سیدجلال فیاضی
زمانیکه رهبر انقلاب از تهاجم و شبیخون فرهنگی سخن گفتند، عدهای از آن بهعنوان یک پدیده ذهنی یاد کردند و واقعیت آنرا نپذیرفتند؛ اما دیری نپایید که نه تنها اغلب صاحبنظران ایران به واقعیت تهاجم علیه بنیادهای فکری، فرهنگی و ارزشی جامعه ایرانی - اسلامی اذعان کردند، بلکه در بسیاری از کشورهای دیگر هم این پدیده مورد توجه قرار گرفت. حتی نخبگان برخی کشورهای اروپایی نیز که مرزهای واقعی با ارزشهای آمریکایی داشتند نیز از مصون نگهداشتن فرهنگ اروپایی در برابر فرهنگ آمریکایی سخن به میان آوردند و تلاش کردند تا این مرزبندیها را مستحکمتر سازند.
اکنون نیز که سخن از جنگ نرم به میان آمده است، کم و بیش میتوان مقاومتهایی را شاهد بود که این پدیده را در چهارچوب تعامل و ارتباط فرهنگی، تحلیل و ارزیابی میکنند. اما آیا جنگ نرم توهم است یا واقعیت؟
جنگ نرم چیست؟
برای دستیابی به مفهوم جنگ نرم بهتر آن است که از مفهوم جنگ سخت به آن دست یابیم؛ به گمان من جنگ سخت «ستیز با جسم و جان انسانها برای تسلیم اجباری آنها» است اما جنگ نرم: «ستیز با ذهن و اندیشه انسانها برای تسلیم داوطلبانه آنها» میتواند تعریف شود. و من فکر میکنم این دومی، هم واقعیت دارد و هم بسیار ویرانگرتر از اولی است. در جنگ سخت، تخریبها و خسارتهای مادی، قابل جبران است. البته انسانهایی نیز جان خود را از دست میدهند، اما آنها که میمانند اگر پیروز شوند بر آرمانهای خود استوارترند، اما حتی اگر به اجبار تسلیم دشمن شوند، شکست برای آنها آغاز یک تلاش مستمر برای پیروزی به شمار میآید تا خود را از یوغ تسلیم اجباری برهانند. اما در جنگ نرم حکایت متفاوت است؛ وقتی باورها و اندیشهای انسانها فرو ریخت و باورهای متفاوت، جایگزین آن شد و تسلیم داوطبانه را رقم زد، دیگر نباید منتظر تلاش برای رهایی از این تسلیم بود. این فرماندهان جنگ نرم دشمن هستند که تسلیمشدگان خود را به سوی اهداف خود هدایت میکنند.
در این میان اما نگاه رهبر انقلاب برای مقابله با جنگ نرم دشمن، متوجه نخبگان، دانشگاهیان و حوزویان است. از منظر ایشان دانشجویان و طلاب، افسران مقابله با جنگ نرم هستند که باید با خوشبینی به آینده، و همراه با نگاه امیدوارانه و به دور از افراط و تفریط، هم خویش را در برابر تهاجم نرم دشمن، مصون سازند و با تأثیرگذاری بر جامعه، زمینه واکسینه کردن افراد جامعه که به نخبگان خود چشم دوختهاند، را فراهم آورند. رهبر انقلاب همچنین اساتید حوزه و دانشگاه را فرماندهان مقابله با جنگ نرم با دشمن میدانند که باید با بصیرت، مرز حق و باطل را به افسران این جبهه بنمایانند، اردوگاه دشمن را دقیقا شناسایی کنند و با سرکشی نامحسوس به قرارگاه شان، اهداف و طراحیهای آنها را کشف کنند و با قدرت تحلیل بخشیدن به افسران جبهه، چندی آنها را به کار با نشاط در این عرصه امیدوار سازند. رهبر حکیم انقلاب، بستر وسیع این میدان را نیز آزاداندیشی و آماده سازی برای تعاطی اندیشه و اظهار نظر دانسته و بار دیگر از کرسیهای آزاداندیشی یاد میکنند که با تأسف جدی گرفته نشد.
در رویارویی با ارتش جنگ نرم علیه ملت مان که بنا بر ویژگیهای این جنگ، فراتر از جبهه فیزیکی، گسترش یافته است، ابزارها نیز متفاوت است و در این مصاف، مهمترین ابزار، رسانه است و لذا مسئولان باید بسترهایی مناسب را برای بهرهگیری نخبگان جامعه از رسانه فراهم آورند. رسانه نه تنها میتواند مخاطبان جامعه را در برابر تهاجم، مصون سازی کند، بلکه برای مقابله به مثل نیز میتواند مورد بهرهبرداری قرار گیرد.
اکنون ملتهای غربی، گرفتار بحران اندیشه، معنویت و اخلاق هستند و ما میتوانیم در ستیز نرم با اندیشه باطل ایدئولوژی لیبرال دموکراسی، گفتمان اخلاق و معنویت برخاسته از اندیشه اسلامی را در جامعه جهانی تبین کنیم و مخاطبان تشنه را از اندیشه ناب اسلامی سیراب سازیم. در این صورت، قدرت چانهزنی برای تعدیل جبهه جنگ نرم افزایش یافته و ما از انفعال، رهایی مییابیم. حضور فعال در جنگ نرم، قدرت مصون سازی را افزایش میدهد و دشمن را به سوی انفعال میکشاند و این جبهه را متعادل خواهد کرد و تردیدی نیست که در این جبهه متعادل جهانی، اندیشه اسلامی قادر خواهد بود ایدئولوژی لیبرال را با چالش جدی مواجه کند و معادله جنگ را به نفع جبهه حق تغییر دهد. فرماندهان و افسران مقابله با جنگ نرم دشمن، باید خود را برای حضور جدی در اولین عرصه مهیا سازند و صاحبان رسانه، نیز باید خاکریزهای مستحکم آنها را در مقابله با دشمن بر پا دارند؛ چرا که جنگ نرم، واقعیت جدی عصر ماست.