دکتر یدالله جوانی
ضربالاجل 60 روزه مندرج در متن قطعنامه 1737 به ایران برای تعلیق تمامی فعالیتهای هستهای پایان یافت. در طول این مدت عملیات روانی سنگینی با هدف مرعوبسازی ملت و دولت ایران از سوی آمریکاییها و متحدین آنها اجرایی گشت. در حالی که ایالات متحده به دلیل مشکلات فراوان در موقعیت بازگشایی یک جبهه جدید قرار ندارد، هراز چندی موضوع حمله قریبالوقوع به ایران در صدر اخبار جهان قرار گرفت. روز چهارشنبه گذشته، تلویزیون «اناچکی» ژاپن خبر از حمله آمریکا طی 24 ساعت آینده داد. لاوروف وزیر خارجه روسیه با این موضع که «جامعه بینالمللی از جنگ علیه ایران جلوگیری کند»، طوری سخن گفت که گویا آمریکاییها در آستانه حمله قریبالوقوع به ایران قرار دارند.
در بحث هستهای ایران
1- تثبیت ایران هستهای، یعنی پایان رویای قرن 21 آمریکایی و آغاز دوران نظام چند جانبهگرایی و قطببندیهای جدید قدرت.
2- آمریکاییها برای جلوگیری از هستهای شدن ایران تاکنون هر اقدامی که در توان آنها بوده، انجام دادهاند و اگر از گزینهای، چون گزینه نظامی استفاده نکردهاند، دلیل اصلی آن ناتوانی آمریکاییها و عدم اطمینان از نتیجه رویارویی با ایران است.
3- از میان تمامی گزینهها و راهبردهای ممکن برای جلوگیری از استمرار فعالیتهای هستهای ایران، بهترین، مناسبترین و کم هزینهترین گزینه از نظر آمریکاییها، رساندن ملت و دولت ایران به این نقطه است که آنان حفظ منافع و امنیت خود را در گرو توقف و پایان دادن به فعالیتهای هستهای ارزیابی کنند.
بنابراین تمامی تهدیدات، فشارهای اقتصادی، صدور قطعنامه و انجام عملیات روانی و طرح موضوع حمله نظامی به ایران، با هدف رساندن دولت و ملت ایران به نقطه مذکور است.
فشارها و عملیات روانی غرب با محوریت آمریکا به طور مشخص سه هدف را در راستای هدف کلی ذکر شده تعقیب میکند.
الف- ایجاد اختلاف و دوگانگی بین مسئولان نظام در پیگیری سیاستهای هستهای.
ب- ایجاد شکاف اجتماعی و وضعیت چند صدایی در جامعه ایران در موضوع هستهای.
ج- ایجاد اختلاف بین ملت و دولت نسبت به سیاستهای هستهای.
جمعبندی کمیته خطر جاری در آمریکا نسبت به مهار جمهوری اسلامی این است که ایالات متحده تنها با مشارکت خود ایرانیان میتواند به این هدف دست یابد. بر همین اساس، جورجبوش چندی قبل در گفتگو با روزنامه «یواس.ای.تودی»، ضمن اشاره به قطعنامه 1737 میگوید: «پیام من توسط دیگران به ایرانیها منتقل شده است. البته فقط آمریکا نیست که دراینباره صحبت میکند و این سیگنال واضحی به مردم ایران ارسال میکند که دولت آنها در روند منزوی کردن کشورشان قرار دارد. سینگال واضح یا در واقع همان پیامبوش، این است که باید خود ملت ایران دست به کار شود و مسیر نظام و دولت را در بحث هستهای تغییردهد.
جالب است پس از گذشت یک سال از ارجاع پرونده هستهای به شورای امنیت و صدور یک بیانیه و دو قطعنامه و فشارهای سیاسی اقتصادی آمریکا و چند کشور همراه و راه انداختن جنگراونی، چند گروه سیاسی و چند نشریه با صدور بیانیه و نوشتن چند یادداشت شروع کردند به طرح این موضوع که شرایط غیرعادی است و اوضاع فوقالعاده و باید در سیاستهای هستهای با هدف جلوگیری از وقوع رخدادهای خطرناک تجدید نظر کرد. به دنبال این قبیل موضعگیریها و به ویژه پس از صدور بیانیه سازمان مجاهدین که طی آن از یکسو سیاستهای هستهای نظام به چالش کشیده شده بود و از دیگر سوی، مردم به عدم توجه به پیامدهای سردادن شعار «انرژی هستهای حق مسلم ماست»، متهم شده بودند، آمریکاییها مسرور گشتند که راهبرد فشار بر ایران در حال پاسخ دادن است و سیگنالهای آنان، با سیگنالهایی که از داخل ایران ارسال میشود، روند امیدوار کنندهای را برایشان شکل داده است. در همین راستا خانم رایس وزیر خارجه آمریکا و برخی دیگر از مقامات آمریکایی در روزهای اخیر با اشاره به این سیگنالها، اظهار داشتند، فشارهای وارده به ایران با تصویب قطعنامه 1737 در حال جواب دادن است و این سیگنالها نشان میدهد چنانچه فشارها بر ایران افزایش یابد، ایرانیها در رفتار هستهای خود تجدید نظر خواهند کرد.
این نوع تحلیل نسبت به رفتار ایرانیان و آینده مسایل هستهای کشور در حالی صورت میگیرد که ملت ایران طی سالهای اخیر به طور کامل بیاعتنایی خود را نسبت به این سیگنالها نشان داده است. ملت ایران راه خود را انتخاب کرده و با سرعت این راه را، که مسیر رشد و تعالی است طی میکند و هر مانعی را هم به راحتی از سر راه برمیدارد.
بنابراین بهتر است:
1- آمریکاییها و یا هر کشور دیگری، با اتخاذ سیاستهای صحیح و به رسمیت شناختن حق ملت ایران به ویژه در موضوع هستهای از تکرار اشتباهات 28 ساله خود در قبال ملت ایران جلوگیری کنند. دل بستن به یک بیانیه و یا تیتر و سرمقاله چند روزنامه، چیزی به جز دویدن به دنبال سراب نخواهد بود. آمریکاییها باید به خوبی به این نکته توجه کنند که این نوع موضعگیریها در داخل ایران، نتیجه قطعنامه 1737 و فشارهای آنان نیست. در گذشته هم برخی از این گروهها و جریانها به دلایل مختلف چنین مواضعی را در قبال سیاستهای نظام واز جمله سیاستهای هستهای اتخاذ میکردند.مردم هم با این مواضع آشنا هستند. ولی ملت ایران در بینظیرترین راهپیمایی خود در 22 بهمن سال جاری در یک رفراندوم وهمهپرسی هستهای، نظر قاطع خود رابه جهانیان اعلام کرد.
2- اشخاص و گروههای سیاسی داخلی به این موضوع توجه کنند که ملت ایران عزم خود را در پیمودن مسیر هستهای شدن جزم کرده و به طور قطع این راه طی خواهد شد. تاریخ 28 ساله انقلاب نشان داده که هر گروهی که مسیر خود را از مسیر ملت جدا کند، فرجامی جز انزوا نخواهد داشت. بنابراین بهتر است این اشخاص و یا گروهها، به جای ارسال سیگنال به خارج، در کنار ملت قرار گیرند و همانند ملت ایران بیاعتنا به تهدیدات خارجی باشند و در مسیر حفظ وحدت وانسجام داخلی تلاش نمایند.