تاریخ انتشار : ۲۴ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۸:۴۲  ، 
کد خبر : ۲۰۷۴۳۶
امام خمینی(ره) درباره عقاید و اندیشه‎های علی شریعتی چه می‎گفت؟

اسلام منهای روحانیت خیانت است

مقدمه: بحث و بررسی درباره نظرها و گفته ‎های علی شریعتی، اوایل دهه 50 به اوج رسید. هرکسی از منظری به آراء و عقاید او می ‎نگرد و از وجهی متمایز آن را نقد می ‎کند. میان نقدها و نظرهای مثبت و منفی، حرف و حدیث ‎های مختلفی وجود ‎ دارد. رسیدن به نقطه ‎ای قابل ‎اتکا برای قضاوت درباره اندیشه ‎های شریعتی و حقانیت یا عدم حقانیت آن، مستلزم مطالعه دقیق کتاب ‎های اوست. اما راه دیگر، استناد به گفته ‎ها، رفتار امام خمینی(ره) و تصمیم ‎گیری بر مبنای سیره ایشان است. از قول امام، له یا علیه شریعتی حرف و سخنی منتشر نشد، اما در سخنرانی ‎های مختلف، به نظریه ‎های دکتر شریعتی و نقد آن ‎ها اشاره می ‎کردند.

پررنگ ‎ترین نکته ‎ای که تاکنون در نقد دکتر شریعتی مطرح شده، موضع ‎گیری او درباره روحانیت و برخی تفکرهای شیعی است. نظریه ‎های دکتر شریعتی و حرف ‎های بی ‎پرده امام خمینی(ره) به شناخت درست این جریان فکری کمک می ‎کند.
شریعتی می‌گوید: «اکنون خوشبختانه، همان ‎طور که دکتر مصدق تز «اقتصاد منهای نفت» را طرح کرد تا استقلال نهضت را پی ‎ریزی کند و آن را از بند اسارت و احتیاج به کمپانی استعماری سابق آزاد کند. تز «اسلام منهای آخوند» در جامعه تحقق یافته است.»
«خداپرستی را آخوندیسم به ابتذال کشید.»
«از روحانیت چشم ‎داشتن، نوعی ساده ‎لوحی است که ویژه مقلدان عوامل است و مریدان بازاری.»
امام: اسلام بی ‎آخوند نداریم
«نباید بعضی این ‎هایی که به اسلام علاقه دارند، بعضی از این ‎ها خدمت ‎های علمای اسلام و آخوند جماعت را ندیده بگیرند و بگویند که ما اسلام بدون آخوند می ‎خواهیم. این نمی ‎شود آقا! اسلام و آخوند این ‎طور در هم هستند. اسلام بی ‎آخوند اصلا نمی ‎شود. پیغمبر(ص) ما آخوند بوده، یکی از آخوندهای بزرگ پیغمبر(ص) است، رأس همه علماء پیغمبر(ص) است. حضرت امام جعفر صادق(ع) هم یکی از علما و فقهای اسلامند. آخوند نمی ‎خواهیم هم شد حرف؟»
«بدانید منهای آخوند، هیچ کاری از شما پیش نمی ‎رود. به هر شهری که بروید، می ‎بینید آن ‎که شهر در دستش است و می ‎تواند شهر را ببندد و باز کند، باز یک ملاست... ببینید کدام ‎یک از جناح ‎ها توانستند بازار را ببندند. آنی که بازار را بسته و به حکم او بازار را می ‎بندند، آن عبارت از ملاهاست... این ‎که ملاها را پیش می ‎برد برای این است که آن ‎ها برای خدا حرف می ‎زنند و عمال اسلام هستن و مردم به اسلام علاقه دارن. این مطلب را کنار بگذارید منتها بی ‎آخوند که نمی ‎شود. آقا شما بخواهید مملکت ‎تان را اصلاح کنید، منهای آخوند اصلاح ‎بردار نیست.»
«اگر گفتند اسلام منهای روحانیت بدانید با اسلام موافق نیستند. این ‎ها را برای گول ‎زدن می ‎گویند. این ‎ها برای این ‎که این دژ را بشکنند دنبال اسلام رفته ‎اند. اسلامی که می ‎گویند اسلامی ندارد. این اسلام نیست، اسلام که در کتاب نیست. کتابش را هم فردا از بین می ‎برند. آن ‎کس که روحانیت را می ‎خواهد از بین ببرد می ‎خواهد کتاب روحانیت را هم دور بریزد. اگر روحانیت رفت تمام کتاب دینی ما به دریا ریخته می ‎شود. آتش زده می ‎شود.»
«ما بیزار هستیم از این ‎که بگویند اسلام منهای روحانیت. اسلام منهای روحانیت خیانت است. می ‎خواهند اسلام را از بین ببرند. اول روحانیت را می ‎برند. اول می ‎گویند اسلام را می ‎خواهیم، روحانیت را نمی ‎خواهیم. روحانیت استثنا بشود، اسلام در کار نیست، اسلام با پوشش روحانیت به این ‎جا رسیده است. بیدار باشید تز اسلام منهای روحانیت یعنی لااسلام. درجه اولش این است بعد هم کتاب ‎های روحانیت را به دریا بریزند. بیدار باشید، من توجه شما را به این خطر عظیم عطف می ‎کنم. خطر بزرگ است.»
به ‎جز نظریه ‎پردازی درباره اسلام منهای روحانیت، علی شریعتی وارد حوزه ‎های دیگر دینی هم شده بود. مثلا درباره بعضی احکام شیعی می ‎گفت: «مذهب فردا، دیگر مذهب جهل و جور و تعصب و عوام و کهنگی و تلقین و عادت و تکرار و گریه و ضعف و ذلت نیست.»
گریه بر سید ‎الشهدا(ع)، شیعیان را حفظ می‌‎کند
«حق پیروز است؛ منتها ما باید رمز پیروزی را پیدا کنیم که رمز پیروزی ما چه بوده است؟ رمز بقای شیعه از زمان حضرت امیرالمؤمنین سلام ‎الله علیه - که جمعیتش کم بوده، اما حالا الحمدلله زیاد است - باید ببینیم رمز بقای این مذهب و بقای ممالک اسلامی - ممالک شیعی چه بوده است. باید آن رمز را حفظ کنیم. یکی از رمزهای بزرگی که بالاترین رمز است قضیه سیدالشهدا(ع) است... اگر ما بخواهیم مملکت ‎مان یک مملکت مستقل باشد، یک مملکت آزاد باشد، باید این رمز را حفظ کنیم. این مجالس که در طول تاریخ به دستور ائمه(ع) برپا بوده است (باید حفظ شود). بعضی از جوانان ما خیال نکنند مجالس، مجالسی بوده که حالا ما باید دیگر گریه نکنیم. این یک اشتباهی است که می ‎کنند. حضرت باقر(ع) پیش از فوت وصیت کردند، 10 سال افرادی را اجیر کنند که در منی برای من گریه کنند. این چه مبارزه ‎ای است؟ حضرت باقر(ع) احتیاج به گریه داشت؟ می ‎خواهد چه کند گریه را؟ آن ‎وقت در منی چرا؟ ایام حج منی - این، همان نقطه اساسی سیاسی، روانی و انسانی است که 10 سال در آن ‎جا گریه کنند. که خب مردم می ‎َآیند و می ‎گویند چه خبر است و چیست؟ می ‎گویند او این ‎طور بوده. این گریه توجه می ‎دهد نفوس مردم را به مکتب و ظالم را منهدم می ‎کند و مظلوم را قوی می ‎کند. ما جوان ‎ها دادیم. کربلا جوان ‎ها داد. این را باید حفظ کنیم. نمی ‎شود این ‎طور باشد خیال کنید که (فقط) گریه نیست. یک مسئله سیاسی، روانی و اجتماعی است.
یکی از کتاب ‎های دکتر شریعتی که شیعیان و علما نقدهای بسیاری بر آن وارد دانستند، کتاب «تشیع علوی و تشیع صفوی» است. در این کتاب، شریعتی بحث ‎های مفصلی درباره نظریه امامت در فقه شیعه مطرح کرده که ظاهر بسیار تند و بعضا به دور از ‎منطقی دارد.
«ملاهای وابسته به رژیم صفوی با فرشته نشان دادن امام، مقام امام را ارتقا دادند. از محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین خیلی تجلیل کرده و فضایل و مناقب بسیار عمیق و عظیم را تازگی در ائمه کشف کرده است! و چهارده معصوم را از خمیره ‎ای غیبی و جوهری ماوراءالطبیعی و فوق بشری شمرده و ذات آن ‎ها را از ذات «انسان» جدا کرده و خلقت این چهارده ‎تن را از خلقت آدم استثناء کرده.»
امام خمینی(ره) در پاسخ غیرمستقیم به این حرف ‎ها در کتاب کشف ‎الاسرار می ‎نویسند که اگر کسی با دقت، کتاب ‎هایی را مطالعه کند که درباره امامت نوشته شده و از دوره صفویه تاکنون منتشر شده، می ‎فهمد که این کتاب ‎ها هیچ ربطی به صفویه و سیاست آن ‎ها ندارد. پس از آن، امام خمینی 40 کتاب را معرفی می ‎کنند که درباره امامت است و علاقه ‎مندان را به مطالعه دقیق این کتاب ‎ها راهنمایی می ‎کنند.
«پس از مراجعه به کتاب ‎هایی که درباره امامت نوشته شده و توجه به آن ‎که مؤلفان آن کتاب ‎ها در چه سال ‎هایی بودند و در چه مملکتی زیست داشتند، خوب به دست می ‎آید که قبل از دوره صفویه کتاب ‎هایی که در این مجموع نوشته شده مثل «عبقات» و «احقاق الحق» که در هندوستان نوشته شده، از صفویه و سیاست آن ‎ها در آن ‎جا اسم و رسمی نبوده، پس کتب امام را به سیاست صفویه منسوب کردن از نهایت جهل و بی ‎اطلاعی از کتب و احوال و رجال است. آری علامه محدثین مجلسی در زمان صفویه زیست می ‎کرده و کتب او در آن زمان تألیف شده و «بحارالانوار» که مفصل ‎ترین کتاب ‎های اوست - البته با عنایت و کمک ‎های سلاطین صوفیه تألیف شده - لکن باید دید که «بحارالانوار» چه کتابی است و مدارک آن چیست. بحار یک کتابخانه مهم است که جمع شده و این کتاب را تشکیل داده و مدارک «بحار» در خود او به تفصیل با اسم مؤلفان آن است.
اینک مدارک «بحار» در دست است. کسی که می ‎گوید سیاست صفویه کتاب ‎ها را بزرگ کرده خوب است اول «بحار» را ببیند و در روایات آن نظر کند، آن ‎گاه مدارک آن را به دست بیاورد، اگر زیادی در کار دید، اشکال کند؛ لکن به صرف ادعای بی ‎جا و حرف بی ‎دلیل نباید انسان گول خورده، کلام بیهوده را بپذیرد.»
نکته ‎های این ‎چنین در کتاب ‎های شریعتی بسیار به چشم می ‎خورد، اما او در سال ‎های پایانی عمرش در وصیت ‎نامه قید کرد که تمام آثار من پیش از چاپ به ‎وسیله محمدرضا حکیمی ویرایش شود که نشد، چون در آن روزها حکیمی درگیر کارهای ویرایش «الغدیر» علامه امینی بود. بعد قرار شد استاد مطهری ویرایش کتاب ‎های شریعتی را به ‎عهده بگیرد که منافقان وی را به شهادت رساندند. نکته غیرقابل توجیه این ‎که تقریبا همه این کتاب ‎ها پیش از ویرایش به ‎وسیله جبهه ملی چاپ شد.
 منابع مطالب نقل شده، در دفتر نشریه، موجود است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات