نویسنده: عایدةالنجار
گزارش وینوگراد قاضی بازنشسته اسراییل، مسوولیت شکست مفتضحانه جنگ علیه لبنان در تابستان گذشته و شکست فاحش در برابر مقاومت لبنان را متوجه اولمرت کرد.
به عبارت دیگر انتشار گزارش وینوگراد یعنی اعتراف آشکار و با صدایی بلند، به پیروزی مقاومت لبنان.
این گزارش با تهدید دموکراتها مبنی بر وادار ساختن بوش به استعفا در صورتی که جدول زمانی برای خروج نیروها را از عراق نپذیرفته است، همراه میباشد.
اگر دلیل این دو توبیخ را با دقت مورد توجه قرار دهیم در خواهیم یافت که هر دو یک خاستگاه دارند و آن قانع نشدن رهبران اسراییل و آمریکا به اینکه جنگهای آنان جنگهای استعماری است و نتیجه آْن جز شکست در طولانی مدت چیز دیگری نخواهد بود.
در گزارش وینوگراد خطاب به سه نفر تصمیمگیرنده چنین آمده: «آنها بدون تفکر وارد جنگ شدند و همچنین در مورد نحوه خروج از جنگ نیز اصلاً فکری نکرده بودند.»
بیشک این امر از جمله اشتباهات فاحش و پیدرپی است که اسراییل سیاستهای استعماری خود را نه فقط علیه فلسطینیها که علیه همه کشورهایی که اشغالگری مستمر و اقدامات غیرانسانی آنها را پذیرا نیستند، اعمال میکند.
اعمال این سیاست به دلیل باوری است که اسراییل به آن رسیده و واقعاً تصور میکنند که ارتش، شکستناپذیر است. اسراییل این باور دروغین را از سال 1948 درون خود پرورانده است زیرا در آن سالها عربها اصلاً آمادگی برای جنگ را نداشته و افزون بر آن گروههای تروریستی صهیونیستی نیز با توجه به راهاندازی کارخانههای اسلحهسازی کاملاً فعال شده بودند.
اسراییلیها در سالهای 1947 ـ 1946 حدود 53 هزار بمب و بیش از 100 توپخانه و 44500 موشکانداز داشتند و بسیاری از کسانی که در جنگ با انگلیسیها در «هاگانا» همراه بودند نیز به ارتش اسراییل پیوستند.
در واقع میتوان گفت که یهودیان از دهه بیست قرن گذشته و از زمانی که سازمان «هاگانا» به «ارتش دفاعی اسراییل» مبدل شد و تحت حمایت نیروهای سلطنتی انگلیس قرار گرفت، آمادگی حمل سلاح را داشتند.
اسراییل ارتش وحشی خود را با زرادخانه سلاحهای سنتی و غیرسنتی مجهز کرده است و سلاحهای هستهایاش نیز تکافوی جنگ با همه کشورهای عربی میکند و اسراییل برای این که اسرار سلاحهای هستهایاش بیشتر آشکار نشود، (منحنونو) که پیشتر در مورد این سلاحها افشاگری کرده بود را وادار ساخته که از کشور خارج نشود تا این که افشاگریهای بیشتری نکند.
اسراییل با داشتن این همه سلاح پیشرفته دچار غرور شد و گزارش وینوگراد این کشور را متوجه اشتباهات فاحش کرده است. مهمترین آن اشتباهات، اعلام جنگ علیه «حزبالله» بدون در نظر گرفتن برنامه ویژه نظامی است اشتباهاتی این چنینی حتی برای یک فرد غیرنظامی بسیار سنگین خواهد بود. مسوولان اسراییلی نحوه برخورد با سلاح مقاومت و تأکتیکهای غیرسنتی آنها را نمیدانستند.
به نظر میرسد که اسراییل مغرور که تلاش میکرد از ارزش نیروی مقاومت لبنان بکاهد، این نیرو را به افتخار عربها که بالاخره توانست معادله موجود را تغییر دهد تبدیل کند. همین وضعیت در عراق نیز دیده میشود.
بله، بزرگترین اشتباهات این است که اسراییل و آمریکا، قدرت ایمان و اصرار ملتها برای مقاومت در برابر استعمارگر و بیرون راندنش از سرزمینهای خود را، مورد اهانت قرار میدهند و از دیگر اشتباهات آنها نادیده گرفتن قدرت افکار عمومی در به شکست کشاندن برنامهریزیهایی است که به دور از منافع عمومی ترسیم میشوند.
آمریکاییها و اسراییلیها پس از گذشت زمان به هزاران اشتباه خود اعتراف میکنند؛ اولمرت میگوید که او و همکارانش در شکست اسراییل در برابر مقاومت قهرمانانه لبنانیها، مسوول هستند.
آمریکا نیز همین اعتراف را در عراق میکند ولی نه اولمرت و نه بوش هیچکدام تا به حال استعفا نکردهاند.
بوش اگر همچنان بر قدرت ساختگی خود اصرار ورزد و جدول زمانی خروج از عراق را نپذیرد ناچار خواهد شد به زور از مسند قدرت به دور انداخته شود خصوصاً این که او بر به کارگیری حق وتو برای مقابله به دموکراتها اصرار میورزد.
او بر ادامه جنگی پافشاری میکند که جز ضرر مادی و انسانی برای آمریکا بهرهای نداشته است.
بله آنها اخیراً اعتراف کردهاند که نیروهای مقاومت در فلسطین، لبنان و عراق پیروز شدهاند و جنگهای نامشروع آنان با شکست مواجه شده و افکار عمومی، سیاستهای شراکتی استعماری به رهبری آمریکا که در حال زوال است را هرگز پذیرا نیست.
شاید شکستخوردگان پیش از آن که مجبور به استعفا شوند خود را کنار کشند و شاید پیش از آن که کتابهای بیشتری را مورد رسواییهای بوش و دارودستهاش که جنگهایی وحشیانه را اداره میکنند منتشر شود، آنها خود کتاب رسوایی خود را ببندند.