*ضمن تشکر از اینکه دراین گفتگو شرکت کردید، خواهش میکنم به عنوان اولین سؤال مبانی نظری و تئوریک ارزشها را در جامعه توضیح دهید؟
**ارزشها لایهای از فرهنگ هستند. فرهنگها دارای سه لایه میباشد. اصلیترین و زیرینترین لایه فرهنگ باورها و عقاید و مفروضات اساسی و به یک معنا، جهانبینی است. ارزشها که بایدها و نبایدهای انسان و جوامع انسانی را شکل میدهند مبتنی بر مفروضات اساسی آن فرهنگ شکل میگیرند. حال باید دید آیا ارزشهایی که در جامعه و کشورمان به عنوان ارزشهای دینی و اسلامی مطرح است، ارزشهای برخاسته از مفروضات و مبانی و اصول اسلام میباشد یا خیر؟
ممکن است ارزشهایی امروز در جامعه مطرح باشد و رفتار و عمل افراد جامعه از حوزههای مختلف سیاسی و اقتصادی و اجتماعی براساس آن ظهور و بروز پیدا کند، که اصولاً این ارزشها یا ناسازگار با مفروضات فرهنگ اسلامی است و یا حداقل اینکه سازگار نیست. این چنین ارزشهایی از فرهنگهای دیگر به محیط فرهنگی جامعه نفوذ و رسوخ کردهاند.
*راه پالایش فرهنگ عمومی از ضد ارزشها کدام است؟
**باید مهندسی فرهنگی جامعه را جدی گرفت! این واقعاً نکته مهمی است. در مهندسی فرهنگ کشور باید اینگونه ارزشهای ناسازگار را به عنوان ضعفهای فرهنگی بازشناخت و سپس به پالایش فرهنگ موجود کشور اقدام نمود.
بدیهی است پس از اینکه ارزشهای اصلی که مبتنی بر مفروضات فرهنگ اسلامی است با ارزشهای مبتنی بر مفروضات فرهنگهای غیردینی یا ضددینی بازشناخته شد. راه اصلی تقویت چنین ارزشهایی آن است که نمادهای جامعه یعنی رفتار و ساختارهای جامعه براساس آن شکل پذیرد. به این معنا که همه سیاستها، برنامهها، علوم، محصولات و مصنوعات و روابط و ... براساس این ارزشها ساخته و پرداخته شود.
*تقویت فرهنگ دینی در جامعه چگونه امکانپذیر است، از چه زمانی و از چه کسانی باید شروع کرد؟
**به دو نکته اساسی در تقویت و توسعه فرهنگ دینی در جامعه باید توجه نمود، نخست اینکه فرهنگ دینی به خوبی تعیین و تبیین شود، مشخص شود وقتی که عنوان میشود فرهنگ دینی، منظور کدام فرهنگ و با چه ویژگیهایی است؟ رابطه این فرهنگ با فرهنگ ملی و فرهنگ عمومی و فرهنگهای تخصصی چگونه است؟ فرهنگ دینی در نظر صاحبنظران فرهنگی و متدینین و اسلامشناسان چه فرهنگی است. مبلغین فرهنگی و دستگاههای مختلف و رسانههای گوناگون که وظیفه و رسالت خود را توسعه فرهنگی جامعه میدانند چه برداشت و مفهومی از فرهنگ دینی دارند؟ تا زمانی که به این مهم به خوبی توسط مدیران و متولیان فرهنگی کشور اعم از مسئولین و دانشگاهیان و حوزویان پرداخته نشود، نمیتوان انتظار خیلی بالایی از تقویت و توسعه فرهنگ مسلماً برای تقویت و توسعه این فرهنگ باید به آموزه اثربخش «کونو ادعاة الناس بغیر السنتکم» تأکید نمود. بنابراین برای تقویت فرهنگ دینی باید التزام عملی مسئولین و مدیران کشور بخصوص وزرا، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، مدیران عالی کشور و در هر حوزهای اعم از سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی و در درجه بعد همه کارکنان و کارگزاران دولت اسلامی را فراهم نمود، این راه بهترین راه دینی در جامعه داشت تکرار میکنم و تأکید میکنم جا دارد که به این خاطر به مهندسی فرهنگی توجه شود زیرا مهندسی فرهنگ کشور به همین اشاره دارد و مشخص میکند که فرهنگ مطلوبی که جامعه باید به آن برسد، کدام است.
*همه آنچه گفتید مورد قبول و قابل تأمل است. اما منظور ما از فرهنگ دینی همان فرهنگ اسلام و ارزشهای مورد قبول این فرهنگ است نبابراین در این باره نظرتان را بیان نمایید.
**بله، به اجمال فرهنگ دینی که بیشتر منظور همان فرهنگ و ارزشهای اسلامی است در نظر مردم و جامعه مشخص میباشد، انقلاب اسلامی هم براساس همین فرهنگ شکل گرفته است و همه هم و غم مسئولین و تلاشگران عرصه فرهنگ این است که فرهنگ اسلامی توسعه یابد و در جامعه و در میان مردم جایگاه بالایی داشته باشد.
و کوتاهترین راه و کمهزینهترین راه و چه بسا تنها راه ممکن خواهد بود!
*منظورتان این است که بهترین راه برای تقویت ارزشها در جامعه، ارائه الگوهای عملی و ملموس به مردم است؟
**همینطور است. بهترین روش و مناسبترین راه تقویت ارزشها و بهترین کسانی که هم مناسب و هم لازم است که در این خصوص حرکت کنند، مسئولین و مدیران و کارگزاران و کارکنان نظام هستند.
*عوامل دینگریزی و راههای مقابله با دینگریزی و کمرنگ شدن ارزشها را نام ببرید؟
**ببینید! دین را و بخصوص اسلام را باید همانگونه که هست و همانگونه که حضرت امام «ره» مطرح فرمودند اسلام ناب محمدی(ص) را باید به جامعه و بخصوص به جوانان و نوجوانان و نسل آینده معرفی کرد. پیرایهها و برداشتهای افراطی و تفریطی و بخصوص اسرائیلیاتی که به دین چسبانده میشود و با جواهر اسلام ناسازگار است و چه بسا گاهی اینها اصل میشود، موجب دینگریزی و کمرنگ شدن ارزشها میشود.
از سوی دیگر باید مراقب و مواظب بود که موج نگرش سکولارها و ضد دینهای غربی که فهم و برداشت آنان از دین، دین کلیسای قرون وسطی است به عنوان یک جریان علمی و فکری سازگار با فرهنگ دینی و اسلامی متعالی و فطری کشورمان مطرح نشود.
عامل اساسی و کاملا ً مؤثر دیگری که در دینگریزی و کمرنگ شدن ارزشها وجود دارد فاصله بین حرف و عمل متدینین و بخصوص مدعیان دین و اسلام و بالاخص مدیران و مسئولین و همه کارگزاران کشور است.
*شما فکر میکنید که موانع مهم و اساسی گسترش ارزشها در جامعه دینی ما چیست؟ در جامعهای که انقلاب اسلامی براساس بهترین برداشت از دین با همدلی و رهبری آگاه با اکثریت قاطع ملت دیندار بوقوع پیوسته است و همه مسئولین و مردم دوست دارند که ارزشها هر روز بیشتر و بهتر گسترش یابد چه عواملی میتواند مانع گسترش ارزشها شود؟
**انقلاب مقدس اسلامی که براساس فرهنگ و ارزشهای اسلام ناب محمدی«ص» شکل گرفت و به پیروزی رسید. در اولین قدم و در اولین مرحله مانع بزرگ و اصلی گسترش ارزشها که نظام سیاسی شاهنشاهی بود را از جلوی پای خود برداشت و نظام و ساختار سیاسی «جمهوری اسلامی» را به جای آن گذاشت. منتهی همان نظام بر مجموعه ساختارها و سازمانها و ساز و کارهایی بنا شده بود که همه آنها مبتنی بر فرهنگ دیگری، و بخصوص مبتنی بر فرهنگ مادی و سکولار غرب طراحی و ساخته شده بودند. به عنوان مثال نظام اقتصادی کشورمان در رژیم گذشته مبتنی بر فرهنگ مصرفی و لذایذ مادی و سود و منافع بیشتر و تلاش کمتر و بدون هیچگونه قید و بند حلال و حرام طراحی و مهندسی شده بود. به همین جهت بدنه دستگاهها آنطور که باید متناسب با نظام مهندسی دینی شوند، مهندسی نشدند. بنابراین تا زمانی که مهندسی نظام اقتصادی و سایر نظامها اعم از نظام اجتماعی و حتی نظام فرهنگی کشور، باز مهندسی و طراحی مجدد براساس ارزشهای اسلامی کشور نشوند مدیران متدینی که عهدهدار مدیریت این نظام و دستگاههای مختلف فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی و سیاسی هستند موفق به گسترش ارزشها نمیشوند. زیرا برای انجام هر کار، زمینههای مناسب لازم است. مهندسی فرهنگی کشور در همه سطوح بخصوص در سطح نظامها، یعنی مهندسی فرهنگی نظام اقتصادی، مهندسی فرهنگی نظام سیاسی، مهندسی فرهنگی نظام اجتماعی و بخصوص مهندسی فرهنگی نظام فرهنگی و در درجه بعد مهندسی فرهنگی سازمانهای مختلف بخصوص سازمانهای فرهنگی و سازمانهای تولید علم یعنی آموزش و پرورش، دانشگاهها و مراکز پژوهشی در دهه سوم انقلاب اسلامی ضرورتی اجتنابناپذیر است.
براساس همین درک دقیق و عمیق بود که مقام معظم رهبری در سال ۱۳۸۱ بر ضرورت و اهمیت مهندسی فرهنگی کشور تأکید فرمودهاند.
اگر به چنین مهمی توجه لازم صورت نگیرد، موج اقتصاد محوری اکثر جوامع و کشورهای دنیا، جامعه ما و سایر کشورها را هم در بر خواهد گرفت و دامنه مهندسی و مدیریت اقتصادی جهانی چه بسا به دستگاههای فرهنگی کشور هم خواهد رسید. امروز شاهدیم که بخشی از دستگاههای فرهنگی کشورمان هم مهندسی اقتصادی شده و مدیریت بر آنها حاکم میباشد.
*ازاینکه در این گفتوگو حضور پیدا کرده و به سؤالات ما پاسخ دادید، متشکرم.
**من هم از لطف و محبت شما سپاسگزارم.