تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۴  ، 
کد خبر : ۲۰۸۰۷۵

مربع شوم روحانیت‌ستیزی


دکتر محسن رهامی Mrahami@yahoo.com
19 دی ماه 1356 در تاریخ مبارزات ملت ایران یکی از نقاط عطف قابل تامل و فراموش نشدنی است. در واقع به دنبال درج مقاله ای توهین آمیز نسبت به ساحت مرجعیت دینی شیعه و مشخصاً علیه شخصیت امام خمینی(ره) در روز 17 دی ماه 1356 در روزنامه اطلاعات و به دنبال آن اعتراض علما و طلاب حوزه علمیه قم و تعطیلی دروس حوزه، به تدریج حرکت اعتراضی وسیعی را سبب شد که رژیم پهلوی درصدد سرکوب این حرکت در 19 دی ماه برآمد. کشته و زخمی شدن تعدادی از معترضان از جمله چند نفر از طلاب علوم دینی 19 دی ماه در قم حرکت اعتراضی مردم را به شهرهای دیگر کشانید و اربعین شهدای قم به حرکت وسیعی در کشور تبدیل شد که رژیم وابسته پهلوی با سرکوب وحشیانه مردم معترض تبریز و سپس در اربعین های بعدی با سرکوب آزادیخواهان شهرهای دیگر عملاً حرکت اعتراضی مردم ایران را به یک قیام عمومی تبدیل کرد و سیل خروشانی از مردم آگاه، آزادیخواه و شجاع ملت را به وجود آورد که در نهایت در 22 بهمن 1357 بنیان حکومت ستمشاهی را در ایران برانداخت. اگرچه همه مردم ایران در قیام عمومی و ملی سال 1357 به یک شعار و خواسته رسیدند که همان تاسیس جمهوری اسلامی در این کشور بود ولی نمی توان گفت در سیر حرکت انقلاب تمامی آنها انگیزه واحدی داشته اند، بلکه انگیزه های متفاوت برحسب نوع گرایش سیاسی و منطقه ای در بین مردم وجود داشته است، لیکن آنچه مسلم است منشاء تمامی حرکت های اعتراض آمیز مردم ایران در سال های 1356 و 1357 توهین به ساحت مرجعیت از طرف عوامل رژیم پهلوی و در واقع دفاع از حریم دین و مرجعیت بوده است.
در اینجا سوال مهمی که باید به آن پاسخ داد این است که چه جریان ها و عواملی درصدد هتک حرمت و تضعیف مرجعیت دینی بوده و هستند و با چه انگیزه هایی وارد این عرصه می شوند؟ به نظر نگارنده تمامی حرکت های علیه پایگاه مرجعیت دینی و روحانیت در طول تاریخ ایران را می توان در چهار دسته طبقه بندی کرد؛ در واقع همه این جریان ها و گروه ها و عوامل، چهار ضلع یک مربع شوم در مقابله با مرجعیت و روحانیت اصیل و آگاه را تشکیل می دهند. یک ضلع این مربع شامل عوامل استبداد داخل و حاکمان دیکتاتور بوده است که وجود مرجعیت دینی مستقل را در تعارض با خواسته های تمامیت خواهی خود نمی دیدند زیرا علما و مراجع دینی در طول تاریخ اسلام همواره پناهگاه و ملجاء مردم در مقابل استبداد حاکمان مستبد بوده و همین امر همیشه خشم آنها را برانگیخته است. حمایت مراجع دینی از مردم در حرکت های آزادیخواهانه علیه قاجار در سده گذشته و برخورد پادشاهان مستبد با روحانیون و علمای آزادیخواه چه در دوره قاجار و چه دوره پهلوی بر کسی پوشیده نیست. مرجعیت دینی مستقل همواره در مقابل مطامع حکومت های مستبد و فشارهای آنها مقاومت کرده و بعضاً جان خود را هم در دفاع از حقوق ملت فدا کرده است و این امر از افتخارات مرجعیت و روحانیت است. ضلع دوم مربع مذکور استعمار خارجی و حکومت های سلطه گری چون انگلیس و بعدها امریکا و امثال آن است که از قدرت و صلابت مرجعیت دینی مستقل هراس داشته و در جریان هایی چون نهضت تنباکو در ایران، قیام مشروطه و قیام مردم عراق، رهبری روحانیت را مشاهده کرده و مجبور به عقب نشینی شده و نمونه بارز و اخیر آن رهبری مرجعیت دینی در انقلاب اسلامی ایران است. عوامل اطلاعاتی رژیم های تمامیت خواه خارجی در کنار حمایت های سیاسی و در صورت لزوم نظامی آنها در اکثر نهضت های آزادیخواهانه ای که مردم مسلمان منطقه علیه حکومت های دست نشانده آغاز کرده اند در کنار عوامل داخلی و پا به پای آنها در انواع اقدامات علیه مرجعیت دینی حضور داشته و دارند.
ضلع سوم مربع یادشده را گروه های سیاسی وابسته همانند منافقین و گروه فرقان تشکیل می دهند که خصوصاً پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران در حذف فیزیکی علما و روحانیون مستقل و خدمتگزار ملت، همچون آیات صدوقی، دستغیب، مدنی، اشرفی اصفهانی، مطهری، مفتح، بهشتی، باهنر و امثال آنها خدمات شایسته ای به اربابان خود ارائه کرده والحق توانستند با گرفتن این سرمایه های دینی و ملی از ملت ایران نام خود را برای ابد در صفحه دشمنان این مرز و بوم ثبت کرده و ننگ و نفرت ابدی را برای خود خریداری کنند. و نهایتاً ضلع چهارم مربع علیه مرجعیت دینی مستقل و روحانیت اصیل و آگاه را گروه های مذهبی نمای انحرافی چون وابستگان و پیروان انجمن جتیه تشکیل می دهند که به نظر نگارنده خطر این دسته اگر بیشتر از دسته های قبلی نباشد، کمتر از آنها به خصوص در شرایط پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیست. عوامل این دسته با مسخ احکام حیات بخش اسلام و تفسیر غلط بنیان های دینی محرک حیات سیاسی و در یک کلام با وارونه پوشیدن پوستین اسلام آنچنان عرصه را بر روحانیت اصیل تنگ می کنند که حاکمان درگذشته استعمارگران هرگز چنین توانایی را در خودشان ندیده اند. مخالفت با حرکت های آزادیخواهانه و ضداستبدادی روحانیت و مرجعیت در دوره پهلوی و اقداماتی که نوعاً در جهت مشروعیت دادن به حکومت خاندان پهلوی و غیرمشروع جلوه دادن نهضت های رهایی بخش در زمان غیبت امام عصر(عج) از طرف آنان صورت گرفته و ایجاد یاس در مردم در طول مبارزات ملت ایران از جمله اقدامات این نوع عوامل و گروه های به ظاهر مذهبی است. این دسته به همین امر بسنده نکرده بلکه حتی با استفاده ابزاری از اعتقاد مردم به وجود امام زمان(عج) و مسخ کردن فلسفه حیات بخش انتظار در عصر غیبت از یک طرف و تلاش در جهت بی اعتبار کردن روحانیون اصیل و حامیان نهضت امام خمینی(ره) از طرف دیگر همواره در جهت تکمیل ضلع چهارم مربع پیش گفته تلاش کرده اند. بی جهت نیست که امام خمینی(ره) با همه سعه صدر خود هیچ گاه مسوولیت کلیدی به روحانیونی که مرتبط با این جریان انحرافی بودند در قبل و پس از پیروزی انقلاب اسلامی واگذار نکردند و همواره ملت را از افتادن به دام آنان بر حذر داشتند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات