مرجان توحیدی
با شروع سال 86 فضای سیاسی کشور دوره تازهای از رقابتهای انتخاباتی را به خود خواهد دید؛ رقابتهایی با هدف کسب کرسیهای سبز مجلس هشتم. همانطور که سال گذشته تحولات فضای سیاسی به انتخابات شورای سوم شهر و روستا معطوف شد و همین مسئله تغییرات گستردهای را در نحوه آرایش احزاب و گروههای سیاسی موجود در کشور ایجاد کرد؛ سال جدید هم به نوعی متاثر از همین جریان خواهد بود. به طوری که فعالیتهای سه ماهه پایانی سال 85 گویای این است که احزاب با توجه به انتخابات مجلس هشتم فعالیتهای خود را سامان میدهند. در ابتدای سال گذشته ناظران سیاسی میپنداشتند که اصلاحطلبان در انتخابات شوراها به همان روند گذشته خود ادامه میدهند و نه تنها به وحدت نمیرسند، بلکه لیستهای متعدد هم ارائه میدهند، اما برخلاف این تصورات اصلاحطلبان ائتلاف و در میان گمانهزنیهای مختلف یک لیست با دو عنوان «ائتلاف اصلاحطلبان» و «اعتماد ملی» ارائه کردند. اما در مقابل، اصولگرایان علاوه بر اینکه اختلافاتشان تشدید شده و از وحدت بازمانده و در کنار دو لیست مشخص «رایحه خوش خدمت» و «ائتلاف بزرگ اصولگرایان» با لیستهای پراکنده و متعدد دیگری نیز مواجه شدند. اکنون که در بهار 86 هستیم شاید نتوانیم چشمانداز دقیقی از آرایش سیاسی گروهها در آستانه انتخابات مجلس هشتم ترسیم کنیم. اما از هم اکنون میتوان حدس زد که نحوه آرایش گروهها و احزاب در سال جدید با آنچه که در سال 85 پیریزی شده چندان متفاوت نخواهد بود. چرا که اصلاحطلبان پس از آنکه با ائتلاف خود توانستند در عین دوری از قدرت، چهار کرسی شورای شهر را از آن خود کنند، تصمیم گرفتند تا این تجربه مطلوب را حفظ کرده و آن را ادامه بدهند. بنابراین ائتلاف اصلاحطلبان در سال 86 و به منظور حضور در انتخابات مجلس هشتم ادامه خواهد یافت. اگرچه تدوین مبانی اصلاحطلبی از این حکایت دارد که تداوم ائتلاف با هدف پیروزی در رقابتهای مجلس تنها یکی از اهداف اصلاحطلبان است و آنها با تدوین مبانی اصلاحطلبی و مکتوب کردن اندیشههای خود، در حال برنامهریزی و تبیین و تدوین استراتژی برای آینده هستند. اصولگرایان اما به همان دلیل (پیدایش گروههای خلقالساعه حامی دولت، یکهتازی آنها در عرصه رقابت و عدم توجهشان به احزاب و گروههای اصولگرا در تصمیمسازی و تصمیمگیری) که در انتخابات 24 آذر نتوانستند به ائتلاف سراسری در انتخابات آذرماه دست یابند، در انتخابات مجلس هشتم هم که رقابتها سنگینتر، انتقاد از دولت بیشتر و شرایط خارجی دشوارتر خواهد شد، چه بسا امکان ائتلافشان کمتر هم بشود.
به عنوان نمونه، مریم بهروزی، دبیر کمیته سیاسی جبهه پیروان خط امام و رهبری در مصاحبهای با اعلام اینکه یکی از مسائل مهم برای اصولگرایان در سال 86 بحث انتخابات مجلس هشتم است، تاکید میکند، اصولگرایان باید در انتخابات آتی وحدت خود را حفظ کنند. به گفته بهروزی، اصولگرایان برای این منظور در حال گفتوگو و رایزنی بوده، اما به نتیجه کلی نرسیدهاند. بهروزی همچنین تصریح میکند که شورای معتمدین یا ائتلاف بزرگ اصولگرایان که در زمان انتخابات شورا شکل گرفت وجود خارجی نداشته و نمیتواند مامنی برای وحدت اصولگرایان باشد. رسیدن به وحدت اگرچه یکی از آرمانهای جریان اصولگرا محسوب میشود و البته راست سنتی به دلیل اینکه مدتها از قدرت دور بوده در این زمینه تلاش گستردهای را آغاز کرده ولی به رغم تمام این رایزنیها و تعاملها، حاصل همچنان هیچ است.
به طوری که ابوالقاسم رئوفیان اعلام میکند که اصولگرایان به دنبال وحدت بوده و در حال رایزنی هستند، اما هنوز به راهکار مشخصی نرسیدهاند. همانطور که قبلا هم اشاره شد، ایجاد گروه حامیان دولت نهم و یکهتازی آنها تلاش اصولگرایان را برای ایجاد ائتلافی سراسری ناکام گذاشت. شاید به همین دلیل است که برخی از اصولگرایان چون رئوفیان در مصاحبهای اعلام میکنند که گروههای اصولگرا باید ارتباط خود را با تشکلهای درون نظام تقویت کنند. اما دبیرکل جبهه اصولگرایان اصلاحطلب نظر دیگری داشته و با انتقاد از عملکرد دولت و با بیان اینکه حامی دولت بودن، نافی نقد منصفانه نیست. در مصاحبهای چنین میگوید: در دولت فعلی دایره اصولگرایی تنگتر شده و کبر سیاسی در این دولت زیاد است. سیدی رکنی در بخش دیگر مصاحبه خود اینگونه اظهار نظر میکند که عدهای پایبند به هیچ اصولی نیستند و اندیشهای جز حفظ میز و کسب قدرت ندارند؛ از سویی تا زمانی که مرز خودی و غیرخودی در میان اصولگرایان شکسته نشود، آنها رنگ و بوی سعادت را نخواهند دید چرا که اصلاحطلبان به آسیبشناسی خود پرداختند و در حال بازسازی خود هستند، اصلاحطلبان کبر سیاسی را برای اجماع کنار گذاشتند ولی این امر در میان اصولگرایان در حال افزایش است و با این کار خط کشی را ایجاد کردند که هر کس تحت سیطره آقای ایکس باشد اصولگراست و در غیر این صورت اصولگرا نیست. این اظهارات گویای این واقعیت است گروههای جدیدی که در پس هر انتخابات در درون جریان اصولگرا خلق میشوند، حضور خود در قدرت را منحصرا برای خود خواسته و حاضر نیستند در کارهای ائتلافی و جمعی شرکت کنند. این مسئله پس از انتخابات ریاست جمهوری نهم شفافتر شد و گروههای حامی دولت نهم حاضر نشدند هیچ شکلی از وحدت را بپذیرند. عمدهترین دلیلی که میتوان برای این اتفاق بیان کرد این است که منافع طیفهای مختلف درون جناح اصولگرا در سال 85 متفرق و جدا از هم بود، به همین دلیل در سال 86 هم با مشخص نشدن دیکته نانوشته دولت نهم و پایان کار مجلس هفتم این چندگانگی در منافع و به تبع آن در گروههای اصولگرا شدیدتر از قبل خواهد بود. به طوری که امیر محبیان، موسس حزب نواندیشان و از نظریهپردازهای جریان راست معتقد است که جریان اصولگرا را باید به طور جدی گرهها و مشکلات موجود در روابط مابین فراکسیونهای مختلف درون خود را حل کند، به نحوی که به نوعی به وحدت نظر مانند گذشته برسد، اگر این مشکلات حل نشود، ما در انتخابات سال آینده مجلس شورای اسلامی شاهد نوعی تقابل جدی و سهمخواهی بین جریان اصولگرا خواهیم بود. به گفته محبیان در جریان اصولگرا، وحدت سابق وجود ندارد و نوعی اختلاف به وجود آمده است، البته اصولگرایان نباید به گونهای برخورد کنند که گویی اختلافی وجود ندارد. از سوی دیگر نباید این اختلافات را دامن بزنند، بلکه با پشت سرگذاشتن اختلافات باید به وحدت نظری دست پیدا کنند که در پی آن شاهد نوعی تقارب و تعامل نظری میان گرایشهای مختلف اصولگرا خواهیم بود». در حقیقت گروههای جدید در جریان اصولگرایی، علت حضور خود در قدرت را در معرفی گزینهةایی میدانند که از چهرههای قدیم اصولگرا نیستند. به همین دلیل تاکنون از هرگونه اشتراک با گروههای سابقهدار خودداری کردهاند. اگرچه راست سنتی هم از هیچ تلاشی برای بازگشت به قدرت فروگذاری نکرده و همان سیاست قدیمی یعنی انتخاب و دعوت یکی از چهرههای شاخص اصولگرا را برای هدایت و مدیریت این جریان اتخاذ کردند. در راستای همین سیاست، جمعی از اعضای جبهه پیروان خط امام و رهبری با آیتالله مهدویکنی دیدار و مذاکره کردند. هر چند این دیدار به نتیجه نرسید، باید اذعان داشت آزموده را آزمودن خطاست. به گفته محبیان شیخوخیتی که پیش از آن در جریان اصولگرا وجود داشته هر چند برای خودداری ارزش ویژهای است ولی دیگر کارآمدی لازم را ندارد و باید جریان اصولگرا یک روند خردمندانه، ناشی از نگاه همگانی، متکی بر عقل و استدلال را در پیش بگیرد به طوری که نوعی دموکراسی درون گروهی با توجه به گرایشهای مختلف در این جریان ایجاد شود. وی همچنین از تصمیم آیتالله مهدویکنی استقبال کرده و با اشاره به تجربه ناموفق شورای هماهنگی نیروهای انقلاب، چنین میگوید: به نظر میرسد فرآیند سابق دیگر پاسخ نمیدهد و امکان ندارد که ما وحدتی در جریان اصولگرا فقط مبتنی بر اشخاص ایجاد کنیم؛ چرا که برخی از گروههای این جریان زیربار این قضیه نمیروند. لذا آیتالله مهدویکنی نیز با درک این موقعیت، نخواستند که در این قضیه اعتبارشان دچار چالش شوند که نهایتا هم اعتبارشان از بین برود و هم وحدت در جریان اصولگرا به وجود نیاید و باید به این درک عمیق آیتالله مهدویکنی از مسائل تبریک گفت. رئوفیان هم در اینباره اینگونه اظهار میکند که من از دوستان خود انتظار دارم قبل از اینکه ما به نتیجه نهایی برسیم از بیان هرگونه اظهارنظری خودداری کنند و اینگونه با حیثیت افراد بازی نکنند. به رغم این اظهارنظرها یک نکته را نباید از نظر دور داشت و آن این است که حتی در صورتی که در خوش بینانهترین حالت مهدوی کنی ریش سفیدی اصولگرایان را میپذیرفت باز هم بعید بود که این مسئله با اجماع نه صددرصدی، بلکه حداقل حداکثری این جریان در انتخابات مجلس هشتم و شاید ریاست جمهوری دهم شود. چه آنکه اصل مدیریت، ریش سفیدان در جناح راست، اصلی است که برای احزاب و گروههای جدیدتر این مجموعه کاملا فراموش شده است. از طرفی رقابتهای مجلس هشتم در حالی هدف اصلی اصولگرایان برای سال جدید است که مجلس هفتم برخلاف تصور اصلوگرایان و اصلاحطلبانی که از گردونه رقابت حذف شدند، یکدست و یکصدا نشد. در حقیقت، بلند شدن صداهای منتقد از دل مجلس و کوک شدن ساز مخالف نمایندگان با برخی سیاستهای دولت که از زمان رای اعتماد مجلس به کابینه نهم آشکار شد، تصویر یکدستی از مجلس اصولگرا ایجاد نکرد. بنابراین با سربرآوردن منتقدان دولت از دل مجلس، به نظر میرسد اختلافاتی که میان طیفهای مختلف درون اصولگرایان خصوصا دو طیف حامی و منتقد دولت وجود دارد، بیش از همه در زمان انتخابات شوراها بروز پیدا کرد، در زمان انتخابات مجلس پررنگ شده و بنابراین صفبندی رایحه خوشخدمت با ائتلاف اصولگرایان در انتخابات مجلس واضحتر شود.
در همینباره، محمد خوشچهره از جمله اصولگرایانی که بعدا به صف منتقدان دولت در مجلس پیوست معتقد است تعامل بین دولت و مجلس هفتم و سلبی است. وی در توضیح سخنش بیان میکند که تعامل سلبی یعنی اینکه هر نوع تنش، درگیری نزاع را سلب کردن، من برخلاف نظر بسیاری از دوستان گردانندگان اصلی در مجلس معتقدم تعامل میان دولت و مجلس سلبی است و تا اندازهای تلاش عمومی این است که بین مجلس و دولت تنش پیش نیاید. این اظهارات به طور تلویحی بیانگر این است که تعامل مناسبی بین دولت و مجلس نیست و مجلسیان شاید با دیده اغماض به برخی تصمیمهای دولت مینگرند تا به یکباره تنش نهفته در دل دو قوه عیان نشود.
همچنین از نظر محبیان در حال حاضر به نظر میرسد که گرایشهای مختلف در درون اصولگرایان از جمله اصولگرایان مجلس، نوعی فاصله از دولت پیدا کرده و نسبت به دولت انتقادات جدی دارند. به عقیده محبیان اگر این انتقادها به شکل ساختاری نمود پیدا کند، در زمان انتخابات ما به جای اینکه شاهد شکلگیری وحدتهای و ائتلافها باشیم، شاهد بروز شکافهای انتخاباتی خواهیم بود و این ممکن است فرصتی را برای جریان دوم خرداد فراهم کند تا آنها از شکاف به وجود آمده بهره بگیرند و جریان بازگشت به قدرت را برای خود تسهیل کند. سخن از دوم خردادیها به میان آمد. همانطور هم که قبلا گفته شد اصلاحطلبان به چند دلیل وضعیت فعلی را ادامه میدهند؛ اول اینکه پس از شکلگیری ائتلاف، اصلاحطلبان به فکر تدوین مبانی اصلاحطلبانی افتادند.
منشور اصلاحطلبی در کمیسیونی متشکل از گروههای مختلف اصلاحطلب در بنیاد باران در حال بررسی است. به گفته سیدحسین مرعشی، اصلاحطلبان به دنبال این هستند که در اقتصاد، سیاست خارجی و در پاسخ دادن نهادهای حکومت به مردم مبانی روشنی داشته باشند و در برخی زمینهها احتمالا روشهایشان را تغییر دهند. در حقیقت اصلاحطلبان با مکتوب کردن برنامههای خود و تدوین استراتژیهای این جناح خود را برای ایجاد تغییرات آماده میکنند.
چرا که به گفته مبلغ «منشور نوین اصلاحطلبی متناسب با شرایط روز و اقتضائات زمان در حال تهیه و تدوین است.» بنابراین ضرورت بازنگری در مبانی اصلاحات، روشها و برنامهها بعد از پایان دولت هشتم احساس میشد و تدوین این منشور اصلاحطلبی نیز در همین راستاست. این عضو دفتر سیاسی جبهه مشارکت در سخنان خود بیان میکند که محور تدوین منشور اصلاحات باید درس گرفتن از کامیابیها و ناکامیهای گذشته باشد. از جمله مباحثی که قرار است در منظور مطرح شود، توجه به سیاست خارجی و داخلی و رفع مشکلاتی که به دلیل برخی از سیاستهای دولت در این عرصه ایجاد شده است، گسترش خصوصیسازی، ارائه راهکارهایی عدم وابستگی کشور به نفت، توانمندسازی جامعه مدنی است به گفته مبلغ این منشور باید منجر به گفتمانی شود که از یک طرف وحدت بین نیروها و بخصوص اصلاحطلبان را تضمین و تامین کند و از طرف دیگر چارهاندیشی برای برون رفت از مشکلات کشور در آن پیشبینی شده باشد و بتواند به نیازها و اقتضائات زمانی که ما فعلا در آن هستیم، پاسخ دهد. اما دلیل دوم این است که هیچ مصلحت و دلیلی برای جدایی اصلاحطلبان وجود ندارد. مخصوصا به این جهت که اصولگرایان کمیت درصد ورود اصلاحطلبان به شوراهای شهر و اوست را برنامهای قرار میدهند تا بگویند نتایج، نشانی از پیروزی اصلاحطلبان ندارد. به همین خاطر هرگونه جدایی، شکست را در پی دارد. بنابراین تمام طیفهای مختلف اصلاحطلب پس از انتخابات شوراها، تداوم ائتلافشان برای انتخابات است. به طوری که هادی قابل از اعضای مشارکت میگوید: اصلاحطلبان به دنبال تقویت و تداوم ائتلاف خود در شوراها هستند و من فکر میکنم همین ائتلاف تا انتخابات ریاست جمهوری آینده همچنان تداوم خواهد داشت. رئیس دورهای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات هم میگوید: با توجه به تعاملاتی که در سایه ائتلاف میان اصلاحطلبان به وجود آمده، به ویژه در انتخابات شوراها و پس از آن و نیز حضور محوری آقای خاتمی که در واقع میتوان ایشان را فصلالخطاب نیروهای سیاسی (اصلاحطلب) تلقی کرد. داوود سلیمانی میافزاید: همچنین نقش و رابطه نزدیک چهرههای موثر دیگر همچون آقایان کروبی، موسوی خوینیها و هاشمیرفسنجانی چشماندز خوب و مثبتی را رای انسجام اصلاحطلبان در سال آینده میتوان تصویر کرد، مگر آنکه عوامل پیشبینی نشدهای دخیل شود.
محوریت خاتمی به عنوان حلقه وصل گروههای مختلف اصلاحطلب از آن بحثهایی است که همه اصلاحطلبان با آغوش باز از آن استقبال کردند. به طوری که منشور اصلاحطلبان هم در بنیاد باران و با نظرات آقای خاتمی در حال پشتسرگذاشتن مراحل مختلف خود است.
هادی قابل هم در همین باره معتقد است که حضور پیش قراردادی خاتمی در جبهه اصلاحات میتواند موجب تداوم ائتلاف اصلاحطلبان برای حضور در انتخابات مجلس هشتم شود. در این باره نباید یک مسئله را از ذهن دور کرد و آن استراتژی صبر و رسانهای نکردن اختلاف سلیقههاست. جلالیزاده میگوید که اتخاذ استراتژی صبر و سکوت در برابر عملکرد دولت و ائتلاف در انتخابات شورای شهر از جمله نقاط قوت اصلاحطلبان بود. جلالیزاده معتقد است با اینکه اصلاحطلبان در یک سال گذشته در قدرت حضور نداشتند ولی همچنان حضور خود را در عرصه فعالیتهای سیاسی و تلاش در جهت ادامه برنامههای اصلاحطلبی حفظ کردند.
در حقیقت بازبینی علل شکستهای گذشته، تلاش در جهت رفع آنها، ایجاد منشور اصلاحطلبی و اتخاذ استراتژی و راهبرد حرکت از جمله مواردی است که به توفیق اصلاحطلبان میانجامد. محبیان هم این مسئله را مورد توجه قرار داده و ضمن اینکه تلویحا به پیروزی اصلاحطلبان اشاره میکند، میگوید: ما در این انتخابات شاهد بودیم که دوم خردادیها توانستند از شکاف به وجود آمده در بین اصولگرایان استفاده کنند و اهداف خود را پیش برده و در انتخابات به پیروزیهای برسند. از سویی دیگر در انتخابات اتاق بازرگانی نیز شاهد بودیم که جریان دوم خرداد با ایجاد تحول تا حدودی جایگاه خود را در این اتاق تثبیت کرد. اگرچه آرا را به دست نیاورد. ولی این اتفاقات نشان دهنده رخ دادن تغییر و تحولاتی است.
این روزنامهنگار ادامه میدهد: مجموعه این اتفاقها نشان میدهد که جریان دوم خرداد تا حدودی خود را بازسازی کرده و در رفتار خود نوعی سازماندهی به وجود آورده است. در این جریان از اختلافات گذشته خبری نیست و ما شاهد نوعی وحدت عمل از سوی آنها هستیم که این مسئله در جریان انتخابات به نفعشان تمام شد.
این اظهارات در کنار عملکرد نامطلوب دولت در عرصههای مختلف چون ناکارآمدی در اقتصاد، عدم مهار گرانی و تورم و ... میتواند به وحدت جریان اصلاحطلب در آستانه انتخابات مجلس هشتم کمک کند.