مجمع روحانیون مبارز، مجمع نیروهای خط امام، مشارکت، مجاهدین انقلاب، کارگزاران، همبستگی و مردمسالاری، اینها احزابی هستند که هفت حزب برترند بین ۲۶ یا ۲۷ حزب جریان اصلاح طلب که اینها جدا شدند؛ پنهانی بدون آنکه احزاب دیگر خبردار بشوند هفتگی جلساتی داشتند و در آن هشت سال دولت آقای خاتمی را اینها اداره می کردند. خیلی مفصل است که ما اینجا بنا نداریم به آن بپردازیم اما آن چیزی که شما در حوزه مسائل سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، در حوزه دین و مذهب و در حوزه سیاست های دیپلماتیک در کشور در دوران آقای خاتمی مشاهده می کردید و آنجاهایی که هجمه به دین و مبانی دین و انقلاب و امام می شد محصول آن طراحی هایی بود که در این جلسات جی هفت (G7) شکل می گرفت. همین مقدار من بسنده می کنم و عبور می کنم که تمام آن چیزهایی که جناب خاتمی می گفت هر ۹ روز یک اتفاق امنیتی برای من درست کردند، بنده به عنوان یک مسئول امنیتی کشور دارم خدمت شما عرض می کنم که در درون همین جلسات خودشان یکی پس از دیگری هی طراحی میشد و به اجرا در می آمد. من امروز فرصت دارم که خدمت دوستان اینرا توضیح بدهم که موضوع سعید اسلامی ، ترورآقای حجاریان و یکی پس از دیگری اتفاقاتی که درکشور افتاد از کجا نشات گرفت، همین مقدار بدانید که محصول تفکری بود که در این جلسات در واقع سیطره خودش را داشت.
در این جلسات جی هفت طراحی شد برای شورا ها تلاش بکنند که بتوانند که در شوراها در زمان دولت اصولگرا برگردند و از طریق شوراها سکویی بسازند برای ورود به انتخابات مجلس شورای اسلامی و بعد ریاست جمهوری. در شوراها علیرغم تمامی تلاشی که انجام دادند دچار یک شکست اساسی شدند. شما می دانید در سراسر کشور نتوانستند کرسی های قابل توجهی را در شوراها بدست آورند. یک مقدار که جلو رفتند اینها احساس شکست کردند. یعنی اتاق فکر جریان اصلاحات احساس شکست کرد اما تمام هم و غم خود را گذاشت که بتواند درانتخابات مجلس موفق شود. در انتخاب مجلس شما خاطرتان هست که لیستی که یاران خاتمی دادند با همین عنوان بود. احزاب اصلاح طلب در سراسر کشور اسامی خودشان را تحت عنوان یاران خاتمی منتشر کردند. از اسم آقای میرحسین هم استفاده کردند و یک اقدامی هم انجام دادند که من در خیلی از جلسات به آن اشاره می کنم که شما به ابعاد مختلف موضوع پی ببرید آن هم این بود که یک اتفاقی در آستانه انتخابات مجلس در کشور افتاد.
در آستانه تبلیغات انتخاباتی یک سایتی به نام نوسازی که مربوط به یکی از بچه های حزب الهی اصول گرا بود و توسط دو سه جوان حزب الهی اداره می شد یک مطلبی را منتشر کرد تحت عنوان اینکه آقای حسن خمینی لپ گلی است و ب ام و سوار است و یک سری مطالبی شبیه که همینطور پشت سرهم روی سایت گذاشت. آقای نوبختی که مسئول این سایت هست در زیرزمین خانه اش به اتفاق یکی دو نفر از هم سن و سال های خودش که دیپلم هم به زورگرفته اند، نه دوران امام و انقلاب را درک کرده اند و نه دوران دفاع مقدس را درک کرده اند تحت تاثیر فضای جو زده احساسی این اقدام را انجام دادند و شما یادتان هست که آقای توسلی در مجمع تشخیص مصلحت نظام سخنرانی کرد و اشک ریخت و همانجا سکته کرد و فوت کرد. به جهت دفاع از امام و بیت امام و فرزندان امام. اینها خاطرتان هست دیگر؟ خوب یک پیراهن عثمان اساسی در آستانه انتخابات مجلس به وجود آمد. ماشین جنگی رسانه ای دشمن چه از بیرون، چه از داخل دست به دست هم دادند و یک فضای روانی بسیار سنگینی در جامعه به وجود آوردند که ملت چه نشسته اید که به بیت امام حمله شد. فرزندان امام را زیر سوال برند. آرمان های امام دارد از دست می رود. و چه و چه و خوب این بار را همه را گذاشتند روی دوش اصول گرا ها. خوب ما مجبور شدیم که رفتیم این آقا را بازداشتش کردیم. بنده خودم چند ساعتی با ایشان صحبت می کردم و بازجویی می کردم ایشان را. من ماحصلش را خدمت شما عرض می کنم. گفتم که شما با این سن وسال و با این سطح سواد که هیچ فعالیت سیاسی هم تا حالا نداشته ای چطور به این جمع بندی رسیدی که این چنین چیزی را در سایت خودت منتشر کنی؟ جمع بندی ایشان این بود که ما به این رسیدیم نتیجه رسیدیم که آقای سیدحسن آقای خمینی در آینده می خواهد برود به دنبال رهبری و خیز برداشته برای رهبری و ما می خواستیم از همین جا او را بزنیم تا چنین هوا و هوسی نکند و از این فکرها دست بردارد. گفتم خوب با چه استدلالی به این نتیجه رسیدی؟ بعد از بررسی فراوانی که انجام شد معلوم شد که چند ماه قبل این، این بچه ساده رفته چند نوبت خدمت آقای تاج زاده و آقای تاج زاده عملیات روانی سنگینی روی ایشان انجام داده و خوراک اولیه را آقای تاج زاده در اختیارشان قرار داده و ایشان هم بر گرفته از همان فضای ذهنی و تحلیل ضعیف این موضوع را روی سایت خودش گذاشته است. یعنی شما بینید که باز این اقدام هم از درون جریان اصلاحات شکل می گیرد. اقای تاج زاده استاد عملیات روانی است . من در این فتنه جایگاه آقای تاج زاده را مفصل خدمت شما عرض می کنم. در حوزه جنگ روانی در مجموعه اصلاح طلبان تنها کسی که می تواند بطور موثر و عملیاتی، جنگ روانی تاثیر گذار انجام دهد، چه سینه به سینه با افراد و چه بطور عمومی در سطح جامعه آقای تاج زاده است. بسیار خبره و زبردست است . این ارتباط برقرار شده و از طریق این ارتباط یک چنین محصول کثیفی روی سایت ها منتشر شد و یک پیراهن عثمانی درست شد برای اینها بتوانند در آستانه انتخابات بتوانند سوار افکار عمومی جامعه شوند و افکار عمومی جامعه را به سمت خودشان بیاورند و موفقیت قابل توجهی را کسب بکنند. خوب نظام هم ۱۸۰ فرصت برای اینها به وجود آورده بود. ۱۸۰ نفر از اینها در سراسر کشور از فیلتر های نظارتی و سیستم های اجرایی عبور کرده بودند و اینها می توانستند در یک رقابت منطقی به ۱۸۰ کرسی در مجلس دست پیدا کنند. علیرغم تمام اقداماتی که انجام دادند که من یکی دو نمونه را عرض کردم و اگر بخواهم توضیح دهم همه جلسه را باید بگذاریم روی این ، علیرغم همه این اقدامات روانی یک حداقل ضعیفی را در مجلس تشکیل دادند و اساسا این اتاق فکر و طراحی ها دچار شکست خورد. در بین احزاب اصلاح طلبان هم هرکس شکست را به گردن دیگری می انداخت.
کار به جایی رسید که جمع بندی این شدکه این اتاق جی ۷ توان مدیریت و اداره جریان اصلاحات را ندارد و باید یک فکری اساسی بکنیم و گرنه ما برای ریاست جمهوری قافیه را از دست خواهیم داد. . لذا در جلسات فراوان جمع بندی شان این شد که ما نیاز به پدر معنوی داریم. اصلاحات نیاز به یک پدر معنوی دارد. بعد از بررسی های فراوان به این جمع بندی رسیدند که آقای موسوی خوئینی مصداق خوبی است. لذا مرکز تصمیم گیری جریان اصلاحات برای ورود به انتخابات دهم از جی ۷ به مجمع روحانیون منتقل شد. رفت در مجمع روحانیون و آنجا مرکزی شد برای راهبرد سازی، برای تولید فکر و تعیین استراتژی ها. یعنی استراتژی های آنجا تعیین شود و بعد گروه ها و احزاب سیاسی زیر لوای جناب آقای موسوی خوئینی ها اداره کار را دستشان بگیرند تا بتوانند در انتخابات موفق شوند.
موسوی خویینیها
آقای خوئینی ها چه شخصیتی است؟ خیلی از دوستان آن موقع خوشحال شدند گفتند که الحمدلله اتاق فکر اصلاح طلبان از دست سازمان مجاهدین انقلاب و مشارکت خارج شد. اینها آدمهای رادیکال و تندی بودند و اینها در اتاق فکر بیشتر اثر گذار بودند. رفت در مجمع روحانیون. مجمع روحانیون بالاخره کسانی هستند با امام بودند و در دفاع از آرمان های امام حتما محکم تر می ایستند و دیگر شاهد اقدامات رادیکالی علیه انقلاب و آرمان های امام نخواهیم بود. همان موقع ما اولین هشدار را خدمت آقای.... بعضی دوستان دادیم. خدمت بعضی از مسئولین هم اعلام کردیم که از این به بعدکشور درگیر یک موضوعات امنیتی خواهد شد به دلیل عقبه ای که ما از آقای موسوی خوئینی ها خبر داریم. چون آقای موسوی خوئینی ها برادران اساسا از ابتدای انقلاب تا به امروز تمام اقدامات و عملکردش مشکوک است. براساس اسناد و اطلاعاتی که در اختیار ما هست ایشان بی شک مرتبط با سرویس های جاسوسی بیگانه است . نقش ایشان در تسخیر لانه جاسوسی در ۱۳ آبان که نزدیک بود و از آن گذشتیم بسیار حائز اهمیت و قابل بررسی است. امام با مدیریت عالی و توان بالایی که داشتند تسخیر لانه جاسوسی را مدیریت کرد. وقتی به آقای موسوی خوئینها وقتی شما همراهی کردید با این جوان ها رفتید تسخیر کردید لانه جاسوسی را با امام هماهنگ کردید؛ ایشان گفت نخیر با امام هماهنگ نکردیم چون به این جمع بندی رسیدیم که اگر به امام بگوییم امام تحت محذوراتی اجازه اینکار را به ما نمی دهند. خیلی جالب است. با علم به اینکه اگر به امام بگویند احتمال دارد که امام اجازه اینکار را ندهند این تسخیر انجام می شود.
این جلسه نخبه هاست و من راحت می خواهم با شما صحبت کنم. این مطالب را خیلی جاها نمی شود مطرح کرد. جالب اینجاست که امروز در دانشکده های امنیتی آمریکا، سیستم های اطلاعاتی غرب امروز دارند تدریس می کنند برای افسران اطلاعاتی که یکی از شگردهای ما ( من یک مقاله هم چند روز پیش زدم منتشر شد نمی دانم دیدید یا نه) که یکی از شگردهای ما برای اینکه در کشورهای که رژیم مورد نظر سقوط می کند، برای اینکه ما بتوانیم دولت مورد نظرمان را برگردانیم و مستقر کنیم، به عوامل خودمان دستور می دهیم که به سفارتخانه هایمان حمله بکنند و سفارتخانه ها را تسخیر بکنند، چون بخشی از خاک ماست به بهانه اینکه بخشی از خاک ما تسخیر شده به آنجا لشکرکشی بکنیم و ساقط آن نظام را و نظام مورد نظر خودمان را مجددا مستقرکنیم. این واقعه طبس و یکی پس از دیگری کودتای نوژه که اتفاق افتاد در این سیر قرار می گیرد که من فقط در حد یک اشاره مطرح می کنم و شما خودتان تحقیق و بررسی بکنید و اسناد هم در این زمینه فراوان است. نقش آقای موسوی خوئینی ها هم دراین اتفاق مشخص است و بسیار مسئله است. خوب شما می بینید که آقای موسوی خوئینی اینکار را انجام می دهد بدون هماهنگی با امام . کشوری که انقلابش تازه ظهور پیدا کرده، هنوز دولت مستقر و توانمندی برای اداره کشور ندارد. نیروهای نظامی هنوز درگیر مسئله تسویه هستند؛ نیروهای مردمی هنوز سازماندهی نشده اند؛ یک دفعه کشور در آستانه یک مسئله بسیار مخاطره آمیز قرار می گیرد و امام با مدیریت خودشان بلافاصله خودشان بلافاصله سوار مسئله ۱۳ آبان و تسخیر مسئله لانه جاسوسی شدند و اجازه ندادند که دشمن از این فرصت بهره برداری کند. بلافاصله ایشان اعلام کردند که این یک انقلاب دوم است و مدیریت کشور را در اختیار خودشان گرفتند. و جالب اینجاست که همین چند روز گذشته آقای آرمین در آمد گفت که اگر امام دخالت نمی کرد بعد از تسخیر، همین چند روز پیش ایشان گفت که اگر امام دخالت نمی کرد؛ ما موضوع سفارت را بهتر از این می توانستیم جمع کنیم. بهتر از این می خواستید جه کنید؛ چه می خواستید بکنید؟ ما که مسائل پشت پرده را می دانیم و می دانیم این جزو طراحی های دشمن است. واسطه ها را من امروز وقت ندارم به شما بگویم که با چه واسطه ای اینکار انجام شد.
آقای موسوی خوئینی ها می رود پهلوی یکی از کسانی که بریده های کاغذ های سفارت را به هم می چسباندند، چند وقت پیش ایشان به خود من می گفت که آقای موسوی خوئینی ها آمد و گفت که می توانید سندی در رابطه با بهشتی پیدا کنید که ارتباط با آمریکا ایشان داشته است؟ یا پیدا کرده اید؟ ایشان می گوید نه چیزی پیدا نکرده ایم. می گوید می توانید یک سندی برایش بسازید؟ آقایان نقش آقای موسوی خوئینی ها بسیار عجیب و غریب است. بگذارید یک کلام از خود شهید بهشتی خدمت شما عرض بکنم که می فرماید: موسوی خوئینی ها افکار چپ گرایانه دارد و منبرهای ایشان گروه فرقان را پرورش می داد و پای منبر ایشان افرادی مثل اکبر گودرزی رئیس گروه فرقان و محمد کشانی که عامل ترور شهید مفتح بودند می نشستند . این را شهید بهشتی می گوید. بعد کسی که متهمان داخل زندان به ایشان گفته اند میگوید که آن روز مطرح بود که اگر انقلاب پیروز شود اکبر گودرزی، محمودکشانی بهشتی، مطهری، باهنر و مفتح را خواهند کشت چون موسوی خوئینی ها این بزرگواران را در کلاس درس و منبرخود یستعون فی سبیل الله معرفی می کرد. فراوان است من خیلی در این حوزه نمی خواهم وارد شوم.
این نگاه آقای موسوی خوئینها به این شکل می آید سوار موضوع ۱۳ آبان می شود. حالا چه اسنادی از لانه بردند اینها بیرون بماند که ایشان بارها مورد سوال واقع شد و پاسخ نداد. و امروز هم دارد فرار می کند مرتب که این اسنادی که از لانه جاسوسی بیرون رفت، به چه دلیل بیرون رفت و کجاست که هنوز هم معلوم نیست اصلا کجاست. سوال های بسیار زیادی از این حادثه امروز هست. خوب یک اتفاق امنیتی در کشور رخ داد.
روزنامه سلامشما بیایید جلوتر در ۱۸ تیرماه ۷۸ نقش آقای موسوی خوئینی ها را مجددا ببیند. از روزنامه سلام متعلق به ایشان یک حادثه امنیتی در کشور اتفاق افتاد که همان روز اینها نوعی براندازی را طراحی کردند در دولت آقای خاتمی. با پشتوانه دستگاه های رسمی کشور که آقای ابطحی در اعترافات خود می گوید که اصلا حادثه ۱۸ تیرسال ۸۷ محصول طراحی های آقای تاج زاده بود که در این اتاق فکر ایشان بسیار موثر و اثرگذار بود. محصول طراحی های ایشان بود و جالب اینجاست که وقتی جمعیت رفتند به سمت بیت مقام معظم رهبری و سردار جعفری دستور دادند که از خیابان جمهوری به پایین خط قرمز ماست و اگر پایشان را پایین تر بگذارند ما دستور تیر می دهیم آقای تاج زاده خودش شخصا سوار موتور می شود و جمعیت را از جلوی بیت امام (رهبری) جمع می کند و هدایت می کند به سمت دیگری تا این مدیریتی که انجام می دهند یک وقت از بین نرود و بتوانند به سر منزلی که مراد و مقصودشان هست برسانند. در یک شرایط سخت در نطفه خفه نشود . محصول کار آقای تاج زاده است. این فکر این جریان است که آقای موسوی خوئینی ها استارتش را می زند.
در حادثه ای هم که در انتخابات دهم پیش آمد باز نقش آقای موسوی خوئینی ها را شما بسیار برجسته می بینید. ببینید فکر تا زمانی که در اتاق جی ۷ بود؛ اینها آمال و آرزویشان این بود که به قدرت برگردند. اما نه اینکه تکلیفشان را با نظام روشن بکنند. اگر هم دوست داشتند ولی جرات بروزش را نداشتند. ولی به محض اینکه تصمیمات آمد توی مجمع روحانیون در اولین جلسه (من شرمنده ام قبلا گفته ام و خدمت برخی آقایان حاج آقای شوکتیان که درجلسه تشریف دارند رسیده ام و چند بار مزاحمشان شده ام) وقتی اینها برگشتند و تصمیمات آمد در شورای روحانیون، در اولین جلسه آقای موسوی خوئینی ها گفت که برگشت به نظام و برگشت به قدرت فرض اول ماست. ما قوه اجرایی کشور را باید سکویی بکنیم برای به زیر کشیدن نظام . ما باید تکلیفمان را برای اولین و آخرین بار با نظام روشن کنیم. ما این دفعه مثل قبل نیست. به این آقایان که آنجا رفته اند نشسته اند می خواهند تصمیم بگیرند. رده بالای جریان اصلاحات. می گوید ما این دفعه اگر برگردیم به قدرت، مثل دفعه گذشته نیست که بگذاریم آخر هشت سال ریاست جمهوری آقای خاتمی تازه مثلا مجلس را به تحصن بکشیم. از همان روز اول پاشنه ها را می کشیم و تکلیفمان را با نظام روشن می کنیم. ببینید چه نگاهی این پدر معنوی جریان اصلاحات دارد تزریق می کند. از ۲ سال گذشته به همین شکل دائم دارد این فکر مسموم به جریان اصلاحات پمپاژ می شد. من از آقای موسوی خوئینی چند نمونه را بگویم و رد شوم. ایشان می گوید:" که تجربیات ما و اصلاح طلبان زیاد شده است. در ا ین جلسات راهبردی می گوید که هر کلامش می تواند یک حرکت ایجاد بکند. می گوید: تجربیات ما و اصلاح طلبان زیاد شده است و ما باید بیاییم و توان بگذاریم و به هر قیمتی که شده آقای خامنه های را ازتخت به پایین بکشیم. به معنی اینکه ایشان بفهمد که این مملکت اینطور نیست که ایشان باشد و هرجوری بخواهد آنرا به هر سمتی بکشاند." خاتمی و یارانش بالاخره کلی تجربه کسب کرده اند . اصلا اقدامات کاملا رادیکالی و برعلیه نظام و با هدف براندازای توسط آقای موسوی خوئینی دارد مرتب پمپاژ می شود. خیلی فراوان است. از این مدل مباحث زیاد داریم ما.
اصلاحطلبان و رهبری
آقای محمد هاشمی می گوید: ما در این انتخابات رهبری را باید به هن و هن بیندازیم. خدمت شما عرض کردم که من تحلیل نمی کنم فقط می خواهم کد بدهم خدمت شما و فقط می خواهم مستندات در اختیار شما بگذارم تا بروید استفاده کنید از آنها. اصلا نیاز به تحلیل ندارد. این واقعه ای که این کشور اتفاق افتاد. این فتنه که مقام معظم رهبری اسم آنرا گذاشتند فتنه عمیق و گفتند ناشی از بی بصیرتی طبقه نخبگان کشور بود. اگر نخبه های کشور بصیرت داشتند توجیه بودند آگاهی داشتند ما اسیر این فتنه نمی شدیم. اینها را من دارم خدمت شما عرض می کنم تا ملات برای شما بشود و هرکدام از شما باید بروید در استانهای خودتان از این نظام که ثمره اش صدها هزار شهید است بروید دفاع بکنید. تحلیل سیاسی نیاز ندارد.
ببینید آقای بهزاد نبوی می گوید که سعی کنید احمدی نژاد را کاندید رهبری معرفی کنید که اگر شکست خورد رهبری شکست خورده است. ما یک بار این کار را در خرداد ۷۶ انجام دادیم. ضربه سنگینی بود و به سختی از جا بلند شدند. منظورشان آقاست. الان باید ضربه نهایی را به رهبری بزنیم. این کجا گفته می شود در اتاق مجمع روحانیون. جایی که دارند راهبرد طراحی می کنند برای کارهایشان. یا از این مباحث زیاد داریم. که صندلی را باید از زیر پای مقام معظم رهبری کشید. فرش را باید از زیر پای مقام معظم رهبری کشید. یا یک جای دیگر آقای بهزاد نبوی می گوید که از لجبازی هاشمی با احمدی نژاد باید حداکثر استفاده را ببریم و از شورای فقاهت هاشمی حمایت کنیم و رهبری را منزوی کنیم. ببینید برادران. اصلا برگشت به قدرت اینها یا به زیر کشیدن نظام، ما ادبیات اینها را خوب می فهمیم چون با اینها دیگر حشر و نشر داریم از نزدیک. ادبیاتشان کاملا شناخته شده است برایم ما. وقتی می گویند باید نظام را به زیر بکشیم یعنی مقام معظم رهبری را زیر بکشیم. منظور این آقایان این است که مقام معظم رهبری تکلیفش باید برای اولین و آخرین بار روشن شود. از این موضوعات فراوان است. اجازه دهید که من از اینها عبور کنم.. این جلسات جی ۷ پس به کجا منتقل شد؟ به جلسه روحانیون مبارز که من یک هزارم چیزی که در اختیار ما هست را خدمت شما ارائه دادم . یک هزارم چیزی که در اختیار ماهست . فراوان است طرح های پیچیده این آقایان متاسفانه عرض می کنم در این جلسات.
یک جلسات دیگری هم تحت عنوان جلسات دوشنبه برگزار می شود. دو سال است برادران این جلسات برگزار می شود. در این جلسات جناب آقای ابطحی، لاری، تاج زاده ، امین زاده، آقای محمد صدر، آقای رضا خاتمی، آقای شریعتی سعید، آقای دهاقانی، عرب سرخی، نعیمی پور، خانیکی، میردامادی و حسین باقری حضور دارند. شما بالاخره اهل فرهنگ هستید حتما با سیاست هم بیگانه نیستید. مدت خدمت دوستان گفتم آقایان همه فرهنگی اند. دو روز است مباحث فرهنگی بوده، ما را آوردید؛ آلوده می کنید مباحث را به مسائل سیاسی و امنیتی. خیلی عجیب است.. انشاء اله در جوار آقا امام رضا اثر منفی روی شما نمی گذارد و اثر مثبت می گذارد انشاء اله مسائل سیاسی. من خودم ذاتا فرهنگی هستم اما چه بکنیم که افتاده ایم در این ماجرا. ببینید این افراد را شما می شناسید. این افراد بسیار تاثیر گذارند در جریان اصلاحات. هرکدامشان حرکت دهنده هستند. هرکدامشان در حوزه های مختلف اثر گذارند. دو سال آزگار است برادران اینها جلسه می گذارند برای برگشت به قدرت برای ریاست جمهوری دهم. دو سال دوشنبه ها اینها دور هم می نشینند و دارند طراحی می کنند. که هیچکدام از ماها و شماها، برای همین امورات مقدس فرهنگیتان دو سال نمی نشینید هرهفته جلسه بگذارید. خیلی طرحتان عالی باشد و خیلی پشتیبانی داشته باشد، خیلی برایتان اهمیت داشته باشد، ۴ یا ۵ یا ۶ ماه می نشینید و بحث می کنید و بعد یواش یواش به بوته فراموشی سپرده می شود. دو سال است دارند طراحی می کنند برای اینکه برگردند. در این دو سال من عرض می کنم که چه اقداماتی درکشور انجام شد. در حوزه های مختلف سیاسی- فرهنگی- اجتماعی، در ارتباط با تحقیر نظام، دولت، رهبری، صدا و سیما، نیروهای مسلح، شورای نگهبان. تمام این اتفاقات در این جلسات طراحی می شود. برای اینکه باید زمینه را در افکار عمومی آماده کنند تا در آستانه انتخابات بتوانند ۱۳ میلیون رای بیاورند و بتوانند اقدامات خیابانی خودشان را شکل بدهند. این یک شبه و دو شبه و یک ماهه و دو ماهه که محقق نمی شود. محصول اتفاقاتی است که در این جلسات تصمیم گرفته شد و این تصمیمات یکی پس از دیگری در این چند سال اجرا شد و ذهن مردم را برد به این سمت که آماده باشند که بروند پشت سر آن چیزی که اینها مد نظرشان هست صف آرایی بکنند. این جلسات اگر من واردش بشوم فراوان است. ادامه دارد...