اوکراین با بحران سیاسی تازهیی مواجه شده است، بحرانی که در آن رئیسجمهور تلاش دارد پارلمان را منحل کرده و در آن سوی ماجرا پارلمان از پذیرش این خواسته رئیسجمهوری سرباز میزند. تظاهرات حزبی در خیابانهای شهر کییف موجب افزایش هراس از بالا گرفتن درگیری شده است. دو جناح کنونی در اوکراین در خلال انقلاب نارنجی به سال 2004 درمقابل هم صفآرایی کردند که نتیجه آن پیروزی ویکتور یوشچنکو سیاستمدار هوادار غرب و دستیابی وی به مقام ریاست جمهوری اوکراین بود. بازنده انقلاب نارنجی، ویکتور یانوکوویچ، با به وجود آوردن طیف موافق خود در پارلمان، در سال 2006 به مقام نخستوزیری رسید. وی البته در دستیابی به قدرت سیاسی از کمک و همکاری کمونیستها و سوسیالیستها برخوردار بود. پس از آن، رئیسجمهور و نخستوزیر اوکراین مدام در حالت مواجهه با یکدیگر قرار دارند.
* آخرین آشوبها و درگیریهای انجام شده در اوکراین چه بوده است؟
** رئیسجمهور یوشچنکو، یانوکوویچ نخستوزیر اوکراین را به جذب برخی نمایندگان پارلمان از فراکسیونهای دیگر متهم کرده و معتقد است وی با برقراری آشوب در پارلمان قصد دارد قدرت را غصب کند و این اقدام او در حقیقت مخالف قانون اساسی اوکراین است. یانوکوویچ و طرفداران وی از پذیرش فرمان رئیسجمهور در انحلال پارلمان سرباز زده و گفتهاند به این رای هیچ باوری ندارند مگر آنکه دادگاه قانون اساسی اوکراین ارزش قانونی این رای را به رسمیت بشناسد.
* آیا رئیسجمهور اوکراین به لحاظ قانونی قدرت انحلال پارلمان را دارد؟
** قانون اساسی این کشور 3 مورد را به عنوان موقعیتهایی که رئیسجمهور حق انحلال پارلمان را به شکل قانونی در اختیار دارد عنوان کرده است اما اقدام نخستوزیر در جذب نمایندگانی از دیگر فراکسیونها در پارلمان جزء مواردی نیست که براساس آن رئیسجمهور بتواند رای به انحلال مجلس دهد. از سوی دیگر فرمان رئیسجمهوری لازمالاجرا است.
* چه دلایلی موجب شده است یوشچنکو و یانوکوویچ در خلال هشت ماه گذشته نتوانند با یکدیگر کنار بیایند و امور سیاسی در اوکراین را پیش ببرند؟
** این دو نفر در حال حاضر در چالشهای قدرت گرفتار شدهاند. دو جناح سیاسی حاکم در اوکراین هر کدام تفسیر خاص خود را از قانون اساسی این کشور دارند. اصلاحات قانونی که در خلال انقلاب نارنجی در اوکراین به وقوع پیوست ضعف مقام ریاست جمهوری در اوکراین و قدرتمندتر شدن پارلمان را به دنبال داشت. اما یوشچنکو و یانوکوویچ در حال حاضر بر سر جزئیات درگیر شدهاند.
* آیا در برگزاری انتخابات آینده امیدی به حل مشکلات کنونی وجود دارد؟
** در صورت پیروزی حزب یانوکوویچ امکان بازگشت وی به قدرت و مطرح شدن حزب وی به عنوان قدرتمندترین حزب سیاسی اوکراین وجود دارد. طرفداران و وابستگان یوشچنکو و یولیا تیموشنکو نیز در طرف دیگر این قضیه میتوانند رهبری سیاسی کشور در حوزه مدیریت اکثریت پارلمان را برعهده بگیرند.
* آیا دادگاه قانون اساسی توانایی برطرف کردن مشکلات کنونی موجود در اوکراین را دارد؟
** در تئوری میتوان به این پرسش پاسخ مثبت داد. نکته دلگرمکننده موجود در بحران کنونی اوکراین این است که دو جناح قدرت خود را ملزم به اقدام به قانون اساسی و قوانین کشوری خود میدانند، بنابراین آنها باید به احکام قانون دیوان اداری خود احترام بگذارند. از سوی دیگر هر دو حزب، طی 8 ماه گذشته طرح استیناف خود را به دادگاه ارائه کردهاند و دادگاه تاکنون تنها روی یکی از این طرحها اعمالنظر کرده است و گویا عجلهیی برای تسریع روند این کار ندارد.
* آیا این احتمال هست که یک بار دیگر اعتراضهای گروهی توده مردم وضعیت سیاسی کشور را مشخص کند، مانند آنچه در انقلاب نارنجی اتفاق افتاد؟
** البته این موضوع غیرممکن به نظر میرسد. آنچه در قالب اعتراضهای خیابانی در سال 2004 رخ داد در حقیقت نتیجه سالها نارضایتی مردم از برنامهها و سیاستهای «لئونید کوچما»، رئیسجمهور سابق این کشور بود. افزایش مخالفتها و اعتراضها در آن سالها در نهایت موجبات رضایتمندی مردمان ساکن در مناطق غربی اوکراین را به وجود آورد؛ شهروندانی که تمایل بیشتری به تغییر و تحول داشتند. اما همان مردم حالا از آگاهی عمیقی نسبت به مصالحات، توافقها و درگیریهای داخلی صورت گرفته در کشورشان برخوردارند و میتوان گفت که از آنچه بر سرنوشت سیاسی کشورشان گذشته، درس عبرت گرفتهاند. حامیان یانوکوویچ چندان تجربهیی در برگزاری تظاهرات خیابانی ندارند و از آنجا که قدرت این گروه بیشتر در مناطق شرقی کشور و نه در کییف مستقر شده است، آنها نمیتوانند تظاهرات خیابانی را سمت و سو دهند.
* آیا احتمال تجزیه کشور در آینده وجود دارد؟
** این موضوع همیشه به عنوان یک دغدغه اصلی در اوکراین مطرح بوده است به ویژه از زمانی که سیاستمداران این کشور به دو گروه طرفدار غرب و طرفدار روسیه تقسیم شدند. از همان زمان تاکنون درگیری و اختلاف در میان این دو گروه بالا گرفته است. در حقیقت تقسیمات کشوری در اوکراین به گونهیی است که بخشهای غربی کشور طرفدار غرب و بخشهای شرقی آن طرفدار روسیهاند. یانوکوویچ در مقام نخستوزیری اوکراین تاکنون به شکل نظامی از روسیه طرفداری نکرده است. بیشتر حمایتهای طرفداران یانوکوویچ از روسیه بار فرهنگی دارد به گونهیی که وی در تلاش بود زبان روسیه را در اوکراین به عنوان زبان دوم مطرح کند.