شاید برای بسیاری این پرسش مطرح باشد که دفتر تحکیم وحدت پس از گذر از فراز و نشیبهای فراوان، هماکنون چه موضعی دارد و اعضای شورای مرکزی آن را چه کسانی تشکیل میدهند.
با شروع سال تحصیلی 81-80 و برگزاری اولین دوره انتخابات شورای مرکزی این دفتر که مطابق روال معمول انجام گرفت، اختلافاتی که درباره ماهیت آنها در همین مقاله به آنها اشاره میشود، میان اعضای شورای مرکزی سابق بروز کرد که موجب شد اعضای شورای مرکزی به دو طیف تقسیم شوند و به تبع آن هر دو طیف اقدام به برگزاری دو انتخابات جداگانه کردند که در اثر آن اعضای شورای مرکزی انتخاب شدند. همین تحولات، پرسشهای متعددی را پیرامون وضع کنونی دفتر تحکیم وحدت مطرح ساخته است که نباید بسادگی از آن گذشت. از جمله، این پرسش مطرح است که اختلاف از کجا شروع شد؟ برای پاسخ به این پرسش باید ریشههای اختلافی را که هماکنون موجب انشعاب دفتر تحکیم به دو طیف شده، در نظر گرفت و یا کمی پیش از آن باید به مقطع پیدایش دوم خرداد و انتخاب آقای خاتمی به ریاست جمهوری مراجعه کرد.
بر کسانی که از نزدیک با فعالیتهای دفتر تحکیم آشنایی دارند، پوشیده نیست که برخی دانشجویان با گرایشهای حزبی و بعضاً نامانوس و معارض سیاستهای رسمی نظام، توانستند از همان زمان، در ذیل هیجانات خام و شکننده سیاسی که در جامعه بروز یافت، نفوذ کنند و به عنوان اعضای شورای مرکزی آن انتخاب شوند. در این زمینه گفتنی است، اگر به فعالیتهای دفتر تحکیم در چند سال گذشته نگاهی هر چند گذرا داشته باشیم - از جمله برگزاری میتینگهای دانشجویی که در آن مطالبات برخی احزاب خاص به عنوان مطالبات جنبش دانشجویی عنوان میشد - صحت این ادعا را آشکارا میکند. همچنین بعضاً حرکتها و شعارهایی در مخالفت با حکومت و نظام جمهوری اسلامی و اعتراف یکی از اعضای این دفتر در خصوص همکاری با گروههای مخالف نظام و کشاندن جنبش دانشجویی به این سمت نیز نشاندهنده نفوذ جریانهای مخالف نظام و حضور برخی دانشجویان طرفدار این جریان در دفتر تحکیم بود.
دانشجویان مذکور در دفتر تحکیم با ادعای پرچمداری جنبش دانشجویی تلاش میکردند جایگاه این جنبش را در خدمت احزاب خاص تا حد ابزاری برای چانهزنی از پایین تنزل دهند و جریان مخالف نظام نیز میکوشید تا با دامن زدن به نظریه «اتحاد در برابر دشمن مشترک» با نزدیک کردن خود به احزاب مذکور سهم بیشتری را از جنبشدانشجویی مطالبه کند و از جنبش دانشجویی در اجرای طرح براندازی خود بهره گیرد. در این دوران، برخی از اعضای انجمنهای اسلامی دانشگاههای مختلف کشور که به این حرکت و رفتار دفتر تحکیم اعتراض داشتند و خواهان استقلال جنبش دانشجویی در برابر جریانهای خارج از دانشگاه بودند، توانسته بودند نمایندگانی را به عنوان شورای مرکزی این حزب برگزینند، اما از آنجا که این گروه در اقلیت بودند، نه تنها تلاش آنها برای خارج کردن جنبش دانشجویی از سلطه جریانهای خارج دانشگاه ثمری نبخشید، بلکه در بسیاری از موارد صدای اعتراض آنها با عناوین مختلف توسط گروه اکثریت خاموش شد (خارج کردن دانشجویان مخالف این جریان از طریق برگزاری انتخابات مجدد در برخی از انجمنهای اسلامی دانشکدههای دانشگاهها به بهانههای مختلف، یکی از این روشها بود) اختلاف این دو طیف با اکثریت پرسروصدا (برگزاری میتینگهای دانشجویی، مصاحبه با رسانههای خارجی و داخلی و...) و اقلیتی که صدایی از آن شنیده نمیشد، همچنان ادامه داشت تا این که با فروپاشی جریان مخالف نظام در خارج از دانشگاه و کمرنگ شدن حضور دانشجویان هوادار آنها در دفتر تحکیم، اقلیت توانست با سازماندهی نیروهای خود، اکثریت را از آن خود کند.
اقلیتی که اکثریت را به نفع خود رقم زده بود، با همان نگاه، یعنی استقلال جنبش دانشجویی در برابر جریانات خارج از دانشگاه (اعم از احزاب یا جریانات مخالف نظام)، اصلاحات در چارچوب قانون، طرفداری از نظریه حمایت از خاتمی، نشست انتخاباتی دانشگاه گیلان را با پیام دکتر معین وزیر علوم، تحقیقات و فناوری برگزار کرد. در این نشست 2 نفر از دانشجویان به نامهای محمدرضا طباطبایی و جابری به عنوان اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم انتخاب شدند.
به دنبال آن، اعضای شورای مرکزی جدید نشست انتخاباتی تکمیلی را در دانشگاه شیراز برگزار کردند. در این نشست 44 دانشگاه در آن حق رای داشتند، دیگر اعضای شورای مرکزی نیز انتخاب شدند. علمشاهی، هادی پناهی، احمدی، منوچهری و... از جمله منتخبان دانشگاه شیراز بودند.
در جریان برگزاری این 2 انتخابات، اکثریتی که جای خود را به اقلیت داده بود، با تشکیل گروهی انتصابی تحت عنوان «منتخبان انجمنهای اسلامی دانشگاههای تهران» ضمن تحریم انتخابات گیلان و شیراز، این 2 نشست را غیر قانونی اعلام کرد و با همان روش که در بالا به آن اشاره کردیم – یعنی برگزاری انتخابات مجدد و خارج کردن دیدگاه مخالف دفتر تحکیم- کوشید تا بار دیگر خود را احیاء کند و این تلاش در حالی صورت میگرفت که اعضای شورای مرکزی جدید دفتر تحکیم اعلام کردند در اساسنامه دفتر تحکیم، شورایی تحت عنوان «منتخبان انجمنهای اسلامی دانشگاههای تهران» پیشبینی نشده است؛ بنابراین فعالیت این گروه طبق اساسنامه غیر قانونی است.
به هر حال اقلیت دفتر تحکیم هر چند حمایت جریانهای مخالف نظام را به علت متلاشی شدن آنها توسط دادگاه انقلاب از دست داده بود، اما همچنان از حمایت بیچون و چرای برخی احزاب که جنبش دانشجویی را به ابزاری برای چانهزنی خود مبدل کرده بودند، برخوردار بود و با پشتوانه همین احزاب در برابر اعضای شورای مرکزی جدید ایستادگی کرد و با غیر قانونی دانستن آنها، مانع ورودشان به محل دفتر تحکیم شد.
ممانعت این جریان از ورود اعضای جدید شورای مرکزی به محل دفتر تحکیم، درگیریهایی را میان دو طیف اکثریت و اقلیت ایجاد کرد.
پس از ایجاد درگیریهای فیزیکی میان دو طیف، نیروی انتظامی وارد عمل شد و کنترل اوضاع را به دست گرفت و به دنبال آن، محل دفتر تحکیم برای حل اختلاف میان دو گروه مهر و موم شد و پس از آن جلساتی در وزارت علوم و استانداری تهران برای حل اختلاف و ایجاد وحدت میان دو گروه تشکیل شد.
گروه اقلیت در این زمان فرصت را برای اجرای نقشه خود- یعنی انتخابات دوباره – مناسب دید و ضمن ائتلاف با دانشگاه تهران، شهید بهشتی و تربیت مدرس، نشست انتخاباتی خود را در دانشگاه علامه طباطبایی برگزار کرد.
اقلیتی که با طرفداری از نظریه عبور از خاتمی، تحت حمایت احزاب مذکور توانسته بود انتخابات برگزار کند، افرادی از جمله چوبینه، اوحدی، رضویفقیه، عامرینسب، فرجی، مومنی، نظری، امینزاده و ظاهرپور را به عنوان شورای مرکزی خود برگزید.
با برگزاری این نشست، آغاز انشعاب در دفتر تحکیم کلید خورد. برگزارکنندگان این نشست، مدعی شرکت 55 دانشگاه در آن بودند؛ ولی از این تعداد 15 انجمن در اطلاعیههای مشترک و جداگانه، حضور خود را در نشست دانشگاه علامه تکذیب کردند. همچنین اعلام شد 12 انجمن دیگر که در این نشست حاضر شدهاند، به هیچ وجه عضو دفتر تحکیم نبودهاند و طبق اساسنامه حق رای نداشتهاند. با این حساب، اقلیت نیز اعضای شورای مرکزی خود را با حضور 28 دانشگاه برگزید و فعالیت خود را با پوشش خبری مناسب توسط رسانههای حزبی و غیرحزبی حامی خود گسترش داد.
و به این شکل 2 طیف دانشجویی با دیدگاههای متضاد در دفتر تحکیم شکل گرفت. هر 2 گروه ضمن قانونی اعلام کردن نشست انتخاباتی خود، اعضای شورای مرکزی منتخب خود را مستحق به دست گرفتن پرچم جنبش دانشجویی میداند و برای حضور در محل دفتر تحکیم تلاش میکند.