تاریخ انتشار : ۰۵ اسفند ۱۳۸۹ - ۰۸:۴۴  ، 
کد خبر : ۲۰۶۵۴۴
گزارش تحلیلی واشنگتن تایمز

اقدامات آتی بوش در مبارزه با تروریسم!


پایگاه اینترنتی واشنگتن تایمز گزارش داد: «جرج دبلیو بوش» رئیس جمهوری آمریکا نیروهای نظامی را در داخل و خارج از مرزهای هشت کشور در سه قاره مستقر کرده است که به‌طور مستقیم در یک جنگ جهانی علیه تروریست‌های بین‌المللی وارد عمل شوند، جنگی که بوش راه انداخته است دست‌کم تا سال 2005 میلادی یعنی پایان اولین دوره ریاست وی ادامه خواهد داشت.
فرماندهان آمریکایی و نیروهای متعارف برای اجرای عملیات ضدترویستی به‌طور همزمان، در اروپا، آسیای میانه، خلیج فارس، شرق آفریقا و آسیا مستقر شده‌اند.
برخی از این افراد تروریست‌ها را به دام انداخته و آنها را به قتل می‌رسانند همان‌گونه که در جنگ چریکی نوظهور افغانستان نیز چنین کردند.
برخی دیگر به ارتش‌های این کشورها می‌گویند که چگونه همین کار را در مقابله با تروریست‌ها انجام دهند.
مبارزه با تروریست که از درگیری اولیه در افغانستان آغاز و گسترده شده است، تلاش‌ها و سختی‌های بیشتری را به ارتشی تحمیل می‌کند که در نتیجه یک دهه پاسداری از صلح و حملات هوایی مهم، پیشتر نیز متحمل فشار شده است.
هزینه این جنگ و ماهیت پایان‌ناپذیر آن، انتقاد ملاحظه‌کارانه‌ای را از سوی دموکرات‌ها به دنبال داشته است زیرا در یک ماه افزون بر یک میلیارد دلار بوده است.
با وجود این، مردم آمریکا قاطعانه از بوش حمایت می‌کنند که میزان اشغال‌زایی بی‌سابقه‌ای را بالا برده است.
اکثریت مردم آمریکا با ریشه مرکزی این جنگ موافق هستند و می‌گویند اگر سازمان «القاعده» اسامه بن‌لادن تخریب نشود، عملیات خشونت‌آمیز و انتحاری این گروه که شاید به تسلیحات کشتار جمعی نیز مجهز باشد، بار دیگر به منافع آمریکا ضربه وارد خواهد کرد.
«جیمز وب» رئیس پیشین نیروی دریایی آمریکا که در زمان جنگ ویتنام مدال نیز گرفت، گفت: «دیدگاه من این است که ضرورت دارد تمرکز همه‌جانبه بر تخریب این شبکه تروریستی بین‌المللی را در تمام اشکال آن ادامه دهیم.
همچنین ضروری است که نسبت به درگیر شدن در کشورسازی در هر کشوری، هشیار باشیم».
«وب» هشدار داد مشکل است که بتوان در مورد مأموریت‌های آتی بدون دسترسی به گزارش‌های اطلاعات جاسوسی داخلی قضاوت کرد.
این مقام آمریکایی که در عین حال اثر وی بیشترین فروش را داشته است، با قاطعیت در مورد افغانستان نظر داد و گفت که آمریکا نباید در امور داخلی این کشور غرق شود.
وی گفت: «ما موفق شدیم دولت افغانستان را عوض کنیم اما فرهنگ آن از جمله فرهنگ نظامی‌گری قومی آن را عوض نخواهیم کرد. بین‌المللی کردن فعالیت‌های فعلی پاکسازی در این کشور حائز اهمیت است و به نظر من، این همان چیزی است که درحال روی دادن است.
بنابراین ضرورت دارد که توانمندی‌های نظامی خود را با فراری دادن (تروریست‌ها) و پیشروی کردن حفظ کنیم».
برنامه آمریکا در مورد صدام
با وجود این، شاید بزرگترین مبارزه هنوز شروع نشده باشد. حملات یازدهم سپتامبر (20 شهریور) به آمریکا، تهدید مداوم از ناحیه «صدام حسین» دیکتاتور عراق را آشکار کرد.
گزارش‌های اطلاعات جاسوسی دولت آمریکا حاکی است که صدام حسین مصمم است به تسلیحات هسته‌ای دست یابد.
برخی نیز در وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) محرمانه می‌گویند که اعلان جنگ بوش علیه تروریسم تا زمانی که صدام از قدرت برکنار نشود، نمی‌تواند ادعای پیروزی داشته باشد و برکناری صدام از قدرت نیز باید پیش از اولین دور ریاست جمهوری بوش صورت گیرد تا اطمینان حاصل شود که صدام کنار گذاشته شده است. اما برنامه‌های مبارزه علیه صدام در هفته‌های اخیر پیچیده شده است زیرا اسراییل علیه شبه نظامیان فلسطینی اعلان جنگ داد و نیروهای نظامی را به شهرهای کلیدی کرانه باختری اعزام کرد.
«جیمز فیلیپس» تحلیل‌گر امور خاورمیانه در بنیاد «هریتج» گفت: با توجه به آن که مناقشه میان اسراییل و فلسطین همچنان ادامه دارد، این مناقشه به‌طور یقین به برکناری صدام کمک نخواهد کرد و درخواست آمریکا از جهان عرب برای همکاری (علیه تروریسم) نیز سخت‌تر خواهد شد. اما خوشبختانه اگر جنگ کوتاه و شدید باشد، همکاری گسترده ضرورت نخواهد داشت.
اگر آمریکا بتواند همکاری کویت و ترکیه (که با عراق هم‌مرز است) را جذب کند، احتمالاً همین میزان همکاری (برای آمریکا به منظور نابودی صدام) کفایت خواهد کرد.
بوش و دستیارانش در مدت جنگ علیه تروریسم، همچنان گفته‌اند که صدام تهدیدی را علیه امنیت ملی آمریکا اعمال می‌کند و باید او را متوقف کرد.
بوش به تازگی اعلام کرد: «تمام راه‌های جایگزین آماده هستند اما اجازه نخواهیم داد کشوری مانند عراق آینده ما را با توسعه تسلیحات کشتار جمعی، تهدید کند».
«پل ولفوویتس» معاون وزیر دفاع آمریکا به شبکه تلویزیونی «سی‌ان‌ان» گفت: «ما اصلاً نمی‌توانیم به زندگی کردن با وجود این‌گونه تهدیدها برای سال‌ها و سال‌ها ادامه دهیم».
مأموریت‌های پراکنده نظامی آمریکا می‌تواند به 3 مقوله تقسیم شود: جنگ مستقیم مانند جنگ (جست و جوی) غار به غار در افغانستان، آموزش و راهنمایی افراد جانشین مانند کمک به ارتش فیلیپین در نابود کردن ارتش تروریستی «ابوسیاف»، نظارت و انتظار مانند این که کشتی‌ها و هواپیماهای شناسایی در اطراف سومالی واقع در شرق آفریقا که پناهگاه احتمالی فراریان «القاعده» است، چه می‌کنند.
واشنگتن از نظر دیپلماتیک سرنوشت رژیم طالبان افغانستان را که درحال حاضر برکنار شده است، در دست دارد و آن وعده‌ای برای برانگیختن رهبران سایر کشورهاست که ملت‌های خود را از شر تروریست‌هایی خاص کنند که قدرت جهانی را دارا هستند.
بوش به مناسبت ششمین ماه از گذشت واقعه 11 سپتامبر گفت: آمریکا به دومین مرحله از جنگ علیه تروریسم وارد شده است.
وی افزود: مرحله دوم جنگ علیه تروریسم مبارزه پایدار برای محروم کردن تروریست‌ها از دستیابی به مناطق امن است که شهروندان ما را از هر مکانی در جهان تهدید می‌کنند.
در حمله تروریستی 11 سپتامبر به مرکز تجارت جهانی (در نیویورک) و پنتاگون (در واشنگتن) در آمریکا، حدود 3 هزار نفر کشته شدند.
بوش با پرداختن به این مسئله که در جنگ علیه تروریسم، مراحل بعدی چه خواهد بود، گفت: من سیاست آشکاری را در مرحله دوم جنگ علیه تروریسم، تعیین کرده‌ام.
آمریکا، دولت‌ها را در هر جایی ترغیب می‌کند و از آنها انتظار دارد برای حذف انگل‌های تروریست که کشورشان و صلح جهانی را تهدید می‌کند، کمک کنند.
بوش در عین حال در مورد هرگونه جنگ نوین، آشکار سخن نگفت. در واقع، علاوه بر عراق، به نظر می‌رسد که تنها چند انتخاب اضافی دیگر برای حملات نظامی آمریکا وجود داشته باشد. این صحنه‌های جنگی نوین می‌تواند در عوض نزاع، کار اجرای قانون و جمع‌آوری اطلاعات جاسوسی را در بر داشته باشد.
محاصره اعضای سازمان القاعده
مقام‌های آمریکا و سومالی می‌گویند، این کشور که زمانی میزبان اردوگاه‌های آموزشی فعال تروریستی بود، امروز خاموش به نظر می‌رسد.
مقام‌های یاد شده افزودند: کلاه سبزهای ارتش آمریکا برای مأموریت‌های احتمالی در سومالی آموزش دیده‌اند اما تاکنون اهداف جدی را هدف قرار نداده‌اند.
«یوسف حسن ابراهیم» وزیر خارجه در دولت انتقالی سومالی که تلاش می‌کند جناح‌های متخاصم متفاوت کشورش را متحد کند، در مصاحبه‌ای گفت: دیپلمات‌های آمریکا به این کشور سفر کرده‌اند و هیچ اردوگاه فعالی را نیافته‌اند.
ابراهیم در این مصاحبه افزود: «ما برای پی بردن به این مسئله که آیا اردوگاه‌های القاعده در کشور وجود دارد یا خیر، با جامعه بین‌الملل همکاری کرده‌ایم. این یک ارزیابی مثبت است.
هیچ‌گونه اردوگاهی (تروریستی) در سومالی وجود ندارد. آمریکا برای ریشه‌کن کردن هسته‌های القاعده در اندونزی که 200 میلیون مسلمان دارد، مشاوران نظامی را بکار نخواهد گمارد.
این مقام‌های ارشد آمریکا، اندونزی را با کشورهای غربی مقایسه می‌کنند که بی‌اطلاع نقش میزبانی این هسته‌ها را دارند و در نظر دارند این هسته‌ها را از طریق اجرای قانون، نابود کنند.
این مقام‌ها می‌گویند هیچ مدرک و گواهی وجود ندارد که نشان دهد تروریست‌های فراری از افغانستان، در اندونزی پناه گرفته باشند.
بخش زیادی از مرحله دوم مبارزه با تروریسم ترکیبی از اطلاعات جاسوسی، و سهیم شدن در این اطلاعات همراه با اجرای قانون را در بر خواهد داشت.
امید به آن است که اعضای القاعده را در گروه‌های کوچکتر دستگیر کنند، مانند عملیات اخیر در سنگاپور که به دستگیری مظنونان منجر شد.
این عملیات براساس اطلاعات بدست آمده از بررسی‌های انجام شده در افغانستان صورت گرفت.
«جان هیلن» که با درجه سروانی ارتش آمریکا در جنگ 1991 خلیج‌فارس جنگیده و در مبارزات انتخاباتی سال 2000 بوش رایزنی داشته است، گفت: تروریست‌های جنگجو بی‌شباهت به صید پرندگان نیستند.
شما از سگها، آژانس‌های اطلاعات جاسوسی، گمرک، خزانه‌داری و عملیات ویژه استفاده می‌کنید تا پرندگان را پیدا کرده و آنها را از آشیانه خارج کنید و سپس با استفاده از ابزارهای نظامی، به آنها حمله کرده و تیراندازی می‌کنید. من فکر می‌کنم در این مرحله برای ترساندن برخی پرندگان، تمام سگ‌ها را فراری داده‌ایم و فرصت‌های متفاوت زیادی از جمله آمریکا را شکار کرده‌ایم. امروز صحنه‌های ضدترور فعالی برای سرگرم کردن بقیه دوران تصدی بوش وجود دارد که در زیر ذکر می‌شوند:
افغانستان: کشور فقرزده آسیای میانه که زمانی منزلگاه گرم سازمان القاعده بود، حضور امنیتی برجسته آمریکا را برای مدت یک دهه می‌طلبد.
حدود 6 هزار نیروی نظامی آمریکایی و بیش از دو هزار سرباز انگلیسی و صدها سرباز دیگر از متحدان کلیدی آمریکا مانند استرالیا و آلمان در این منطقه حضور دارند.
ژنرال «تامی فرانکس» رئیس فرماندهی مرکزی آمریکا که بر جنگ در افغانستان نظارت می‌کند، در نظر دارد علاوه بر نگهداری ده‌ها فروند هواپیمای جنگنده نیروی هوایی آمریکا در افغانستان، دو گروه رزمی را در این کشور حفظ کند.
با برکناری رژیم طالبان از قدرت در کابل و فرار کردن بن‌لادن، وظیفه روزانه ارتش آمریکا در افغانستان، مراقب بودن گروه‌های جنگجوی القاعده و کشتن آنهاست.
می‌توان بیش از یکهزار تن از اعضای القاعده و جنگجویان طالبان را در شرق افغانستان و همسایه آنها پاکستان، یافت.
برنامه اصلی القاعده و طالبان سازماندهی یک جنگ چریکی و از پا درآوردن «مهاجمان» آمریکایی و به دست گرفتن دوباره قدرت است.
«ریچارد بی‌چنی» (دیک‌چنی) معاون رئیس جمهوری آمریکا به سی ان ان گفت: «تلاش یاد شده برای مدت قابل ملاحظه‌ای ادامه خواهد داشت. به نظر من، وسوسه‌ای وجود دارد زیرا هیچ‌گونه بمب‌گذاری فعال و هیچ روز مشخصی در کار نیست زیرا افرادی هستند که می‌خواهند به پایان کار برسند و جنگ را تمام شده بدانند اما این‌گونه نیست. این یک تعهد بلندمدت است. ما باید مطمئن شویم که دولت مناسبی در افغانستان روی کار است و این که این کشور هرگز بار دیگر به پناهگاه یک سازمان تروریستی مانند القاعده تبدیل نخواهد شد».
«دونالد رامسفلد» وزیر دفاع آمریکا بر دخالت نظامی شدید در افغانستان تأکید می‌کند و با استقرار نیروی گسترده بین‌المللی پاسدار صلح در این کشور مخالف است.
مقام‌های آمریکا می‌گویند رامسفلد نگران ایجاد اهداف بزرگ برای مبارزه با القاعده و جنگجویان اصلی طالبان برای حمله در یک جنگ چریکی به تأخیر افتاده است.
رامسفلد خواستار آن است که بخش زیادی از کار اجرای صلح به سایر کشورها واگذار شود و نیروهای نظامی آمریکا این جنگ ریشه‌کن را رهبری کنند.
ژنرال فرانکس به برنامه «دیدار با مطبوعات» شبکه خبری «ان بی سی» گفت: طرحی را برای کنترل مرز پاکستان جهت جلوگیری از فرار اعضای القاعده در نظر ندارد.
وی افزود: به شما خواهم گفت که در مدت 9 یا 10 سال تجربه روسیه در خاک افغانستان (به سبب حضور نظامی)، 620 هزار سرباز کشته شدند و من فکر می‌کنم نتیجه چنین نگرش خاصی نسبت به مشکل افغانستان نیز به همین نحو در تاریخ ثبت خواهد شد.
یمن: واشنگتن در نظر دارد دهها فرد نظامی را برای آموزش نیروهای امنیتی یمن به این کشور شبه جزیره عرب اعزام کند.
«علی عبدالله صالح» رئیس جمهوری یمن که در صدد برقراری مناسبات گرم‌تر با غرب برآمده است، به دولت آمریکا اطمینان داده است که خواستار پایان حضور گروه‌های اسلامی افراطی در کشورش است.
وی پیشتر نیز نیروهایی را برای کشتن اعضای مظنون به عضویت در سازمان القاعده اعزام کرده است.
بن لادن پایگاهی از سربازان وفادار را در مناطق غیردولتی (خارج از کنترل دولت یمن) هم‌مرز با عربستان دارد. در همین منطقه بود که اعضای القاعده در سال 2000 در ناو «یواس اس کول» آمریکا بمب‌گذاری کرده و آن را نابود کردند.
بوش گفت: «ما به نیروهای یمنی از طریق آموزش و تجهیزات برای جلوگیری از تبدیل شدن این کشور به پناهگاه تروریست‌ها، کمک خواهیم کرد. ما برای جلوگیری از احتمال ایجاد افغانستان دیگری، همکاری خواهیم کرد».
سودان: دولت افراطی این کشور زمانی به بن لادن که از زادگاه خود توسط خاندان سلطنتی آل سعود اخراج شده بود، پناه داد.
اما سودان قول داد در جنگ آمریکا با تروریسم همکاری کند و ممکن است تعدادی از افراد مهم القاعده را که به افغانستان سفر کرده بودند، دستگیر کرده باشد.
سودان اوایل دهه 1990 به عنوان پایگاهی برای القاعده عمل کرد. یک مقام دفاعی آمریکا گفت: «تروریست‌ها کماکان از سودان به عنوان یک مامن استفاده می‌کنند. تروریست‌هایی که از اعضای القاعده و سازمان‌های تروریستی مصر و فلسطینی هستند.
سومالی: این کشور شاخ آفریقا که در کنار دریای یمن واقع است، زمانی به عنوان هدف آینده حملات هوایی و کماندویی آمریکا به نظر می‌رسید اما هواپیماهای آمریکایی طی پروازهای شناسایی چند ماه گذشته خود هنوز هیچ فعالیتی از نیروهای القاعده در سومالی کشف نکرده‌اند.
«ابراهیم» وزیر خارجه دولت انتقالی سومالی گفت که وی نیروهای کمکی را برای تجسس در این کشور و جمع‌آوری اطلاعات از قبایل بومی اعزام کرده است.
وی گفت: «هنوز هیچ ردپایی از اردوگاه‌های القاعده پیدا نشده است».
وی افزود: «سیاستمداران این کشور حتی برای نخستین‌بار است که اصطلاح القاعده را شنیده‌اند. هیچ توجیهی برای حمله نیروهای آمریکا به این کشور وجود ندارد. هیچ تهدیدی از جانب اردوگاه‌های موجود در سومالی وجود ندارد.
«ابراهیم در پاسخ به این سؤال که آیا بن لادن در سومالی مورد استقبال قرار خواهد گرفت، گفت: «مطلقاً خیر».
اما دولت انتقالی قدرت را فقط در موگادیشو و برخی شهرهای جنوبی در دست دارد و ممکن است قادر نباشد که از ورود اعضای القاعده به این کشور جلوگیری کند.
یک مقام دفاعی آمریکا گفت: «دولت ملی انتقالی مناطق کمی از این کشور را در کنترل خود دارد و دارای ارتش و نیروهای پلیس کوچکی است که از آموزش ضعیف و تجهیزات اندکی برخوردارند و نفوذ کمی در نواحی روستایی این کشور دارند و تقریباً توانمندی واقعی برای مبارزه با تروریسم را ندارند».
مقامات آمریکا نگران اتحادیه اسلامی سومالی یا الاتحادیه الاسلامیه هستند.
این گروه شامل تندروهای اسلامگرا است که می‌خواهند دولتی مسلمان بر این کشور تحمیل کنند.
مقامات دفاعی می‌گویند فقدان یک دولت مرکزی یا نیروهای امنیتی کافی، این کشور را به‌طور بالقوه به مکانی برای برخی از اعضای تروریست القاعده مبدل ساخته است.
گرجستان: ماه گذشته در این کشور جنگی غیر منتظره بروز کرد. این جنگ هنگامی روی داد که «ادوارد شوارد نادزه» رئیس جمهوری این کشور، برای آموزش نیروهایش به منظور مبارزه با تروریست‌هایی که در دره پانکیسی در نزدیکی مرز روسیه فعالیت می‌کنند، درخواست کمک کرد.
آمریکا در نظر دارد تا 150 سرباز برای آموزش نیروهای گرجستان برای به دست گرفتن مجدد کنترل این مناطق بی‌قانون، به این کشور اعزام کند.
فیلیپین: این کشور شرق آسیا درحال حاضر میزبان دومین استقرار گسترده نیروهای آمریکا در جنگ علیه تروریسم است. حدود 600 سرباز آمریکایی اکنون در فیلیپین به نیروهای مسلح این کشور برای مبارزه با گروه ابوسیاف یک گروه تروریستی متعصب مرتبط به القاعده است، کمک می‌کنند.
گروه ابوسیاف غیر نظامیان را ربوده و سر می‌برد و تمام تلاش خود را برای سرنگون کردن دولت مردم‌سالار این کشور مصروف می‌دارد.
سربازان آمریکایی دستور دادند که به‌طور مستقیم با دشمن در پایگاهش که جزیره باسلین است، درگیر نشوند.
آنان باید در رده‌های نسبتاً بالای زنجیره فرماندهی در سطح مقرهای گردانی برای آموزش افراد محلی باقی بمانند. آنان تماس رادیویی با سربازان فیلیپین را حفظ می‌کنند.
هواپیماهای شناسایی آمریکا به ارتش محلی این کشور برای تعیین محل دقیق آنها و حمله به چریکها کمک کرده‌اند.
کلمبیا: دولت جرج بوش، آمریکای جنوبی را از جنگ علیه تروریسم جهانی مستثنی کرده است اما در عمل بوگوتا به بک متحد آمریکا در جنگ علیه تروریسم تبدیل خواهد شد اما این مشروط به تصویب درخواست تازه کاخ سفید در کنگره آمریکا است.
این درخواست شامل تعلیم و تأمین مالی ارتش کلمبیا از سوی آمریکا برای حمله به گروه‌های شورشی است.
قوانین و سیاست‌های آمریکا درحال حاضر استفاده از کمک ارتش آمریکا برای عملیات مبارزه با مواد مخدر را محدود کرده است.
عراق: بوش رژیم «صدام حسین» را به عنوان بخشی از یک «محور شرارت» خوانده است و اما این مسئله که آیا بوش باور دارد صدام تروریست‌ها را پناه می‌دهد و بنابراین در آینده بسیار زود مورد حمله نیروهای آمریکایی قرار خواهد گرفت، سؤالی است که هنوز پاسخ آن داده نشده است. درحالی که جنگ علیه تروریسم گسترش می‌یابد.
برخی از افسران ارشد ارتش آمریکا این علایم هشدار دهنده را مطرح ساخته‌اند که نیروهای مسلح 137 میلیون نفری آن‌قدر مورد استفاده قرار گرفته‌اند که تضعیف شده‌اند.
دریاسالار «دنیس بلر» که در بهار جاری از فرماندهی نیروهای آمریکایی مستقر در هاوایی بازنشسته می‌شود، گفت که عملیات افغانستان او را با کمبود نیروهای مورد نیاز برای انجام عملیات احتیاطی در اقیانوس آرام مواجه ساخته است.
دریاسالار بلر به کنگره آمریکا گفت که فرماندهی اقیانوس آرام برای مدتی بدون گروه رزمی دریایی بوده است.
وی گفت که با انتقال هواپیماهای رزمی از آلاسکا به کره جنوبی این کمبود را جبران کرده است.
«ژوزف رالتسون» ژنرال نیروی هوایی که فرماندهی نیروهای آمریکایی در سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و تمام نیروهای آمریکایی در اروپا را به عهده دارد، نیز این هشدار دریاسالار بلر را تکرار کرده است.
ژنرال رالتسون گفت که گروه عملیاتی او از آغاز جنگ افغانستان در هفتم اکتبر، از لحاظ هواپیماهای شناسایی و گروه آماده عملیات زمینی ـ دریایی و ناو هواپیمابر کمبود داشته است. ژنرال رالتسون در پاسخ به سؤال «آیک اسکلتون» نماینده دموکرات ایالت میسوری در مجلس نمایندگان که عضو کمیته نیروهای مسلح این مجلس نیز هست، گفت که ما برای انجام مأموریت‌هایی که شما بر روی آن تأکید کرده‌اید، نیرو نداریم.
ژنرال «ویلیام کرنان» که فرماندهی مشترک نیروهای آمریکا مستقر در «نورفولک» را بر عهده دارد، در جلسه کنگره از ارتشی سخن گفت که بیش از اندازه تحت فشار قرار گرفته است.
وی افزود: ذخایر سلاح‌های هدایت شونده دقیق به سطح غیرقابل قبولی کاهش یافته است.
وی گفت که نیروی زمینی به بیش از 40 هزار نیروی دیگر، نیروی هوایی به 6 هزار نفر و نیروی دریایی به 3 هزار نفر و تفنگداران دریایی نیز به 2400 نفر نیاز دارند.
دریاسالار «رابرت ناتر» که فرماندهی ناوگان آتلانتیک را بر عهده دارد، یک مسئله نه چندان محرمانه را برای خبرنگاران افشا کرد و آن این بود که قطعات بمب بدون صدایی را که به یک ماهواره یا سلاح‌های هدایت شونده لیزری تبدیل می‌کند، تقریباً تمام شده است.
وی گفت: «ما تقریباً در افغانستان با اتمام بسیاری از مهمات روبرو هستیم».
وزارت دفاع آمریکا با شتاب درحال تولید قطعات بیشتری برای سلاح‌ها به‌ویژه مهمات «جی دی ای ام» است که اهدافش را از طریق سیستم‌های موضعی جهانی پیدا می‌کند.
با مشاهده ذخایر رو به پایان مهمات یاد شده، برخی از تحلیل‌گران نظامی این بیم را در آمریکا بوجود آورده‌اند که آمادگی جنگ علیه عراق را ندارند.
پنتاگون از کنگره خواستار تصویب فوری لایحه‌ای شده است که اجازه استفاده از 377 میلیون دلار از بودجه کنونی برای افزایش میزان تولید مهمات «جی دی ای ام» به 1500 تا ماه ژوئن و 2800 در هر ماه تا ماه اوت 2003 را که افزایشی 87 درصدی است، بدهد.
کاخ سفید به کنگره گفت: «در جریان عملیات «آزادی جاودان» وزارت دفاع آمریکا «جی دی ام ای» را در میزانی سریع‌تر از آن که تولید جاری توانایی جایگزینی آن را داشته باشد، گسترش داده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات