دکتر حسام واعظ زاده
روسیه که طی چند سال اخیر در برابر کامیابی گروههای غربگرا در حوزه قلمرو سنتی خود در تشکیل دولتهای ضدروسی تحت عنوان «انقلابهای نارنجی» بویژه در اوکراین، لهستان و گرجستان بشدت تحت فشار غرب برای احترام به این تحولات قرار گرفته بود، شیرهای گاز خود را در سرمای شدید شب سال نو مسیحی بر روی اوکراینیها بست.
ریشه این برخورد مسکو به دوران پرفراز و نشیب روابط 15 سال گذشته مسکو با اوکراین برمیگردد. حضور اسمی و نیز ستیزهجویانه اوکراین در سازمان کشورهای همسود (CIS) تحت رهبری روسیه، همیشه از نظر مسکو بعنوان اهرم تضعیفکننده و شکنندهای برای روند همگرایی جمهوریهای سابق شوروی در بعد از استقلال بشمار رفته است. اوکراین از سال 1994 به ایجاد نوعی اتحاد غیررسمی ضدروسی با شرکت سایر جمهوریهای سابق شوروی از جمله مولداوی، گرجستان، آذربایجان، و نیز ازبکستان مبادرت ورزیده بود. مسئله یارگیری اوکراین علیه روسیه و احساسات تند ملیگرایی در «رادا» پارلمان اوکراین، در طول دوره ریاست کشورهای تازه به استقلال رسیده (CIS) بود. روسیه همواره از اینکه اوکراین سخاوتمندیهای مالی و اقتصادی برادر بزرگتر در دوران سخت گذر از اصلاحات را ناسپاسانه با چراغ سبزهای کشورهای غربی، از جمله شرکت فعال این کشور در «برنامه همکاری برای صلح» در چارچوب ناتو نادیده گرفته، ناخرسند بوده است. طی این سالها اوکراینیها با استفاده از اهرم رابطه با غرب و تهدید خروج از (CIS) همچنان توانسته بودند از بذل و بخششها و سوبسیدهای روسیه بویژه در صدور گاز خشنود و بهرهمند باشند.
از آنجا که سرنوشت اصطلاحات اقتصادی و اجتماعی اوکراین در طول 15 سال بعد از کسب استقلال به طور تنگاتنگی به روسیه گره خورد، غرب همواره نارضایتی خود را از اصلاحات کند اقتصادی و سیاسی در روسیه و اوکراین اعلام کرده بود و از اینکه در اوکراین دولتی دوستدار غرب برسر کار بیاید استقبال و حمایت میکرد. رویای غرب در سال 2004 در انتخابات ریاست جمهوری، زمانی که دولت اوکراین از دست دوستان روسیه خارج شد به تحقق پیوست. دولتی اگر ضدروسیه نگوییم، لااقل بیاعتناتر به خواست مسکو و در عوض راغبتر برای ارتباط سیاسی، اقتصادی و امنیتی با غرب، در کنار مرزهای روسیه بر سر کار آمد. این واقعه از نظر بساری، بمنزله خروج اوکراین از محور سنتی روسیه و عقبنشینی روسیه از حوزه استراتژیک خود تلقی شد. هرچند روسیه علیرغم میل باطنی خود در نهایت با احترام به رای مردم اوکراین توانست با واقعیتهای سیاست بینالمللی کنار بیاید، اما دولت روسیه با انتقاد شدیدی در داخل از سوی گروههای ملیگرا، کمونیست و محافظهکاران روبرو شد. این واقعه، برای بسیاری لااقل در غرب، دلیل مضاعفی برای اثبات موقعیت متزلزل و رو به افول روسیه در سطح بینالمللی قلمداد شد. تا این زمان، روسیه به عنوان قدرتی در رتبه پنجم بعد از آمریکا، چین، اتحادیه اروپا، ژاپن و احتمالاً بعد از هند قرار میگرفت. اما با قطع صدور گاز به اوکراین که بر تامین انرژی سایر کشورهای اروپایی بیتاثیر نبوده، بنظر میرسد روسیه هنوز در جهت اثرگذاری بینالمللی قادر به تمرین رفتارهای «جنگ سرد» است، و در این راستا از بعد سیاسی میتواند به رتبه دوم یا سوم بعد از چین ارتقاء یابد: موضوعی که بیش از پیش توجه ناظران بینالمللی را به خود جلب کرده است.
در واقع پتانسیلهای روسیه بویژه در خصوص منابع انرژی (صاحب بزرگترین منابع گاز و دومین دارنده منابع نفت جهان) با روی کار آمدن پوتین، در قالب یک «استراتژی نفوذ» عملی شد و کمابیش در معادلات بینالمللی از آن استفاده شده است. رفتار محتاطانه اتحادیه اروپا در محکومیت نقض حقوقبشر در روسیه، که 40 درصد گاز خود را از این کشور تامین میکند، در این راستا بوده است. همچنین قرار داد بزرگ و بسیار مهم در دست مذاکره روسیه و آلمان برای احداث بزرگترین لوله انتقال گاز به آلمان که البته مسیرش دو کشور غیردوست اوکراین و لهستان را شامل نمیشود، گوشههایی از «استراتژی نفوذ» روسیه در غرب است که بعضاً در عمق خود، نوعی رویکرد تنبیهی برای دوستان قدیمی، بویژه اوکراین نیز میباشد. برخورد روسیه با اوکراین بیشتر بر محاسبات سیاسی استوار است تا اقتصادی.
این اقدام مسکو، در واقع پیام ضمنی مهمی در بر دارد و آن اینکه، اگرچه روسیه ابرقدرت نیست، اما قادر است بازیهای جنگ سرد و تواناییهای پنهان خود را در معادلات بینالمللی بکار گیرد. اما بنظر میرسد «استراتژی نفوذ» روسیه بسیار دیر هنگام و در واقع یک سال بعد از آنکه متحد قدیمی خود (اوکراین) را از دست داده، عملیاتی شده است! با توجه به این حرکت منفعل مسکو، آیا این اقدام رویکرد جدیدی از استراتژی روسیه در معادلات بینالمللی است؟ در مورد مناقشه هستهای ایران نیز تا چه حد روسیه تمایل دارد تا از اهرمهای بالقوه خود بموقع استفاده کند؟ آیا رویکردهایی از «استراتژی نفوذ» روسیه میتواند در زمان و مکان موثر در راستای ادامه روابط استراتژیک با ایران نیز اجرا شود؟