محمد سرابی
پنج ماه پس از اشغال سفارت دولت آمریکا در تهران و در اول اردیبهشت ماه سال 1359 عجیبترین واکنش برای آزاد کردن گروگانها به انجام رسید. عملیات چریکی در عمق خاک ایران آن هم در دورانی که شوروی افغانستان را اشغال کرده بود و جنگ سرد ابرقدرتها در یکی از نقاط اوج خود قرار داشت. پس از شکست این عملیات نیز کشورهای عضو پیمان ورشو به سرعت تهاجم آمریکا به ایران را محکوم کردند.
به راستی در آن 5 ماه چه حوادث و جریانهایی آمریکا را به انتخاب گزینه نظامی- در مجاورت مرزهای ابرقدرت رقیب- رساند و نقش مناسبات دوران جنگ سرد در این تصمیم چه بود.
با گذشت سه هفته از گروگانگیری 21 وزیر خارجه عضو شورای اروپا خواستار آزادی بیدرنگ گروگانها شدند و چین با لحنی آرامتر اعلام کرد که با توجه به شرایط دشوار کنونی خواستار آزادی گروگانهای آمریکایی است. در این میان جالبترین واکنش از آن آندره گرومیکو وزیر خارجه شوروی بود «اتحاد جماهیر شوروی در برابر حمله نظامی آمریکا به ایران واکنش شدید نشان خواهد داد.»1
شوروی با پیشبینی اقدام نظامی ترجیح داد از همان ابتدا موضع خود را مشخص کند. در این مقطع آمریکا تلاش میکرد تا با طرح موضوع در شورای امنیت حمایت بینالمللی را به برخورد با ایران جلب کند ولی برای ایران آن روز شورای امنیت و نهادهای بینالمللی اهمیت چندانی نداشت. ابوالحسن بنیصدر سرپرست وزارت امور خارجه در مصاحبهیی گفت: «اگر شورای امنیت به ترتیبی که ما خواسته بودیم تشکیل نشود دلیلی ندارد که در آن شرکت کنیم.»2 کورت والدهایم دبیرکل سازمان ملل متحد که برای حل مساله به ایران سفر کرده بود بدون هیچ دستاوردی به محل کار خود برگشت. کسی در ایران به حرفهای او توجهی نکرده بود و والدهایم در مصاحبهیی گفت: در ایران آنقدر نسبت به سازمان ملل سوءتفاهم وجوددارد که نمیدانستم کسانی که به نگهبانیام گماشته شدهاند مامور حفاظت از من هستند یا حمله کردن به من.»3 ژیسکاردستن رئیسجمهور فرانسه اعلام کرد به دلیل حمله شوروی به افغانستان و مناقشه ایران و آمریکا بعید نیست جنگ جهانی سوم از خاورمیانه شروع شود. نیروهای شوروی افغانستان را در اختیار خود داشتند به همین سبب کشورهای غیرمتعهد قطعنامهیی را به شورای امنیت ارائه کردند. این قطعنامه که با احتیاط و بدون نام بردن از شوروی نوشته شده بود تقاضا داشت نیروهای خارجی خاک افغانستان را ترک کنند. شوروی قطعنامه را وتو کرد. پس از این اعلام قدرت، آمریکا قطعنامهیی برای تحریم اقتصادی ایران تنظیم کرده و به شورای امنیت ارائه کرد تا از این راه اقتصاد ایران را بیشتر از آنچه که بود در تنگنا قرار دهد. در جلسه شورای امنیت آمریکا، انگلیس، فرانسه، پرتغال، جامائیکا، نروژ، زامبیا، تونس، نیجریه و فیلیپین به آن رای مثبت دادند، چین از رای دادن خودداری کرده و دلیل آن را مبهم بودن سرنوشت گروگانها اعلام کرد. بنگلادش و مکزیک رای ممتنع دادند، آلمان شرقی رای منفی داد و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی باز هم قطعنامه را وتو کرد.4
ایالات متحده در بحران چند جانبه عجیبی قرار داشت. از طرفی اشغال سفارتخانه آن در کشوری که روزی نزدیکترین متحد آمریکا به شمار میآمد آن هم به دست جوانان غیرنظامی ضربه آشکاری محسوب میشدکه نیازمند پاسخ بود و از طرف دیگر امکان مذاکره با اشغال کنندگان وجود نداشت زیرا در فضای پرشور و هیجان آن عصر امکان داشت هرگونه مذاکرهیی به سازش یا هر فعالیت دیپلماتیک به جاسوسی و خیانت تعبیر شود. اقدام نظامی نیز به دلیل تهدیدهای علنی و غیرعلنی شوروی امکانپذیر نبود.
چند روز پس از وتو کردن قطعنامه تحریم ایران روزنامه پراودا ارگان حزب کمونیست در سرمقاله خود نوشت: با پیشنهاد قطعنامه تحریم اقتصادی ایران به شورای امنیت بحران کنونی به سراسر خاورمیانه گسترش مییابد. همان روز ایتارتاس خبرگزاری رسمی شوروی در تحلیلی به واشنگتن اخطار کرد که سیاست تحریک یا محاصره نظامی دریایی ایران به بهانه آزادی گروگانها اشتباه خطرناکی برای صلح و امنیت بینالمللی خواهد بود.
بهمن ماه 58 در اولین انتخاب ریاست جمهوری ایران بنیصدر از رقبا پیشی گرفت و پس از پایان گرفتن تب و تاب انتخاب صادق قطبزاده که سرپرستی وزارت خارجه را بر عهده داشت در مصاحبهیی کانادا را به جاسوسی متهم کرد زیرا دولت ایران را در جریان پناهندگی و فرار 6 آمریکایی قرار نداده بود.5 روشن شد که در زمان حمله به سفارتخانه 6 نفر شامل 5 کارمند و یک بازرگان آمریکایی در میان آشوب موفق شدند به سفارت کانادا بگریزند. سفارت کانادا از بیم اینکه مورد حمله قرار نگیرد آنها را مخفی کرد و پس از مدتی در بحبحه انتخابات ریاست جمهوری با تهیه گذرنامه کانادایی این 6 نفر را از ایران فراری داد.
اواخر بهمن ماه و با شدت گرفتن جنگ در افغانستان هارولد براون وزیر دفاع آمریکا گفت اگر روسها در افغانستان پیروز شوند وسوسه خواهند شد که به پیشروی خود تا خلیجفارس ادامه بدهند. در این زمان نیروهای روسیه در خاورمیانه به وضوح حضور داشتند که نفوذ آمریکا را تحت تاثیر قرار میداد، حتی به گفته پنتاگون 31 کشتی جنگی شوروی در خلیجفارس رفت و آمد میکردند.6
نکته مهم در واقعه طبس این است که مقدمات یک عملیات با این مشخصات نمیتواند در چند روز یا یک هفته فراهم شود. تامین اطلاعات، محاسبات لازم، آمادهسازی و تمرین نیروها و انتقال تجهیزات حداقل نیازمند چندماه فعالیت مستمر است و سیاستمداران کاخ سفید مدتها پیش از پنجم اردیبهشت در مورد حمله به ایران تصمیم گرفته و گزینه حمله نظامی را با جدیت مورد بررسی قرار دادند. جالب اینجاست که در اسفند 58 کارتر در بازگشت از کمپ دیوید اظهار داشت: «چیزی که ما میخواهیم یک راه حل مسالمتآمیز است و خیال میکنم اگر دو طرف حسن نیت نشان دهند همه در این راه موفق خواهیم شد.»7 کارتر در برنامهیی تلوزیونی هم از تلاشهای صرفاً دیپلماتیک سخن گفت و یک ماه بعد در نامهیی به بنیانگذار جمهوری اسلامی به اشتباهات آمریکا اعتراف کرد. آمریکا حتی به شوروی هم پیام صلح فرستاد و کارتر در جواب برژنف که از نتیجه تخلیه افغانستان میپرسید، گفت: «اگرنیروهای نظامی شوروی از افغانستان خارج شوند آمریکا بیطرفی آن کشور را تضمین خواهد کرد.» البته در همان زمان نیز برژینسکی مشاور امنیت ملی تاکید کرد که آمریکا به قرارداد 1959 خود با پاکستان وفادار است و اگر پاکستان مورد حمله شوروی قرار گیرد به آن کمک خواهد کرد.8
گروگانگیری تنها مشکل ایران نبود تنشهای مرزی با همسایه غربی رو به افزایس بود و در هر دو کشور بازتابهایی را به همراه میآورد.
اواخر اسفند آمریکا برای سنجش فضای جهانی گزینه نظامی را طرح کرده و برژینسکی در یک سخنرانی برای اولین بار از این احتمال سخن گفت که آمریکا در صورتی که با استفاده از وسایل مسالمتآمیز در ایران با شکست روبهرو شود به اقدامی نظامی متوسل خواهد شد.9 خبرگزاری تاس در تفسیری بر این اظهارات اعلام کرد که آمریکا خود را برای استفاده از نیروهای نظامی در ایران آماده میکند و مدعی شد که شوروی هرگونه مداخله نظامی در ایران از سوی آمریکا را لطمه به منافع خود میداند.10 تهدید شوروی مستقیم و صریح بود. بحران شدت یافت و کارتر در یک سخنرانی اعلام کرد که مسوولیت موقعیت ایجاد شده با شورای انقلاب است که خود را پشت سر دانشجویان پنهان میکند.11 در تاریخ 18 فروردین ماه 1359 روابط دیپلماتیک ایران و آمریکا از سوی آمریکا قطع شد. مناقشه مرزی با عراق نیز وسعت یافت و چند گلوله توپ به نفت شهر شلیک شد. همچنین دولت بعثی 18 هزار نفر از شیعیان را در مرز دهلران از کامیونها پیاده کرده و به سوی ایران راند.
بهرغم تمام این مشکلات بنیصدر که اینک رئیسجمهور ایران شده بود در دیدار با نمایندگان عضو جامعه اقتصادی اروپا گفت: «هرگونه تحریکی از سوی آمریکا و کشورهای عضو جامعه اقتصادی اروپا علیه ایران با عکسالعمل ایران روبهرو خواهد شد.»
24 فروردین ماه رئیسجمهور آمریکا در مصاحبه با CBN از اقدام علیه ایران گفت و شش روز بعد فهرست تحریمهای ایالات متحده علیه ایران را اعلام کرد. این فهرست شامل قطع واردات از ایران، منع ورود آمریکاییان به جز خبرنگاران و خانواده گروگانها، قطع کلیه نقل و انتقالات ارزی، حراج محمولههای نظامی ایران که در آمریکا توقیف شده بود، منع فروش کالاهای دارویی و خوراکی به ایران، قطع روابط اطلاعاتی با ایران و درخواست از کنگره برای اجازه برداشت از حسابهای مسدود ایران بود.12
از این تاریخ به بعد دولت آمریکا در سکوت کامل به تهیه مقدمات حمله کماندویی میپردازد. مشابه چنین عملیاتهایی در نقاط دیگر جهان مانند عملیات انتبه برای آزادسازی گروگانهای اسرائیلی در آفریقا آزمایش شده بود و کاخ سفید قصد داشت با نمایش قدرت و سرعت خود منطقه خاورمیانه و اتحاد جماهیر شوروی را تحت تاثیر قرار دهد.
قطعاً عواملی در داخل خاک ایران با آمریکاییها همکاری میکردند و تصور اجرای چنین برنامهیی بدون هماهنگی لازم غیر قابل باور مینماید. ورود و خروج کماندوهای آمریکایی بدون برخوردی به پایان رسید. شهید بزرگوار محمد منتظر قائم تنها کسی بود که خود را به بقایای جامانده از آمریکاییها رساند و بر اثر بمباران هوایی به شهادت رسید.
عملیات پنجه عقاب که موفقیت آن میتوانست جایگاه آمریکا را در خاورمیانه بالاتر برده و بر نفوذ شوروی سایه اندازد به ناکامی و رسوایی منجر شد، پس از پایان کار و آنگاه که اخبار آن منتشر میشد و شایعات و باورهای عجیبی در میان مردم رواج پیدا کرد که شاید اکنون و با تغییر فضا به نظر فاقد معنی و بیارزش بیاید ولی در زمان خود به سادگی گسترش پیدا میکرد. یکی از شایعات این بود که شوروی از پایگاه فضایی خود با پرتو سبز رنگ لیزری بالگردهای آمریکایی را به آتش کشیده است!