مسأله کشف حجاب نمونهای از اقدامات اصلاحی! غرب است و کشف حجاب را نباید امری ساده و کوچک تلقی کرد، مستر همفر جاسوس انگلیسی در کشورهای اسلامی در بخشی از خاطرات خود آنجا که نقاط قوت مسلمانها را برمیشمارد به مورد حجاب اشاره میکند و میگوید زنان آنان دارای حجاب محکم هستند که نفوذ فساد در میانشان ممکن نیست، و از اقدامات و برنامههای انگلستان برای از بین بردن نقاط قوت مسلمین به کشف حجاب اشاره میکند و میگوید: باید زنان مسلمان را فریب داد و از زیر چادر بیرون کشید. پس از آنکه زنان را از چادر بیرون آوردیم باید جوانان را تحریک کنیم که دنبال آنها بیفتند.
قرهالعین اولین زنی بود که در تاریخ معاصر ایران براساس دستورالعمل یک مکتب استعماری پوشش از روی و تن برداشت و در اجتماع مردان ظاهر گشت و با این اقدام گستاخانه اولین سنگ بنای بیحجابی را در جامعه اسلامی ایران بجا گذاشت.
آقای دکتر حداد عادل میگوید: لباس هر انسان پرچم کشور وجود اوست پرچمی است که او بر سردر خانه وجود خود نصب کرده است و با آن اعلام میکند که از کدام فرهنگ تبعیت میکند همچنان که هر ملتی با وفاداری و احترام به پرچم خود اعتقاد خود را بر هویت ملی و سیاسی خود ابراز میکند هر انسانی که مادام به یک سلسله ارزشها و بینشها معتقد و دلبسته باشد لباس متناسب آن ارزشها و بینشها را از تن بدر نخواهد کرد. امروزه، فرهنگ برهنگی امتحان خود را داده و در شرق و غرب عالم هر کجا فرهنگ بیحجابی راه یافته است فساد و تباهی دامن زن و مرد، پیر و جوان، پسر و دختر را گرفته است، پس ملتها باید این را درک کرده باشند که این همه جنایات در اثر یک چیز است و آن خروج از لباسی که آفرینش بر تن انسانها پوشانده است. از طرفی باید گفت تا زمانی که ضرورتی ایجاد نکند کمتر کسی به فکر مطالعه درباره حجاب خواهد افتاد و در عین حال روشهای ارشادی در شرایط مناسب اجتماعی بهتر تأثیر میگذارد تا در شرایطی که جامعه فاقد زمینه مناسب اخلاقی است به یاد بیاوریم روزهای اول پیروزی انقلاب اسلامی را که بر اثر تأثیر بسیار شدیدی که در اجتماع گذارده بود دیگر در خیابانها کمتر ناظر صحنههای مهیج آرایشها و لباسهای زننده بودیم.
در کتابها آمده است که رضاشاه فلسفه این اقدام احمقانه را برای محمود جم که کشف حجاب در کابینه او انجام گرفت چنین تشریح میکند: این چادر، چاقچورها را چطور میشود از بین برد؟ دو سال است که این موضوع فکر مرا به خود مشغول داشته، از وقتی که به ترکیه رفتم و زنهای آنها را دیدم که پیچه و حجاب را دور انداخته و دوش به دوش مردها کار میکنند دیگر از هر چه زن چادری است بدم آمده است. وی در ادامه برداشت خود از کشف حجاب ترکیه چنین تحلیل مینماید که اصلاً چادر و چاقچور دشمن ترقی و پیشرفت مردم ماست، درست حکم یک دمل را پیدا کرده که باید با احتیاط به آن نشتر زد و از بینش برد.
در کتاب واقعه کشف حجاب آمده است که در طول سخنرانی رضاشاه در دانشسرای عالی بعضی از بانوان چنان از بیحجابی خود ناراحت بودند که رو به دیوار ایستاده و روی خود را برنمیگرداندند و از گریه خود نمیتوانستند جلوگیری نمایند و این درحالی بود که رضاشاه خطاب به زنان چنین میگفت: شما زنها باید این روز را که روز سعادت و موفقیت شماست روز بزرگی بدانید و از فرصتی که بدست آوردهاید برای خدمت به کشور خود استفاده کنید.
در جامعهای که زن را نه با معیارهای انسانی بلکه با معیارهای زنانگی میسنجند زن در حکم یک کالا است و با او مانند یک کالا رفتار میشود.
امروزه آن غرور زنانه که جزء لاینفک زنانگی اوست به کلی شکسته شده است و دیگر از آن عزتنفس و مناعت طبع که او را محبوب و معشوق میساخت خبری نیست درحالی که ثابت شده مسأله حجاب نه یک کار دشوار و دست و پاگیر است و نه یک امری است که فهم و درک آن مشکل باشد.
رضاخان و مزدوران او با تمام قوا کوشیدند چادر از سر زنان بردارند پاسبانهای آن زمان موظف بودند هر کجا زنی را با چادر دیدند او را دنبال کنند و چادر و روسری از سر او بکشند و پاره کنند.
جالب است امروز کسانی با نام آزادی و دموکراسی در مسأله پوشش اسلامی با قوانین اسلامی و جمهوری اسلامی مخالفت میکنند اما تاریخ گواه است که دیروز در همین کشور اسلامی پاره کردن چادر و روسری زنان خلاف آزادی فردی و اجتماعی بود و هیچ کس جز روحانیت اعتراض نکرد و مخالفتی صورت نگرفت.
به این بخش از سرمقاله روزنامه «ایران» (از روزنامههای منتشره در آن دوران) در هیجده دی ماه سال 1314 توجه کنید: دیروز میهن عزیز وارد یک مرحله جدید از دوره حیات اجتماعی خود گردید. در این روز تاریخی سند آزادی زنان ایران شرف صدور یافت. از این به بعد زن ایرانی نیز وارد مرحله سعی و عمل میشود... این یک توفیق بزرگ و یک افتخار جدید دیگری بود که در پرتو همت بلند و عزم آهنین و فکر رسا و توانای اعلیحضرت همایون شاهنشاه بر فهرست سایر ترقیات و اصلاحات کشور ایران افزود.
در همان سالها خانواده رضاشاه به اتفاق عده زیادی از زنهای درباری با پوشش غیر مرسوم در غرفه بالای ایوان حرم مطهر حضرت معصومه(س) نشسته و منتظر سال تحویل بودند. یکی از وعاظ قم به نام حاج شیخ محمد بافقی که بر سر منبر سخن میگفت از حجاب خاندان سلطنتی انتقاد نمود و اخطار کرد چنانچه در حجاب خود تغییر ندهند بایستی غرفه را ترک نمایند بر اثر تذکر واعظ همسر رضاشاه و زنهای درباری غرفه را ترک کردند و به منزل تولیت که برای آنها آماده شده بود رفتند و موضوع را تلفنی به اطلاع رضاشاه رساندند. فردای آن روز قوای نظامی وارد قم شد. رضاشاه نیز به قم آمد و عدهای از امرای ارتش وی را همراهی میکردند. صدای زرهپوشها و تانکها شهر را به لرزه در آورده بود. رضاشاه و همراهان با کفش وارد حرم شدند و با چوب دستی و شمشیر به ضرب و شتم مردم پرداختند. سرانجام قانون ممنوع بودن حجاب توسط شاه ابلاغ گردید و تأکید شد باید به قانون احترام گذاشت. در تهران و شهرستانها تمام روزنامهها و مجلات دولتی سرمقالههای خود را به موضوع رفع حجاب اختصاص دادند و عمل شاه را یک نقطه عطف در تاریخ زنان دانستهاند، هدف اصلی نشان دادن تصویر زنان بیحجاب و در واقع تشویق و ترغیب دیگران به این کار بود و اسفبارتر از همه معرفی زنان هنرپیشه خارجی به عنوان سمبل زنان آزاد و به صورتی احترام برانگیز و قابل ملاحظه با لباسهایی که از نظر بیشتر زنان ایرانی عجیب و غریب مینمود، بود.
زن در جهاد امروز مظلوم واقع شد و یکی از ابعاد این مظلومیت این است که با تبلیغات فریبکارانه زنها را تشویق کردهاند که بدون پوشش در منظر دید ظاهر شوند و با این کار او را تا حد یک کالای مصرفی پایین آوردهاند.
دکتر گوستارلوبوند مورخ معروف فرانسوی میگوید: این مطلب روشن شده که اسلام در بهبودی وضع زن بسیار کوشیده و نخستین مذهبی است که مقام زن را بالا برده و روی هم رفته زنان مشرق زمین از نظر احترام و شخصیت علمی و تربیتی و سعادت بهتر از زنان اروپایی هستند.
اگر زنان جامعه دارای حجاب واقعی باشند همه مثل هم میشوند. امتیازات ظاهری زیباییهای جسمی، زیور و مقام محو میگردد. آنگاه ذهنها متوجه ارزشهای واقعی نظیر علم، ادب، هنر و اخلاق میشود و در تحصیل آنها کوشا میگردند و در نتیجه استعدادها شکوفا و جامعه راه ترقی و پیشرفت حقیقی را به سرعت طی خواهد نمود.
در پروتکل اندیشمندان یهود آمده است ما باید کاری کنیم که اخلاق در همه جا ویران شود تا راه سیطره ما را بگشاید بنابراین روابط جنسی زن و مرد آشکارا و در ملاء انجام شود تا ددر نظر جوان دیگر هیچ چیز مقدسی مفهوم نداشته باشد، بنابراین اهداف استعمار از کشف حجاب در کشورهای اسلامی مشخص است.
امروزه زن غربی و شرقی افتخار میکند که حجاب را از دست داده ولی بر مسند علم و سیاست و صنعت و هنر و قضاوت نشسته غافل از اینکه به موقعیت مادری و همسری و خانوادگیاش لطمه شدید خورده و احترام و عظمت خود را از کف داده و بازیچه و ابزار دست مردهای هوسباز گشته و چشمهای هرز و آلوده را به سوی خود کشیده و در امور مزبور نیز ناموفق مانده است.
زن بیحجاب از سنگر عفت عقبنشینی میکند و این سنگر والا را تخلیه میکند بدون اینکه سنگر را به دیگری واگذارد زیرا جز او کسی نیست که بتواند این سنگر را حفظ کند.
ویل دورانت براین عقیده است که منشأ تفکر آزادی زن در غرب، ماشین و انقلاب صنعتی بود. نه خود زن و این درحالی است که اسلام زن را نیمی از پیکر اجتماع دانسته و نقش او را در رشد و تعالی انسان و جامعه انسانی مهم تلقی کرده است، اسلام از یک سو بهشت برین را در سایه شمشیرهای مجاهدان مینگرد از سوی دیگر بهشت را زیر پای مادران میداند گویا با لطافتی درخور توجه نقش زن را در تربیت و پروراندن مجاهدان صحنه نبرد و پیکارجویان راه خدا تبیین میکند. آیا ظلمی بالاتر از این بر کودکان هست که به بهانه فعال کردن نیمی از پیکر اجتماع مادرانشان را به بیحجابی سوق میدهند و خانوادههایی برایشان درست میکند که از تار مو هم سستتر و هم از خانهای که در مسیر سیلاب است متزلزلتر میباشد. آیا معنی اینکه زن و مرد دوشادوش یکدیگر کار کنند و کشور خود را بسازند هیچ استعدادی عاطل و باطل نماند و به هدر نرود لازمه این حرف بیحجابی و تن دادن به همه مفاسد ناشی از آن است؟
صاحبنظرانی که درباره وضع زنان و نحوه پوشش آنان در خلال تاریخ بررسی کردهاند براین عقیدهاند که اقوام ساکن در ایران از گذشتههای دور مردمی فکور و اندیشمند و پرتلاش و اخلاقی بودهاند. از طرفی پوشش در ادیان و اقوام پیش از اسلام بیسابقه نیست، گویا گرایش فطری انسان او را به نوعی پوشش فرامیخوانده است.
حداقل نتیجه سیاست نابخردانه کشف حجاب گذشته از متزلزل ساختن ارزشهای خودی و مقدمهسازی برای تسلط بر منحطترین بخشهای فرهنگی این بود که جامعه مذهبی ایران وقتی خود را در مقابل سوادآموزی به قیمت برهنگی نوامیس خود دید راه تحصیل را بر فرزندان دختر خود بست و به این ترتیب عملاً بر روند رشد تحصیلی کشور نیز ضربه وارد شد.
و اما در قرن 21 جهان با انواع بحرانها روبرو است از جمله آنها بحران روسری است که چند کشور اروپایی را با مشکل روبرو ساخته است، دخترانی که با پوشش اسلامی در مدارس انگلستان، فرانسه، آلمان و... حاضر شده بودند توسط مدیران این مدارس اخراج شدند. این اخراجها و اعتراضات و گفت و شنودهای مربوط به آن بهتدریج سراسر مطبوعات اروپا را فرا گرفت. طبق گزارشهایی که میرسد اکثر کسانی که به اسلام گرایش پیدا میکنند زنان تحصیل کرده غرب هستند. بحران روسری زنگ خطری برای قدرتهای بزرگ است چرا که بیداری انسانها و بازگشت آنان به فطرت خویش را نوید میدهد.
هنگامی که آن چهار دختر با حجاب و لباس پوشیده وارد دبیرستان خود در فرانسه شدند مانند یک بمب صوتی در فرانسه صدا کرد و منفجر شد و روزنامههای محلی و رسمی و دولتی و غیردولتی سر و صدای فراوانی به راه انداختند.
وزارتخانهها شگفتزده شدند، مدیر مدرسه مورد توبیخ و سرزنش واقع شد. مسأله در سطح مملکتی مطرح شد و بعد هم در سطح اروپا و سپس در سطح دنیا که چه نشستهاید که قوانین و مقررات کشور فرانسه خدشهدار گردید و به مقام لائیک و لامذهبی دولت توهین شد؛ چهار دختر با حجاب اسلامی وارد یک دبیرستان شدهاند!
پس از مدتی وزیر کشور وقت فرانسه اعلام کرد مسأله حجاب اسلامی یک مسأله شخصی نیست بلکه یک مسأله سیاسی است و باید بهطور جدی مورد پیگیری قانونی قرار بگیرد و ریشهیابی شود، این را شما بگذارید در کنار این وضعیتی که جامعه امروز ما دارد که این همه بدحجابی و بعضاً بیحجابی وجود دارد و تاکنون هیچ کس اظهارنظر نکرده که شیوه بدحجابی ریشه سیاسی دارد و از بیرون مرزها هدایت و حمایت میشوند و کسی به دنبال این نیست که آن را مقابله با قوانین کشور تلقی کند و اعلام کند در کشوری که بیش از 90% آن مسلمان هستند چرا باید بدحجابی وجود داشته باشد و از این بابت هیچکس نگران نیست و احساس خطر نمیکند. جالب است که وزیر آموزش و پرورش فرانسه در همین خصوص اعلام کرد حجاب اسلامی یک توطئه ضدملی و ضدفرهنگی است و مربوط به اصول شخصیه و اعمال مذهبی نیست و قضات دادگستری در هر موردی که با مسأله حجاب اسلامی مواجه شدند میتوانند با مسأله به عنوان نقص مقررات قانونی رفتار کنند و مرتکبین این جنایت هولناک را در ردیف مجرمین سیاسی به حساب آورند!
عجیب است در فرانسه حجاب اسلامی جنایت تلقی میشود اما در کشور اسلامی ما بدحجابی یک نوع فرهنگ و کلاس تلقی میشود. انصافاً حجاب جنایت است یا بیحجابی؟ چند نفر تا کنون از طریق برخورد با زن یا حجاب مرتکب جنایت هولناک شدهاند؟! در مقابل چند صدهزار نفر به وسیله زنان و دختران بدحجاب و بیحجاب دست به کشتار و جنایت و تجاوز زدهاند؟! شاید عدهای بگویند دوران تساهل و تسامح است! باید افراد آزادی داشته باشند، چگونه است فرانسه که از دیرباز به مهد آزادی شهرت داشته تحمل چهار دختر محجبه را ندارد، آنوقت ملت و جامعه ما باید هر روز تحمل این همه بدحجابی را داشته باشد و اعتراضی هم صورت نگیرد؟
در حقیقت حجاب امروز به صورت یک مکتب مطرح است. برای زدودن حجاب و عفت و عفاف جوامع بشری امروزه طرحهای گستردهای فراهم شده است. اگر آنها حجاب را یک جریان میبینند و با آن به مبارزه برمیخیزند ما هم باید به مسأله بیحجاب و بدحجاب و به صورت یک جریان و مکتب ضداخلاقی نگاه کنیم که در پشت آن دستهای استعمارگران پنهان شده است. مطلب را با این جمله دکتر عماد افروغ به پایان میبریم که میگوید: زن و دختر ایرانی به این موضوع آگاه باشند که حجاب، عفاف امنیت او بهشمار میرود و اگر زن ایرانی این قالبها را نادیده بنگارد امنیت خود را از بین برده و ناامنی برای خود بوجود آورده است. بنده عرض میکنم پوشش درونی برای دختر با هویت بر پوشش بیرونی مقدم است اما اینها لازم و ملزوم یکدیگرند هویت زن امروز پایمال و لگدکوب شده است. زن امروز را سیر نظام سرمایهداری و ابزار هوسبازیهای آلوده شده است. در منچستر سوار اتوبوس بودم ردیف راست خانم محجبهای نشسته بود، شخصی که بلیتها را دریافت میکرد وقتی به آن خانم رسید سرش را محترمانه و متواضعانه پایین انداخت و گفت خانم بلیط، احترام خاصی برای متانت و حجاب او قائل بود. این یک امر بینالمللی است؛ اگر دختران با هویت ما بخواهند به صورت یک بانوی مقدس در نگاه مردان جلوه کنند میبایست هویت خود را بازیچه قرار ندهند.