اعراب و ایرانیان در معادلات منطقهای در خاورمیانه نقش اساسی دارند. کشورهای عربی تحت عنوان اتحادیه عرب به واسطه صدور نفت دارای نقش محوری بود. اگرچه بعضی از کشورهای این اتحادیه در زمره کشورهای فقیر جهان قرار میگیرند اما بعضی دیگر از آنان با درآمد سرانه بالا و توان اقتصادی فزاینده جزء کشورهای ثروتمند خاورمیانه محسوب میشوند.ایران نیز کشوری قدرتمند در معادلات منطقهای است. ایران کشوری با جمعیتی بیش از 70 میلیون نفر و منابع فراوان نفت و گاز به علاوه دسترسی به دو منطقه ساحلی وسیع یعنی خزر در شمال و بحر عمان و خلیجفارس در جنوب است و به قول گراهام فولر قبله عالم نام دارد.
ایرانیان و اعراب در روابط دیرینهای که با هم داشتند گاهی اوقات یک رابطه مسالمتآمیز و گاهی اوقات رابطه پرتنش را تجربه کردهاند. قبل از ظهور اسلام ایرانیان سرزمینهای عربی را سرزمینی بیابانی و لمیزرع تلقی نموده و جایگاهی برای آن قائل نبودند. با ظهور اسلام و فتح ایران توسط مسلمانان صدر اسلام، ایران به مدت دو قرن تحت سیطره فرهنگ اسلامی ـ عربی درآمد.در تاریخ معاصر نیز با پیروزیهای ناصر و هوادارانش در مصر و نیز حزب بعث در عراق به رهبری صدام حسین، ناسیونالیسم عربی مطرح شد. قدرت گرفتن آنان همزمان بود با فعالیتهای محمدرضا پهلوی که ماهیتی غیراسلامی داشت. اعراب انقلابی با گرایش به شوروی سابق سعی داشتند مانع اهداف توسعهطلبانه آمریکا در خاورمیانه شوند. در ایران نیز محمدرضا پهلوی با نزدیکی به آمریکا و اسرائیل و ضدیت با ناسیونالیسم عربی روابط ایران و اعراب را وارد مرحلهای تنشآفرین نمود. پیروزی انقلاب اسلامی و ضدیت با حضور قدرتهای فرامنطقهای در خاورمیانه و خلیجفارس به علاوه حمایت این نظام از آرمان ملت فلسطین و قدس شریف، موج جدیدی از حمایت ملتهای عربی و مسلمان را به همراه داشت. ولی جنگ هشت ساله عراق با ایران تا حدی به این روابط لطمه زد.
پس از فروپاشی شوروی سابق و سقوط نظام دوقطبی با حمله عراق به کویت، جمهوری اسلامی ایران تجاوز به کشورهای دیگر را محکوم نمود و خواستار خروج عراق از کویت شد. حمله آمریکا به عراق در سال 1991 نقش سنتی فرانسه و انگلیس را کاهش داد و نقش آمریکا را افزایش داد. در این حال جمهوری اسلامی ایران سیاست فعالی را در منطقه دنبال نمود و خواستار امنیت منطقه توسط کشورهای حوزه خلیجفارس بدون حضور نظامی آمریکا شد.
با جدی شدن برنامه هستهای ایران در مجامع بینالمللی، روابط ایران و اعراب بیش از اینکه تحتتاثیر واقعیات امنیتی در منطقه خلیجفارس باشد تحتتاثیر القائات آمریکا بود. شورای همکاریهای خلیجفارس که عمدتا کشورهای عربی عضو آن میباشند نگرانی شدیدی از خطرات جنگ و ناامنی در منطقه دارند. تجربه جنگ کویت و اوضاع ویرانگر جنگ نفتکشها بار دیگر نگرانی کشورهای حوزه خلیجفارس را دو چندان نمود. این شورا خواهان حل مسالمتآمیز پرونده اتمی ایران ایران در رابطه با آمریکا شده است و از مواضع اتحادیه اروپا در گفتگوهای هستهای ایران و اتحادیه اروپایی حمایت نموده است.
با وقوع حوادث یازدهم سپتامبر و موج شدید ضداسلامی در نزد آمریکائیان کشورهای عربی نیز بیش از پیش از حضور آمریکا در منطقه نگران شدند. تلاش برای تغییر بافت فرهنگی و اجتماعی که در قالب طرح خاورمیانه بزرگ به خاورمیانه ارائه شد کشورهای عربی را نگران نمود. این مسئله همزمان بود با اشغال عراق و افغانستان. در چنین مقطع زمانی پرونده هستهای ایران و احتمال تبدیل آن به یک جنگ احتمالی در نزد جامعه اعراب جایگاه خاصی داشت. وزیر خارجه عربستان سعودی در اجلاس منامه اظهار داشت "ایران حق کامل دارد که احساس امنیت نماید و لذا تمرکز تنها بر این کشور که خود از امضاکنندگان معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (nuclear nonproliferation tret) ان.پی.تی است و فراموش نمودن اسرائیل اقدامی منصفانه نیست.
دبیرکل اتحادیه عرب عمر موسی نیز بارها و بارها از خاورمیانه عاری از سلاحهای هستهای سخن گفته است و خواستار خلع سلاح هستهای اسرائیل شده است. وی نیز خواستار حل و فصل مسالمتآمیز پرونده هستهای ایران است. شیخ محمدبن مبارک آلخلیفه معاون نخستوزیر و وزیر خارجه بحرین در مذاکرات ایران و اروپا مراتب خرسندی خود را از توافق میان جمهوری اسلامی ایران و اتحادیه اروپایی اظهار داشت. این مقام بحرینی به زعم خود تنها راهحل پرونده هستهای ایران را تنها از طریق برقراری توازن میان نیازهای مشروع دستیابی به انرژی هستهای صلحآمیز و منع گسترش سلاحهای هستهای دانست.
به طور کلی نگاه اعراب به مسئله هستهای ایران را باید در دو سطح رسمی و غیررسمی مورد ارزیابی قرار داد.
در دیدگاه رسمی که بیشتر سیاست دول عربی را در قبال پرونده هستهای ایران منعکس میکند دستهای از کشورها توانایی هستهای ایران را تهدیدی علیه منطقه خاورمیانه میدانند و مخالفت سرسخت ایران اتمی هستند. این دسته از کشورها در سیاست خارجی خود بیشتر تحتتاثیر افکار آمریکائیان که ایران را به وحشتافکنی (تروریسم) با استفاده از بمب اتمی متهم مینماید، قرار دارند.
دستهای دیگر از کشورها دستیابی ایران به سوخت هستهای را مطابق قواعد و کنوانسیونهای بینالمللی میدانند و خواستار حل و فصل بحران در چارچوب معاهدات بینالمللی از راهحل مسالمتآمیز هستند. این دسته از کشورها در سیاست خارجی خود نگران حضور آمریکا در منطقه هستند. شاهزاده عبدالله پادشاه با نفوذ عربستان از این دسته کشورهاست که خواستار حل مسئله ایران از طریق مسالمتآمیز است.
سوریه نیز بارها و بارها از مواضع جمهوری اسلامی در برخورداری از فناوری هستهای حمایت نموده است. در دیدگاه غیررسمی نیز افکار جهان عرب قابل ارزیابی است. جمهوری اسلامی ایران در یک چارچوب کلی سیاست حمایت از فلسطین را چون در سرلوحه خود قرار داده است در نزد افکار عمومی جایگاهی خاص دارد. به علاوه پس از اشغال عراق و گسترش احساسات ضدآمریکایی در میان تودههای مردم عرب اهمیت جمهوری اسلامی ایران در نزد اعراب دوچندان شد. سکوت آمریکا در برابر برنامه هستهای اسرائیل و اظهارات جسورانه ایهود اولمرت نخستوزیر رژیم غاصب صهیونیستی مبنی بر دست یافتن اسرائیل به بمب هستهای باعث شد تودههای عرب با توجه به سیاستهای وحدتگرایانه ایران اسلامی بالا رفتن توان هستهای ایران را به عنوان یک عامل بازدارنده در مقابل تهدیدات هستهای رژیم صهیونیستی قلمداد میکنند. عدهای دیگر از تودههای ملت عرب با توجه به نقش هژمونی جهانی آمریکا در خاورمیانه اشغال عراق را دروازه ورود امپریالیسم به جهان عرب میدانند و از این نظر اینان مخالف سیاستهای توسعهطلبانه ایالات متحده هستند. در این راستا این بخش از جهان عرب درصددند که جمهوری اسلامی ایران با همکاری کشورهای منطقه امنیت خاورمیانه بویژه خلیجفارس را برعهده گیرند به این لحاظ بالا رفتن توان هستهای ایران را بالا رفتن توان هستهای جهان اسلام میدانند. در تائید این نظر نیز مقام معظم رهبری قدرت گرفتن ایران هستهای را مایه پشتگرمی جهان عرب دانست.
در تحلیل نهایی از وضعیت پرونده هستهای ایران نزد اعراب باید گفت که با توجه عوامل زیر برنامه هستهای ایران جایگاه ویژهای نزد اعراب دارد:
1ـ سیاست دوگانه سازمانهای بینالمللی بویژه آژانس بینالمللی انرژی اتمی و شورای امنیت سازمان ملل در رابطه با ایران و رژیم غاصب صهیونیستی؛ ایران تمام معاهدات هستهای را امضا و برنامهای کاملا صلحآمیز را دنبال مینماید در حالی که اسرائیل هنوز ان.پی.تی را امضا ننموده است. دستیابی سلاح هستهای را با بیپردگی هر چه تمامتر اعلام مینماید، این امر مقدمات خشم اعراب را فراهم آورده است.
2ـ مخالفت با حضور قدرتهای فرامنطقهای در خاورمیانه؛ اعراب حضور آمریکا در خاورمیانه را عامل اصلی ناامنی و عدم ثبات در خاورمیانه میدانند زیرا این کشور از مواضع اسرائیل جانبداری نموده و این به معنی ضدیت با جهان عرب تلقی میشود.
3ـ عدم برقراری امنیت در عراق و افزایش خشونتها در این کشور؛
حمله آمریکا به عراق در آغاز اگرچه با سکوت برخی از محافل عربی و بویژه تودههای مردم عراق از عملکرد آمریکائیان در عراق ناراضی بوده و چنین وانمود میکنند که آمریکائیان با انعکاس وضعیت عراق سعی دارند که توجه جامعه جهانی را از کشتار فلسطینیان توسط اسرائیل پنهان نمایند. همین امر زمینهای شده است تا در مسائل هستهای ایران از عملکرد جمهوری اسلامی ایران در برنامه صلحآمیز حمایت نمایند.
4ـ در منطقه زیستمحیطی؛ به لحاظ زیست محیطی نیز کشورهای عرب حوزه خلیجفارس که جزئی از جامعه اعراب را تشکیل میدهند هرگونه جنگ احتمالی میان ایران و آمریکا در رابطه با پرونده هستهای را تهدیدی علیه آبزیان دریایی و فضای زیست محیطی این منطقه تلقی میکنند. بنابراین از بحرانی شدن و احتمالا هر جنگی نگران هستند و خواستار حل و فصل مسالمتآمیز پرونده هستهای ایران هستند.