تاریخ انتشار : ۲۶ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۸:۴۷  ، 
کد خبر : ۲۰۷۶۹۸
مردم‌شناسی آینده

ریزش‎ جهانی و رویش‎ جهانی


دکتر ابراهیم فیاض
جهان در معرض تحولاتی بسیار ساختاری و معرفتی واقع شده و به‎شدت در حال سیال شدن است. علتش نیز گسترش کمی و کیفی رسانه‎های بشری است. در طول تاریخ زندگی بشری، رسانه‎ها هر روز رشد روزافزونی داشته، اما اکنون سرعت رشد رسانه ها زیاد ‎شده و دلیلش نیز فن‎آوری دیجیتال است. فن‎آوری صفر و یک که بی‎نهایت احتمالات را در خود جای می‎دهد. یعنی می‎تواند بی‎نهایت پیام‎رسانی کند و اطلاعات بدهد.
ما در جامعه خودمان انوع رسانه های جدید را مشاهده می‎کنیم: ماهواره‎ها، اینترنت، موبایل و البته هنوز هم رسانه‎های جدیدتری در راه است. بر همین اساس، مقتضیات زمان به‎شدت در حال عوض ‎شدن است. چراکه این مقتضیات زمانی و مکانی را رسانه‎ها می‎سازند و با رسانه‎ها جهان عوض می‎شود. چنان‎چه در طول تاریخ هم می‎بینیم که این رسانه‎ها همه چیز را تحول بخشیدند.. مثلا زمانی ادیان ابراهیمی نازل شدند که بشر به رسانه‎ای به نام کتابت رسید و خط پیدا شد. بعد می‎رسد به یهود که اولین کتاب دینی تورات را دارند.
جهان در معرض تحولاتی بسیار ساختاری و معرفتی واقع شده و به‎شدت در حال سیال شدن است. علتش نیز گسترش کمی و کیفی رسانه‎های بشری است. بشر در طول تاریخ، رسانه‎هایش هر روز رشد روزافزون داشته، اما اکنون سرعت رشدش زیاد ‎شده و دلیلش نیز فن‎آوری دیجیتال است. فن‎آوری صفر و یک که بی‎نهایت احتمالات را در خود جای می‎دهد. یعنی می‎تواند بی‎نهایت پیام‎رسانی کند و اطلاعات بدهد. ما هم در جامعه خودمان انوع آن را مشاهده می‎کنیم: ماهواره‎ها، اینترنت، موبایل و البته هنوز هم رسانه‎های جدیدتری در راه است. بر همین اساس، مقتضیات زمان به‎شدت در حال عوض ‎شدن است. چراکه این مقتضیات زمانی و مکانی را رسانه‎ها می‎سازند و با رسانه‎ها جهان عوض می‎شود. چنان‎چه در طول تاریخ هم می‎بینیم که این رسانه‎ها همه چیز را تحول بخشیدند.. مثلا زمانی ادیان ابراهیمی نازل شدند که بشر به رسانه‎ای به نام کتابت رسید و خط پیدا شد. بعد می‎رسد به یهود که اولین کتاب دینی تورات را دارند و بعد مسیح با انجیل و در‎نهایت پیامبر اسلام با قرآن کریم. پس حتی ادیان‎ هم تابعی از رسانه‎ها و ارتباطات جهانی بودند. به‎‎عبارتی، ادیانی که در طول تاریخ بشر آمدند، بر اساس وضعیت رسانه‎ای نازل شدند. اوجش قرآن است که به عنوان معجزه پیامبر خاتم عنوان می‎شود.
در نتیجه پیامبر توانسته در یک رسانه اعجاز خود را مطرح کند. پس در نتیجه رسانه‎ها مهم‎ترین و مبنایی‎ترین وسایل مقتضیات زمانی هستند. ادیان بشری در طول تاریخ به‎صورت تکاملی آمدند و این تکامل براساس رسانه‎های موجود است. اسلام که دین خاتم را مطرح می‎کند، قرآن و کتابت را مبنای خاتمیت خود قرار می‎دهد که تا آخر بشر حجیتش ثابت است. و همیشه تحدی کرده که هرکس می‎تواند یک سوره یا حتی یک آیه مثل آن را بیاورد. بعد هم اعلام بشری می‎کند که اگر تمام جن و انس جمع شوند و دریاها مرکب شود و درخت‎ها قلم، نمی‎توانند این اسماء الهی و تجلیاتی که در قرآن هست را جمع کنند. یعنی یک بی‎نهایت در یک رسانه بانهایت به نام قرآن جمع شده است. در نتیجه قرآن هم برای آینده خودش یک کتابت اعجازی دارد، که می‎گوید هیچ‎کس نمی‎تواند مثلش را بیاورد. در قرآن حوادث جهان اسلام و اخبار گذشته و آینده نیز هست. آینده‎نگری که در قرآن هست، در بعد رسانه‎ای مسئله بسیار مهمی است. سنُریهُم آیاتٍ فی الافاقِ و الانفُسِ حتی یتبین انّهُ الحق یا بحثی که حوادث آینده را می‎گوید: و العاقِبهُ لِلمُتقِین یا و نُریدُ ان نمنّ علی اللذین استُضعِفُوا فِی الارضِ و نجعلهُمُ الائِمه و نجعلهُم الوارِثین. یعنی اگر یک قیاس را در نظر بگیریم، قرآن کبرای بشری و جهان صغرای آن است.
امروزه که رسانه‎های جهانی به دیجیتال نزدیک می‎شوند، بی‎نهایت احتمالات در خودشان می‎پذیرند، پس بی‎نهایت تکثرگرایی را نیز در خود ایجاد می‎کنند. و این بی‎نهایت هم در دانش بشری هم در ادیان تجلی پیدا می‎کند. مثلا از جمله مباحثی که در دانش بشری مطرح می‎شود، مسئله اقتصاد اعتباری است. می‎بینیم که روز به روز از آن حالت قدیم که کالا داد و ستد می‎شد و بعد از آن اقتصاد پولی رایج بود، دور می شویم و در حال حاضر جهان سومین دوره اقتصادی خود را توسط همین رسانه‎های دیجیتالی تجربه می‎کند. یعنی با رمزها کالا می‎خریم. حتی از اعتباری که نداریم خرید می‎کنیم؛ از درآمد آینده.
یکی از مهم‎ترین مباحثی که در بحث ادیان به وجود می‎آید، بحث ادیان میان‎دینی است. یعنی همه ادیان خودشان را با توجه به دین‎های دیگر ترسیم می‎کنند. مثلا اگر حوزه علمیه قم به این رسانه دیجیتال بپردازد، می‎تواند تشیع را به‎عنوان یک فرآیند میان‎فرهنگی و میان‎دینی مطرح کند. این مسئله در بودائیسم موفق‎تر از ما عمل کرده، چون آن‎ها خودشان را تطبیق رسانه‎ای داده و طرفداران زیادی را نیز جذب کرده‎اند. این بحث مهمی است که ما باید برای آن فکر کنیم.
بنابراین آن‎چه دارد در جهان به‎وجود می‎آید، تمام پارادایم‎های دانشی و دین‎های سنتی و محدوده جغرافیایی را درهم‎ می‎ریزد و همه چیز را سیال می‎کند. البته به‎دست آوردن قواعد این موضوع بسیار مهم است. یعنی دانش بی‎نهایت می‎شود. چون همه چیز به صورت دیجیتال مطرح می‎شود. و چون این‎ اتفاق می افتاد، فرآیند دانش به‎شدت سیال می‎شود. بی‎نهایت؛ انسان را در یک نیهیلیسم، در چهارراهی که سر و تهش معلوم نیست، قرار می‎دهد و چون چنین چیزی مطرح می‎شود، پارادایم‎ها بی‎نهایت افزایش می‎یابند. چیزی که این میان از اهمیت برخوردار است، آن است که انسان اطلاعات مورد‎نیازش را از این اقیانوس اطلاعاتی بگیرد و پردازش کند. این بزرگترین سیاست‎گذاری هر کشوری در سطح رسانه‎ای خواهد بود؛ یعنی پردازش‎دانشی و پردازش‎رسانه‎ای که امروز بی‎نهایت مرزی را مطرح می‎کند. اگر ما قلاب نداشته باشیم، پردازش مفاهیم نداشته باشیم، نمی‎توانیم اطلاعات مورد نظرمان را استخراج کنیم و حداقلش این است که دچار حیرت خواهیم شد. عقب‎ماندگی که در این دوره دچارش خواهیم شد به‎شدت بیشتر از عقب‎ماندگی دوره سنتی و مدرن است. این‎جاست که ما باید به‎شدت پردازش داشته باشیم. فهم، اولین قدمی است که برمی‎داریم. باید تئوری کلامی داشته باشیم. مهم‎ترین چیزی که در بعد جهان‎ پدیداری در این دوره توسط رسانه‎های دیجیتال مطرح می‎شود، یک نوع جهان‎پدیداری نیست‎‎انگاری و هیچ‎انگاری است. یک نوع نهلیسم. ولی من می‎گویم: یک نوع بی‎مرزی است. یعنی انسان در جایی واقع می‎شود که از هیچ جهتی هیچ مرزی ندارد. و این‎جاست که انسان پست‎مدرن به‎شدت دچار سردرگمی می‎شود.
به همین دلیل آن دینی که سعی می‎کند یک مذهب جهانی را مطرح کند، یک مذهب عرفانی است. که بسیار بحث مهمی است. خصوصا اگر تحولات جهان مدرن را ببینیم، در می‎یابیم که از همین عرفان شروع ‎شده است. عرفانی که ریشه در عرفان یهودیت و بعد از آن مسیحیت و بعد فراماسونری دارد. فراماسونری یک مکتب عرفانی است که سعی می‎کند یک عرفان کاربردی و جهانی را مطرح کند. متأسفانه ما خوب مطالعه نکردیم، انسانی مثل گنون که ما در ایران خیلی طرفداری‎اش را می‎کنیم، فراماسون است. بسیاری از شخصیت‎هایی که عرفان جهانی مطرح می‎کنند همه فراماسون هستند. آن‎ها با یک نوع نظام جهانی عرفانی به وسیله رسانه‎های دیجیتال جهانی وارد عمل شده‎اند. پس در نتیجه جهان‎پدیداری‎ رسانه جهانی می‎شود، جهان‎پدیداری عرفانی. به عبارتی اقتصاد اعتباری، ادیان میان‎دینی، ارتباطات میان‎فرهنگی و درنهایت هم آن‎چه بر همه این‎ها حاکم است، همان عرفان فراماسونری است. آن‎چه در جامعه امروز ما به نام عرفان‎های مبتذل، مجازی، وهم‎گرا و انحرافی یاد می‎شود.
اگر ما عرفان فراماسونری را نفهمیم، بسیاری از فرآیندهای حاکم بر ارتباطات عرفانی اینترنتی امروز را نمی‎توانیم دریابیم. بر همین اساس، نمی‎توانیم اقتصاد و نظام‎های فرهنگی را دریابیم. این یک بحث بنیادی است. آن‎چه ما باید امروز مطرح کنیم و خیلی هم بحث مهمی است، «عرفان شیعی» است که می‎تواند رقیب عرفان فراماسونری باشد. عرفانی که در ایران گاهی به صورت عرفان سنتی، گاهی به‎صورت عرفان هایدگری، گاهی عرفان‎های پوپری، عرفان‎های یهودی‎مسلک و عرفان‎های سکولار و تصوف‎های لیبرالیستی درمی‎آید که در اثر همین نوع اقتضائات رسانه‎ای به وجود می‎آیند. آن‎چه مهم است و چهارچوب مهمی نیز دارد، «عرفان شیعی» است که یک بعدش حکمت شیعی و بعد دیگرش فلسفه شیعی است. آن‎چه در جهان امروز می‎تواند با ارتباطات این رسانه ویران‎گر فراماسونری و عرفان‎گرا مقابله کند، عرفان شیعی است که یک بال آن حکمت اسلامی و شیعی و بال دیگرش فلسفه است. این بحث مهمی است که ممکن است در هفته‎های آینده بیشتر به آن بپردازیم.
پس در نتیجه آن‎چه مهم است، فهم عرفان شیعی است؛ برای گمراه نشدن در این عرفان فراماسونری که امروزه این رسانه‎ها به‎شدت آن را تبلیغ می‎کنند. عرفانی که بیشتر غفلت‎زاست تا آگاهی‎زا. یعنی به نام آگاهی غفلت ایجاد می‎کنند، انسان‎ها را از خود بیگانه می‎کنند. و این بدترین نوع بیگانگی است. یعنی آن تکنولوژی کارخانه‎ای و مکانیکی که مارکس بیگانه‎زا می‎دانست (همان که در فیلم عصر جدید چارلی چاپلین می‎بینیم) بسیار خفیف‎تر از این رسانه جدید یعنی دیجیتال است. چراکه این رسانه دیجیتال انسان را از درون نابود می‎سازد. چون بر تخیل و قوه وهم انسانی تکیه می‎کند و قوه وهم و تخیل انسان خصوصی‎ترین و جزیی‎ترین و شخصی‎ترین قوه انسانی است و زمانی که آن قوه توسط رسانه دیجیتال تسخیر شود، دیگر وجود انسانی و تمام آینده انسانی هم تسخیر می‎شود؛ چون قوه تخیل و وهم انسانی، آینده انسان را می‎سازد. امروز با این رسانه‎ها حتی نسبت به آینده هم بیگانگی ایجاد می‎کنند.
در نتیجه آن‎چه در بحث امروز بسیار مهم است، فهم جهان‎پدیداری حاکم بر رسانه‎هایی‎ست که یک نوع عرفان‎گرایی یک چشمی را که از علایم فراماسونری است (یعنی همان دجال که یک چشم در پیشانی دارد) دارد. دنیا را با یک چشم از مانیتورهای کامپیوتر و تلویزیون می‎بیند. و به‎شدت غفلت‎زایی می‎کند نسبت به حال و گذشته و آینده. یعنی کل وجود انسانی. اگر روزی انسان به تخیلش پناه می‎برد، امروز تخیلش نیز مصادره می‎شود و این بدترین نوع بیگانگی است. همه احساسات دست‎کاری می‎شود، زیباشناختی‎ها از بین خواهند رفت. مثل زیبایی که امروز در روابط جنسی غیرانسانی غیرواقعی همراه با مواد مخدر شیمیایی که به شدت تخیل‎زاست و در مغز کار می‎کند، مثل شیشه و کراک دیده می‎شود. برخلاف مخدرهای قدیمی که در خون تأثیر داشت و گاهی منافعی نیز داشت. این‎جاست که روابط جنسی بسیار غیرواقعی و وحشتناک و کثیف ادامه پیدا می‎کند. مثلا هم‎جنس‎بازی که به یک رابطه مقدس و حاکم بر روابط جنسی در جهان تبدیل می‎شود. چنان که در دو سه هفته اخیر، چندین روز جشن داشتند و نخست وزیر انگلیس با افتخار در جشن آن‎ها شرکت و اعلام می‎کند تا سال آینده بتواند قوانین مساواتی بین هم‎جنس‎بازان و غیر آن‎ها اجرا کند. چنین ساختاری در حال رخ ‎دادن است.
مهم‎ترین مسئله، مسلح شدن به سلاح حکمت شیعی است که بر دو پایه عرفان شیعی و فلسفه شیعی بنا می‎شود و می‎تواند مبنای میان‎فرهنگی جهانی و مبنای ارتباطات شیعی در جهان امروز واقع شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات