عبدالله کشاورز
هر چند تا زمان برگزاری انتخابات مجلس هشتم شورای اسلامی حدود 10 ماه باقی مانده است اما تحرکات گروهها، طیفها و چهرههای سیاسی حکایت از آن دارد که همه مایلند بهمن یا اسفند 86 را تبدیل به «رویداد خاص» نمایند بر همین اساس از سوی گروههای مختلف تدارکات زود هنگامی برای آن اندیشیده شده است.
اصلاحطلبان _ اگر این واژه معرف رفتار این طیف باشد _ هیچ تردیدی ندارند که باید یک صف واحد انتخاباتی تشکیل دهند و از حرکت مستقل و انفرادی بپرهیزند بر همین اساس میتوان با قطعیت زیادی گفت طیف اصلاحطلبان با یک لیست ظاهر میشوند حتی اگر هر حزب آنان یک اعلامیه مستقل انتخاباتی بدهد، اسامی همان اسامی طیف اصلی خواهد بود با این وصف تمام این گروهها از لائیک تا نیمه مذهبی و مذهبی و از رادیکال و افراطی تا میانهرو از یک لیست حمایت خواهند کرد.
در این بین اصلاحطلبان تردیدی ندارند که شرایط فعلی با تندروی سازگار نیست از این رو استراتژی جدید این گروهها _ حتی مجاهدین انقلاب که رادیکالترین آنان است_ پرهیز از تنش و جنجال است. یادداشت چند روز پیش محسن آرمین که بعد از وقایع دانشگاه امیرکبیر خطاب به اعضای غیرقانونی دفتر تحکیم وحدت نوشت و مدعی شد «مخالفان_ یعنی اصولگرایان _ میخواهند شما را به تندروی وادار نمایند» بیانگر این موضوع بود. کما اینکه سکوت آنان در قبال بازداشت حسین موسویان از این امر حکایت میکند.
موضوع دیگر این است که اصلاحطلبان در طول ماههای گذشته تلاش کردهاند تا سه شخصیت روحانی _ که از وجاهت کافی در بین بخش قابل توجهی از نخبگان مذهبی برخوردارند و در عین حال در چانهزنی سیاسی و گشودن درهای بسته تواناییهایی دارند _ را بعنوان تابلوی حرکت معرفی کنند و از این طریق به جامعه بقبولانند که بطور واقعی تندروی را کنار گذاشته و به اعتدال روی آوردهاند در حالی که نه فقط این سه شخصیت رهبری حرکت آنان را در دست نگرفتهاند بلکه گروهی از چهرههای خاص که در تندرویهای گذشته به اندرز این سه نفر _ و دیگران _ توجهی نداشتند، زمام حرکت مدعیان اصلاحات را در دست دارند. آنچه که یکی از اعضای ارشد کارگزاران در اعتراض به طرح مثلث اصلاحطلبان بیان کرد، نشان میدهد که بعضی از این اصلاحطلبان که خاطرات مجلس ششم را از یاد نبردهاند، نگران ماجرا هستند.
موضوع دیگر در این بین تشکیل چندین ستاد از سوی اصلاحطلبان است. یکی از این ستادها حول محور شخصیت رئیسجمهور محترم سابق شکل گرفته است. این ستاد سه موضوع محوری را در دستور کار خود قرار داده است: 1_ شناسایی آن دسته از نیروهای شهرستانی که در بین همشهریان خود محبوبیت کافی دارند و در صورت ورود به مجلس میتوانند در چارچوب برنامه اصلاحطلبان عمل مایند. ظاهرا" اینها در نزدیک به 80 شهرستان به نتیجه رسیدهاند و افراد خاص را به تهران فرا خوانده و قول و قرارهای لازم _ مالی و پشتیبانی _ را گذاشتهاند 2_ این گروه با ترتیب دادن برنامه سخنرانی و حضور در جمعهای _ ولو محدود _ دانشجویی و دانشگاهی برای رئیس جمهور محترم سابق درصدد هستند ضمن دلجویی از دانشگاهیان _ به واسطه کوتاهیها _ آنان را به حمایت فرا بخوانند اینها در همان حال معتقدند حساسیت نیروهای مذهبی با این حضور که احیاناً به رخ دادن اتفاقاتی منجر میشود، جامعه دانشگاهی را در حمایت از اصلاحطلبان تحریک میکند 3_ این ستاد تلاش میکند تا برنامه متراکم سفرهای خارجی را برای رئیسجمهور سابق ترتیب دهد و به نوعی با طرفهای خارجی تعامل کنند تا اگر چه امکان استقبال از ایشان در حد شخصیت رده اول کشور _ به دلیل پروتکلهای خاص _ میسور نیست ولی مواجهه در همین حدود صورت پذیرد. البته این سنت ناصوابی است که پیش از این بعضیها برای رئیس اسبق مجلس نیز دنبال کردهاند و البته نتیجهای در بر نداشت.
موضوع دیگر تغییر شعارها از اصلاحطلبی به مسائل معیشتی است. جریان دوم خرداد مدتهاست که از شعار اصلاحطلبی فاصله گرفته و دیگر کمتر از مفاهیمی مثل «آزادی»، «توسعه» و «دموکراسی» سخن میگویند. کنارهگیری آنان از این شعارها در عین حال که اعتراف به شکست استراتژیها و تاکتیکهای گذشته است، بیانگر رویکرد جدیدی _ در ابعاد تاکتیکی و نه راهبردی _ در این گروهها میباشد. البته در عین حال یک مشکل اساسی سر راه جا افتادن این تغییر رویکرد وجود دارد، مردمی که در طول 8 سال اداره دولت و 4 سال اداره مجلس توسط مدعیان اصلاحطلبی شاهد کمتوجهی آنان به مشکلات اقتصادی _ اجتماعی خود بودهاند، اینک نمیپذیرند که هم اینان فریادگر حل مشکلات معیشتیشان باشند. ظاهرا از همین رو بعضی از چهرههای شاخص اصلاحطلبان به رسانههای هوادار خود خط دادهاند که روی کارکرد _ مثبت و منفی _ دولت اصولگرا زوم کنید تا تغییر رویکرد کشور از شعارهای سیاسی به رویههای اقتصادی _ اجتماعی به چشم نیاید. این مقال نیاز به ادامه دارد که انشاءالله در یادداشتهای دیگر به آن میپردازیم.