیست و البته تبارشناسی این جنس از رسانه‌های پیشرو! و منتقد! در یک دهه گذشته نشان می‌دهد که آنان در هنگامه شکست در رقابت‌های فکری، برخلاف تمام قواعد بازی و موازین گفت‌وگو و نقد، هر وسیله‌ای برای هتک حرمت رسانه‌های مخالف را جایز و بلکه واجب می‌دانند!

«اعتماد ملی» در دومین پاسخ خود با کیهان نیز همین رویه را پیش گرفت و حتی تهدید کرد که به «آنجایی که اسرار نهفته دارد!» راه دارد و هم‌آغوش با «محافلی است که بی‌گمان سخن گفتن از آن‌ها برایتان [کیهان] خوشایند نخواهد بود!»

در حالی که «اعتماد ملی» در هفته گذشته بارها، «کیهان‌» را متهم به دسترسی به منابع اطلاعاتی و اسناد طبقه‌بندی شده می‌نمود، در این گاف رسانه‌ای چهره پنهان خود را ناخواسته عیان کرد؛ اما سومین پاسخ «اعتماد ملی» که پاسخی در آفساید است، نشان از آن دارد که عقلای قوم این روزنامه را از لاف‌زدن‌هایی چنین برحذر داشته‌اند و حتی دبیرکل حزب نیز در جلسه‌ای، یکی از «جوجه اردک‌هایی» که نقش سوق دادن چالش‌های فکری را به منازعات بیش از قد و قواره برعهده داشته، از فعالیت در ارگان رسانه‌ای حزب «اعتماد ملی» باز داشته است که صد البته با دلخوری شدید باقیمانده طیف مزبور در حزب و روزنامه اعتماد ملی روبرو شد.

این لاف‌زدن‌ها و تهدیدها، به ناگاه ادعای هم‌آغوشی با مراکز سری و پستوهای اطلاعاتی داشتن، در کنار فریاد عجز از پاسخی که در مقاله «راز رمزگشایی» (اعتماد ملی، مورخه 1/2/1386) نهفته است، طرح پرسش‌هایی از «کیهان» که نسبتی هرچند اندک با رازگشایی‌های مستند «کیهان» ندارد، همگی حکایت از یک آشفتگی فکری می‌کند و البته کنار هم قرار دادن پرسش‌های «کیهان» و پاسخ‌های «اعتماد ملی» نشان خواهد داد که تهدید و ارعاب مخالفان فکری، مهندسی تک منبعی ذهن مخاطب، جعل خبر و تحریف مدعای منتقدان، رسم کدام جریان فکری است.

«کیهان» در یادداشت، «باز هم انکار می‌کنید؟! (مورخ 30/1/1386) ضمن بازخوانی کیفیت شکل‌گیری، اهداف و انگیزه‌های اعطای لقب F.U.N به کاریکاتوریست‌های منتخب این کمیته، به آقای کروبی هشدار داد که همکاران ایشان در حزب اعتماد ملی و روزنامه این حزب چه خواب آشفته‌ای برای سوابق وی دیده‌اند و چگونه زیر پوشش آقای کروبی به همنفسی با نحله‌های فکری معاند و دشمنان مردم مشغولند.

اما اعتماد ملی باز هم زیر پوشش آقای کروبی به جای پاسخ به این پرسش‌ها و انذارهای مستند، مدام و مستمر بر طبل نبش قبر کوبید و مدعی شد که «کیهان» ماجرای هفده سال پیش را در آستانه بازگشت محتمل اصلاح‌طلبان به قدرت! بزرگنمایی می‌کند؛ حال آنکه لقب F.U.N در فروردین‌ماه 1386 به کاریکاتوریست «اعتماد ملی» تعلق گرفته است.

در برابر همه این انکارهای بدون پایه و فاقد دلیل، فرض را بر این گذاشتیم که آقای حسن کریم‌زاده و هواداران حمایت‌های مادی و معنوی محافل غربی و بین‌المللی از تفکر اصلاح‌طلبی (که در اعتماد ملی مجتمع شده‌اند) بنیانگذار لقب F.U.N را که مقیم اسرائیل بوده و سمت مشاورت رسانه‌ای نخست‌وزیران رژیم اشغالگران قدس را در کارنامه خود دارد و ده سال مدیریت در پرتیراژترین روزنامه اسرائیلی یدیعوت آحارونت در سوابق وی مضبوط است، را نمی‌شناسند، فرض را بر این گذاشتیم که این کاریکاتوریست صدر و ذیل پروفایل خود را در سایت معرفی کارتونیست‌های سیاسی حاضر در سمینار سازمان ملل متحد ندیده است، ندیده که با آن بیوگرافی‌ای که در آن تجلیل از هتاکی‌های او گشته، اتفاقاً آن دانمارکی هتاک به ساحت پیامبر اعظم (ص) و طرح اسرائیلی و اتفاقاً خود «راران لوری» حضور دارند، با تمام این پیش‌فرض‌ها، روز پنجشنبه «کیهان» پرسش دیگری را طرح کرد که بی‌پاسخ مانده است:

«آیا آقای کریم‌زاده طراح موهن کاریکاتوریستی را که با او عکس یادگاری گرفته هم ندیده است؟ آیا از اعطای نشان شجاعت به این طراح الجزیره‌ای که برای مطبوعات آژانس یهود طرح‌های زیادی زده، بی‌خبر است؟!» (کیهان، پنجشنبه، 30 فروردین 1386)

سکوت «اعتماد ملی» در برابر رازگشایی جدید کیهان از همنفسی با کسانی که ناجوانمردانه پاک‌ترین بنده حضرت حق، حضرت رسول اکرم (ص) را با طرحی موهن مورد تعرض قرار داده و برای این اهانت خود به اسوه قدسی و ازلی مسلمانان جهان، در کلوپ انتشارات Denver نشان شجاعت دریافت کرده خبر می‌دهد. این سکوت انگار که رمز و رازهایی در خود دارد!

«دیلم» کارتونیست صهیونیست که در عکس «روزنامه اعتماد» در کنار «حسن کریم‌زاده» ایستاده در طرحی که برای آن مدال شجاعت گرفته، نام مبارک پیامبر اعظم را با حروف لاتین در پس‌زمینه‌ای سیاه تصویر کرده که به جای حرف وسط آن، دایره (تابلو) قلم ممنوع نقش بسته است. از حیث زیباشناسی این طرح موهن را مانیفست بصری تفکری‌ می‌دانند که معتقد است اسلام دین جنگ و خشونت و استبداد می‌باشد.

در عرف هنری، هر هنرمند در ژانری، با سیاقی و اثری به شهرت می‌رسد؛ تعاملات هنری و تبادل دیدگاهها برپایه شاخص‌های هنرمند در حیطه‌ای که کار می‌کند، در عرصه‌هایی که توانسته مفهوم را درونی کند یا جلوه‌ای سزاوارتر بیافریند، شکل می‌گیرد. آیا «اعتماد ملی» «دیلم» این افراد و آن نشانه‌ها را نیز نشناخته و کاریکاتوریست این روزنامه بی‌اطلاع از هویت هنری او نمایشگاه مشترک گذاشته و... مگر مدعی نیستند که مهم نیست چه کسی از چه کشوری در چنین نمایشگاههایی شرکت داشته «چرا که مهم مفهومی است که در طرح‌های هنرمندان ارائه می‌شود...»؟! پس آیا با جسارت به ساحت پیامبر اعظم (ص) که در مفاهیم طرح‌های «دیلم» درونی گشته موافقید!!

«دیلم» کیست؟!

«دیلم»، کاریکاتوریست الجزایری، از ایدئولوگ‌های ارشد در شبکه بین‌المللی حقوق کاریکاتوریست‌ها است. وی به سبب طرحی که به پیامبر اسلام (ص) اهانت کرده بود، مدال شجاعت سال 2006 را از سوی این شبکه جهانی گرفت.

وی دو سال قبل طرحی را با عنوان «چهره واقعی اسلام» پایه ریخت با این اعتقاد که نوعی خودسانسوری در مورد موضوعات مرتبط با اسلام در میان کارتونیست‌ها در حال رشد است. بر مبنای طرح وی، یازده کاریکاتوریست دانمارکی، دوازده کاریکاتور موهن را طراحی کردند که توسط روزنامه «جیلاندز پوستن» منتشر شد. کاریکاتورهایی که سبب موجی از اعتراضات در جهان اسلام و برپایی تظاهرات وسیع در ایران و سایر کشورهای اسلامی گشت، تا جایی که شبکه بین‌المللی حقوق کاریکاتوریست‌ها مجبور به مخفی نگه داشتن هویت Carsten Grabeak (کاریکاتوریست هتاک دانمارکی) شد. «دیلم» را بانی طرح بصری «ناتوی فرهنگی» در هتاکی به دین مبین اسلام باید خواند.

بنابراین انتقاد و اعتراض کیهان معطوف به ارزیابی حمایت‌های سازمان ملل متحد از چنین زاویه دیدی است. بدیهی است که باید با دول مشروع و قانونی در جهان و سازمان‌های بین‌المللی تعامل داشت؛ اما باور ما حفظ «تعاملی منتقدانه» و فارغ از «مرعوب»شدن در فضایی است که نظریه‌پردازان آنان برای استیلاء بر تفکر هنرمندان و فرهنگمردان می‌سازد.

با این همه از سوی دیگر کاریکاتوریست جوانی در صفحه دوم این ارگان حزبی (1/2/1386) نوشته است:‌

«با ادعاهایی که کیهان مطرح می‌کند، هر کسی که می‌خواهد در هر همایش یا مسابقه و یا فستیوال بین‌المللی شرکت کند، حتماً باید بیوگرافی شرکت‌کنندگان آن را بیابد و پس از اطمینان از هویت واقعی شرکت‌کنندگان تصمیم به شرکت یا عدم حضور بگیرد!» به این کاریکاتوریست باید گفت زیاد خودتان را نگران نکنید!

کسی از شما چنین انتظارهایی ندارد، روی سخن با هنرمندانی است که دغدغه هنر متعهد دارند، اما گاه راه به خطا می‌برند.

کریم‌زاده‌ای را که خود از آن گذشته بی‌فروغش تبری جسته، در ستایش‌های سازمان ملل، از دلایل و انگیزه‌های پنهان و پیدای آن به تردیدهای جدی افتاده، بازیچه خود نکنید. شما به کار خود مشغول باشید!

هنرمند اگر هنرمند باشد، اگر متعهد باشد ـ که این داعیه بسیار است ـ همانند هنگام آفرینش که تمام اجزای دراماتیک و تمام معماری اثر خود را مهندسی می‌کند، تحلیل می‌کند و ریز به ریز چینش اثرش را آنالیز می‌کند، پس اگر به اثر و مفهوم مستتر در اثر خود ملتزم باشد، با هر کسی هم کاسه نمی‌شود؛ همانطور که صهیونیست‌ها هم با منتقدان هولوکاست عکس یادگاری نمی‌گیرند و ما هم با شما! همانطور که همان لابی صهیونیست حاکم بر فستیوال‌های هنری جهانی، نگذاشت کاریکاتوریست متعهدی که به صلح و دین، به آزادی و تعهد، به حقوق و کرامت آدمیان، واقعی می‌اندیشد، برای حضور در چند همایش بین‌المللی ویزای فرانسه و آلمان بگیرد! پس ادعا نکنید که «هنر، رینگ بوکس نیست»، شما از هنر چه می‌فهمید از نظر شما، هنر، میدان مینی است که مخالفان حزب شما باید در آن نفله شوند.

در همین دنیای فراخ و جهان‌بینی گشاد است که از فرخ غفاری، مشاور فرح پهلوی، قائم مقام دبیرکل جشن هنر شیراز، معاون فرهنگی تلویزیون رژیم ستم شاهی و فیلمسازی که رسما از برهنگی فرهنگی و جنسی در هنر حمایت می‌کرد، و با همان عقاید چندی قبل مرد و «اعتماد ملی» از او تجلیل کرد.

هتاکی آن کاریکاتوریست، راه به سالیان پیش می‌برده است، «اعتماد ملی» که یک هفته قبل به بهانه مرگ «فرخ غفاری» (25 فروردین 1386، صفحه 10) بخش‌هایی از گفت‌وگوی منتشر نشده «زاون قوکاسیان» با این نظریه‌پرداز فرهنگی دربار شاه معدوم را به شکل تمام صفحه منتشر کرد! گفت‌وگویی که به زودی در قامت یک کتاب قرار است روانه بازار شود تا از یک حامی و تئوریسین برهنگی فرهنگی ـ هنری، متفکری بی‌بدیل در حوزه سینما بسازد. (قابل توجه مسئولین فرهنگی وزارت ارشاد اسلامی!)

در شناخت «فرخ غفاری» که «اعتماد ملی» به سبب مرگ او عزاداری و عکس و گفت‌وگویی  تمام صفحه از او منتشر می‌کند، همین بس که سال‌ها پس از اجرای نمایش «خوک، بچه، آتش» که خشم مردم، مراجع تقلید و کانون‌های مذهبی را برانگیخت، این مشاور فرح پهلوی با توهین به مردم طی مصاحبه‌ای با یک هفته‌نامه ضدانقلابی چاپ لندن، مورخ 2/4/1367 گفت: «جشن هنر مسئول سطح نازل فرهنگی مردم و بی‌خبری آنان از تحولات هنری نبود... ما دو برنامه دیگر [در جشن هنر شیراز] داشتیم که در آن اجراکنندگان برهنه بودند، اما صدای هیچکس درنیامد... در باله «هیوگابل» همه رقاصان زن به طور کامل عریان بودند.»

آقای فرخ غفاری، فیلمساز مورد تجلیل «اعتماد ملی» که از حامیان سلمان رشدی مرتد است، در سال 1374 گفت که «مبارزه مردم ایران با رژیم تهران، مبارزه با ارتجاع مذهبی و بینش توتالیتر سیاسی برای نظامی است که در آن حقوق بشر و پلورالیزم تضمین شده باشد.» و بیانیه‌ای را در این رابطه امضاء کرد که در آن امضای رامین جهانبگلو، داریوش شایگان، بهروز صوراسرافیل، حسین مهری، باقر پرهان و پرویز نقیبی هم بود.

چگونه می‌شود روزنامه‌ای که از وصف «اعتماد اپوزیسیون» برمی‌آشوبد و خود را حامی خط امام و رهبری می‌داند از فیلمسازی ستایش می‌کند و به بهانه مرگ او، گفت‌وگوی منتشر نشده‌اش را مجال نشر می‌دهد که در گفت‌وگو با رادیو اسرائیل (10/9/1368) به حجاب بازیگران زن در سینما اعتراض می‌کند و تاسف می‌خورد که «شما دیگر یک زن را بدون روسری نمی‌بینید»؟!!!

براندازی فرهنگی که به حق از سیر جدید تکوین و تحول آن با عنوان «ناتوی فرهنگی» یاد شده است، شاخ و دم ندارد، در پستوها و نهان‌خانه‌ها نباید آن را جست‌وجو کرد، آیا از ساحت مقدس حضرت امام (ره) خجالت نمی‌کشید؟!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات