امیر شهلا
1ـ مهمترین پیام رای مردم در آئین رایریزی هجدهم خردادماه، پایبندی و طرفداری از حرکتی بود که برای به ثمر نشستن و محصول دادنش هزینههای زیادی پرداخت کرده بودند. اگرچه نوع و کمیت حوادث مخاطرهآمیز این دو مقطع با یکدیگر قابل قیاس نیست، شاید بتوان برجستهترین پیروزی دولت اصلاحات و شخص محمد خاتمی را جلوگیری از روشهای غیردموکراتیک و یا ظاهراً دموکراتیک مخالفات برای سرآمدن عمر جنبش دوم خرداد دانست.
رئیس جمهوری با اتخاذ تاکتیکهای مقطعی و زماندار و پس از حل معادله «هزینه ـ فایده» برای هر بحران پدید آمده، توانست دوره اول و دوم ریاستش بر قوه مجریه را به یکدیگر پیوند داده و از ورود به میدان تنازع و درگیری که اصلیترین آفت جنبشهای اصلاحطلبانه در طول تاریخ بوده است، اجتناب ورزد.
2ـ رای مردم در انتخابات هشتم ریاست جمهوری رایی کاملاً عقلانی و معنیدار بود. خاتمی به رغم همه تبلیغات منفی جناح حریف که برخلاف اصول جوانمردی صورت گرفت، اولین رئیس جمهوری پس از انقلاب است که آرای دومین دوره برگزیدنش از سمت مردم، فراتر از رای دوره نخست بوده است.
جریان ضداصلاحی در حوزه فرهنگ و دیانت ملی هم تلاش بسیاری به خرج داد تا اینطور وانمود کند که با آغاز ریاست جمهوری خاتمی، فر و شوکت پایان یابد. این تلاش به گفته رئیس جمهوری، ادامه همان سنارویی بود که پیش از حماسه حضور مردم در خرداد 76 میکوشید به افکار عمومی بقبولاند با آمدن خاتمی ارزشها به خطر میافتد و انقلاب به تباهی کشیده میشود. تفکیک آراء در صندوق علمای شهر قم، مذهبیترین شهر ایران که منزلگاه روحانیت شیعی است، حاکی از آن است که در حالی که سهم نامزد اصلح بخش اصلی جناح راست از این صندوق چند رای بود، محمد خاتمی توانست در حدود 80 رای به صندوق ریخته شده را به نفع خود مصادره کند. بدینسان تلاش مخالفان برای ناموفق جلوه دادن عملکرد فرهنگی دولت نیز با رای قاطع ملی به سیاستها و برنامههای محمد خاتمی ناکام شد.
منتقدان که عملا چهار سال آینده را نیز از کف رفته و پیثمر دیده بودند، استراتژی «شکستن خاتمی» را در پیش گرفتند. از نگاه آنان آرای خاتمی روی خط مرز میایستاد و او با اقل آرا رئیس جمهور خود را (همچون دوره قبل) پشتیبان قرار دهد و از انبوه هواخواهانش بهره ببرد. تعدد کاندیداهای راستگرا (دست کم) هفت کاندیدا از مجموع ده نامزد ریاست جمهوری متعلق به جناح راست بودند) شیوهای بود تا با تقسیم شدن آرای ماخوذه میان کاندیداهای بیشتر، سقف رای رئیس جمهوری از پیش معلوم، روی عدد 10 تا 12 میلیون بسته شود. با این حال افکار عمومی به تاکتیک اتخاذ شده اخیر پاسخی شاینده و در خور داد.
این افت، فوریترین ما به ازای رفتار غیردموکراتیک مخالفان در طول چهار سال گذشته بود. افکار عمومی کشور در یک تحلیل ملی، راست را مسبب همه ناکامیها و شکستهای چهار سال اخیر میداند. هم از این رو اگر منحنی مشروعیت سیدمحمد خاتمی نسبت به دوره قبل سرصعودی مییابد، سیکل مقبولیت راست با کاهش مواجه میشود.
3ـ محافظهکاران با انتخابان کاندیداهای بومی و محلی سعی نمودند آرای ریخته شده به صندوقها را منطقهبندی نموده تا در نهایت روی برگهای کمتری نام محمد خاتمی نگاشته شود.
علیالظاهر این پتانسیل را داشتند که آرای مناطق یاد شده را از سبد اصلاحطلبان خارج کنند؛ حال آن که قدر مطلق آرای خاتمی در اصفهان بیشتر از سایرین بود. در مازندران کاندیدای موردنظر در زادگاهش تنها موفق به اخذ 20 درصد آرای شد. در خراسان رای خاتمی همچون دیگر نقاط کشور در صدر قرار گرفت و اکثریت رای اهل سنت جنوب هم به کیسه اصلاحات واریز شد.
4ـ اطلس آسیبشناسی اجتماعی ایران تغییرات چشمگیری کرده است. اگر بنا بود رایدهندگان به عیار شعارها و وعدههای مطرح شده در طول دوران تبلیغات رای دهند قطعاً آن دسته از بازیگرانی که منادی جمهوری دوم و حذف کنکور و رفع معضل بیکاری ظرف 6 ماه و برقراری ارتباط با آمریکا بودند با اقبال ملی مواجه میشدند. اما اینگونه نشد و دوباره همان تفکری به بار نشست که مشارکتجویی و مردمسالاری را راس هرم برنامههایش قرار داده بود. اما در این میان آرای به صندوق ریخته نشده نیز قابل مداقه و حساسیت است. عدم حضور یک سوم واجدین اخذ رای پاس صندوقها، پاسخ دقیقی به عملکرد گذشته است. راست تا پیش از این، گمان میکرد که اگر جمع جبری آرای دوم خرداد بشکند و از دیدگاه مردم اصلاحات با انسداد مواجه شود، رای مردم دوباره به سمت آن جناح سرازیر میشود. عدم حضور یک سوم حایزین حق رای هشداری است جدی به گروههای محافظهکار که دریابند ناامیدی و سرخوردگی مردم از پروسه اصلاحات نه به نفع آنان و نه به سود نظام است و نتیجه این سرخوردگی و نومیدی هر چه باشد، لااقل یک چیز نیست: اقبال دوباره مردم به راست سنتی!