روزبه بوالهری
سفر "حیدر علی اف" رئیس جمهوری آذربایجان به ایران سرانجام پس از 4 مرتبه به تعلیق درآمدن آن انجام شد. وی در جریان سفر سه روزه خود به ایران، به همراه "سیدمحمد خاتمی" رئیس جمهوری کشورمان، معاهده اصول مناسبات دوستانه و همکاری میان دو کشور را به امضا رساند. همچنین 4 موافقتنامه و و 5 یادداشت تفاهم نیز امضا شد.
با این حال، شاید مهم ترین فراز از سفر علی اف به تهران از نگاه یک تحلیل گر مسائل منطقه، موضوع رژیم حقوقی دریای خزر بود; موضوعی که در تابستان گذشته منجربه بروز تنش پرسروصدایی در منطقه و جهان شد. این تنش که در پی حضور یک کشتی اکتشافی در اجاره جمهوری آذربایجان در حوزه نفتی "البرز" بروز یافت، روابط تهران باکو را برای مدتی با سردی مواجه کرد. اما حال، در پی مذاکرات انجام شده و توافق هایی که فعلا برروی کاغذ جاری شده است، به گفته دکتر "الهه کولایی" عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی و استاد دانشگاه، می توان امیدوار بود که بهره برداری مناسب تری از امکانات و ظرفیت های توسعه روابط دو جانبه به عمل آید.
وی می گوید: باید توجه داشت که دو کشور در چارچوب پیوندهای گوناگون منطقه ای، زمینه های بسیاری را برای توسعه روابط دارند.
دکتر "داوود باوند" استاد دانشگاه و صاحب نظر در امور بین الملل نیز با اشاره به فراز و نشیب هایی که در مناسبات باکو تهران، پس از استقلال جمهوری آذربایجان و در حیات این کشور نوپا وجود داشته است و همچنین خویشتنداری های تهران در قبال برخی رفتارهای باکو اظهار امیدواری کرد که مذاکرات تهران بتواند جو گذشته را به جو اعتمادسازی دگرگون کند.
وی در همین ارتباط گفت: شاید این مذاکرات راه را برای حل مناقشه میان دو کشور بر سر حوزه نفتی البرز هموار کند.
اما آیا واقعا می توان به نتایج سفر حیدر علی اف به تهران خوشبین بود. یک تحلیل گر روابط دو کشور می گوید: متاسفانه تجربه رفت وآمدهای هیات های دیپلماتیک میان باکو و تهران، جای امیدواری و خوش بینی زیادی را باقی نمی گذارد. در این ارتباط، هرگاه که هیات های عالی رتبه ای میان دو کشور مبادله شدند، شاهد سخنان زیبا و دلنشین از سوی مقام های جمهوری آذربایجان بودیم که بر روابط برادرانه میان دو کشور، پیوندهای مذهبی و فرهنگی موجود، لزوم روابط مبتنی بر حسن همجواری و... تاکید داشته اند. اما چند روز پس از پایان سفر هیات یا شخصیت آذری به تهران و یا دیدار هیات و شخصیت ایرانی از باکو، همه چیز رنگ عوض می کرد; تبلیغات رسانه ای علیه کشور ما افزایش می یافت، بدرفتاری با اتباع ایرانی در جمهوری آذربایجان اوج می گرفت و به گروه های پان ترکیست پروبال بیشتری برای فعالیت داده میشد.
این روندی بوده که تا زمان سفر اخیر حیدر علی اف به تهران کم و بیش ادامه داشته است.
برخی از تحلیل گران و صاحب نظران اعتقاد دارند که 3 مسئله بر روابط دو کشور سایه افکنده و مانع از آن شده تا مناسبات ایران و آذربایجان که پیوندهای تاریخی مذهبی دیرینه ای داشته اند، به الگویی برای سایر کشورهای منطقه تبدیل شود.
آنان 3 مشخصه اعمال نفوذ آمریکا و اسرائیل، لابی گروه های پان ترکیست و نگرانی غیرواقعی باکو از اسلام گرایی مدل ایرانی را در این خصوص موثر می دانند. شواهد موجود نیز تاییدکننده این ارزیابی هستند، ضمن آنکه سیر تحولات یک دهه گذشته منطقه نشان دهنده آن است که در شرایط اعمال یک سیاست عمل گرایانه نسبی از سوی تهران در قبال مرزهای شمالی اش، اسلام گرایی از نوع وهابی مهم ترین تهدید بوده است، نه اسلام گرایی مدل ایرانی.
در عین حال، نباید این نکته را از نظر دور نگه داشت که هنگام فروپاشی اتحاد شوروی، برخی اظهارنظرها از سوی برخی افراد که فاقد سمت اجرایی در کشور بودند، موجب بروز برخی سوءتفاهم ها شد که بعدها روند دیپلماسی کشور نشان داد که موضع رسمی ایران نیست، اما این اظهارنظرها دستمایه ای برای کسانی شد که در آن سوی ارس دارای پیوندهایی با آمریکا و اسرائیل بودند و همین موضوع به گفته دکتر باوند، بازتاب منفی خود را در ارتباط با ایران به همراه داشت و به ویژه در مورد نظام حقوقی خزر موجب تنش ملموسی هم شد.
از همین رو بود که به گفته یک منبع مطلع "خزر" در مذاکرات علی اف و مقام های ایران از اولویت خاصی برخوردار بود تا آنجا که روسای جمهوری دو کشور در پایان نشست دو ساعته خود که در پشت درهای بسته برگزار شد، اعلام کردند به توافق های خوبی در مورد خزر دست یافته اند. بر همین اساس، قرار است که کارشناسان ایران و جمهوری آذربایجان روز 11 ژوئن به گفتوگو در اینباره بپردازند.
در ارتباط با این توافق نسبی باید گفت که چندین عامل باعث شد تا طرفین به نرمش هایی تن در دهند.
نیاز باکو به کسب حمایت بیشتر ایران در مناقشه قره باغ و ایجاد نوعی توازن در قبال روسیه به همراه نگرانی ایران از سوءاستفاده آمریکا از پیچیدگی های موجود در خزر و در عین حال، انزوای ناشی از توافق های دو جانبه میان روسیه، قزاقستان، جمهوری آذربایجان و ترکمنستان از جمله این عوامل بودهاند.
از طرف دیگر، پرونده گروه های پان ترکیست نیز در مذاکرات تهران مورد گفت وگو قرار گرفت. هر چند که هیچ یک از طرفین اشاره ای به این موضوع نکردند، اما به گفته یک کارشناس منطقه که در عین حال، از دور دستی بر آتش دارد، مقام های ایرانی از علی اف خواسته اند در صورت تمایل به داشتن روابط حسنه دو جانبه که تاثیرات خود را نیز در منطقه به سود باکو خواهد داشت، از فعالیت این گروه ها جلوگیری کند و بر تندروی های آنان لگام زند. وی گفت: این موضوع اهمیت بسیاری برای ایران دارد، به ویژه که اخیرا انتشار کتب درسی توسط وزارت آموزش و انتشار نقشه هایی توسط حزب حاکم "آذربایجان نوین" که ادعاهای ارضی را علیه ایران مطرح کرده بودند، موجب جنجال بسیاری شد که البته هر دو طرف تا حد زیادی بر آن سرپوش گذاشتند.
در این مورد دکتر باوند می گوید: باکو نمی تواند واقعیت جغرافیایی همسایگی با ایران را تغییر دهد و لذا محکوم به زندگی با ایران است. البته امکان دارد که برخی از قدرت ها به طور موقت تاثیرگذار باشند، آنچه که همیشه هست و می ماند، همسایگی با ایران است و عقل سلیم نیز اقتضا می کند که باکو راه دوستی با تهران را در پیش بگیرد و مانع طرح ادعاهای پوچ در جمهوری آذربایجان شود. حال باید دید که مقام های جمهوری آذربایجان تا چه اندازه به این عقل سلیم توجه کرده اند و آیا سفر اخیر علی اف به تهران، صفحه جدیدی را در مناسبات پرفراز و نشیب در کشور میگشاید؟