تهیه و تنظیم: احسان کبیریان
ان ینصرکم الله فلا غالب لکم فمن ذاالذی ینصرکم من
بعده و علیالله فلیتوکلالمومنون (آلعمران 160)
دوران هشت سال دفاع مقدس جمهوری اسلامی ایران در برابر هجوم نظامی رژیم عراق- که با ترغیب آمریکا آغاز شد و با پشتیبانی همه قدرتهای سیاسی، نظامی و اقتصادی جهان ادامه یافت. از بارزترین مقاطع حیات حقیقی این مرز و بوم است.
در دوران دفاع مقدس منطقه عمومی شرق بصره همواره از اهمیت سیاسی و نظامی ویژهای برخوردار بود و میتوان بیان کرد که از نظر فرماندهان یکی از مناطق مهم عملیاتی به شمار میرفت.
در این منطقه، شلمچه نزدیکترین راه برای تصرف یا نزدیک شدن به شهر بصره بود. بعد از پیروزی و موفقیت صددرصد در عملیات فجر 8 که سبب ایجاد وضعیت جدید در جنگ و تغییر توازن به سود ایران بود، فرماندهان ذهن خود را برای عملیات در سال 65 به شرق بصره معطوف نمودند. در همین برهه از زمان مسائل سیاسی. نظامی خاصی بر کشور حاکم بود؛ بحث و تبلیغات وسیع و گسترده بر «تعیین سرنوشت جنگ» که در سال هفتم جنگ شدت گرفت و پیدایش این وضعیت به منزله آغاز شمارش معکوس برای خاتمه یافتن آن ارزیابی میشد. با تنوع، شدت و سرعت وقوع رخدادهای جنگ تدریجاً کلیه ظرفیتهای لازم برای تداوم آن رو به اتمام بود، به همین دلیل با مشاهده علائم موجود، برخی از تحلیلگران چنین پیشبینی میکردند که زمان خاتمه یافتن یکی از طولانیترین جنگهای سده معاصر فرا رسیده است. به طوری که آیتالله هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه تهران میکند: «وضع جنگ الان به جایی رسیده است که هر محاسبه نشان میدهد که ما باید هر چه زودتر جنگ را به پایان برسانیم.»1
در چنین موقعیتی افشای قضیه «مک فارلین» 13 آبان ماه 1365 کلیه تحولات سیاسی، نظامی روز را تحتتاثیر قرار داد و امکان خاتمه یافتن جنگ از میان رفت و اوضاع برای ایران سخت و دشوار شد.
ماجرای «مک فارلین» از این قرار بود که با ربوده شدن هواپیمای تی.دبلیو.ای آمریکا و برخورداری ایران از امکان بالقوه درحل معضل هواپیماربایی و همچنین آزادی گروگانهای غربی در لبنان توسط ایران، ضرورت تمایل هرچه بیشتر آمریکا به ایران روشن شد و با مأموریت سری «رابرت مکفارلین» مشاور سابق رئیسجمهور آمریکا به ایران و تأمین برخی از لوازم یدکی تجهیزات مورد نیاز ایران درپی جلب نظر مسئولین ایران بر آمدند. افشای خبر این سفر توسط نشریه لبنانی «اشراع» و سپس با اعلام رسمی از سوی مقامات ایران بازتاب بسیار گستردهای در محافل داخلی و خارجی داشت و بحرانی عمیق را در منطقه ایجاد نمود.2
در این موقعیت دشوار فرماندهان جوان ایرانی منطقه عملیاتی شلمچه و تصرف شهر بصره را. که از مدتها قبل، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آن را طرحریزی کرده بود. در دستور کار خود قرار دادند.
در این میان آمریکاییها برای به دست گرفتن ابتکار عمل و جبران کاستیهای ناشی از ماجرای مکفارلین به حمایت و تلاشهای همهجانبه خود از عراق افزودند با ارائه اطلاعات جدید به عراق تبعات ناشی از ناخشنودی از آمریکا را جبران نماید.
عملیات کربلای 4 با این وضعیت خاص سیاسی، نظامی با امید کسب پیروزی در تاریخ 3/10/65 با رمز مقدس محمد رسولالله(ص) آغاز گردید و بعد از 24 ساعت پس از شروع، فرمانده کل سپاه به دلیل افشای عملیات که آن هم براساس اطلاعاتی که آمریکا به عراق داده بود و به دلیل همگون بودن منطقه با عملیات والفجر 8 و استفاده عراقیها از تجاربشان، توقف عملیات را صادر کرد و عراقیها بلافاصله از آمریکاییها به دلیل واگذاری اطلاعات اساسی به این کشور تشکر کردند.
عراقیها در این رسانههای دنیا تبلیغات زیادی را نسبت به پیروزی خود انجام دادند. هر شب در مناطق عملیاتی جشن میگرفتند و هلهله میکردند و هزاران تیر رسام به شکرانه این پیروزی شلیک میکردند.
در چنین وضعیتی جلسات ویژهای توسط فرماندهان ایرانی تشکیل میشود، فرماندهان عالی جنگ پس از برگزاری یک جلسه 5 تصمیم قطعی برای اجرای عملیاتی گسترده در همین مکان اتخاذ میکنند. کارشناسایی خطوط دشمن با سریعترین شکل ممکن شروع و توجه اصلی در این منطقه به عمق آب معطوف میگردد و راهکارهای مناسب برای عبور بررسی میشود.
برادر محسن رضایی درباره اجرای این عملیات میگوید: «ما الان در وضعیتی هستیم که باید به سرعت بر خودمان غلبه کنیم...تنها راهحلی که باید در نظر داشته باشیم این است که با یک روحیه ایثارگرانه، هم صداقتمان را به امام خمینی(ره) نشان دهیم و هم به خداوند متعادل ثابت کنیم که ما برای آخرتمان میجنگیم و...»3 و بدینترتیب در طول جنگ برای اولینبار چنین عملیات گسترده و پیچیدهای در زمان 15روز طرحریزی و آماده اجرا میشود.
ساعت یک و سی و پنچ دقیقه بامداد 19دیماه 1365، 200 گردان شهادتطلب سپاه در قالب قرارگاههای کربلا، قدس و نجف با شنیدن رمز مقدس یا زهرا(س) به یکباره با خروش رعد آسا بر سر دشمن غافل فرود میآید که برخلاف تصور فرماندهان خودی دشمن به هیچ یک از محورهای عملیاتی به طور کامل هوشیار نبود و صددرصد غافلگیر میشود.
ارتش عراق که کاری جز جلوگیری از تعمیق عملیات نداشت دیوانهوار 400 گردان خود را وارد منطقه کرد و بیش از 60000 کشته و مجروح بر جای گذاشت.
45 روز شدیدترین درگیری بین ایران و عراق روی داد که رزمندگان اسلام با موانعی چون کانال پرورش ماهی، سنگرهای مثلثی شکل، نهر دو ئیجی، نهرجاسم، کانال زوجی، سنگرهای نونی شکل، سیم خاردارهای حلقوی و خورشیدی. که به گفته گوینده رادیو عراق زمین منطقه شرق بصره با تایید 4 کشور آلمان، آمریکا، انگلیس و فرانسه، 93درصد مسلح بود. روبرو شدند و خود را به نزدیکی تنومه عراق رساندند، به طوری که صدام در یک مصاحبه اعلام کرد که من اگر 10 سرباز مانند بسیجیان ایران داشتم، دنیا را فتح میکردم.5
با این پیروزی نشان شجاعت، اخلاص، ایثار و فداکاری بار دیگر بر پیشانی بسیجیان ما حک شد. و چه زیبا در روز هشتم عملیات بعد از توصیف وضع ناخوشایند عملیات توسط برادرمحسن رضایی به آقای انصاری در بیت امام(ره)، بنیانگذار جمهوری اسلامی در پیام خود به رزمندگان میفرمایند:
«از خداوند متعال پیروزی نهایی رزمندگان را خواستارم. عزیزان من بکوشید خداوند متعال با شماست و اینجانب دست و بازوی شما را میبوسم. والسلام علیکم و رحمتهالله»6. در این عملیات فرماندهان بزرگی چون «حسین خرازی» فرمانده لشگر 14 امام حسین، «اسماعیل دقایقی» فرمانده لشگر 9 بدر و حجتالاسلام «عبدالله میثمی» روحانی مجاهد و مسئول دفتر نمایندگی امام در قرارگاه خاتمالانبیاء(ص) که در سختترین شرایط رزمندگان و بسیجیان را همراهی میکردند، شهد شیرین شهادت را نوشیدند و به خیل همرزمانشان پیوستند. شهید بزرگوار حاج حسین خرازی در توجیه نیروهایشان میگوید: «عملیات اینجا عاقلانه نیست عاشقانه است».
عملیات بزرگ و مقتدرانه کربلای 5 بعد از فتح فاو موفقیت برتر سیاسی. نظامی ایران را تثبیت کرد و بصره را در برد توپخانه خودی قرار داد تا صدام از بمباران شهرهای ایران منصرف گردد.
آغاز این عملیات در زمین ارزش شرق بصره و پیشروی در عمق استحکامات دشمن در موقعی که عراق تبلیغات نسبتاً وسیع و گستردهای را مبنی بر شکست ایران اجرا میکرد از اهمیت زیادی برخوردار بود.
شکستن خطوط و استحکامات دشمن و پیشروی در زمین شرق بصره، تواناییها و قابلیتهای نظامی عراق را مجدداً پس از فتح فاو در سال 64 زیر سوال قرار دارد. روزنامه آبزرور پاریس مینویسد: «برای اولین بار از آغاز جنگ تاکنون، کارشناسان و ناظران غربی در مورد امکانات دفاعی عراق دچار تردید شدهاند».7 هفتهنامه نیوزویک نیز بعد از این عملیات اشاره میکند: «تهاجم ایرانیها در نزدیکی بصره، حداقل یک چیز را در خصوص جنگ ایران و عراق تغییر داده و آن این است که برای اولین بار این احتمال که یک طرف حقیقتاً بر دیگری پیروز شود مطرح ساخته است».8
روزنامه دیلیتلگراف این عملیات را مقصد عملیات بزرگتری بر شمرده و مینویسد: «تحلیلگران جنگ معتقدند ایران اینک به حمله بزرگ دیگری نیاز دارد که کار جنگ را پیروزمندانه خاتمه دهد».9
نیویورک تایمز نوشت: «ایران میتواند پیروز جنگ باشد و شکست نخواهد خورد ولی عراق جنگ را نخواهد برد».10
این عملیات در حالی پایان یافت که علیرغم تثبیت توازن جنگ به سود ایران دامنه فشار علیه ایران گسترش یافت و موانع و دشواریهای ادامه جنگ و فائق آمدن بر مشکلات و برخورداری از وضعیت مناسب برای خاتمه دادن جنگ، بیش از گذشته خودنمایی میکرد. به همین دلیل این سؤال در برابر مسئولین و تصمیمگیرندگان سیاسی و نظامی به وجود آمده بود که در وضعیت موجود چه راهحلی برای ادمه پیروزمندانه جنگ با خاتمه شرافتمندانه آن وجود دارد؟