امین کمالزاده
علی مزینانی معروف به علی شریعتی، سوم آذر ١٣١٢ در روستای کوچک و کویری کاهک، از توابع مزینان در نزدیکی سبزوار به دنیا آمد. پدرش محمدتقی شریعتی مؤسس کانون نشر حقایق اسلام و مادرش زهرا امینی، زنی روستایی بود. جد پدری علی شریعتی، ملا قربانعلی، معروف به آخوند حکیم، فقیه و عالمی بود که در مدرسههای قدیمی بخارا، مشهد و سبزوار درس خوانده بود و از شاگردان ممتاز ملاهادی سبزواری به حساب میآمد. در سن 16 سالگی سیکل اول دبیرستان را تمام کرد و برای ادامه تحصیل وارد دانشسرای مقدماتی شد.
در جریان وقایع ٣٠ تیر ١٣٣١، علی شریعتی بازداشت شد و این اولین درگیری او با رژیم پهلوی بود. شریعتی از حاشیه وارد مرکز مبارزههای سیاسی و شاخه مشهد نهضت مقاومت ملی شد. آن روزها رهبری این جریان در دست سیدمحمود طالقانی، مهدی بازرگان و یدالله سبحانی بود.
علی شریعتی سال 1334 تحصیلات دوره لیسانس زبان و ادبیات فارسی را در دانشکده ادبیات دانشگاه مشهد شروع کرد. 24 تیر سال 1337 با همکلاسیاش پوران شریعت رضوی ازدواج کرد. در همین سال فارغالتحصیل شد و چون رتبه اول دانشگاه بود، سال 1338 برای ادامه تحصیل به فرانسه اعزام شد. شریعتی در دانشگاه پاریس موفق به گرفتن دکترای دانشگاهی شد که بهطور معمول سطح نازلتری نسبت به دکترای دولتی همین دانشگاه داشت.
دکترای دانشگاهی فقط به نوشتن یک پایان نامه اختصاص دارد و پایان نامه دکتر ترجمه خلاصه بخشی از کتاب «فضای بلخ» به زبان فرانسه بود که متن ترجمه جمعا حدود ١٣٠ صفحه بود.
شریعتی اندکی پس از استقرار در پاریس به گروه فعالان سیاسی ایرانی مثل ابراهیم یزدی، ابوالحسن بنیصدر، صادق قطبزاده و مصطفی چمران پیوست. سال 1338 سازمان «نهضت آزادی ایران» (بخش خارج از کشور) را تأسیس کردند. حدود دو سال بعد، شریعتی دو جبهه با نامهای جبهه ملی ایران در آمریکا و جبهه ملی ایران در اروپا را بنیان گذاشت. شریعتی در جریان کنگره جبهه ملی در ویسبادن (جمهوری فدرال آلمان) در اوت 1962 بهعنوان سردبیر روزنامه فارسی زبان ایرانی در اروپا انتخاب شد که نامش «ایران آزاد» بود. اولین شماره این روزنامه در 15 نوامبر 1962 منتشر شد.
نقلهای بسیاری درباره عناوین ومدارک تحصیلی علی شریعتی وجود دارد؛ از جمله اینکه او دکترای جامعهشناسی وتاریخ دارد. جلال متینی، رییس دانشکده ادبیات دانشگاه مشهد همه این مدارک و نقلقولها را مردود میداند و معتقد است ریشه تمام گمانهزنیها در حضور دکتر شریعتی سرکلاسهای متفرقه گورویچ یا ماسینیون است، در همین کلاسها او با افرادی مثل فرانتس فانون آشنا شده. سال 1343 به ایران برگشت و در مرز دستگیر شد. ساواک، حکم دستگیری او را هنگام خروج از ایران صادر کرد. این حکم معلق مانده بود و هنگام بازگشت علی شریعتی به ایران لازمالاجرا شد.
بعد از بازگشت، به زندان قزلقلعه در تهران منتقل شد. پس از آزادی، اوایل شهریور همان سال به مشهد رفت و از دانشکده ادبیات تقاضای استخدام کرد. دانشگاه مشهد ضمن نامهای از دانشگاه پاریس درباره پایان نامه او اظهار نظر خواست. به گفته معاونت دانشکده ادبیات مشهد آنان اعلام کردند با وجود آنکه رساله شریعتی را قابل قبول نمیدانند، اما چون وی دانشجوی بورسیه بود و بورسیه تحصیلی هم قابل تمدید نیست، آن را پذیرفتهاند. با این حال، ماجرا به صورتی پیش رفت که شریعتی بهعنوان استادیار رشته تاریخ پذیرفته شد. (١)
دکتر شریعتی پس از پذیرش و استخدام در دانشکده، مشغول تدریس دروس مختلف از جمله تاریخ اسلام، تاریخ تمدن و تاریخ ادیان شد و به سرعت میان دانشجویان محبوبیت پیدا کرد. او تا سال 1350 در دانشکده ادبیات تدریس میکرد تا اینکه در جریان جشنهای 2500 ساله شاهنشاهی ابتدا به صورت موقت و بعد به صورت دائم قرار شد دکتر شریعتی هیچ درسی را تدریس نکند. دکتر شریعتی ناگزیر وارد کارهای تحقیقی وزارت علوم و مأمور به خدمت شد. به گفته جلال متینی، دکتر شریعتی هر شش ماه، نامهای برای تمدید مأموریتش مینوشت و بلافاصله با آن موافقت و به تهران برگشت داده میشد. بنابراین در تمام مدتیکه وی در حسینیه ارشاد مشغول سخنرانی بود، حقوقش پرداخت میشد. حتی وقتی شریعتی در زندان بود، باز ساواک با درخواست پرداخت حقوق وی موافقت میکند و همچنان استخدام و حقوقش ادامه مییابد. تمام نقلهایی که درباره اخراج شریعتی از دانشکده ادبیات گفته میشود را متینی تکذیب میکند. نکته قابل توجه قضیه این است که چطور ساواک که در سال 50 تحمل کلاسهای دکتر شریعتی در مشهد را ندارد، به او اجازه میدهد تا ١٣ ماه بعد همچنان با وجود جمعیتهای آنچنانی در حسینیه ارشاد سخنرانی کند!
شریعتی زمانی که در زندان بود (و به قول رییس دانشکده ادبیات دانشگاه مشهد حقوق می گرفت)، تقاضای بازنشستگی کرد که گروه آموزشی تاریخ و دانشگاه مشهد با آن موافقت کرد؛ زیرا ٢٠ سال سابقه داشت و از نظر قانونی میتوانست تقاضای بازنشستگی کند.(٢)
اوایل دهه ٥٠ ساواک دنبال او بود؛ به همین دلیل شریعتی از آبان 1351 تا تیر 1352 مخفیانه زندگی کرد. بعد از تعطیلی حسینیه ارشاد، متن سخنرانیهای شریعتی با اسم مستعار چاپ میشد. تیرماه 1351، علی شریعتی نیمه شب به خانهاش برگشت و دو روز بعد خود را به شهربانی معرفی کرد و ١٨ ماه به انفرادی افتاد.
علی شریعتی اوایل خرداد 1356 به انگستان رفت. بعد از سه هفته در ساوتهمپتون از دنیا رفت. دلیل رسمی مرگ او حمله قلبی اعلام شد، ولی تاکنون حرف و حدیثهای بسیاری درباره سفر و مرگ علی شریعتی وجود دارد.(3)
شریعتی وصیت کرده بود که او را در حسینیه ارشاد دفن کنند، اما در قبرستانی کنار حرم حضرت زینب(س) در دمشق به خاک سپرده شد.
دکتر شریعتی، محمدرضا حکیمی و شهید مرتضی مطهری را بهعنوان وصی خود برای هرگونه دخل و تصرف و ویرایش در آثارش انتخاب کرده بود که این کار به دلایل گوناگونی هیچگاه صورت نگرفت.(٤)