تاریخ انتشار : ۰۷ اسفند ۱۳۸۹ - ۰۷:۴۳  ، 
کد خبر : ۲۰۶۵۹۷

مارکوپولوی قرن بیستم


محمد قوچانی
چندی پیش یکی از شبکه های تلویزیونی اپوزیسیون ایران (که از لس آنجلس پخش می شود) دستگاه فاکس خود را روشن کرده بود و مجری برنامه به انتظار فاکس های ارسالی ایرانیان مخالف نشسته بود. یکی بیانیه و دیگری نامه و سومی عکس هایی از لباس شخصی هایی که در مراسم 16 آذر با دانشجویان برخورد کرده بودند را ارسال می کرد اما در این میان یک فاکس از همه جالبتر بود: پوستر مانندی سیاه و سفید مشابه طرح روی جلد کتابی کمیک استریپ که روی آن به انگلیسی نوشته شده بود: Tin Tin in Tehran (تن تن در تهران) بود  تن تن البته هیچ گاه به تهران نیامده است و زیر برج آزادی عکس یادگاری با کاپیتان هادوک یا پروفسور تورنسل نگرفته است. بهتر بگوییم؛ هرژه مولف 24 جلد داستان های مصور تن تن هرگز کتابی درباره ایران ننوشته است. اما چرا کسی که این پوستر را طراحی کرده یا آن را از تلویزیونی مخالف جمهوری اسلامی نشان می دهد، در میانه یک شوی سیاسی پای تن تن را به میدان می کشد و می افزاید: این هم همان قهرمان مشهور داستان های کمیک استریپ. آیا تن تن موضوعی سیاسی است ؟ و از آن مهم تر آنقدر آشناست که به کار سیاستمداران هم بیاید؟
اما این فقط اپوزیسیون جمهوری اسلامی نیست که به تن تن از پشت عینک سیاست می نگرد. چند سال پیش هنگامی که تلویزیون جمهوری اسلامی آنونس چند فیلم کارتونی ساخته شده از کمیک استریپ های تن تن را پخش کرد روزنامه کیهان که دیدگاه خاصی را منعکس می کند در برابر آن موضع گرفت و با اشاره به سوابق یهودی هرژه مولف داستان های تن تن انتشار کتابها و نمایش فیلم های آن را جزیی از یک توطئه صهیونیستی خواند. کیهان نوشته بود تن تن در داستان هایش نماد همان چهره غرب است که اروپا را متمدن و بقیه جهان را وحشی می خواند. بدین ترتیب مشخص شد دو دهه ممنوعیت انتشار و تکثیر کتابهای تن تن در ایران دلیلی سیاسی دارد. با وجود این گویی یک سالی است این ممنوعیت برچیده شده و برای اولین بار مجموعه آثار کامل تن تن در تهران چاپ شده است. شاید مهم ترین جلد از این مجموعه که به تصور سیاسی ما از تن تن نیز کمک می کند همان کتاب معروف «فرار از شوروی» باشد که اینک در سال 1381 برای اولین بار در ایران منتشر می شود. در فرار از شوروی درمی یابیم که تن تن خبرنگار یک مجله هفتگی به نام قرن بیستم است. سردبیر این مجله تن تن را این گونه معرفی می کند: «تلاش همیشگی ما این بوده و هست که خوانندگان مجله از مطالب آن راضی باشند همچنین دلمان می خواهد که شما خوانندگان عزیز در جریان رویدادهای خارج از کشور هم باشید به این جهت تصمیم گرفته شد که یکی از بهترین خبرنگاران جهت تهیه گزارشی از سرزمین روسیه و جمهوری های شوروی به مسکو اعزام شود این خبرنگار جوان کسی نیست جز تن تن... باید بگوییم که تمام عکس های این گزارش ها اختصاصی بوده و توسط تن تن و با کمک سگ دوست داشتنی او برفی گرفته شده است» بدین ترتیب اولین و دومین شخصیت هرژه که هر دو نمادی از زندگی اروپایی مدرن هستند خلق می شوند. نه فقط تن تن به عنوان خبرنگار از مظاهر این تمدن به شمار می روند بلکه سگ او (میلو یا برفی) هم نماد ملحقات زندگی یک اروپایی قرن بیستمی به شمار می رود.
در واقع تن تن از این پس قرار بود در عالم خیال همان نقشی را برعهده گیرد که پیش از این مارکوپولو یا کریستف کلمب و ماژلان برعهده داشتند. با این تفاوت که دیگر در قرن بیستم جایی برای غرب ناشناخته نمانده بود این غرب بود که می خواست خود را به دیگران بشناساند. در مجموعه 24 جلد کتابهای تن تن گزارش سفرهای او را به شوروی ، کنگو ، آمریکا ، مصر ، چین ، آمریکای لاتین ، اسکاتلند ، عربستان ، تبت ، هند و... را می خوانیم. تن تن به ماه سفر می کند و به قعر اقیانوس می رود اما این پرسش وجود دارد که چرا اولین سفر تن تن به شوروی است.
نقاشی های فرار از شوروی (حداقل در نسخه ایرانی) نامفهوم و بعضا ابتدایی است اما هنگامی که تن تن از شوروی فرار می کند و به سوی بروکسل حرکت می کند برای اولین بار در کتاب خورشیدی دیده می شود و در پایان کتاب از تن تن به مثابه یک قهرمان استقبال می شود. بدین ترتیب درمی یابیم که تن تن فراتر از یک شخصیت کمیک یا حتی خبرنگار ، مردی سیاسی نیز هست. مردی سیاسی که قرار است از ارزش های غربی در برابر جهان خارج دفاع کند و شوروی مهم ترین جایی بود که این ارزش ها را به چالش می کشاند. تصویری که هرژه از شوروی می دهد سیاه و دردناک است. اولین انفجار در اولین صفحه به تصویر کشیده می شود. تن تن هرگز در طول کتاب با مردم عادی شوروی برخورد نمی کند. ک . گ . ب همه جا تن تن را زیر نظر دارد و همه عضو ک .گ . ب . هستند. در جایی هرژه کمونیست های انگلیسی را به تصویر می کشد که در حال بازدید از شوروی هستند تا پیشرفت های کمونیسم را ببینند. مامور روسی به آنها می گوید برخلاف شایعات کشورهای سرمایه داری تمام کارخانه های ما با تمام ظرفیت کار می کنند و تصویری از دودکش پردود کارخانه ها نمایش داده می شود. اما این تن تن خبرنگار اروپایی است که تصویر واقعی کمونیسم را نشان می دهد: «این ها که فقط دکورهای تئاترند... از داخل دارن هیزم می سوزونن... تا فقط دود از دودکش ها بیرون بیاد... حالا می فهمم که در شوروی چطوری بعضی از مردم را گول می زنند و می گویند اینجا بهشت سرخه» سرانجام تن تن در شوروی بازداشت می شود:«آقای تن تن شمارو می فرستم به اتاق بازجویی تا هدف سفرتون برای ما روشن بشه... این خرده سرمایه دار بالاخره مجبور می شه که اعتراف کنه» تن تن اما دیوار زندان را سوراخ می کند و می گوید:«این اولین قدم به سوی آزادی است». تن تن پیش از این گزارش کمیک انتخابات روس ها را هم نشان داده بود ، سه مامور مسلح با تفنگ های نشانه رفته به سوی مردم می گویند:«رفقا این جا سه تا لیست وجود داره که شما می تونید به هر کدوم که دلتون خواست رای بدید اولی لیست حزب کمونیسته... اونایی که با این لیست مخالفن دستاشونو ببرن بالا... کی مخالفه؟... دستشو بالا بیاره» و هنگامی که هیچ کس از ترس مخالفتی نمی کند دو لیست دیگر اصلا به رای گذاشته نمی شوند و رای گیرندگان می گویند:«هیچ کس مخالف نیست ؟ پس اعلام می کنم که لیست حزب کمونیست بدون مخالفت رای آورد.» واقعیت این است که جلد اول ماجراهای تن تن به هیچ وجه خاص کودکان یا نوجوانان نیست هرژه همچون جورج اورول بخشی از ارتش فرهنگی غرب علیه شوروی است که می کوشد سیاست ، صنعت و قضاوت روسی را مفتضح کند. نمادهای هرژه البته بسیار آسان تر از داستان نمادین اورول «در قلعه حیوانات و 1984» است اما همان کارکرد را دارد.
در سفر تن تن به آفریقا صورت مستقیم بیان هنری هرژه ارتقا می یابد. نقاشی ها دارای خطوط استوارتری هستند و شعارها در درون مایه داستان خودنمایی نمی کنند. با وجود این هنوز نگاه اروپایی تن تن به جهان پیرامون حفظ شده است. آفریقایی ها زندگی ناتمامی دارند که تن تن می کوشد آن را کامل کند و این کار جز به مدد تکنولوژی جدید امکان پذیر نیست. تن تن دوربین فیلمبرداری و صفحه گرامافون را وارد قبائل آفریقایی می کند. در کنار تکنولوژی اما ایدئولوژی اروپایی هم نقش مهمی بازی می کند. هنگامی که تن تن توسط یکی از سفیدپوستان تبهکار در معرض مرگ قرار می گیرد این یک مبلغ مسیحی است که به کمک قبایل سیاه پوست او را نجات می دهد. مبلغ مسیحی در کنار تکنولوژی اروپایی اقدام به برگزاری کلاس درس و آموزش به سیاهان می کند و هنگامی که تن تن به جای او عهده دار شغل معلمی می شود پدر سباستیان خطاب به سیاهان می گوید:«بچه های خوبی باشید و به حرف معلم جدیدتون گوش بدید.» در آخرین نقاشی این کتاب اما تن تن را به صورت بتی می بینیم که قبیله آفریقایی در حال عبادت آن هستند در حالی که یک مادر سیاه پوست به فرزند سیاه پوست خود می گوید:«اگر نق نق کنی نمی تونی هیچ وقت مثل تن تن بشی ساکت باش.»
تن تن اما نماد تمامیت فرهنگ غرب نیست. هرژه که به سبب بلژیکی بودن و تعلق به حوزه فرهنگ فرانسوی از برتری تمدن اروپا بر آفریقا و آسیا دفاع می کند این هژمونی طلب را نسبت به دنیای جدید یعنی آمریکا نیز ادامه می دهد. در سفر به آمریکا ، این سرزمین را جایگاه تبهکاران می یابیم. اسطوره آمریکایی ها آلکاپون است و بزرگ ترین جنبش اجتماعی آمریکایی؛ گانگستریسم است. آمریکایی ها در سرتاسر داستان به دنبال نفت هستند و در این میان حتی با سرخپوستانی که ساده لوح هستند علیه تن تن متحد می شوند. سرانجام تن تن به عنوان خبرنگاری که در مرز کارآگاهی- روشنفکری می ایستد با استقبالی پرشور به بلژیک بازمی گردد صحنه ای که مشابه آن را در فرار او از شوروی می بینیم در حالی که گوینده رادیو چنین از او ستایش می کند «آفرین بر تن تن آفرین بر برخی قهرمانان مبارزه علیه تبهکاران آمریکا».
با بازگشت تن تن از آمریکا این بار نوبت مصری هاست که توفیق دیدار او را پیدا کنند. یکی از اعراب وقتی او را می بیند می گوید:«سال هاست که ماجراهای هیجان انگیز تو را می خوانم خواست خدا بوده که در این چادر محقر مهمان من باشی.» عربها اما در اینجا مظهر مصرفند. فروشنده دوره گردی که از این پس در داستان های تن تن او را بسیار خواهیم دید خطاب به اعراب می گوید:«هر چه بخواین از مغرب زمین براتون آوردم بشتابید دوستان من بشتابید به بخت خودتون لگد نزنین این فرصت طلایی رو از دست ندین.» اما نکته طنزآمیز این داستان آن که یک عرب صابون را با کیک اشتباه می گیرد و با دهان کف کرده به فروشنده غربی فحش می دهد.
تن تن در سفر به چین (نیلوفر آبی) با مردمانی برخورد می کند که همچون اروپایی ها به برتری تمدنی خودمعتقدند. کتاب یادآور جنگ جهانی دوم و نزاع چینی ها و ژاپنی ها است و دشمن اصلی تن تن در این کتاب نه چینی ها ، که ژاپنی هایی هستند که به رقابت با اروپا برخاسته اند. در کتاب از قول نماینده ژاپن در جامعه ملل می خوانیم:«یک بار دیگر ژاپن برای حراست از قانون وحدانیت در خاور دور وظیفه خود را انجام داد. با نهایت تاسف مجبور شدیم برای حراست از صلح در چین نیروهای نظامی خود را به آن جا گسیل کنیم.» هرژه این ژاپنی ها را اما نه همانند اروپایی هایی که می خواهند تمدن خود را به آفریقا و آمریکا صادر کنند که همتای تبهکارانی که نماد آنها در آثار هرژه «راستاپوپولوس» نام دارد معرفی می کند. مردی که چهره تیپیکال مافیای اروپاست. سرانجام تن تن به کمک چینی ها بر ژاپنی ها پیروزمی شود قطعنامه 873 گروه تحقیق جامعه ملل ژاپن را محکوم می کند و آنان از جامعه ملل خارج می شوند و روزنامه شانگهای نیوز" می نویسد جوانان عکس های تن تن را در خیابان های شانگهای به نشانه قدردانی از او می گردانند.»
در گوش شکسته تن تن به آمریکای جنوبی سفر می کند؛ سرزمین دیکتاتوری های نظامی و سرخ پوستان. تن تن در آمریکای جنوبی همزمان هر دو فرهنگ اسپانیولی و سرخ پوستان را به تصویر می کشد. کشورهای نمادین و خیالی چون جمهوری سن تئودور روس که در آن سالی دو بار کودتا صورت می گیرد و تن تن که در یک رژیم به اعدام در برابر جوخه مرگ محکوم می شود با کودتا آزاد می شود. همان هایی که او را به نام ژنرال تابیوکا می خواستند اعدام کنند با فریادهای زنده باد ژنرال آلکازار آزاد می کنند. آلکازار اما همان چهره نمادین دیکتاتورهای آمریکای جنوبی است که از این پس وارد داستان های تن تن می شود «در سرزمین پیکارگران» همین ژنرال را می بینیم که بار دیگر حکومت را باخته است اما امکان کودتا هم ندارد چه ارتش او از افرادی دائم الخمر تشکیل شده اند. این تن تن است که با کمک پروفسور تورنسل ارتش انقلابی او را نجات می دهد با این شرط که کودتا علیه ژنرال تابیوکا بدون خونریزی باشد. اما دیکتاتور سابق از دیکتاتور جدید عاجزانه می خواهد:«جون هرکی دوست داری منو عفو نکن» و وقتی می فهمد راهی جز عفو وجود ندارد دو دیکتاتور همدلانه با هم نجوا می کنند:«آهان ببینم این جوونک ایده آلیسته مگه نه ؟ این روزها جوون ها به هیچ چیز مطلقا احترام نمی ذارن حتی به قدیمی ترین آداب و رسوم هم پایبند نیستند تو بد دوره ای زندگی می کنند؟» بدین ترتیب تن تن سنت کودتای سرخ را نیز زیر پا می گذارد.
جزیره سیاه چون داستانی اروپایی است بیش از آن که واجد عناصر سیاسی باشد به داستانی درون تمدنی می ماند. تن تن در این داستان چیزی جز یک کارآگاه شجاع نیست. از خرچنگ چنگال طلایی به تدریج کاراکترهای دیگری نیز به داستان افزوده می شوند. کاپیتان هادوک مهم ترین این چهره هاست در واقع سفرهای متعدد تن تن نیاز به یک کاپیتان دریانورد را در مجموعه داستان های او ایجاد کرده بود که هرژه از روی عرشه کشتی کارامبوجان این خلاء را پر می کند. کاپیتان اما دائم الخمر است و از او توسط مافیای راستا پوپولوس سوء استفاده می شود و سرانجام کشتی اش را از دست می دهد. اما در ستاره اسرارآمیز هادوک کاپیتان کشتی اکتشافی اروپایی ها برای کشف این ستاره می شود. هرژه این بار پای یکی از عناصر دیگر تمدن جدید غرب یعنی علم را به میان می کشد در این هیات دانشمندانی از بلژیک ، سوئد ، آلمان و فرانسه هنوز دارند. اما هیچ یک دانشمند ایده ال هرژه نیستند. دانشمند ایده ال او (نمادی از نسل جدید دانشمندان غربی) پروفسور تورنسل یا کلکولس است که علم جدید را در خدمت تکنولوژی قرار می دهد. یعنی همان گونه که فرانسیس بیکن گفته است از دانایی ، توانایی خلق می کند. رشد علمی اروپا سرانجام به سلطه سیاسی آن منتهی شد.
همچنان که یکی از مزیت های تن تن نسبت به رقیبان او و عوامل پیروزی اش بر دشمنان همین پروفسوری است که از میان دو داستان به هم پیوسته «راز کشتی اسب شاخ دار» و «گنج راکهام سرخ پوش» با اختراع زیردریایی وارد داستان می شود. با وجود این گویی جهان پیرامونی اروپا هنوز از درک تحولات علمی آن استنکاف دارد. هفت گوی بلوری و زندانی های معبد خورشید دو داستانی هستند که در آنها پروفسور تورنسل و چند دانشمند باستان شناس دیگر اروپا مورد سوء قصد قرار می گیرند. خرافات آمریکای جنوبی به جنگ علم اروپای غربی می آید و پروفسور مفقود می شود. به ناچار تن تن و هادوک به سرزمین اینکاها سفر می کنند. در آنجا نیز همین علم جدید است که وی و دوستانش را از سوختن در آتش نجات می دهد. خورشید گرفتگی پدیده غریبی است که سرخ پوستان آن را نمی شناسند و تن تن خود را در مقام مقرب خدای خورشید قرار می دهد که می تواند آن را خاموش کند. خورشید اما خدای سرخ پوستان بود.
گرایش کمیک استریپ های هرژه به داستان های علمی تخیلی در دو داستان «سفر به کره ماه» و «گشت و گذار در ماه» کامل می شود این دو داستان از زمانی نوشته شدند که هنوز انسان بر ماه قدم نگذارده بود اما هرژه رویای انسان اروپایی را به تصویرمی کشد رویایی که نه توسط اروپایی ها بلکه به وسیله همان کسانی که هرژه آنان را دروغگو (روس ها) یا تبهکار (آمریکایی ها) می خواند تحقق یافت. اما هرژه از همان آغاز سوء استفاده از این کشف را پیش بینی کرده بود. گروهی رقیب برخاسته از همان چهره مافیایی اروپا می کوشند همزمان با رشد علمی اروپا دامنه مستعمرات خود را تا کره ماه نیز بگسترانند.
با «جست وجو در غار هیولا» تن تن به خاور دور باز می گردد. تن تن در تبت یک دوست آسیایی دارد که او در گل آبی یافته است. چانگ نزد او چنان عزیز است که تن تن سفر توریستی خود را ناتمام می گذارد و به تبت می رود تا چانگ را نجات دهد. هندوستان هم در این مسیر قرار دارد. هرژه درباره سفر تن تن به هندوستان اثر مستقلی منتشر نکرده است اما این سرزمین در اکثر کتابهای تن تن مورد اشاره قرار گرفته است. سرزمینی که در آن گاوها را می پرستند و کاپیتان هادوک معنی این احترام و پرستش را درک نمی کند.
وطن اصلی تن تن اما جایی جز مارلین اسپایک نیست. منطقه ای با قصری که کاپیتان هادوک آن را به ارث از جد پدری اش به دست آورده است. جد او نیز دریانورد بوده است. دریانوردی که همچون ماژلان ، کریستف کلمب و مارکوپولو قصد جهانگردی داشت «سرفرانسیس هادوک ناخدای نیروی دریایی پادشاهی بود» مارلین اسپایک ساکنان دیگری جز هادوک دارد: نستور خدمتکار ، تن تن خبرنگار ، تورنسل دانشمند ، میلو سگ و نیز میهمانانی که هر یک نماد یکی از مظاهر تمدن اروپایی هستند: جولیون واگ نماینده شرکت های بیمه ، بیانکا کاستافیوره خواننده زن. بدین ترتیب می توان گفت هرژه اروپایی نمادین خلق کرده است ، اروپایی که در یک قصر به نام مارلین اسپایک فشرده شده است.
تن تن اسطوره کمیک قرن بیستم است. روایتی از تاریخ و رویای اروپایی ها که خود را مرکز جهان می پندارند و می کوشند به آنچه وظایف خود در برابر جهان می خوانند عمل کنند. تن تن تنها یک خبرنگار نیست. او کارآگاه ، روشنفکر ، معلم ، مروج تکنولوژی ، سیاستمدار ، سرباز ، دریانورد ، فضانورد ، خلبان و مبلغ مسیحی هم هست. او کودتا می کند و از کودتا جلوگیری می کند. با ژاپن و شوروی (دشمنان اروپا) می جنگد و به نمایندگی از اروپا از «جنگ بوکسورها» (نبرد غرب و چین) ابراز تاسف می کند و می گوید:«همه سفیدپوست ها آدم های بدی نیستند.» بدین ترتیب ضمن آنکه قدرت هرژه در خلق یک حماسه کمیک را نباید زیر سایه سیاست تحقیر کرد باید این تحلیل را هم مورد توجه قرار داد که تن تن ادامه منطقی همان اروپایی هایی است که غیراروپایی ها آنان را استعمارگر خوانده اند با این تفاوت که این بار به جای آن که اروپایی ها تراژدی بیافرینند در نمایشی کمدی بازی می کنند. نمایشی که ما هم دوست داریم آن را تماشا کنیم ، بخندیم و به خالق آنها آفرین بگوییم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات