مصطفی احمدی
سالی که پشت سر گذاشتیم به مناسبت برگزاری چهارمین دوره انتخابات مجلس خبرگان، بحثهای متنوع و بسیاری را، چه قبل از انتخابات و چه بعد آن در میان محافل سیاسی و دینی به راه انداخت. بحثهایی نظیر جایگاه ولایت فقیه، جمهوری اسلامی، مشروعیت و مقبولیت و... در این بین، عدهای به بررسی نظرات و آرای امام خمینی(ره) در این زمینه پرداختند و برخی با توجه به رویکرد سیاسی و گرایشات حزبی خویش سعی در منطبق کردن نظرات امام راحل با مشی و بینش سیاسی خود نمودند.
ویژهنامه نوروزی اعتماد ملی در قسمت "سیاست" خود، یادداشتی تحت عنوان "ابتنا بر آرا و آرمانهای جمهور مردم؛ باور یا زیور" از آقای صادق طباطبائی آورده است. ایشان با استفاده از چند خاطره از سیره عملی امام(ره) در دوران انقلاب به تبیین جایگاه و نقش مردم در "مشروعیت" بخشیدن به ارکان نظام، از صدر تا ذیل پرداختهاند.
ایشان در ابتدای نوشتار خود آوردهاند که "در باور بنیانگذار جمهوری اسلامی، امام خمینی(ره)، آراء و افکار و آرمانهای مردم، نقش محوری داشته و "مشروعیت" نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران نیز بر همین اساس بوده است" (1).
نیک روشن است که در قسمت اول بیانات ایشان مبنی بر اهمیت آراء و افکار مردم در نظر امام خمینی(ره) جای هیچ شک و شبههای نیست و این را میتوان از دهها مصاحبه و سخنرانی چه قبل و چه بعد از انقلاب به وضوح به دست آورد. اهمیت زیاد نقش مردم چیزی نیست که کسی بخواهد بر سر آن اختلاف دیدگاهی داشته باشد، اما آنچه که مورد دعوا و نقطه چالشبرانگیز است، قسمت دوم بیانات ایشان، یعنی "مشروعیت" بخشیدن رای و نظر مردم به نظام سیاسی جمهوری اسلامی و به کلیه ارکان آن میباشد.
"مشروعیت" را میتوان در دو حوزه "فلسفه و حقوق سیاسی" و "جامعهشناسی سیاسی" مورد کاوش و دقت نظر قرار داد که ملاک "مشروعیت" در جامعهشناسی سیاسی؛ "مقبولیت مردمی" است و در فلسفه و حقوق سیاسی، "حقانیت" میباشد (2).
حال باید از آقای صادق طباطبایی پرسید که "مشروعیت" از دیدگاه ایشان به کدام معنی است. "مشروعیت" به معنای "مقبولیت" یا "مشروعیت" به معنای "حقانیت"؟ اگر شق اول مراد باشد؛ مشکلی در بین نیست، چرا که تعبیر دیگری از سخن اول ایشان است، اما اگر "مشروعیت" به معنای "حقانیت" در نظر باشد، جای بحث و اشکال است که با توجه به همین رویکرد به بررسی دو نمونه از خاطرات ایشان، در حجیت بخشی آرای مردم در "مشروعیت" نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران میپردازیم. ایشان در اولین خاطره خود مخاطب را به خاطره بازگشت امام خمینی(ره) در دوازدهم بهمن 57 و سخنرانی ایشان در بهشت زهرا توجه میدهند و بیان میدارند؛ "همگان میدانند که امام خمینی(ره) به هنگام بازگشت به میهن و در سخنرانی مشهور خود در بهشت زهرا در دوازدهم بهمن در چند جا مشروعیت فرامین و تعیین حکومت خود را به اعتبار ولایتی که از جانب مردم به ایشان تفویض شده و در راهپیماییها و اجتماعات میلیونی تبلور یافته عنوان کردند." (3)
برای بررسی و قضاوت هر چه بهتر این خاطره همگانی، مخاطب را به گوشهای از سخنرانی آن روز امام توجه میدهیم که شاید بتوان تسامحا آن را موید کلام آقای طباطبایی دانست: "من به پشتیبانی این ملت، دولت تعیین میکنم، من به واسطه اینکه این ملت مرا قبول دارد... (قطع شدن صدای امام به واسطه ابراز احساسات مردم)..." (4)
این قسمت از سخنرانی امام؛ تنها جایی است که ایشان در مورد مردم و حمایت آنها بیان کردند؛ و همانطور که خود امام عنوان میکنند به واسطه "مقبولیتی" که از طرف مردم دارد نظام شاهنشاهی را ساقط کرده و جمهوری اسلامی را برپا میدارد. در هیچ جایی از سخنرانی امام، در مورد "مشروعیت" و یا "تفویض" ولایت از طرف مردم چنانکه آقای طباطبائی ادعا میکنند بیانی وجود ندارد و جای شگفتی است که ایشان چگونه این معانی را از عبارت فوقالذکر امام، استنباط کردهاند.
خاطره دیگر آقای طباطبایی به گفتگوی ارباب جراید با امام خمینی(ره) برمیگردد که در مورد شکل و محتوای حکومتی که امام آن را پیشنهاد کرده بودند یعنی جمهوری اسلامی، از ایشان سوال نمودند و لازم به تذکر است که این گفتگو را قریب به مضمون عنوان کردهاند:
ـ "شما خواهان چه نوع حکومتی هستید؟"
امام: جمهوری.
ـ چه نوع جمهوریای؟
امام: از تعیین نوع حکومتهایی که در همین جاها میبینیم.
ـ ما در اینجا چندگونه نظام جمهوری میبینیم، منظور شما کدام یک از این جمهوریهاست؟
امام: منظور ما حکومتی است که مردم در آن نقش اول را دارند، یعنی حکومتی که پایه و "مشروعیت" آن بر خواستهها و آرمانها و نظرات مردم استوار است." (5)
اما آنچه که در این گفتگو و پاسخ امام به آن، در منابع معتبر وجود دارد، غیر آن چیزی است که آقای طباطبایی ادعا کرده است و به عنوان خاطره نقل قول نمودهاند. از میان چندین مصاحبه و گفتگویی که با امام در مورد شکل و نوع حکومت وجود داشت، نزدیکترین گفتگو به آن چیزی که آقای طباطبایی نقل کردند، گفتگوی "کلود شایه" نماینده مخصوص کاخ الیزه در فرانسه با امام راحل است. پاسخ امام نسبت به سوال در مورد نوع حکومت پیشنهادی توسط ایشان در این گفتگو به این صورت است که امام فرمودند: "اصل جمهوری همین است که در مملکت شما هم هست که آرای عمومی مردم، آن را تعیین میکند اسلامی میگوییم چرا که قانون اساسی براساس آن است،... جمهوری است یعنی دموکراتیک، و اسلامی است، یعنی قانون آن، اسلامی است. (6)
دعوی امام چه در این گفتگو و چه در مصاحبهها و گفتگوهای دیگر، مبنی بر شرح نوع حکومت، بر این بوده است که دو رکن "جمهوری و اسلامی" را با هم مطرح بکنند، که جمهوری همان نظرات و آرای مردم و "اسلامی بودن" همان قوانین و مقررات موجود در دین اسلام است. کم لطفی آقای طباطبایی در عدم امانتداری در نقل قولها موجب مغالطه تحریف شده است که در هر دو مورد از خاطرات ایشان وجود دارد.
"مشروعیت" و یا "حقانیت" امری نیست که بتوان آن را از رای مردم اتخاذ نمود، بلکه حق حکومت، امری است که خدای متعال، نسبت به آن، بر همه اولی و سزاوارتر است و خود اوست که میتواند این حقانیت و ولایت را بر آن کسی که بخواهد "تفویض" کند. در اندیشه سیاسی اسلام، مشروعیت حکومت، هیچگاه مشروط به خواست مردم نبوده است؛ و در واقع، تلازمی میان مشروعیت و مقبولیت نیست.