در انتخابات امروز اگرچه 12 کاندیدا حضور دارند اما پیشبینی میشود که تنها 4 نفر از آنها قادر خواهند بود آرایی بیش از 10 درصد بیاورند.
این 4 نفر به ترتیب عبارتند از: نیکولا سارکوزی از حزب اتحادیه جنبش مردمی (UMP)، سگولن رویال، از حزب سوسیالیست، فرانسوا بایرو از رئیس حزب راست میانه (UDF) و ژان ماری لوپن از حزب جبهه ملی.
یک مهاجر معاند با مهاجران
«نیکلا سارکوزی» به خوبی از تغییر ذائقه سیاسی مردم آگاه است و نیاز آنها را به تغییر حس میکند. او از 2 سال پیش برنامهریزی دقیقی را برای این انتخابات آغاز کرده است. یعنی از زمانی که با طرح «گسست از گذشته» راه خود را از شیراک که همیشه حامی او بوده است، جدا کرد. شاید به همین دلیل هم بود که در یکی از نظرخواهیها 57 درصد پرسششوندگان معتقد بودند که سارکوزی میتواند فرانسه را متحول کند. او که خود فرزند یک مهاجر مجار است ـ و اتفاقاً این امر موجب شد همین اواخر «ژان ماری لوپن» به او بتازد و از مردم بخواهد به یک خارجی رأی ندهند ـ قصد دارد به عنوان یکی از نخستین اقداماتش، اگر موفق به کسب اکثریت آرا شد، وزارت مهاجرت و هویت ملی را بنا کند. ایده توجه به مسأله مهاجران و فکر تأسیس چنین وزارتخانهای بعد از جنجالهای سال گذشته فرانسه به مخیله سارکوزی راه یافت. در ناآرامی سال گذشته 2 نوجوان مهاجر که از دست پلیس فراری بودند، در یک اتاقک در حومه شهر به طرز فجیعی جان باختند. مرگ این 2 نوجوان جرقه بزرگترین اعتراض و جنبش نافرمانی مدنی مهاجران نسبت به تبعیضهای موجود و بیکاری گسترده را موجب شد. ناآرامیها تا هفتهها ادامه یافت و طی آن هزاران اتومبیل از سوی مهاجران معترض به آتش کشیده شد. در این ماجرا سارکوزی به مقابله و شیراک به مدارای بیشتر با معترضان علاقهمند بودند. سارکوزی در واکنش به این ماجرا طرحی را ارائه کرد که بر مبنای آن سختگیریها در قبال ورود مهاجران تشدید میشد. پس از این طرح در نظرخواهیها اعلام شد که فرانسویها با سیاستهای سارکوزی، وزیر کشور موافق هستند.
بنابراین نخستین شاخصه سارکوزی در عالم سیاست فرانسه ضدیت او با مهاجران است.
سیاستهای او در قبال مهاجران تا آنجا تند است که پس از آن که از وزارت کشور برای شرکت در انتخابات 22 آوریل (2 اردیبهشت) استعفا داد در یک مصاحبه مطبوعاتی اظهار داشت: «فرانسه خشمگین است. خشمگین از هویت ملی، از مهاجرتهای کنترل نشده، از کلاهبرداریها، از ویرانگریها و... در 30 ـ 40 سال گذشته سیاستهای لجام گسیخته در باب مهاجرت سبب شد شهرهای فرانسه به حد انفجار برسند.»
سارکوزی که حالا 52 ساله است در سومین دهه زندگیاش با شیراک که در آن زمان شهردار پاریس بود، آشنا شد و خیلی زود به حزب نوگلیست های پیوست.
اما اکنون 20 سال پس از این آشنایی، با آن که شیراک پلههای ترقی را پیش پای سارکوزی گذاشت سارکوزی محافظهکار سعی دارد همه دوران ریاست جمهوری شیراک را زیر سؤال ببرد و بیپروا بگوید: «من از سیاستهای شیراک پیروی نخواهم کرد.» یکی از تبری جستنهای او از شیراک در زمینه سیاست خارجی است. او برخلاف شیراک که رابطهای محتاطانه با کاخسفید داشت، علاقه خود را به اتخاذ روشی آمریکایی در سیاست نشان داده است. او سال گذشته نیز برای تأکید بر علاقهمندیاش به سیاستورزی آمریکاییها به واشنگتن سفر کرد و میهمان بوش شد. تصاویر منتشر شده از او در این سفر و دیدارش با رئیس جمهوری آمریکا به گونهای بود که او را از جمهوریخواهان کنگره آمریکا به بوش نزدیکتر نشان میداد.
گفته میشود سارکوزی برخلاف شهروندان فرانسوی که اغلب از محصولات غذایی و سینمایی آمریکا استفاده میکنند به اقتصاد آزاد و لیبرالیسم آمریکایی علاقه دارد و همین موجب میشود رقیبانش او را «نومحافظهکار»ی با پاسپورت فرانسوی بنامند.
سارکوزی در سفر سیاسی به واشنگتن سعی کرد چهره یک رئیس جمهوری را به خود بگیرد و با آمریکاییها از این زاویه مذاکره کند و آنها را متقاعد کند در صورت انتخاب شدن، تقابل سیاسی دو کشور پایان خواهد گرفت. این در حالی است که فرانسه از زمان شارل دوگل تاکنون در بسیاری از تحولات بینالمللی با کاخسفید در چالش بوده، به طوری که اوج آن در مخالفت شیراک با حمله به عراق نمایان شد. شاید به همین خاطر است که ملیگرایان پیرامون شیراک همانقدر که علاقهای به حاکم شدن سوسیالیستها ندارند از انتخاب سارکوزی به عنوان رئیس جمهوری فرانسه نیز ابراز نگرانی میکنند. سیاست دیگری که شیراک با آن محتاطانه برخورد کرد اما سارکوزی علاقه خود را نسبت به آن بیپروا نشان میدهد، اسرائیل است. سارکوزی نسبت به رؤسای جمهور اخیر فرانسه کمتر خواستار دوستی و رابطه با اعراب است.
تعقیب راه تاچر و مرکل
ماری ـ سگولن رویال متولد 22 سپتامبر 1953 در سنگال با شعار تبلیغاتی «فرانسه حکومت میکند» پا به عرصه انتخابات فرانسه گذارده است. او در انتخاب شعار تبلیغاتی خود فعل «حکومت کردن» را براساس دستور زبان فرانسه به صورت مؤنث به کار برده است تا بر این نکته تصریح کند که او میتواند نخستین رئیس جمهور زن فرانسه باشد.
در میان تمام نامزدهای انتخابات رویال جنجالیترین چهره بوده و سهم بیشتری از تبلیغات را از آن خود کرده است. شیوه پوشش رویال، رنگ لباسهایی که به تن میکند، طرز سخن گفتن، خندیدن و راه رفتن او همه و همه زیرنظر بهترین طراحان مد و ژست فرانسه طراحی شده است.
به عقیده ژاک شیراک، سوسیالیستها رویال را به خاطر زن بودناش، به عنوان کاندیدای خویش برگزیدهاند تا بتوانند با استفاده از این تاکتیک، تحولی در انتخابات به وجود آورده و شانس پیروزی خود را بیشتر کنند.
سگولن رویال نیز همچون سارکوزی بر گذشته سیاسی فرانسه خط بطلان کشیده است. او مادر 4 فرزند است و با این وجود میخواهد نشان دهد که در کنار وظایف مادری خود، قادر است مدیری توانا باشد و فعالیتهای سیاسیاش را به بهترین نحو پیش برد.
رویال یک تفاوت بارز با نسل قدیمی سوسیالیستها دارد یعنی همانها که به «فیلها» معروف هستند و جنگهای داخلی آنان موجب شد قانون اساسی اتحادیه اروپا در سال 2005، تصویب نشود. رویال که با پشت سر گذاردن اشتراوس کان و فابیوس موفق شد با اکثریت آرا به عنوان نامزد حزب سوسیالیست مطرح شود، بیش از هر چیز بر این عقیده پا میفشارد که اکنون زمان اتحاد و یکپارچگی در اردوی سوسیالیستها فرا رسیده است. هواداران این حزب باید در کنار یکدیگر صفحهای جدید را در تاریخ فرانسه ورق بزنند». او به شهروندان فرانسه وعده داده است که «سیاستی دیگر» در راه است و اگر او بتواند رئیس آینده کاخ الیزه باشد، دنیای دیگر را فراروی فرانسویان خواهد گشود.
اما در کنار همه وعدههای رنگارنگ رویال، وی از ضعفهای بارزی رنج میبرد که موجب شده در نظرسنجیهای پیش از انتخابات در جایگاه دوم (پس از سارکوزی) قرار گیرد.
او اگرچه سالها سمت وزارت را در وزارتخانههای محیطزیست، آموزش و خانواده داشته است، اما در تبلیغات خود چندان پخته نشان نداده و مرتکب خطاها و لغزشهای فراوان در نطقهایش شده است که غیرقابل اغماض به نظر میرسند. او در این نطقهایش بسیار سعی کرده است خود را فردی مسلط بر امور فرانسه و تحولات جهانی نشان دهد اما تلاش بسیارش چندان موفق نبوده است و مرتکب اشتباهاتی شده که ناظران از آن به گافهای رویال تعبیر میکنند. گافهایی که امروز میتواند آرای او را بشدت تنزل دهد به عنوان مثال او درباره مسأله مهاجران با کمتجربگی گفت؛ قول نمیدهد کار همه مهاجران غیرقانونی را درست کند و فقط تلاش خواهد کرد پرونده هر یک از مهاجران را برحسب موقعیت و معیارهای لازم و ضروری بررسی کند.
گامهای رو به عقب او در کارزار انتخابات کم نیستند. از جمله آن که او در ابتدا اعلام کرده بود از استقلال «کبک» از «کانادا» حمایت میکند. اما خیلی زود مقامهای کانادایی از او خواستند در امور آنها مداخله نکند. چند ماه پیش نیز او به طرز علنی مدعی شد که از مشترکات بسیاری با «علی عمار» یک شیعه لبنانی که در پارلمان فرانسه عضو است، برخوردار است.
او این سخنان را بعد از این که عمار حمله اسرائیل به لبنان را با حمله نازیها به فرانسه مقایسه کرد، ابراز کرد.
اما در این میان نقد کارشناسان سیاسی بیشتر حول مسأله جنسیت رویال بیان میشوند. زیرا رویال نخستین زن در فضای مردانه است که به طور جدی کاندیدای ریاست جمهوری شده و سعی میکند متفاوت بودن خود را با سایر سیاستمداران زن فرانسه نشان دهد. لذا حرکات نمایشی او در جایگاه یک بانوی سیاسی، پیران و کهنهکاران پاریس را به خشم آورده است. این واقعیتی است که «آنیک لپت» یکی از اعضای پارلمان فرانسه با صراحت آن را ابراز میکند. اما کسانی هم هستند که معتقدند فرانسه آمادگی پذیرش یک رئیس جمهوری زن را دارد اما نه زنی مثل سگولن رویال. شاید به همین دلیل بود که در روزهای آخر از او خواسته شد با «بایرو» ائتلافی زودرس داشته باشد اما او را نپذیرفت.
با این اوصاف رویال در زمینه سیاست خارجی نیز سعی میکند خود را مؤثر نشان دهد. او معتقد است باید به ترکیه اجازه داده به اتحادیه اروپا بپیوندد. در زمینه خاورمیانه و جنگ اعراب و اسرائیل نیز، اوایل دسامبر گذشته به خاورمیانه سفر کرد و با مقامهای اسرائیل و حزبالله لبنان دیدار نمود.او در ابتدای سال 2007 نیز به چین رفت و از نزدیک با مقامهای این کشور به گفتوگو نشست. او درباره آمریکا نیز اعتقاد دارد فرانسه میتواند رابطهای خوب با آمریکا داشته باشد اما هرگز نباید از آن بترسد.
پسر خاک
عادت دیرینه فرانسوا بایرو این است که هر روز صبح در خانه خود در روستای کوچکی در دامنه کوههای پیرنه بنشیند. در حالی که گربههایش اطرافش میچرخند، تا صبحانه سادهاش را که تکهنانی تست شده است، بخورد. بایرو که 56 سال دارد و صاحب 6 فرزند است تا همین یکی دو ماه پیش به همراه خانوادهاش در روستای محل زادگاهش زندگی میکرد و به همین سبب به او لقب «پسر این آب و خاک» را دادهاند. او ادبیات فرانسه خوانده و کتابهای بسیاری در زمینه سیاست و تاریخ نوشته است. بزرگترین سرگرمی او نگهداری از اسب است.
بایرو معتقد است: فرانسه نیازمند شوکی الکتریکی و محتاج یک اتحاد است وگرنه به کل نابود خواهد شد. او در شرح الگوهای ذهنی خود در عالم سیاست میگوید: در اوایل کار بلر مجذوب او بودم. اما بعد به هنگام جنگ عراق این اعتقاد را از دست دادم. او با اشاره به سبک زندگی مورد علاقه خود میگوید: «من مرد ییلاق هستم. مردی که در زندگیاش کتابهای زیادی خوانده و حس تاریخی نسبت به فرانسه دارد. مردی که هرگز از روستایش خارج نشده، مردی که به کار کردن با دستهای خود افتخار میکند.»
هنوز زنگ انتخابات به صدا در نیامده بود که بسیاری با تعجب دیدند که مردی ناگهان به محبوبیت رسید و در جایگاه سوم رقابت انتخابات فرانسه ایستاد. حتی یک ماه مانده به شروع انتخابات او محبوبترین نامزد شناخته شده و پس از او سارکوزی و رویال قرار داشتند.
«فرانسوا بایرو» که رئیس حزب «اتحاد برای دموکراسی، (UPF) است و شعار خود را «نوسازی فرانسه و اتحاد میان مردم» قرار داده است؛ از دیدگاههای سیاسی جالب او که آغشته به آرایههای ادبی است. آنکه، او گفته است برای آزادیهای شخصی حرمت وافری قائل است و در مورد اتحادیه اروپا میگوید: «این زیباترین تشکیلات بشر است.» او راه خود را «راه سوم» مینامد که برخی آن را نشانه علاقه بایرو به اثر نظریهپرداز انگلیسی (گیدنز) میدانند راه سوم بایرو اشارهای به مجزا بودن شیوه و روش خاص خود نسبت به سارکوزی و رویال است. بایرو در مورد خیزشهای سال گذشته که در میان حاشیهنشینان روی داد، حق را به جانب آنان داد و گفت: «آنها نیز همانند دیگر شهروندان فرانسوی چه زن و چه مرد هستند.»
کسانی که معتقدند سارکوزی وحشتناک است و رویال هنوز برای رسیدن به پست ریاست جمهوری آماده نیست، میگویند بایرو میتواند بهترین گزینه برای ریاست جمهوری باشد. اما بر این مرد آرام نیز انتقاداتی وارد شده است. بزرگترین انتقادی که به او میشود به بایکوت کردن مسابقات المپیک تابستانی 2008م در فرانسه از سوی او است، زمانی که بایرو برای یک دوره 4 ساله وزیر آموزش بوده است.
کاندیدایی شبیه به قصههای دیکنز
ژان ماری لوپن پسر یک ماهیگیر فقیر بود که همانند شخصیتهای قصههای چارلز دیکنز کودکیاش را در فقر و در یتیمخانههای دستگیر گذراند. او به یکی از این یتیمخانهها رفت چون قایق پدرش به یک مین دریایی برخورد کرده و نابود شده بود. اما آن پسرک فقیر و مصیبت دیده حالا، باز همانند قصههای دیکنز تاجری متمول است که آن را مدیون ارثیهای هنگفت است که سال 1977 با وصیت یک حامی سیاسی به او رسید.
لوپن مؤسس و رئیس حزب جبهه ملی است. او یک بار با ثبت یک رکورد انتخاباتی، شیراک و لیبرالها را در آستانه شکست قرار داد و وحشت را به اردوی اروپا و غرب برد. لوپن در این انتخابات به مسأله مهاجران در فرانسه بیش از هر چیز توجه دارد. با آن که پرقدرت بودن در اتحادیه اروپا، اشاعه فرهنگ سنتی و مبارزه با رشد نرخ بیکاری در شعاری تبلیغاتی او دیده میشود اما او یکی از حامیان اعمال محدودیت بر مهاجران، مبارزه با مجازات اعدام، اعطای پاداش برای خانهسازان خدمت نظام وظیفه است.
ژان ماری لوپن 79 ساله که مسنترین کاندیدای این دور از انتخابات است، پیش از این چندین بار کاندیدای ریاست جمهوری شده اما هر بار شکست خورده است، آخرین مورد از تلاش ناکام او مربوط به انتخابات 2002 است که در آن رویاروی شیراک ایستاده بود اما در همان مرحله اول به لیونل ژوسپین باخت. به تازگی نیز شنیده شد که احتمال ائتلاف او با سارکوزی بسیار زیاد است.
به این ترتیب مشخص نخواهد بود که آیا «لوپن» در حیات خود سرانجام میتواند بر کرسی طلایی الیزه بنشیند یا نه؟
ژان ماری لوپن دوبار ازدواج کرده است. از ازدواج نخست خود که 17 سال دوام آورد 3 دختر و 9 نوه که همگی دختر هستند دارد. دو دختر او نیز در فعالیتهای سیاسی شرکت دارند. او سال 1991م برای بار دوم تشکیل خانواده داد.
دیگر نامزدهای کاخ الیزه
شاید عجیبترین فرد در فهرست 8 کاندیدای بعدی انتخابات «ژوزه بووه» باشد او عضو جنبش ضدجهانی است. بووه که از 3 سالگیاش در برکلی کالیفرنیا زیسته است به طور کامل به زبان انگلیسی مسلط است. او سال 1976م فعالیتهای ضدنظامیگری خود را شروع کرد و 11 سال بعد یعنی 1987م تبدیل به یکی از حامیان سرسخت محیطزیست شد. یکی از عواملی که سبب شهرت بسیار او شد، مبارزهاش با فروشگاههای زنجیرهای مک دونالد بود. او در سال 2002م به اسرائیل رفت و سپس در تصمیم ناگهانی که مقامهای اسرائیلی را به بهت انداخت به دیدار یاسر عرفات شتافت. این دیدار سبب شد پلیس اسرائیل او را دستگیر کرده و بووه را که اعتراض شدید نسبت به حمله اسرائیل به کرانه غربی و غزه ابراز کرده بود به کشورش باز گرداند.
او در ژانویه 2007م موفق شد 40 هزار امضا از افراد مختلف حامی خود بگیرد که گواهی باشد بر این که او شایستگی ریاست جمهوری را دارد. او تا اول فوریه نیز 6 هفته وقت صرف کرد تا 500 امضا از شخصیتهای سیاسی در این مورد بگیرد و راهی انتخابات 2007م شود. (طبق قوانین فرانسه یکی از شرایط کاندید شدن برای پست ریاست جمهوری دریافت 500 امضا و تأییدیه از شخصیتهای سیاسی است)
دیگر کاندیدای این دور از انتخابات «اولیویه بزانسویه» است که با 33 سال سن جوانترین فرد انتخابات است. او عضو اتحادیه کمونیستهای انقلابی است. او در سال 2002م نیز در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرد و 25/4 درصد آرا را به دست آورد. بزانسویه فارغالتحصیل رشته تاریخ از دانشگاه پاریس است. وی زمانی که تنها 14 سال داشت عضو جوانان اتحادیه کمونیستهای انقلابی شد.
«آلرت لاگیه» از حزب مبارزه کارگران، دیگر زنی است که در انتخابات 2007م کاندیدای ریاست جمهوری حاضر شده است. او سالهاست برای رسیدن به چنین مقامی تلاش میکند. نخستین تلاش او سال 1974 بود و پس از آن در سالهای 1981، ۱۹۸۸، 1995 و 2002م بخت خود را در این زمینه آزمود و هر بار ناکام ماند. او سال 2002م در آخرین تلاشاش 72/5 درصد آرا را به دست آورد. «ماری ژرژ بوفه» از حزب کمونیست و «دومینیک دویان» از حزب سبزها، از دیگر زنان شرکتکننده در انتخابات 2007 هستند.
«فیلیپ دو ویلیه» کاندیدای 58 ساله حزب جنبش اتحاد برای فرانسه از کاندیداهایی است که امیدوار است 4 درصد آرا را به دست آورد. «ژرارد شیوارد» نیز که نامزد شهرداریها است، نخستین فرد در فهرست نامزدان درجه 2 بود که موفق شد 500 امضای لازم برای کاندید شدن را بگیرد. «فردریک نیهو» آخرین فرد از کاندیداهای انتخابات 2007م فرانسه است که از هواداران گروههای صید، شکار، طبیعت و سنت به شمار میآید.