مجتبی شجاعی: اگرچه اهمیت جغرافیایی، تاریخی، سیاسی و اقتصادی منطقهای که ایران در آن قرار گرفته، همواره سبب حضور و دخالتهای بیگانگان در امور آن شده است و حافظه تاریخی مردم ایران دخالتهای آنان در نهضت مشروطه تا روی کار آمدن حکومت پهلوی، کودتای 28 مرداد و... در قبل از انقلاب و دسیسههای پس از انقلاب و... را در خود ثبت دارد، با این همه وقوع انقلاب اسلامی در ایران را باید نقطه عطف و فصل تازهای در برخورد قدرتهای بزرگ با جمهوری اسلامی به حساب آورد. انقلاب اسلامی ایران به دلیل برخورداری از ماهیت جهانشمولی و الهامبخشی خود، نهتنها در جهان اسلام و جنبشهای اسلامی معاصر بلکه در سپهر اندیشه و نظام بینالملل تاثیرات شگرف و عمیقی برجای نهاده است. مهمترین تاثیر کلان انقلاب اسلامی در نظام بینالملل، به چالش کشیدن ماهیت و موجودیت نظام صهیونیست بود که این فرآیند همچنان با قدرت بیشتری مسیر خود را طی میکند. به دنبال ناامید شدن ملتهای عرب از نتیجه گرفتن ناسیونالیسم عربی در مبارزه با اسرائیل و سپس شکلگیری و رشد حزبالله لبنان و انتفاضه مردم فلسطین، بارقههای امید با تکیه بر اسلامگرایی جوامع عرب بیش از هر زمان دیگری تنور مبارزه با اسرائیل را گرم نگه داشته است.
نهتنها منطقه خاورمیانه بلکه سراسر جهان اسلام به تاثیر از انقلاب اسلامی با ادبیات نوینی به تغییرات در نظام بینالملل نظاره دارد و گستره این تغییرات به وضوح در بیشتر تحولات قابل مشاهده است. این تحولات در سطح کلان با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و از بین رفتن نظام دوقطبی جهانی و به یک معنا پایان جنگ سرد تا ارائه اندیشه جنگ تمدنهای ساموئل هانتینگتون همراه شد که در واقع چالش واقعی بین غرب و دنیای اسلام را در مبانی و ماهیت غرب و اسلام تلقی میکرد و شاید این نظریه را بتوان بهترین گواه در رد نظر کسانی دانست که با چشمپوشی از واقعیتها، چالش غرب با جمهوری اسلامی را تنها در بهوجود آمدن برخی سوءتفاهمها و بیاعتمادیها میدانند که با پارهای اقدامات به اصطلاح اعتمادساز قابل برطرف شدن است! بهطور کلی ارباب و نماینده غرب، آمریکا، علیه جمهوری اسلامی 5 هدف استراتژیک روانی را دنبال میکند که در 3دهه گذشته ثابت باقی مانده است. اگرچه در مقاطع مختلف زمانی به تناسب ماهیت و وزن متغیرها از حیث حجم، نوع و تنوع تاکتیکها و تکنیکها، تفاوتهای جدی بین آنها مشاهده میشود: ارائه چهره مخوف از اسلام و جمهوری اسلامی نزد افکار عمومی جهان بویژه غرب، ترسیم ایران به عنوان محور شرارت در منطقه و جهان و حامی ترور و تشنج، ناکارآمدی حکومت اسلامی و ارزشمحور در اداره جامعه و چالش مشروعیت و نظام جمهوری اسلامی و ترویج و تبلیغ اصطلاح جمهوری ایرانی، ارائه تصویر آرمانی از ارزشهای آمریکایی و لیبرالدموکراسی آمریکا در داخل و یارگیری از بین گروههای مخالف و مشکلدار و گاهی سادهلوح در داخل و تلقین به بروز اجماع جهانی علیه ایران. اکنون به شرح اجمالی هریک از اهداف استراتژیک روانی و ارائه تاکتیکها و اقدامات آمریکا در دستیابی به اهداف استراتژیک روانی میپردازیم.
1- تصویر وارونه و مخوف از اسلام:
ارائه تصویر مخوف از اسلام و مسلمانان با تاکتیکها و تکنیکهای مختلفی به وقوع پیوسته و بعدها نیز در شکل و شمایل دیگر تداوم خواهد یافت. برخی از شگردهایی که تاکنون مطرح شده عبارتند از:
تحریف در تاریخ در ابعاد ملی و مذهبی
معرفی غیرواقعی از پیامبر(ص)، نظیر آیات شیطانی سلمان رشدی و ائمه اطهار و ارزشهای مقدس اسلامی
ساخت فیلمهای مستهجن، غیراخلاقی، خشن و تحریف شده از زندگی مسلمانان
خلق طالبان، وهابیت، گروههای تندرو و افراطی در منطقه و جهان اسلام و معرفی آن بهعنوان اسلام
بدلسازی عملیات تروریستی انتحاری به جای عملیات استشهادی
ساختن کارتونها و بازیهای انیمیشن با هدف ضرورت کشتن و نابود کردن مسلمانان... .
۲ - ناکارآمدی و بحران مشروعیت:
آمریکا در عملیات روانی خود علیه ایران به لحاظ موضوع، عوامل و روش متنوع و متکثر است. از جمله آنها القای موضوعات و انجام اقدامات و راهبردهای زیر است: پنهانکاری مسؤولان کشور، بیکفایتی مسؤولان کشور، تبعیض جنسی در ایران، گروههای فشار، نهادهای نظامی و انقلابی، مردمی نبودن حکومت، القای ناکارآمدی نظام اسلامی، تقویت روحیه گروههای اپوزیسیون و معاند با نظام، ایجاد نگرش منفی در مردم نسبت به نظام، تضعیف ارزشها و هنجارهای دینی، القای یأس و ناامیدی در مردم، تهییج اقوام و اقلیتها، این قشر محترم و فداکار نظام علیه نظام، ترغیب مردم به انجام کنشهای اعتراضآمیز، تشدید اختلاف گروههای درون نظام، ترغیب مردم به عدم مشارکت سیاسی، ایجاد نگرش منفی در مردم نسبت به روحانیت و جنگ قدرت بین مسؤولان نظام. دستگاه روانی آمریکا در عملیات رسانهای و مجازی خود علیه ایران از میان موضوعات اخیرا از 3 موضوع بیش از بقیه استفاده کرده است: مردمی نبودن حکومت، بیکفایتی مسؤولان کشور و جنگ قدرت بین مسؤولان کشور.
دستگاه عملیات روانی آمریکا تلاش کرده است به مخاطبان خود القا کند که جمهوری اسلامی ایران فاقد مشروعیت مردمی است و این حکومت اساسا در پی برآوردن امیال و خواستههای مردم خویش نیست. مسؤولان ایرانی فاقد مهارت و توانایی کافی برای اداره کشورند، آنان در اداره کشور از روشهایی بهره میبرند که فاقد کارآیی و اثربخشیاند. مسؤولان کشوری بیش از آنکه در پی تحقق خواستههای مردم و گشودن گره از مشکلات مردم باشند، درگیر تنش، چالش و کشمکش با یکدیگرند. به تعبیر رادیو فردا «هر گروه از مسؤولان حکومت اسلامی میکوشد به هر قیمتی خود را در قدرت نگه دارد، به همین خاطر آنان گاهی آنچنان با یکدیگر در چالشاند که مردم را فراموش میکنند».
بیشترین حجم عملیات روانی آمریکا علیه ایران، به موضوع حقوق و آزادیهای مردمی مربوط است که اکثرا عبارت است از نقض حقوق زندانیان سیاسی، نقض حقوق اقلیتها، نبود آزادی بیان، سرکوب آزادیخواهان، محدود کردن مطبوعات، نارسایی قانون اساسی، خشونتطلبی، سرکوب اهل هنر، روشنفکرستیزی، حجم زیاد زندانیان، سرویسهای مختلف امنیتی، فیلترینگ، محدودیت اساتید، انتخابات غیردموکراتیک و... .
همچنین آمریکا با استفاده از ابزار رسانهای در عملیات روانی خود علیه ایران تلاش کرده تا به مخاطبان خود القا کند که در ایران آسیبهای اجتماعی به اوج خود رسیده و مردم از عملکرد متولیان نظام ناراضیاند و حکومت ایران با محدود کردن آزادیهای اجتماعی، عرصه را بر مردم تنگ کرده است. نتایج به دست آمده نشان میدهد بالاترین توافق بر سر ایجاد اختلاف بین جناحها و گروههای درون نظام و اختلافافکنی بین شیعه و برادران سنی، ایجاد نگرش منفی نسبت به مسؤولان نظام و القای ناکارآمدی نظام اسلامی در اداره جامعه و همچنین ایجاد نگرش منفی نسبت به کل نظام و ایجاد نگرش منفی نسبت به روحانیت است.
۳- ایران، محور شرارت:
از اواخر دهه 80 به این سو، آمریکاییان به عنوان دارنده گواهینامه دخالت در امور جهان، هر ترفندی را تمهید کردند تا دشمنان فرضی خود را گسترش دهند. جنگ صلیبی کفار از استراتژی انگلیسی «تفرقه بینداز و حکومت کن» به راهبرد آمریکایی «تفرقه بینداز و نابود کن» تغییر یافت. جنگ غرب علیه اسلام چند سالی است که میرود با یاری ابررسانهها به جنگی تمامعیار تبدیل شود. مقامات کاخ سفید درصدد بودند که در مناسبات خود با تهران سامانه جدیدی ایجاد کنند، سامانهای با وضعیت ویژه:
الف- ترسیم تصویری از جمهوری اسلامی ایران که نهتنها مخالف آمریکا بلکه مخالف اروپا و دیگر قدرتهای جهانی است.
ب- از طریق تداوم وضعیتهای فوق، مقدماتی را فراهم کند که در آینده استفاده از خشونت علیه ایران در افکار عمومی مردم آمریکا و نیز مردم جهان قابل توجیه باشد. همچنین آمریکا در تلاش روانی خود علیه ایران از چند موضوع فراملی نیز بهره میبرد که عبارت است از:
حمایت از تروریسم جهانی، تلاش برای تولید سلاحهای هستهای، مداخله در امور کشورهای دیگر و عامل تشنج خاورمیانه.
دستگاه تبلیغاتی آمریکا بر اساس ادعاهای رژیم صهیونیستی و برنامههای راهبردی خود تبلیغات عریض و طویلی را علیه تهدید جمهوری اسلامی در حوزه مسائل فلسطین و منطقه به راه انداختند و نیز به مخاطبان اینطور القا میکند که اولا ایران مسؤول نتیجهبخش نبودن روند صلح میان رژیم صهیونیستی و اعراب است. دوم اینکه بدون حمایتهای مختلف ایران، فعالیتهای گروه حماس، جهاد اسلامی، حزبالله لبنان و... علیه این رژیم اصلا صورت نمیپذیرفتند. صورت دیگر جنگ روانی غرب بویژه آمریکا علیه ایران، استفاده از حوادث پرسر و صدا و جنجالبرانگیز برای منحرف کردن ذهن مردم جهان از برخی پدیدههای مهم سیاسی است، مثل هواپیماربایی، انفجار بمب در فلان نقطه جهان، مساله حقوق بشر و نظایر آنها و توجه مردم دنیا را به اینگونه حوادث معطوف داشته و در همه این موارد لبه تیز حمله و اتهام متوجه ایران است.
۴- آرمان ارزشهای آمریکایی:
هدف این استراتژی، انتشار «ارزشهای» آمریکایی در زمینه «دموکراسی، حقوق زنان و برابری» به کل جهان اسلام و تقویت سبک زندگی غربی است، به نحوی که مسلمانان اصولگرا از میانهرو جدا شوند. در همین حال، سیا به تضعیف و بیاعتبار کردن رهبران دینی و احزاب اسلامی مخالف این رویه میپردازد.
5- شکلگیری اجماع جهانی:
دولت آمریکا با ترساندن کشورهای منطقه و نیز کشورهای اروپایی، از گسترش چیزی که آنها بنیادگرایی اسلامی مینامند و دستیابی به انرژی هستهای و چرخه سوخت، توان ساخت بم اتمی و نیز ارائه چهرهای از ایران بهعنوان کشوری نامطلوب برای امنیت بینالملل، درصدد ایجاد فضای روانی القای شکلگیری اجماع جهانی علیه جمهوری اسلامی هستند. به باور اغلب تحلیلگران در حالی که جنگافروزی آمریکا در افغانستان و عراق تا حدی با هدف مرعوب کردن ایران صورت گرفت اما تهران به برنده بزرگ این جنگها تبدیل شد. بوش، جمهوری اسلامی را متهم به پیگیری برنامه تسلیحات هستهای میکند، سپس موضوع را به شورای امنیت ارجاع میدهد و تقاضای اقدام این شورا علیه ایران را میکند و اوباما هم با لحن و ادبیاتی دیگر دنبالهرو همان اهداف و خواستههاست. در طول سالهای اخیر با وجود قدرت الهام بخش انقلاب اسلامی و کارکردهای بینالمللی و منطقهای آن و در سایه وحدت مذهبی و ملی و همگرایی بین ارکان نظام و حاکمیت فضای اصولگرایی در کشور، ایران در بینظیرترین دوران تاریخی خود بسر میبرد. اگرچه القای شرایط ویژه در کشور از سوی برخی از چهرهها و القای حساسیتهای خاص برای کشور ناشی از فضای رقابتی است اما همه تحلیلگران منصف بر این نکته اذعان دارند که آثار مثبت رویکردها و عملکرد دولتمردان پرتلاش کاملا آشکار است. احصای تهدیدها و فرصتهای فراروی نظام یک امر عقلانی و اصل مسلم علمی است و استراتژیستهای داخلی برای ترسیم راهبردهای نظام نیازمند اجماع سطوح تصمیمگیری کشور، علمی برخورد کردن آنان، جامعنگری و پرهیز از دید تکبعدی، تکیه بر علتها به جای معلولها، تکیه بر اصل پیشگیری به جای درمان، همگانی و مردمی کردن امنیت، همگرایی علمی و نظری مراکز ثبات بخش در برطرفسازی تهدیدات و تقویت نقاط قوت و فرصتهای فرارو هستند.