دکتر علی مطهری
بدون شک وضعیت پوشش اسلامی در بخشی از جامعه ما در سالهای اخیر انحطاط پیدا کرده است و میبایست برای آن تدبیری اندیشید. اینکه علل این انحطاط چه بوده، بحثی است که فعلا دردی را دوا نمیکند، تنها فایده آن این است که افراد و گروههایی که در ایجاد این وضعیت نقش اساسی داشتهاند، بدانند در اصلاح آن، وظیفه و تکلیف مضاعف دارند. آنها که در سالهای گذشته نظارتهای موجود بر پوشش اسلامی را در ادارات دولتی و دانشگاهها و در سواحل دریا عملا ملغی اعلام کردند و به بدحجابی و بیحجابی به نوعی رسمیت بخشیدند، طبعا امروز وظیفه سنگینترین دارند.
شک نیست که وضع پوشش اسلامی در مجموع و در کل کشور نسبتا مطلوب است و آنچه نگرانی ایجاد کرده است وضعیتی است که در برخی مناطق مانند شمال تهران مشاهده میشود و در شأن جمهوری اسلامی نیست. نظام خانواده در اسلامی مانند هر نظام دیگری یک کل تجزیهناپذیر است که همه اجزاء آن باید با هم موجود باشند و همه دستورات آن با هم اجرا شوند. نمیشود بخشی از دستورات اجرا شود و بخشی دیگر معطل بماند. از نظر اسلام اولا انسان بهتر است در سالهای آغاز جوانی ازدواج کند و ثانیا هر گونه التذاذ جنسی باید منحصر به خانواده بوده و جامعه فقط محیط کار و فعالیت باشد. به عبارت دیگر جامعه نباید تحریک جنسی شود تا از طرفی، بنیان خانواده هرچه بیشتر مستحکم شود و از طرف دیگر نیروی کار جامعه افزایش یابد. ولی ما متاسفانه هر دو پایه سست کردهایم، از طرفی ازدواج را با آداب و رسوم دست و پاگیر به صورت یک رویای دست نیافتنی در آوردهایم و از طرف دیگر حساسیت خود را نسبت به تحریکاتی که در جامعه از راه بدحجابی و اختلاط رخ میدهد از دست دادهایم، آنگاه انتظار داریم که هیچ خطایی هم از کسی سر نزند. این حکم چنین بود که کجدار و مریز.
اسلام که از یک سو روابط آزاد جنسی را ممنوع اعلام کرده است، از سوی دیگر اولا بر ازدواج سهل و آسان تاکید کرده و ثانیا تمهیداتی اندیشیده است که جامعه از نظر جنسی تحریک نشود و انواع التذاذات جنسی منحصر به محیط خانواده باشد؛ والا اگر تحریکات به جای خود باقی باشند و از آن سو ممنوعیتها برقرار، شک نیست که موجب اختلالات روانی در افراد خصوصا جوانها خواهد شد و محرومیتهای جنسی از روان آگاه به روان ناخودآگاه انسان خواهد رفت و در آنجا به صورت عقدههای روانی باقی خواهد ماند و ممکن است به صورت رفتار ناهنجار و حتی جنایت بروز کند.
اگر در غرب تحریکات جنسی آزاد است، در مقابل، روابط نیز آزاد است و راههای ارضاء و اطفاء غریزه جنسی مهیاست. اخلاق جنسی در جهان غرب عبارت است از تحریکها و ارضاهای پی در پی و بدون حساب و کتاب، در حالی که اخلاق جنسی اسلامی عبارت است از تحریکها و ارضاها در محدوده خانواده و عدم تحریک و ارضاء در محیط جامعه. آنچه که ما امروز به آن عمل میکنیم نه روش اسلامی است و نه روش غربی، لذا مزایای روش اسلامی را ندارد و معایت روش غربی را دارد. در جامعه ما تحریکات جنسی رو به افزایش میرود و ممنوعیتهای وجدانی و قانونی به جای خود محفوظ است، آزادی تحریکات را از غرب گرفتهایم و ممنوعیت روابط را از اسلام و انتظار داریم که نتیجه مثبت هم بگیریم و هیچگونه عقده روانی و رفتار ناهنجار در میان مردم پیدا نشود. روشی که ما در پیش گرفتهایم برخی از مردم ما را مصداق این شعر حافظ کرده است که:
یک دست به مصحفیم و یک دست به جام
گه نزد حلالیم و گهی نزد حرام
اینجاست که به فلسفه وجوب پوشش برای زن و حرمت نظر برای مرد بیشتر پی میبریم. خداوند از تشریع این قانون، مصلحتی را منظور داشته که آن حفظ و استحکام بنیان خانواده از راه منع تحریکات جنسی در جامعه است. پس اگر پوششی این فلسفه را در بر نداشت و موجب تحریک جامعه شد- آنچنان که مانتوها و شلوارهای چسبان امروز عمل میکنند- پوشش اسلامی نیست. به عبارت دیگر با حفظ ظاهر حجاب و از بین بردن محتوا و فلسفه آن، حکم خدا اجرا نشده بلکه به بازی گرفته شده است؛ همچنان که با حیلههای ربا که شکل ظاهر ربا را از بین میبرد ولی فلسفه حرمت آن که اکل مال به باطل است همچنان محفوظ است، ربا از ربا بودن خود خارج نمیشود. اوامر و نواهی الهی براساس مصالح و مفاسد واقعی و برای نزدیک شدن ما انسانها به آن مصالح است، خواه ما آن مصالح و مفاسد را بشناسیم و خواه نشناسیم، و الا ذات خداوند اجل از آن است که بخواهد بندگان خود را بی جهت به زحمت بیندازد و احکامی را صادر کند که هیچ نفعی به حال آنها ندارد و هیچ ضرری را از آنها دور نمیسازد.
اما راه حل چیست؟ بسیاری از افراد در پاسخ به این سؤال بلافاصله میگویند: کار فرهنگی. این پاسخ مانند سخن کسانی است که درباره برخورد با مجرمان میگویند مجرم را باید تربیت کرد نه مجازات. در هر دو مورد، مغالطه به کار رفته است، زیرا سخن در این است که بعد از آنکه سالها کار فرهنگی شده است، با کسانی که پوشش اسلامی را رعایت نمیکنند چه باید کرد؟ و نیز سخن در این است که بعد از آنکه جامعه تلاش خود را در تربیت افراد انجام داده و در عین حال افرادی دست به دزدی یا جنایت میزنند با این مجرمان چه باید کرد؟ سخن در این نیست که میان کار فرهنگی و برخورد عملی در مسئله حجاب، کدام یک را انتخاب کنیم، زیرا هر کدام اثر خود را دارد و در جای خود باید به کار رود؛ همچنان که در برخورد با مجرم، هر یک از تربیت و مجازات اثر خود را دارد و در جای خود باید استفاده شود. به قول سعدی:
درشتی و نرمی به هم در به است
چو رگزن که جراح و مرهم نه است
از نظر اسلام نیز امر به معروف و نهی از منکر مرتبهای دارد که مستلزم اعمال زور است. اینجاست که همه فقها معتقدند که این مرتبه امر به معروف و نهی از منکر وظیفه دولت اسلامی است زیرا اگر به عهده مردم باشد موجب هرج و مرج خواهد بود.
مثالی ذکر میکنیم: چند سال قبل نیروی انتظامی حرکتی را برای سامان دادن به ترافیک تهران انجام داد که شایسته تقدیر و تشکر بود. با یک عزم استوار و وارد کردن نیروی کافی به میدان، کاری را که محال مینمود، یعنی به نظم درآوردن حرکت موتورها و به طور کلی رفت و آمد خودروها در شهر تهران، به واقعیت تبدیل کرد. موتور سوارهای ما نیز مانند سایر نقاط جهان پشت چراغ قرمز میایستادند و این یعنی تبدیل یک آروزی نزدیک به رؤیا به واقعیت. این کار نیروی انتظامی، مصداق آن مرتبه از امر به معروف و نهی از منکر بود که مستلزم اعمال زور است و وظیفه دولت اسلامی میباشد. کسی نمیتواند اعتراض کند که این کار با آزادی مردم منافات دارد، زیرا دارای منافعی است که به جامعه برمیگردد. از قبیل واکسن زدن به مردم یک شهر که در معرض یک بیماری قرار دارند و کسی نمیتواند اجبار در واکسن زدن را مخالف آزادی انسانها معرفی کند؛ زیرا ارزشی بالاتر یعنی سلامتی انسانها به خطر افتاده است و اساسا آزادی یک کمال وسیلهای است نه یک کمال هدفی، چون وسیلهای است برای کسب کمالات انسانی. آزادی یعنی نبود مانع در راه رسیدن به کمالات انسانی، بنابراین یک امر عدمی است و امر عدمی نمیتواند مطلوب با لذات انسان باشد.
مبارزه با بدحجابی از این قبیل است، از قبیل بهداشت عمومی یا سوادآموزی عمومی که گرچه ممکن است برخی افراد ناراحت شوند اما گاهی که افراد جاهل مصلحت خود و جامعه را نمیفهمند باید با اجبار به آنها واکسن زد یا سواد آموخت و یا لباس مناسب پوشاند. البته بدیهی است که نظارت بر پوشش اسلامی حساسیت خاص خود را دارد و باید از هرگونه افراط و تفریط خودداری کرد. در گذشته گاهی این نظارت با تجسس در زندگی مردم اشتباه گرفته میشد. ممکن است زن و مردی یا پسر و دختری با پوشش مناسب در حال گذر باشند، ما حق نداریم تجسس کنیم که آیا محرم هستند یا خیر، بلکه اصل بر برائت است. در نقطه مقابل، ممکن است آن دو محرم باشند ولی لباس بسیار زننده و محرک پوشیده باشند، در اینجا ضابطین دولت حق دخالت دارند. این دخالت نیز بسیار حساس است، اولا باید به وسیله افراد آموزش دیده انجام شود، ثانیا اگر بازداشت زنی لازم آمد، صرفا باید به محلی که توسط بانوان اداره میشود تحویل داده شود، و ثالثا در نوبت اول و دوم به تذکر و ارشاد قناعت شود در نوبت سوم جریمه نقدی و در نوبتهای بعد هرآنچه را که قانون معین کرده است عمل نمایند.
اقدام بعدی، ایجاد نظارت در ادارات دولتی و دانشگاهها بر کارمندان و مراجعان و دانشجویان از نظر پوشش اسلامی است تا بدحجابی از طرف نظام جمهوری اسلامی رسمیت پیدا نکند. در مورد بانوان مسئله آرایش نیز مطرح است. اینکه گفتهاند پوشاندن وجه و کفین مستثنی است، مقصود وجه بدون آرایش است. ایران ما از نظر مصرف مواد آرایشی در ردیف اول جهان است. البته اگر این مصرف در محیط و محدوده خانواده بود مانعی نداشت اما همه ما میدانیم که متاسفانه بسیاری از بانوان ما بدون آرایش از منزل خارج نمیشوند و این یک نقطه ضعف در کارنامه ماست و با اصل «جامعه محیط و کار و کوشش است نه التذاذ جنسی» منافات دارد.
اقدام دیگر، نظارت بر تولید مانتو است. مانتو معمولا برای بیرون از منزل تهیه میشود، پس مانتوی چسبان و کمر باریک به چه معنی است؟ دولت حق دارد مانع فعالیت این گونه تولیدیها شود.
اقدام دیگر ایجاد امکانات ورزشی و تفریحی ویژه بانوان است که متاسفانه معمولا در طراحی ورزشگاهها و تفریحگاهها توجه لازم به آن نمیشود و بعد از افتتاح متوجه میشوند که باید جایی هم ویژه بانوان احداث میشد و از روی اضطرار قسمتی را که شرایط لازم را ندارد و گاه موجب اختلاط هم میشود به آنها اختصاص میدهند. وقتی اوقات فراغت دختران جوان پر شد کمتر به فکر دلبری و متوجه کردن قلبها به خود میافتند.
کشور ما با انقلابی که بپا کرد، و با تهدیداتی که اکنون متوجه اوست، نیاز به جوانان مجاهد و جنگاور دارد. با این وضع فرهنگی از تعداد این جوانان کاسته خواهد شد زیرا هوسرانی و عیاشی با مجاهدت و مبارزه و سختی کشیدن سازگار نیست، گرچه بسیاری از جوانان ما در هر شرایطی خود را حفظ میکنند. بنابراین اگر ملاحظات سیاسی را هم در نظر بگیریم باید جو کشور ما جو حماسه و مجاهدت و ایثار و فداکاری باشد نه جو شهوترانی و هواپرستی. داستان اندلس اسلامی (اسپانیای امروز) که چگونه غربیها با ترویج بیبندوباری و هوسرانی و به تعبیر یکی از مستشرقین با شراب و زن، این سرزمین را از دست مسلمانان خارج کردند، عبرت خوبی است. جالب است که به تعبیر امام علی علیهالسلام دشمنان ما در باطل خود مجتمع و استوارند و ما در حق خود متفرق و سست. ژاک شیراک رئیسجمهور فرانسه چند سال پیش اعلام کرد که با مخالفان منع حجاب بیرحمانه برخورد میکنیم، ولی ما همچنان در بند این هستیم که اگر برنامهای را برای مبارزه با بدحجابی اجرا کنیم عکسالعمل آمریکا و اروپا چه خواهد بود!
باری، امیدواریم که با یک برنامه حساب شده، وضعیت پوشش جامعه خود را اصلاح و به الگوی اسلامی نزدیک نماییم. هسته و محتوای انقلاب اسلامی امور معنوی و فرهنگی است و الا سدسازی و پلسازی و عمران و آبادانی که آن نیز ضروری است و بدون آن مسائل معنوی نیز سامان نمییابد، امر مشترک میان همه نظامهای حکومتی و دولتهاست.