به رغم آنکه تا امروز هیچ یک از دیدارهای المرت و ابومازن نتیجهای را در زمینه از سرگیری گفت و گوها میان فلسطینیها و اسراییلیها نداشته است، اما رسانههای خبری غرب همچنان به بزرگنمایی این دیدارها ادامه میدهند؛ دیدارهایی که مطمئنا تا زمان وجود رهبران ضعیفی چون المرت و ابومازن به نتیجهای نخواهد رسید.
روزنامهی القدس العربی- چاپ لندن- با ارایه تحلیلی تحت عنوان «نشست ابومازن و ایهود المرت، نشستی میان دو رهبر ضعیف فلسطینی و اسراییلی» مینویسد: «دیدارهای محمود عباس (ابومازن)، رییس تشکیلات خودگردان فلسطین با ایهود المرت، نخستوزیر اسراییل در چارچوب درخواست کاخ سفید انجام میگیرد. این دیدارها به صورت دورهیی هر دو هفته یک بار انجام میگیرد و هدف از انجام آنها احیای روند صلح میان اسراییل و فلسطین است.
برای اینکه ماهیت این گونه دیدارها را بیشتر نمایان کنیم، کافی است این توضیح را بدهیم که موفقیت دولت اسراییل برای انجام این گونه دیدارها مشروط است، به گونهای که محور اصلی این گفتوگوها باید بر سر مسایل امنیتی متمرکز شود. مسایل سیاسی چون منطقهی مرزی فلسطین با اسراییل، آوراگان فلسطینی و شهرکهای اسراییلی در این گونه گفتوگوها اصلا مطرح نمیشود، در حالی که این سه موضوع اصل و بنای قضیهی فلسطین هستند.
تا به امروز هم آمریکا و هم تشکیلات خودگردان هرگز در برابر خواستههای المرت «نه» نگفتهاند و تمامی پیش شرطهای تلآویو را به امید دستیابی به روزنههایی از امید برای حل بحران اسراییل و فلسطین پذیرفتهاند. صائب عریقات یکی از نزدیکان ابومازن در پاسخ به انتقادات بسیاری از فلسطینیها در این زمینه میگوید: «ما به شرط و شروط المرت جهت تعیین مکان گفتوگوها و ماهیت و محور آن تن میدهیم زیرا میخواهیم سریعتر به راه حلی برای قضیه فلسطین برسیم. بنابراین نمیخواهیم به طرف مقابل یعنی اسراییل بهانهای دهیم که روند آغاز این گفتوگوها را متوقف کند.»
چندی پیش تشکیلات خودگردان براساس درخواستی برگزاری دیدار المرت و ابومازن در اریحا که تحت رهبری دولت مرکزی فلسطین است را خواستار شد اما المرت به شدت با این درخواست تشکیلات خودگردان مخالفت کرد و خواستار برگزاری این دیدار در بیتالمقدس غربی اشغال شده از سوی اسراییل شد. با توجه به روندی که برای گفتوگوهای فعلی فلسطینیها و اسراییلیها در نظر گرفته شده است نتایج پایانی آن نیز از پیش میتوان حدس زد مطمئنا این دیدارها به هیچ نتیجهی مثبتی در راستای از سرگیری گفتگوها میان اسراییلیها و فلسطینیها و احیای روند صلح منجر نخواهد شد.»
این تحلیل میافزاید: «درست دو روز پیش از فرا رسیدن دیدار ابومازن با المرت، نخستوزیر اسراییل دستور تجدید بلوکه شدن اموال فلسطین را صادر کرده است و این اقدام المرت تنها و تنها با این هدف انجام گرفته است که بگوید هم چنان به سیاست خود در عدم مطرح کردن قضایای اصلی فلسطینیها ادامه خواهد داد و دیدار آیندهی ابومازن نمیتواند تاثیری در این زمینه داشته باشد. واقعیت آن است که کاخ سفید سیاستی را در پیش گرفته است که قضیه فلسطین را بدور از حساسیتهای جامعه بینالمللی به خصوص اتحادیهی اروپا مطرح سازد. کاخ سفید بلافاصله با افزایش بحران و تنش در عراق، سیاست انعطافپذیری در قبال قضیهی فلسطین اتخاذ کرد و افکار عمومی جهان را به اتخاذ تدابیری چند از جمله سفرهای دورهیی رایس به منطقه اطمینان بخشید. از آن سو با بزرگ ساختن قضیهی پرونده هستهیی ایران و مطرح ساختن آن به عنوان یک خطر هستهیی جدی در منطقه، اتحادیهی اروپا را از قضیهی فلسطین و به سوی ایران سوق داد.»
در انتهای تحلیل آمده است: «در حال حاضر دیدارهای ابومازن و المرت را نمیتوان به چیزی جز چرخیدن دور یک دایره یا به عبارتی دنبال کردن سیاست متناقض تشبیه کرد. در حقیقت جامعهی جهانی به خوبی از این واقعیت مطلع است که المرت به عنوان یک رهبر اسراییلی قابلیت رهبری روند صلح در منطقه را ندارد زیرا وی در پایینترین درجه محبوبیت و مقبولیت در میان اسراییلیهاست. بنابراین نخستوزیر اسراییل بر اساس برنامهی از پیش تعیین شدهی کاخ سفید سیاست وقت کشی را دنبال میکند و درصدد آن نیست که در عمر باقی مانده از حیات سیاسی خود در زمینه حل بحران اسراییل با اعراب و فلسطین به معجزهای دست یابد. از آن سو ابومازن نیز با وضعیتی مشابه روبرو است. سیاست حذف شخصیت کلیدی چون «فاروق قدومی» رییس بخش سیاسی جنبش فتح، «ابوماهر غنیم» رییس بخش اداری فتح، «هانی حسن» یکی از مسوولان سابق فتح و «احمد قریع» نخستوزیر اسبق دولت فلسطین و عضو فعال و برجستهی جنبش فتح از سوی ابومازن وی را در وضعیت بسیار بدی قرار داده است به طوری که هم اکنون میان اعضای جنبش فتح بر سر اداره و رهبری این جنبش توسط ابومازن اختلاف است. سیاستهای دیگر ابومازن چون تعیین «محمد دحلان» یکی از چهرههای غیرقابل قبول جنبش فتح در نزد گروههای فلسطینی نیز موقعیت رییس تشکیلات خودگردان را بیش از پیش تضعیف کرده است؛ بنابراین ابومازن نیز به اعتقاد بسیاری از سیاستمداران و رهبران منطقه و جهان توانایی رهبری کردن روند صلح در منطقه را ندارد. به عبارتی نشستهای بین نتیجهی موجود میان المرت و ابومازن را نمیتوان به چیزی جز نشست دو رهبر ضعیف فلسطینی و اسراییلی تشبیه کرد.