الوف بن
برگردان: چشمانداز ایران
شاهزاده بندر السلطان، مشاور امنیت ملی عربستان سعودی، مهره اصلی در دیپلماسی خاورمیانه به شمار میآید. وی فردی است که در پشت پرده توافقنامه مکه قرار داشت، یعنی توافقنامهای که بین فتح و حماس برای تاسیس دولت وحدت ملی به امضا رسید. وی همچنین در آرام کردن احزاب رقیب در لبنان بسیار فعال بود و نیز تلاش بسیار کرده تا بین دولتهای آمریکا و ایران رابطهای برقرار سازد. دو هفته پیش بندر، جرج بوش را با تلاشهایش آشنا ساخت و به روز کرد و هفته گذشته (5 اسفند 1385) بندر در همایش مدیران اطلاعات ایالت عربی با وزیر امور خارجه آمریکا کاندولیزا رایس، شرکت کرد. این همایشی که در امان تشکیل شد، درست یک روز پس از نشست سهجانبه بین ایهود اولمرت و رییس حکومت فلسطینی محمود عباس در اورشلیم صورت گرفت. شواهد بسیاری بیانگر آن است که شاهزاده بندر، که به مدت 22 سال سفیر عربستان در واشنگتن بود، اکنون پشتوانه حرکت خزندهای است، که پس از پایان جنگ دوم لبنان، به سمت ارتباط با اسرائیل پا میگیرد. در سپتامبر 2006 بندر در اردن با اولمرت ملاقات کرد، ملاقاتی پنهانی که بعدها در اسرائیل برملا شد پس از این ملاقات، اولمرت در موقعیتهای مختلف ابتکار صلح عربستان سعودی در سال 2002 را که شاهزاده بندر مشارکت فعالانهای در آن داشت، ستود.
اسرائیل با توافقنامه مکه مخالف بود اما اولمرت با نامیدن آن به عنوان توافق داخلی فلسطینیان بر آن شد انتقادات را تقلیل دهد. نخستوزیر اسرائیل با موجه دانستن تصمیم (حاصل از این توافق) احتمال داد که ممکن است انتقادات سختی که به توافقنامه مکه (در اسرائیل صورت میگیرد) توهین به عربستان سعودی تلقی شود و موجب شود که دولت سعودی مواضعش را به سمت ایران متمایل کند.
این اولین ارتباط نبود
ملاقات بندر با اولمرت اولین دیدار یک شاهزاده سعودی با کارگزاران اسرائیل نبود. براساس اظهارات عدهای از افسران ارشد ارتش و افسران اسبق اطلاعاتی، شاهزاده بندر از سال 1990 با اسرائیلیها در ارتباط است. وی که همواره مراقب بود تا فاصله لازم را با سفیر اسرائیل در واشنگتن حفظ کند روشهایی را برای ارتباط با اسرائیل برمیگزید که از طریق مسیرهای دیپلماتیک عمل نمیکردند. این شاهزاده سعودی که اکنون 58 سالگیاش را جشن میگیرد به شدت در پی ایجاد ثبات در خاورمیانه است. ثباتی که از علایق و توجهات اصلی در پادشاهی سعودی به شمار میرود گفتوگوهای وی با اسرائیلیها بر دو موضوع استوار بود: 1ـ جلوگیری از تهدیدهای استراتژیک عراق در طی سالهای 1990 و نیز تهدیدهای کنونی ایران. 2ـ پیشبرد روند صلح بین اسرائیل، سوریه و فلسطین.
عربستان سعودی به طور ویژه بر مقوله فلسطین بسیار حساس است، جلسات هفتگی کابینه عربستان سعودی، که به ریاست ملک عبدا... هر دوشنبه تشکیل میشود، همیشه با گزارشی مفصل در خصوص اوضاع فلسطین آغاز میشود و تنها پس از آن است که به دیگر مسایل دولت و مملکتی پرداخته میشود. زندگینامه شاهزاده بندر السلطان 4 ماه قبل در دسامبر 2006 تحت عنوان شاهزاده (the prince) در آمریکا منتشر شد. وی در این کتاب هیچ اشارهای به ملاقاتهایش با اسرائیلیها نمیکند و تنها توضیح میدهد چگونه علاقهاش بر شناخت اسرائیل از سالها قبل آغاز شد، سال 1969 زمانی که او در حال گذراندن دورههای خلبانی در بریتانیا بود، با خلبان دیگری آشنا شد که خود را یک اسرائیلی معرفی کرد و بندر پس از این که دریافت او اسرائیلی است، با اینکه قبلا به او علاقه داشت، ناگهان نسبت به او احساس تنفر عمیقی پیدا کرد. بندر مینویسد که این حسن نفرت باعث شد به فکر بیافتد که شاید اگر فرصتی وجود داشت تا آن دو یکدیگر را بهتر بشناسند بسیاری از کلیشهها شکسته میشد و واقعیت این است که بندر پس از آن با ملاقاتهای بسیار با اسرائیلیها مهارتهای زیادی در شکستن این کلیشهها کسب کرد. بندر حرفه دیپلماتیک خود را با مبارزات گسترده بر ضد لابیهای اسرائیلی موافق اسرائیل (pro-israel lobby) در آمریکا، aipac، آغاز نمود در آن زمان (aipac) سعی داشت که از فروش هواپیماهای رادار هشدار سریع به نیروی هوایی عربستان سعودی جلوگیری کند. در این کشاکش سعودیها موفق شدند و از آن پس بندر خود را لابی یکنفره (one- man- lobby) در برابر قدرت ALPAC میدانست در واقع میتوان گفت اعتبار بندر در دوران جرج بوش پدر بود. در کنار زندگینامه شاهزاده بندر، اشاراتی جزیی و گذرا به ارتباط با اسرائیلیها نیز شده و آنها را جعلی خوانده است. در بهار 1990 وقتی صدام حسین تهدید کرد که نیمی از اسرائیل را به آتش خواهد کشید ملک عبدالله که نگران شعلهور شدن آتش جنگ منطقهای بود، شاهزاده بندر را به بغداد اعزام کرد. صدام به بندر گفت که قصد حمله به اسرائیل را ندارد و بندر نیز با شتاب به آمریکا رفت تا این پیام را به بوش پدر برساند و از اسرائیل امان بگیرد که هیچ نوع ضربه انحصاری (و پیشگیرانهای) وارد نخواهد آورد. بندر (در کتاب خود) با نگاهی به گذشته میگوید که احتمالاً صدام در آن زمان از او استفاده کرد تا از جناح خود در برابر حمله اسرائیل و جلوگیری از اشغال عراق در سال 1990 محافظت کند.