عماد روحی
1- درباره تحلیل رفتاری و تئوریک حزب کارگزاران سازندگی زوایای بسیاری را میتوان مورد رجوع قرار داد. کارگزاران از جمله احزابی است که تحلیل یکسویه تحرکات آن، نتایج «دقیق» حاصل نمیکند.
کارگزاران را نه میتوان از نگاه «فرزندان سیاسی رفسنجانی» تحلیل کرد و نه میتوان آن را به عنوان «بازوی حاکمیتی لیبرالهای ایرانی» به ارزیابی نشست. کارگزارن از رَحِم سیاستورزی هاشمی متولد شد اما نباید این حزب را تربیتیافته وی قلمداد کرد؛ هر چند رفسنجانی پدر معنوی این تشکل بوده و تا همیشه خواهد ماند. کافی است به اتاقهای هریک از اعضای کارگزاران در موسسههای وابسته به دانشگاه آزاد گرفته تا موسسههای خیریه(!) نگاه شود؛ نخستین موردی که جلب توجه میکند قاب عکسهای شیک از هاشمی رفسنجانی است. این موضوع در رفتار و گفتار کارگزارانیها نیز به خوبی مشهود است.
بنابراین در تحلیل کلی از کارگزاران باید نقش برجسته رفسنجانی را به عنوان سرفصل در نظر داشت. به هر حال هاشمی تمام پشتوانه این تشکل در برخورداری از مصونیتهای سیاسی بوده است. او هرگاه توانست فرزندان سیاسی خود را از «برخورد» مصون نگه داشت و هرگاه نیز نتوانست، از پس این تکلیف پدری به درآید، راهی عرصه شطرنج قدرت شد. با این حال اما باید گفت هاشمی اگرچه همه پشتوانه حاکمیتی کارگزاران است اما کارگزاران همه هاشمی نیست. این البته بدان معناست که همه سرمایه هاشمی در کارگزاران خلاصه نمیشود و از دیگر سو همه اندیشه کارگزاران نیز پیشبرد اهداف هاشمی نیست. به بیان سادهتر، کارگزاران به مرور توانست فصل ممیزهای نسبت به هاشمی برای خود ایجاد کند؛ شخصیتی که البته «تخریب» هاشمی را در حالتی بر خود «حرام» میدانست. هاشمی اما کارگزاران را به چشم بازوی غیرحاکمیتی خود نگاه کرده و میکند. او ترجیح میدهد کارگزاران را در عرصه کشمکشهای سیاسی درون جریانی و در سفره بده- بستانهای گروهی مشاهده کند.
2- کارگزاران از همان بدو شکلگیری با مجموعه نیروهای سنتی بویژه روحانیون سیاستمدار دچار اختلاف شد. ماجراهای انتخابات مجلس پنجم موجب شد این شکاف عقیدتی سر باز کند. به مرور گرایش سیاسی کارگزاران آشکار شد اما باید پذیرفت که کمتر به پستوی عقیدتی این تشکل سیاسی سرک کشیده شد. آنها در انتخابات ریاستجمهوری هفتم- که صحنه هماوردی 2 گرایش عمده کشور بود- پس از خطبه معروف هاشمی در نماز جمعه و تقویت محمد خاتمی توسط وی، به حمایت تمامقد از کاندیدای مجمع روحانیون پرداختند. در آن انتخابات، رفتار انتخاباتی کارگزاران مورد توجه علاقهمندان به کنشهای سیاسی قرار گرفت. پس از روی کارآمدن خاتمی، کارگزاران نبض اقتصادی دولتهای اصلاحات را در اختیار گرفتند که همین موضوع، اختلافاتی را به دنبال داشت.
به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، مدیریت اقتصادی دولت اصلاحات در دوران حمله شدید تجدیدنظرطلبان به بنیانهای دینی را باید یک گزاره کلیدی در رهگیری بنیانهای عقیدتی این تشکل قلمداد کرد. در طول 8 سال حاکمیت دوم خرداد هیچگاه چالشی جدی میان کارگزاران هاشمی و مشارکت خاتمی بر سر دیدگاههای عقیدتی بروز نکرد. چرا؟!
3- حمله تندروهای حامی خاتمی به هاشمی در انتخابات مجلس ششم البته دلخوریهایی را میان کارگزاران با اطرافیان خاتمی بهوجود آورد. ترور شدید شخصیت هاشمی توسط «خاتمیچی»ها، البته موجب تلافی این حزب در جریان تحصن برخی نمایندگان مجلس شد؛ به گونهای که رسانههای وابسته به کارگزاران اقدام به تمسخر تحصن کردند تا به اعتقاد خودشان مجلس بدون هاشمی را در افکار عمومی به سخره بگیرند.
4- بهرغم اختلافات جزئی اما در صحنه تقابل میان نیروهای انقلاب و لیبرالمسلکها، کارگزاران همیشه جانب هاشمی را گرفته است. آنها به لحاظ عقیدتی دچار رقابت فراوان با لیبرالها شدند. حداقل در حوزه تئوریک اقتصاد و مدیریت اقتصادی، هیچگاه اختلافات منجر به چالش میان این 2 طیف مشاهده نشد. پس از انتخاب دکتر احمدینژاد به ریاستجمهوری که شکست سنگین هاشمی را به همراه داشت، تقلای کارگزاران برای تضعیف احمدینژاد بیشتر از اصلاحطلبان شد. کار تا جایی پیش رفت که انتخابات دهم ریاستجمهوری صحنه بازیگری فعال کارگزاران برای تقویت رقبای اصلاحطلب احمدینژاد شد. آنها در فتنه پس از انتخابات نیز همپای لیبرالها و سکولارها فتنهگری کردند و فردی چون عطریانفر در ردیف ابطحی قرار گرفت. هدایت آقایی، اعترافات هولناکی کرد و فرزندان هاشمی نیز که دیگر نیازی به توضیح ندارد. در فتنه پس از انتخابات که صحنه تقابل 2 دیدگاه تئوریک و کاملا متضاد بود؛ کارگزاران ماهیت عقیدتی خود را نشان داد.
البته در این میان کمتر کسی به رفتار انتخاباتی دبیرکل این حزب توجه کرد. رفتار حزبی کارگزاران آنگونه است که دبیرکل آن در مقام معاون اولی کروبی، اسم موسوی را در برگه رای خود مینویسد(!) همانگونه که ناطق را نیز در انتخابات 76 مورد تمسخر قرار دادند. فرزندان سیاسی هاشمی، رفتاری غیراخلاقی و البته مضحک در سیاستورزی پیشه کرده بودند؛ رفتاری که حتی موجب شد سعید حجاریان آنها را مسخره کند.