ایران با سابقهای کهن در فرهنگ و تمدن، تاریخی به قدمت پیدایش انسان، داشتن نژادهای مختلف، زبانها و گویشهای گوناگون و آثار باستانی و تاریخی بیبدیل، میتواند جایگاه خاصی در صنعت گردشگری دنیا داشته باشد.
در کنار عوامل تاثیرگذار بر اقتصاد کشور که در طول سالیان گذشته توجهی جدی به آنها نشده است، به صنعت جهانگردی نیز التفاتی نشده است و تنها از نظر آماده کردن زیرساختارهای مورد نیاز این صنعت اقدامی صورت نپذیرفته است، بلکه از نظر ترویج فرهنگ گردشگری در بین اقشار مختلف جامعه نیز توفیقی نداشتهایم. به دلیل قوانین و مقررات زاید در این زمینه، مشخص نبودن متولی این صنعت در کشور، عدم شناخت جایگاه صنعت گردشگری در رشد و توسعه کشور، فقدان افراد آگاه، متخصص و باتجربه و آشنا با فرهنگ و تمدن ایران و جهان سبب شده است که ایران با وجود حضور در میان 10 کشور نخست باستانی جهانی، تنها موفق به کسب 01/0 درصد تا 038/0 درصد از کل درآمد گردشگری در سطح جهان شده است.
ترکیب جهانگردان وارد شده به ایران طی سالهای گذشته بسیار ناموزون است. 75 درصد گردشگران از 4 کشور آذربایجان، پاکستان، ترکیه و افغانستان بودهاند. در این میان کشورهای منطقه خاورمیانه 11 درصد، اروپای غربی 5 درصد و سهم قاره آمریکا تنها 3 درصد بوده است. قاره آفریقا، استرالیا و آسیای غربی نیز 6 درصد باقیمانده را به خود اختصاص داده است. این ترکیب در سالهای مختلف تغییر چندانی نکرده است. ورود مسافران کشورهای همسایه که اکثرا از نظر مادی در مضیقه هستند باعث شده است که درآمد صنعت گردشگری ایران حتی از متوسط منطقه جنوب آسیا نیز بسیار کمتر باشد. تداوم چنین روندی در آیندهای نزدیک ایران را از کسب همین درآمد ناچیز نیز محروم خواهد کرد، ولی در صورتی که بتوانیم راهی برای جذب جهانگردان کشورهای اروپایی و آمریکایی بیابیم میتوانیم به کسب درآمدهای سرشار امیدوار باشیم.
مراجع تصمیمگیرنده در کشور بسیار ناهماهنگ عمل کرده و هریک گوشهای از کار را بدون هماهنگی با دیگر سازمانها در اختیار گرفتهاند و به میل خویش عمل میکنند. به عبارتی دیگر متولی خاصی در کشور مسئولیت این امر مهم و حیاتی را نپذیرفته و جوابگوی معضلات پیش آمده نیز نیست. نکته قابل توجه این که در این میان قوانینی هم به تصویب میرسد که بدون پشتوان اجرایی و بدون استفاده از نظر کارشناسان و متخصصان این صنعت به مرحله اجرا در میآورند. این امر سبب شده است که بخش خصوصی که باید بیشترین فعالیت را در این بخش داشته باشد، هیچ میل و رغبتی برای سرمایهگذاری در صنعت گردشگری کشور از خود نشان ندهد. به هر حال عدم رایزنیهای لازم با بخش خصوصی و مقررات ناپخته سبب شده است که سرمایه محصور شده و گردشگری هر لحظه بیشتر با مشکلاتی بزرگتر روبهرو شود. همانگونه که اشاره شد وجود سازمانهای مختلف تصمیمگیرنده در امر گردشگری کشور باعث به رکود کشیده شدن این صنعت میشوند. تشریفات گمرکی، نوسانات ناگهانی قیمتهای بلیت، عدم وجود مراکز اقامتی به تعداد مورد نیاز، نامناسب بودن خدمات بین راهی، کمبود امکانات حمل و نقلی و اطلاعرسانی ضعیف همگی نشان از عملکرد ضعیف متولیان این صنعت در کشور است.
رونق جهانگردی نیازمند پذیرش فرهنگ آن از سوی اقشار مختلف جامعه است. اکثرا بر این باور هستند که گردشگر تنها به خاطر خوشگذرانی و تفریح وارد کشور میشود. در حالی که او تمامی جوانب سرزمین مورد نظر را از قبل بررسی کرده و با آگاهی کامل و به خاطر بالا بردن میزان اطلاعات و ترویج فرهنگ خویش و درک باورهای کشور مورد نظر راهی آن میشود. در این میان رونق صنعت جهانگردی، گذشته از مسائل مالی آن سبب ورود فناوری روز به کشور شده و موجبات رشد صعودی اقتصاد کشور و ایجاد روابط حسنه با دیگر کشورهای جهان را از نظر سیاسی فراهم کرده است.
وجود افکاری خاص که نگاه مثبتی به این صنعت ندارند در میان قشر خاصی از جامعه وجود دارد که میتواند برای این صنعت خطرناک باشد. هرچند نگرشهای منفی تنها در میان عده قلیلی است، ولی باید با اقداماتی مثبت اوضاع را در مسیر صحیح قرار داد. از جمله مواردی که به عنوان یک عامل منفی درباره گردشگری مطرح میشود، رعایت نکردن شئونات اسلامی و مذهبی کشور است. این در حالی است که رعایت اصول دینی و اعتقادی هر کشوری از سوی جهانگردان اجباری است و در این میان گردشگران نیز به شرایط و قوانین کشور میزبان احترام میگذارند و تخطی از آن را نمیپذیرند. آیینها و اعتقادات مذهبی هر کشور که در تار و پود جامعه رسوخ میکند، خود یکی از عواملی است که جهانگردان را برای شناخت و آگاهی از چگونگی آن جذب کشورهای جهان میکند. هرچند تقابل اعتقاد مردم با نگرش جهانگردان بندرت اتفاق میافتد، نظارتهای لازم در این زمینه میتواند به کلی مشکلات موجود را حل کند.
اولین و مهمترین عاملی که هر جهانگرد در نظر میگیرد وجود امنیت، آرامش سیاسی و اجتماعی در سرزمین مقصد است. ایران به سبب دنبال کردن سیاستها و اصول سیاسی خاص خود و همچنین به خطر افتادن منافع برخی کشورها بخصوص ایالات متحده، همواره مورد تهدید و تحریمهای منطقهای و جهانی قرار گرفته است. آمریکا و همپیمانان آن با تبلیغات منفی علیه ایران که در اکثر موارد از واقعیات فاصله زیادی دارند سبب شدهاند که خارجیان و جهانگردان تصویری غلط از ایران را در ذهن بپرورانند و به غلط ناامنی داخلی در ایران را باور کنند. به این نکته باید اشاره کنیم که هرچند مواردی از گروگانگیری در کرمان و انجام برخی تعرضات به جهانگردان گزارش شده است، ولی وجود چنین مواردی نمیتواند دلیل بر بیامنی در ایران باشد.
متاسفانه ایران در مقابله با چنین تبلیغاتی، بسیار ضعیف عمل کرده و نتوانسته است که جوابی مناسب به چنین تبلیغاتی بدهد. برخی از مسئولان در مصاحبههایی که کردهاند اعلام میدارند بسیاری از جهانگردان پس از بازگشت از ایران به کذب بودن تبلیغات صورت گرفته پی میبرند که این خود تبلیغی برای کشور است. ولی باید بپذیریم که به هیچ وجه نمیتوانیم به وجود چنین واکنشهایی دل خوش کنیم و ناگزیر برای خنثی کردن چنین تبلیغاتی که سعی میکنند ایران را ناامن جلوه دهند، باید وارد میدان شویم.
امنیت تنها به داخل کشور محدود نمیشود بلکه وجود امنیت در منطقه و کشورهای همسایه نیز بسیار بااهمیت است. حمله ایالات متحده به افغانستان و برهم خوردن اوضاع داخلی این کشور، تهدیدات آمریکا و برخی کشورهای غربی بر ضد عراق و دامن زدن به بیثباتی موجود در منطقه، اوضاع نابسامان کشورهای آسیای میانه که همواره در جنگ و درگیری به سر میبرند و... مواردی هستند که سبب شدند ایران کشور ناامن جلوه کند و درآمدی که از این طریق میتوانست نصیب این کشور شود به سوی کشورهایی همچون امارات عربی متحده و کویت سرازیر شود. هرچند وجود ناامنی در منطقه تاثیرات سوئی را بر صنعت گردشگری ایران وارد کرده است؛ ولی سوالی که در اینجا میتواند مطرح شود این است که چرا با وجود این گونه معضلات در منطقه که شامل کشورهای عربی حوزه خلیجفارس نیز میشود از میزان بازدیدکنندگان از این کشورها کاسته نشده است؟ و چرا با وجود درگیری همیشگی بین لبنان، اسرائیل و فلسطین، جهانگردان باز این مناطق را فراموش نمیکنند؟ آیا جز این است که وجود نارساییها و سهلانگاریهای داخلی باعث فرتوت شدن این صنعت شده است؟
جدول شماره یک بوضوح وضعیت نامطلوب این صنعت را به تصویر میکشد. در حالی که در سال 2000 تعداد بازدیدکنندگان رشدی 300 درصد را نسبت به سال 1995 نشان میدهد؛ اما درآمدهای ارزی حاصل از آن تنها رشدی برابر 170 درصد را نشان میدهد. نسبت ورود جهانگردان به ایران نیز خود گویای وضعیت نابسامان این صنعت است. آیا برای کشوری همچون ایران با سابقهای کهن در تاریخ جهان، جای تاسف نیست که تنها توانسته است 2/0 درصد از کل درآمد حاصل از توریسم جهان را به خود اختصاص دهد؟ در این میان، دردناکتر آن است که بدانیم آمارهای ارائه شده از سوی سازمانهای مربوط با واقعیات تطبیق نداشته و تعداد جهانگردان وارد شده به کشور بسیار کمتر از آن چیزی است که توسط آنها ارائه شده است. در آمار تعداد اتوبوسهای ترانزیت شده که از نقطهای وارد شده و از نقطهای دیگر خارج میشوند و یا افرادی که به طور دایمی برای امر تجارت به کشور وارد و یا از آن خارج میشوند جزو جهانگردان به حساب آورده شده است. به عبارتی دیگر تعداد واقعی بازدیدکنندگان از ایران در سالهای 1379 و 1380 تنها به ترتیب 300 هزار و یکصد هزار نفر بوده است که در آمار ارائه شده از سوی سازمانها ارقام یک میلیون و 340 هزار و یک میلیون و 300 هزار نفر آورده شده است.
به اعتقاد برخی از کارشناسان، عمدهترین مشکل کشور اتکاء به نفت و درآمدهای سهلالوصول آن است. تا هنگامی که به غلط نفت تولید می کنیم و با هر قیمتی که آن را از ما بخرند حاضر به عرضه آن هستیم، دیگر دلیلی برای رفتن به سوی تولید وجود ندارد. این تفکر خطرناک آسیبهای فراوانی را نیز به صنعت گردشگری کشور وارد کرده است و اجازه تحول و حرکت به سوی آن را از ما گرفته است. صنعتی که با کمی توجه به آسانی میتواند جایگزین نفت شده و درآمدهای سرشاری را برای کشور به ارمغان آورد. هرچند در برنامه اول توسعه 450 میلیون دلار ارز حاصل از صنعت جهانگردی پیشبینی شده بود که تحقق پیدا کرد، ولی در همین مدت 5 میلیارد دلار ارز توسط مسافران ایرانی از کشور خارج شد. در برنامه دوم درآمدهای پیشبینی شده تحقق پیدا نکردند. بدون تردید پیشبینی ورود 4 میلیون نفر در سال 1383 نیز تحقق پیدا نخواهد کرد.
اگر خواهان صنعت گردشگری و جهانگردی قدرتمند هستیم که توان ایجاد درآمدهای مورد نظر را داشته باشد و در کنار آن به مساله اشتغال در کشور سر و سامانی دهد، باید با یک برنامهریزی بنیادین برای توسعه کشور و اجرای سیاستهای بلندمدت در این ارتباط اقدام کنیم و ترکیب این صنعت در کشور باید تغییر کند و سعی شود جهانگردان کشورهای اروپایی و همچنین کشورهای عربی خلیجفارس که از سرمایه و ثروت فراوانی برخوردارند، جایگزین مسافران کشورهای شرقی و آسیای میانه شوند.
در این زمینه باید به آماده کردن بسترهای لازم برای جذب جهانگردان کشورهای غربی همت کنیم و با راهاندازی سایتهای اطلاعاتی، اماکن اقامتی مناسب و مورد پسند آنان، تجهیز ناوگان حمل و نقل کشور، تضمین فراهم کردن آرامش و آسایش خیال جهانگردان، شفاف کردن قوانین و مقررات و آگاه کردن مسافران، جلوگیری از نوسانات قیمتها از جمله بلیت و هزینه هتلها، کاهش زمان انتظار آنان برای انجام تشریفات گمرکی، برقراری خدمات مناسب بینشهری و... از جمله مواردی است که باید در کنار برپایی نمایشگاهها و جشنوارههای تخصصی در زمینه صنعت گردشگری، آموزش و تربیت نیروی انسانی متخصص و کارآمد، تلاش برای برقراری روابط حسنه با کلیه کشورهای جهان بخصوص کشورهای ثروتمند غربی، توجه به تبلیغات منفی و سعی در خنثی کردن آنها با معرفی ویژگیهای برجسته این صنعت، گسترش فرهنگ پذیرش گردشگر و جهانگرد در میان اقشار مختلف مردم به عنوان یک ضرورت برای اقتصاد کشور و تلاش برای ایجاد امنیت که خود مردم متولی آن باشند از جمله مواردی است که میتوانند در درازمدت و با حرکتی تدریجی مشکلات صنعت گردشگری و جهانگردی کشور را مرتفع کند.