تاریخ انتشار : ۱۵ آذر ۱۳۸۶ - ۱۱:۰۰  ، 
کد خبر : ۲۰۷۲۶

اصولگرایی تنها حریف ناتوی فرهنگی

عباس خسروانی مقدمه: سال گذشته رهبر معظم انقلاب در جمع دانشجویان و دانشگاهیان استان سمنان یک‌بار دیگر خطر تهاجم فرهنگی باندهای بین‌المللی زر و زور را گوشزد نمودند و بر آمادگی و هوشیاری برای مقابله و خنثی‌سازی آن تاکید کردند. معظم‌له از جمله شخصیت‌هایی است که بیشترین حساسیت را نسبت به مقوله تهاجم فرهنگی نشان داده و هیچ‌گاه از آن غافل نبوده‌اند. ایشان در سالهای گذشته از تهاجم و شبیخون فرهنگی سخن گفتند و امروز نیز از تشکیل ناتوی فرهنگی خبر می‌دهند. بی‌شک اهتمام مستمر و مداوم رهبری نشان از اهمیت و حساسیت این مقوله دارد. ناتوی فرهنگی اصطلاح قابل تاملی در سخنان اخیر ایشان است که فرمودند: باندهای بین‌المللی زر و زور که برای تسلط بر منافع ملت‌ها، سازمان نظامی ناتو تشکیل داده بودند اکنون برای نابودی هویت ملی جوامع بشری و تحقق بیشتر اهدافشان در پی تشکیل ناتوی فرهنگی هستند تا با استفاده از امکانات زنجیره‌ای متنوع و بسیار گسترده رسانه‌ای سررشته تحولات، سیاسی- اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشورها و ملت‌ها را به دست بگیرند." (۱)

کلمه ناتو ناخودآگاه ذهن را متوجه سازمانی نظامی می‌کند که مخفف سازمان بین‌المللی آتلانتیک شمالی است. حدود ۴ سال پس از جنگ جهانی دوم (۱۹۴۹) این سازمان با حضور آمریکا و کشورهای اروپای غربی به منظور مقابله با قدرت نظامی شوروی شکل گرفت. رویکرد اصلی ناتو رویکردی نظامی بود که در کنار آن به تحلیل مسائل سیاسی و اقتصادی نیز می‌پرداخت. این سازمان نظامی روز به روز بر گستره و سلطه نظامی خود می‌افزود. با اشغال کره جنوبی در سال ۱۹۵۰ دامنه نفوذ آن تا جنوب شرق آسیا گسترش یافت و با پیوستن دو کشور ترکیه و یونان در سال ۱۹۵۲ حوزه مدیترانه نیز به قلمرو و سلطه ناتو افزوده شد. به نظر می‌رسد جهان غرب و در راس آن امریکا در سال‌های اخیر به این نتیجه رسیده‌اند که دیگر سلطه نظامی جوابگوی اشتهای سیری‌ناپذیر آنان مبنی بر سلطه کامل بر جهان، کارآمدی لازم را ندارد. شکست نظامی این کشور و عدم تحقق سیاست‌های مورد انتظار در سال‌های اخیر، تئوریسین‌های این کشورهای استعماری را به این نتیجه رساند که می‌بایست برای تسلط کامل بر جهان راه دیگری را در پیش بگیرند. نتیجه و ثمره تفکرات و تاملات نظریه‌پردازان و طراحان سیاست‌هاى استعماری غرب تشکیل ناتوی فرهنگی بود.

ناتوی فرهنگی تفاوت‌های بنیادین با ناتوی نظامی دارد که شناخت ماهیت آن به منظور مقابله با آن امری ضروری است. اگر ناتوی نظامی جسم انسان ها را هدف قرار می‌داد، ناتوی فرهنگی فرهنگ انسانها را هدف قرار داده است. فرهنگ بستر اصلی زندگی بشر است. فرهنگ به معنای خاص آن برای یک ملت عبارت از ذهنیت‌ها و اندیشه‌ها، ایمان و باورها و سنت و آداب و ذخیره‌های فکری و ذهنی آن ملت است. به عبارتی ساده‌تر فرهنگ همه چیز یک ملت به شمار می‌رود. آنچه در شناخت و فهم ناتوی فرهنگی مهم و ضروری می‌نماید این است که بدانیم واقعا فرهنگ چه تاثیری در سرنوشت ملت‌ها دارد و پرداختن به آن و حساس بودن نسبت به آن برای آینده‌ای که همه ما به آن علاقه‌مند هستیم و برای آن کار و تلاش می‌کنیم چه نقشی ایفا می‌کند. فرهنگ مقوله‌ای است که در ارتباط مستقیم با انسانیت انسان قرار دارد، لذا دغدغه فرهنگی ناشی از دغدغه نسبت به انسانیت انسان، اهداف والای انسان و نسبت به آن چیزهایی است که قصد رسیدن به آنها را داریم و برای آنها زنده هستیم. ناتوی فرهنگی به وجود آمده تا فرهنگ‌ها و تمدن‌های بشری را منحل و نابود سازد و فرهنگ ساخته دست خویش را جایگزین آن سازد. ناتوی نظامی اگر رویای تسلط بر تمامیت جغرافیای جهانی را در سر می‌پروراند ناتوی فرهنگی به چیزی فراتر از آن می‌اندیشد و آن تسلط بر ذهن‌ها و اندیشه‌ها است.   

ناتوی نظامی با همکاری کشورهای غربی به منظور مقابله با تهدیدات احتمالی شوروی سابق به وجود آمد اما ناتوی فرهنگی توسط جهان استعماری به منظور مقابله با فرهنگ اسلامی شکل گرفته است.

فرهنگی که غرب را در وحشت فرو برده و خواب را از چشمان چپاولگران جهانی ربوده است کشورهای غربی و در راس آن آمریکا بی‌شک هیچ ترس و هراسی از تهاجمات نظامی ملتهای جهان ندارند بلکه آنچه آنان را دچار وحشت نموده تسلط فرهنگ و تمدن اسلامی، گسترش آن در سطح بین‌الملل و در نهایت بیداری ملت‌های تحت سلطه است. پیروزی انقلاب اسلامی در ایران نماد این بیداری و شروع نهضت بیداری جهان است. با قدرت یافتن فرهنگ اسلامی، غرب به منظور مقابله با آن ناتوی فرهنگی راتاسیس نمود و از نظریاتی چون جنگ تمدن‌های هانتینگون بهره تئوریک برد. هانتینگتون نظریه‌پرداز مشهور آمریکایی معتقد است: تقابل اصلی آینده جوامع بشری برخورد فرهنگ اسلامی و فرهنگ غربی است. راهی را که غرب برگزیده راهی است که امیدهای فراوانی را برای آنان ایجاد کرده است و از سوی دیگر خطری بزرگ برای جهان اسلام به شمار می‌رود چرا که غرب بر نقطه‌ای تمرکز کرده که تسلط بر آن یعنی تسلط بر همه داشته‌های جهان اسلام. شهید مطهری(ره) در این باره می‌نویسد: استعمار سیاسی و اقتصادی آنگاه توفیق حاصل می‌کند که استعمار فرهنگی توفیق به دست آورد و بی‌اعتقاد کردن مردم به فرهنگ خودشان و تاریخ خودشان شرط اصلی این موفقیت است" (۲) غرب و جهان استکباری با آگاهی کامل نسبت به این موضوع که تسلط فرهنگی زمینه‌ساز و بستر تسلط در سایر زمینه‌ها خواهد بود. حملات فرهنگی خود را آغاز و روز به روز بر حجم آن افزوده است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و ۸ سال دفاع مقدس در کشور ما غرب از جبهه نظامی وارد جبهه فرهنگی شد.این جبهه گسترده‌ترین جبهه‌ای بود که آنان پس از شکست‌های پی‌در‌پی در صحنه‌های مختلف بدان دل بسته بودند. بهترین زمان برای شروع این تهاجم بی‌امان دوران پس از دفاع مقدس بود. دورانی که در آن نسلی ظهور می‌کند که لحظات انقلاب و دفاع مقدس را درک نکرده است. گسست بین نسل نو ظهور و نسل گذشته یا به عبارتی دیگر انقطاع فرهنگی در جامعه هدف اصلی این حرکت بود. بی‌شک هر ملتی هویت فردی و اجتماعی خویش را مدیون جنبه‌های سازنده فرهنگ عمیق و ریشه‌دار خود می‌داند. فاصله گرفتن از آن جنبه‌های مثبت و سازنده تاریخی – فرهنگی او را در سیطره فرهنگ بیگانه قرار خواهد داد و اگر رابطه فرهنگ جامعه با تاریخ آن قطع شود وضعیتی پیش خواهد آمد که از آن به انقطاع فرهنگی یاد می‌کنند. دشمن هویت دینی با تشکیل ناتوی فرهنگی و با برنامه‌ریزی خاصی به نبرد با انقلاب اسلامی که نماد و سردمدار احیای تفکر اسلامی و تقابل با جهان غرب است برخاسته و با استخدام عوامل داخلی و تبلیغات رسانه‌های خارجی می‌کوشد خرمن باورهای پاک را آتش بزند و به جای آرمان‌خواهی دینی جوانان و نسل جدید انقلاب اندیشه‌های لیبرالیستی و بی‌قیدی را جایگزین آن سازند. این هدف با تشکیل ناتوی فرهنگی در دستور کار دشمنان قرار گرفته است. دیوید کیو مامور سازمان سیا و رابط آن با برخی گروه‌ها و عناصر ضد انقلاب می‌گوید: مهمترین حرکت در جهت براندازی جمهوری اسلامی، تغییر فرهنگ جامعه فعلی ایران است و ما به آن مصمم هستیم."(۳)

رهبر معظم انقلاب اسلامی که نقش کلیدی در افشاگری برنامه‌های دشمنان برای براندازی نظام جمهوری اسلامی داشته و توانسته‌اند انقلاب را در پیچ‌ و خم‌های کشنده دنیای امروز حفظ و هدایت نمایند بارها نسبت به موضوع تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی و امروز ناتوی فرهنگی هشدار داده‌اند. ناتوی فرهنگی در پی اضمحلال فرهنگ دینی و جایگزینی فرهنگی است که مقام معظم رهبری آن را این‌گونه معرفی می‌نمایند: فرهنگ غرب آن فرهنگی است که برای فاسد کردن انسان برنامه‌ریزی می‌کند، فرهنگی است که ارزش‌های انسانی، درخشندگی‌های انسانی، فضیلت‌های انسانی در آن فرهنگ مورد دشمنی و بغض است، فرهنگی است که در اختیار خداوند زر و زور و امپراطوری قدرت و ابزاری در اختیار آنها است."(۴)

با نگاهی به خاطرات همفر جاسوس انگلیس در ممالک اسلامی می‌توان به موقعیت‌شناسی و بینش قوی سیاسی رهبر معظم انقلاب پی‌برد. همفر در خاطرات خود راه‌های نابودسازی عوامل نیرومند مسلمانان را در ۲۳ بند خلاصه می‌کند که خلاصه‌بندهای آن عبارتند از: ترویج شراب‌خواری، قمار، فساد، شهوترانی، ترغیب به زیر پا نهادن دستورهای اسلامی، نفوذ در خانواده‌ها و تیره نمودن روابط بین فرزندان و والدین به طوری که زیر بار تربیت والدین خود نروند و به سمت فرهنگ استعماری هدایت شوند و در نهایت جوانان را از حوزه نفوذ عقاید دینی خارج و ارتباط آنان با علما را قطع کند."(۵) تاکیدات اخیر رهبر فرزانه انقلاب نشان از جدی بودن و خطرناک بودن تحرکات دشمنان در جبهه فرهنگی است و بی‌شک دشمن شماره یک ناتوی فرهنگی نظام‌جمهوری اسلامی خواهد بود. از آنجا که فرهنگ دینی جوهره اصلی انقلاب اسلامی ایران است در تحقق و شکل‌گیری و استمرار پیروزی خود ارزش‌ها معیارهای نوینی را مطرح کرده که از دید کارشناسان نظریه‌پردازان فرهنگی دارای قدرت برانگیختن و ایجاد تحول درونی است. این انقلاب با ساختار فرهنگی – دینی خود فرهنگ استعماری غرب را به چالش کشانده و به همین جهت است که نظام استکباری غرب به نابودی فرهنگ انقلاب و نظام مبتنی بر آن همت گماشته است مقام معظم رهبری در این خصوص می‌فرمایند: امروز دشمن جبهه وسیعی را با استفاده از ابزارهای موثر خطرناک کارآمد و نیز با بهره‌ گرفتن از علم و تکنولوژی تشکیل داده است تا جمهوری اسلامی را هدف یک یورش همه جانبه فرهنگی قرار دهد.پاتریک کلاوسون رئیس‌تحقیقات موسسه سیاست‌های خاور نزدیک واشنگتن نیز می‌گوید: جمهوری اسلامی یک خطر عقیدتی به حساب می‌آید که نمی‌توان آن را سبک شمرد"(۶) سیاستمداران و تئوری‌پردازان کاخ سفید و به دنبال آن جهان استکباری کما بیش به این نتیجه رسیده‌اند که اشغال ایران و براندازی نظام جمهوری اسلامی از طریق عملیات نظامی امری محال و در صورت امکان بسیار پر هزینه و گزاف خواهد بود. به همین دلیل است که جنگ در عرصه فرهنگی را در دستور کار خود قرار داده‌اند. رهنمودهای مقام معظم رهبری و شواهد و قراین جهان امروز به ما این واقعیت را می‌رساند که جنگی بی‌امان در عرصه فرهنگ رخ داده است که کوچکترین غفلت نابودی محض را در پی خواهد داشت.

این یک واقعیت انکارناپذیر است که ناتوی فرهنگی خطراتی به مراتب شدیدتر از ناتوی نظامی و غیرقابل جبران در پی دارد. طراحان و مجریان ناتوی فرهنگی اضمحلال کامل ملت‌ها را هدف نهایی خود قرار داده‌اند و با تمام قوا در این مسیر در حال حرکت هستند. مقابله با این مجموعه پنهان اما خطرناک مستلزم اتخاذ رویکردی آگاهانه نسبت به باورها و اصول است. مسلما صیانت از اصول و ریشه‌ها ابزارهای فرهنگ مهاجم را در ابتدای این مسیر شوم معدود خواهد ساخت. نخستین استراتژی، ناتوی فرهنگی القای حس ضعف و ناتوانی در میان ملت‌هاست. اعضای ناتو فرهنگی تلاش دارند تا به ملت‌ها بفهمانند و بقبولانند که اساسا همانگونه که آنان در برابر قدرت نظامی، اقتصادی و سیاسی غرب توان مقاومتی ندارند در این مبارزه و رویارویی نیز تاب ایستادگی را نداشته و راهی جز همراهی با غرب نخواهند داشت. با شناخت ناتوی فرهنگی و اهداف و برنامه‌های آن، تقویت بنیه دفاعی و آمادگی مقابله به آن امری ضروری است. شهید مطهری که نمونه بارز مقابله با ناتوی فرهنگی است در این خصوص ارائه راه‌ حل کرده و آن را این گونه بیان می‌کند: قویترین حربه دفاعی این انقلاب و موثرترین سلاح پیشرفت آن، ایمان ملت به نیروی خویش و بازگشت به ارزش‌های اصیل اسلام است."(۷) آنچه که طراحان و مجریان ناتوی فرهنگی را دچار وحشت کرده خواب را از چشمان آنان ربوده بیداری جهان اسلام و رجوع به آموزه‌ها و اصول اسلامی است در این صورت سلاح‌های اتمی غرب نیز یارای مقاومت و ایستادگی را در برابر این نهضت نخواهد داشت. تجربه انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و دفاع ۳۳ روزه حزب‌الله لبنان نمونه‌های روشن و ملموسی برای این ادعاست که مصداق‌های بارز بازگشت به هویت دینی- فرهنگی خویش است.

تنها راه مقابله با ناتوی فرهنگی بازگشت به خویش است و برهمین اساس می‌بایست ندای بازگشت به فرهنگ اصیل اسلام را نه تنها در جامعه خود بلکه در سراسر جهان اسلام طنین‌اندازی کنیم. امروز تمام جهان تشنه معنویت است و ما نمونه‌هایی را سراغ داریم که پس از پیروزی انقلاب اسلامی حرکت به سمت استکبارستیزی و تکیه بر هویت و فرهنگ اصیل خویش را در پیش گرفته‌اند. اگرچه هنوز بسیاری از کشورهای اسلامی در خواب غفلت به سر می‌برند اما دیر یا زود باید بدانند که آنان دارای فرهنگ و تمدنی متعالی هستند و تا زمانی که در این ناآگاهی بسر می‌برند وضعیتی جز مستعمره بودن و زیر سیطره غرب زندگی کردن را ندارند. سال‌ها پیش معمار کبیر انقلاب اسلامی اعلام کرد که تنها راه مقابله با تهاجم فرهنگی دشمن تششب به اسلام و فرهنگ اسلامی و خودباوری است. ایشان در فرازی از سخنان خود می‌فرمایند: آن روزی می‌توانیم ما و شما از تحت سیطره ظلم و قدرت‌های بزرگ بیرون برویم که با یک میلیارد جمعیت و با آن همه ذخایری که ما داریم خودمان را پیدا کنیم و اسلام را پیدا کنیم و توجه به اسلام بکنیم و با فرمان خدا عمل کنیم اگر با فرمان خدا عمل کنیم خدای تبارک و تعالی ما را نصرت خواهد داد"(۸). آری مگر نه این است که خدای متعال می‌فرماید: "ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم." (۹)

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات