بهاءالدین ادب
کردستان، یکی از چهار استان کردنشین غرب کشور است که اکثریت ساکنان آن را کردها تشکیل میدهند. متاسفانه این استان نیز همانند سه استان دیگر و مناطق کردنشین کشور ایران، از توسعهنیافتگی و دست به گریبان بودن با مشکلات در رنج است. آن هم در شرایطی که اگر استعدادها و امکانات بالقوه خدادادی این استان و دیگر مناطق کردنشین از قوه به فعل در آید، کردستان و مناطق کردنشین از صفت توسعهنیافتگی رها خواهند شد و همین امر در افزایش تولید ناخالص ملی و ایجاد اشتغال برای جوانان کشور نیز تأثیر مثبت خواهد گذاشت.
مشکلات سیاسی – نگرش امنیتی به کردها و کردستان، بزرگترین معضل کردستان و مناطق کردنشین است. این مشکل خود بسترساز و موجد زمینه، برای ایجاد مشکلات دیگر است. علیرغم مشارکت قابل توجه حضور مردم شریف، در زمان انقلاب، ایام ویژه و خاص ملی و یا مشارکت به عنوان رایدهنده، در انتخابهای گوناگونی، که طی سالیان گذشته، انجام شده است، هنوز با شفافیت و روشنی میتوان دیوار قطور و بلند بیاعتمادی را، نسبت به کردها دید و ملاحظه و لمس کرد. احتمالاً منافع برخی در این است که این دیوار بیاعتمادی نه تنها از بین نرود، بلکه روز به روز مرتفعتر و مستحکمتر شود. این در شرایطی است، که هیچ شخص متعهد و دلسوز ایرانی، نمیتواند منکر زیانهای ملی حاصل از تفرقه و عدم وحدت باشد. طبیعی است که وحدت با شعار و گفتمان زیبا، حاصل نمیشود. وفاق و وحدت، نیازمند آشتی ملی، آن هم، خیلی صمیمانه و صادقانه است. بازگو کردن خاطرههای تلخ و یادآوری این نوع خاطرهها، چاره کار نیست. این چنین شیوهای به وحدت و وفاق ملی صدمه میزند. همیشه ایام و به ویژه در این روزها، که منطقه خاورمیانه، روزهای سخت و حساس را میگذراند، بدیهی است مهمترین امر و رکن دارای اولویت، برای افزایش ضریب امنیت ملی، همدلی و وفاق ملی است. به دلیل همان نگرش امنیتی و تبعیت از قانون نانوشته شهروند درجه یک و درجه دو، پتانسیل و توان شایستگان کرد، در عرصه ملی فرصت خدمت پیدا نکردهاند. ناگفته پیداست وقتی بخشی از توانهای شایسته کشور، فرصت خدمت نیابند، منافع ملی به مخاطره افتاده و به سمت زیان ملی، جهتگیری مینماید. مگر میشود، گفت که بین حدود 10 تا 15 میلیون نفر کرد ساکن ایران، افراد شایستهای وجود ندارند، که در مدیریتهای کلان و میانه کشور، به ایشان مسئولیت داده شود!! پس چگونه هر ساله، جوانان کرد، در عرصه ملی آزمونهای ورودی به موسسههای آموزش عالی و دانشگاههای کشور، حضوری موفق و شایسته دارند و در تمام دوران تحصیل نیز، از برجستگان دوره آموزشی هستند؟! چرا، این شایستگان بعد از اتمام تحصیلات دانشگاهی از رشد و انتصاب، در مناصب باز میمانند؟ به عبارت دیگر حتی برای پستهای غیر مدیریتی نیز، تعداد قابل توجهی از همین شایستگان در گزینشها، حذف و به امید خدا رها میشوند.
مشکلات اقتصادی – توهمات و نگرش امنیتی از یک طرف و در خط مقدم جبهه قرار گرفتن کلیه مناطق کردنشین، من جمله استان کردستان در سالهای جنگ تحمیلی باعث شده است که سرمایهگذاریهای کلان دولتی در این مناطق و استان انجام نشود. این بیتوجهی در زمان جنگ تحمیلی با توجیه جنگ گسترده و خط مقدم و مرزی بودن، و بعد از آن هم با عنوان ظاهرالصلاح و دهان پرکن، اتمام پروژههای نیمه تمام، باعث به جایماندگی مناطق کردنشین و استان کردستان در امور اقتصادی شده است و زیرساختها به طور عموم در این استان و مناطق، ساخته نشده است. بیانصافی است، اگر گفته شود، هیچ کاری انجام نشده، خیلی کارها هم صورت پذیرفتهاند. اما این کارها لازم بوده لیکن کافی نیست. هنوز این استان فاقد یک سیستم ترابری هوایی و پروازهای مرتب است. از حمل و نقل ریلی و خط آهن به کلی محروم میباشد. راههای ارتباطی، از نوع معمولی و درجه یک بوده و فاقد آزادراه میباشد.(البته چهار بانده کردن راه سنندج به همدان خود نوید بزرگیست). دولت محترم از بودجههای کل کشور، ارقام قابل توجهی در تولید و خدمات سرمایهگذاری در دیگر استانهای کشور کرده است. استانهای مرزی و غرب کشور عموماً از این سرمایهگذاریها محروم بودهاند. با آنکه ضریب امنیت استان کردستان با تمام مضایقی که برای مردم وجود دارد از خیلی از استانهای دیگر کشور بیشتر است و خوشبختانه این مناطق از امنیت کامل برخوردار میباشند. عدهای تلاش دارند، که با حقایق را از ملت بزرگ ایران پنهان و یا عکس آن را جلوه دهند و به نمایش گذارند تا کردستان حتی از وجود سرمایهگذاریهای بخش غیر دولتی نیز برخوردار نشود. در حالی که مردم منطقه از سرمایهگذاریهای انجام شده هم استقبال و همچون جان خویش از آنها حفاظت کرده و میکنند. به هر حال شاخصهایی، چون مجموع درآمد استان، درآمد سرانه، تولید ناخالص استان، اشتغال و غیره، نشاندهنده مشکلات اقتصادی مناطق کردنشین و استان کردستان میباشد.
مشکلات فرهنگی – کردها زبان مخصوص و فرهنگ و آداب خاص خود را دارند. علاقه، به حفظ فرهنگ نزد کردها، به صورتی است که میتوان گفت «با شیر به اندرون شد و با جان برون رود». اما، متاسفانه در گذشته تلاش زیاد و گستردهای برای محو این هویت فرهنگی صورت گرفته و در حال حاضر نیز در جهت توسعه فرهنگی اقدامی در خور و شایسته از طرف حکومت صورت نمیگیرد. شاخصهایی، چون درصد بیسوادی و تعداد نشریات کردی، مراکز و مجتمعهای فرهنگی و کمبود شدید این فضاها، خود گواه صادقی بر این مدعاست. کمبود فضاهای آموزشی نیز خود مزید بر علت میباشد، هنوز هم خیلی از کودکان لازمالتعلیم کرد یا از تحصیل محروم هستند و یا در مکانهای غیر استانداردی که تابلوی مدرسه را بر سر خود دارند، آموزش میبینند و به تحصیل مشغول میباشند. گروهی از کردها دارای مذهب شیعه و گروهی دیگر اهل تسنن هستند. ضمن آنکه همه دارای مضایق و مشکلات مشترک میباشند. اما کردهای سنی مذهب مشکلات مضاعف را تحمل میکنند. شبکه استانی سیما، که باید در خدمت حفظ و ترویج فرهنگ کردی باشد، کمترین توجه را به فرهنگ کردها داشته است و بعضا دانسته یا ندانسته بنا به گفته و تصدیق مردم کرد، در جهت مخدوش کردن آن اقدام مینمایند. کردهای اهل تسنن از شنیدن «اذان محمدی» از رادیو و تلویزیون محلی به وقت و برابر اعتقادات مسلمانان شافعی مذهب، محروم میباشند، سالهاست این خواسته بسیار ساده این مردم بلاجواب و بدون پاسخ مانده است.
برابر اصل 15 قانون اساسی و به استناد مشروح مذاکرات مجلس خبرگان قانون اساسی، دولت مکلف به فراهم نمودن امکانات برای تدریس زبان کردی است. اما متاسفانه علیرغم پیگیریهای مجدانه و متعدد، هنوز این حق قانونی کردها، ادا نشده است. آن هم در شرایطی که فرهیختگان، فرزانگان و هنرمندان کرد، بزرگترین خدمات را به ملت ایران در عرصه فرهنگ و هنر نمودهاند. ترجمههای متعدد از شاهکارهای ادبی جهان، تألیف و تدوین کتابهای متعدد، توسعه و ارتقای موسیقی کشور، از کمترین نشانههای این خدمات ارزنده است و همه آنها قابل ارایه و عرضه میباشند. ادامه دارد...