تاریخ انتشار : ۱۷ مهر ۱۳۹۱ - ۱۲:۱۰  ، 
کد خبر : ۲۰۷۳۳۲

رمز ماندگاری


محمود فرشیدی
امر به معروف و نهی از منکر برای غربیها پدیده‌ای ناشناخته است و به حکم آنکه انسانها با نادانسته‌های خویش دشمنی می‌ورزند، آنان نیز به حکومتهای کشورهای اسلامی فشار می‌آورند تا این مقوله را از تعالیم اسلام خارج کنند. البته غربیها آنچه را خود «معروف» می‌پندارند با قاطعیت هر چه تمامتر به اجرا در‌می‌آورند و حتی برای تحمیل آن به دیگر کشورها نیز کوشش می‌کنند و همچنین است درباره مقابله با آنچه «منکر» می‌انگارند.
ظاهراً در غرب با نوعی تضاد مواجه هستیم؛ از طرفی تکیه بر نقش مردم و هر چه بخواهند تحت عنوان دمکراسی تاکید می‌شود و از طرف دیگر فردگرایی و عدم دخالت اشخاص در امور یکدیگر، به عنوان یک ارزش بلکه یک اصل مقدس پذیرفته شده است. اما واقعیت آن است که این دو اصل مجموعاً به سلطه‌گران کمک می‌کند تا جامعه را آن‌گونه که خود می‌خواهند شکل بدهند و هیچ‌گونه ارتباط خصوصی و شخصی بین افراد جامعه، دور از نگاه آنان شکل نگیرد و هرگونه تشکلی در قالبهای از پیش تعیین شده، سامان پیدا کند.
یعنی نظام سرمایه‌داری تنها آن اجتماعات، قالبهای تشکیلاتی و ارتباطات را برای مردم به رسمیت می‌شناسد و مجاز می‌شمارد که براساس طراحی این نظام باشد، در غیر این صورت فرهنگ بیگانگی از یکدیگر توصیه می‌شود. در واقع از آن جا که در نظام سرمایه‌داری، انسان موجودی مادی تعریف شده است، الگویی که برای فعالیتهای سیاسی و اجتماعی او پیش‌بینی گردیده نیز بر همین اساس طراحی شده است و افراد می‌توانند در گرو‌هها و جمعیتها براساس تامین منافع مشترک مادی، در محدوده تعیین شده، گردهم جمع شوند و فعالیت کنند. البته در این محدوده احساس مسئولیت و وظیفه در برابر مستضعفان تعریف نشده است و غمگساری محرومان حداکثر یک فضیلت و استثناست، نه یک ضرورت و قاعده.
طبعاً در چنین نظامی، اشتراک منافع معنوی اصولاً تعریف نشده است و واقعیتی ملموس نیست لذا مفهومی ندارد که عده‌ای دور هم جمع شوند تا اهداف معنوی خاصی را پیگیری کنند، به همین دلیل با اصل امر به معروف و نهی از منکر و طبعاً مصداقهای روشن آن مخالفت می‌ورزند و راه‌اندازی دستجات عزاداری و سینه‌زنی و هیاتهای مذهبی و برپایی حسینیه‌ها و تکایا و هرگونه شور و حرکت مراسم مذهبی را در کشورهای اسلامی، پدیده‌ای نامفهوم و نامطلوب می‌انگارد.
اما در نظام مردمسالاری دینی، سعادت انسانها در تامین دین و دنیای آنهاست و لذا حکومت در برابر دین مردم، همچنان که دنیای آنان، وظایفی بر عهده دارد. مردم نیز در مقام نظارت و ارزیابی عملکرد حکومت، این هر دو وظیفه را میزان سنجش قرار می‌دهند. علاوه بر ارتباط متقابل حکومت و مردم، که در گردش تاریخ دستخوش فراز و نشیب‌هایی واقع می‌شود، از آنجا که فردگرایی در اسلام مذموم و محکوم است، هر یک از افراد جامعه در برابر دین و دنیای دیگران مسئولیتی سنگین بر عهده دارد و اگر جامعه‌ای از انجام این رسالت مقدس، که امر به معروف و نهی از منکر نامیده شده است، سر باز زند، اشرار بر او حاکمیت پیدا خواهند کرد(1) و سرانجامی جز هلاکت نخواهد داشت(2)، اما اگر بدان پایبند باشد امت اسلام قوام و دوام خواهد یافت.
برای هیچ یک از مسلمانان و تحت هیچ شرایطی و با هیچ توجیهی راهکار انسان‌ساز «امر به خوبیها و بازداشتن از زشتی‌ها»(3) تعطیل‌بردار نیست، حتی در اختناق‌آمیزترین شرایط، باید به حداقل مراتب آن یعنی مرحله دوست داشتن خوبیها و نفرت از زشتی‌ها در قلب(4) پایبند بود و به تناسب بسط قدرت، مراحل بعدی را به اجرا در‌آورد. اصولاً آنچه در اسلام ضرورت ایجاد تشکیلات سیاسی را تایید می‌کند، چیزی جز امر به معروف و نهی از منکر نیست، زیرا اولاً هر یک از انسانها براساس این اصل مسئولیتی خطیر در برابر جامعه دارد و از طرف دیگر، در قالب جمع و گروه بهتر می‌تواند از عهده این مسئولیت خطیر برآید، جمع و گروهی که یکدیگر را به حق و صبر توصیه کنند.(5)
روشن است که در این عرصه عظیم سازندگی و مبارزه اگرچه نباید از مسایل کوچک غفلت کرد اما کلان‌نگری و برپایی «معروف»هایی در اندازه اجتماعات بشری و مبارزه با زشتیهای گریبانگر بشریت از اولویت برخوردار است، چنانکه حضرت سید‌الشهدا(ع) برای دفاع از تمامیت دین در بی‌نهایت تاریخ قیام و آن همه فداکاری کرد و فرزندش امام خمینی(ره)، نظام مردمسالاری دینی را بنیان گذاشت، و امروز آشکارترین «معروف»، دفاع از نظام جمهوری اسلامی است که در سنگر مبارزه با استکبار جهانی، از اندیشه اسلام ناب محمدی دفاع می‌کند و حاضر نمی‌شود از عوامل اقتدارآفرین اسلام نظیر جهاد و شهادت و امر به معروف و نهی از منکر و ولایت فقیه، تحت فشار دشمنان دست بردارد همچنان که امروز بارزترین «منکر» تجاوز و دخالت کشورهای سلطه‌گر در کشورهای اسلامی و امور مسلمین است و روشن‌ترین مصداق این منکر عظیم، کشتار فلسطینی‌ها توسط اسراییل غاصب با حمایت آمریکاست.
اینک که نظریه وفاق بار دیگر مورد توجه جناحهای سیاسی قرار گرفته است، برای آنکه هر گروهی وفاق را براساس منافع و دیدگاههای خویش تفسیر نکند، باید دفاع از آشکارترین «معروف» و مبارزه با روشن‌ترین «منکر» را به عنوان نقطه ‌آغاز جریان وفاق تعیین کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات