گروه سیاسی: داریوش همایون، وزیر اطلاعات و گردشگری کابینه جمشید آموزگار بار دیگر از جریان فتنه پس از انتخابات حمایت کرد و این بار به تمجید از سران فتنه پرداخت. همایون که بسیاری او را با نام احمد رشیدی مطلق میشناسند، همان کسی است که 17 دیماه 56 به دستور محمدرضا شاه، مقالهای تحت عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» با اسم مستعار «احمد رشیدی مطلق» که سراسر توهین و اهانت به حضرت امام خمینی(ره) بود را در روزنامه اطلاعات منتشر کرد که زمینهساز قیام 19 دی مردم قم و سپس دیگر قیامها و نهایتا پیروزی انقلاب شد.
داریوش همایون در تازهترین اظهارنظر خود درباره تحولات ایران به تمجید از رفتار و تحرکات سران فتنه پرداخت و گفت که رفتار سران فتنه مورد تایید اپوزیسیون است. وی که با یکی از سایتهای اپوزیسیون سخن میگفت، افزود: به نظرم موسوی و کروبی کار خود را خوب انجام میدهند.همین گاه و بیگاه صحبت کردن، بیانیه دادن و فاصله گرفتن از جمهوری اسلامی خود مناسب است. وزیر صهیونیست رژیم پهلوی در ادامه ضمن ارسال پیام رضایت سلطنتطلبان و جبهه ملی اظهار کرد: اشکال ویژهای در گفتمان سران جریان سبز مشاهده نمیشود. همایون در ادامه خواهان همراهی بیشتر اپوزیسیون خارج با کروبی و موسوی شد و گفت: باید با تفاهم بیشتر به اینها نگاه کنیم از جمله به موسوی و کروبی. وزیر اطلاعات حکومت پهلوی همچنین با اشاره به چهرههای مطرح فتنه پس از انتخابات خاطرنشان کرد که جریان اپوزیسیونی که از دل اصلاحات بیرون آمد، خارج از خط ولایت فقیه است و باید ابراز امیدواری کرد تلاششان به برکناری جمهوری اسلامی منجر شود.
این برای نخستین بار نیست که عامل اهانت به حضرت امام خمینی (ره) به تایید و تعریف و تمجید از جریان فتنه پس از انتخابات میپردازد. البته به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، یکی از نقاط تلاقی فتنهگران پس از انتخابات با اپوزیسیون جمهوری اسلامی، تاکید همه آنها بر دینزدایی، حذف مرجعیت و تخریب روحانیت است. موضوعی که از ابتدا در مشی اپوزیسیون جمهوری اسلامی از جمله سلطنتطلبها وجود داشت و در جریان اصلاحات نیز بشدت ترویج میشد. بر همین اساس نمیتوان به حمایت همایون از فتنه با دیده تعجب نگریست. داریوش همایون که پس از انقلاب دستگیر و به زندان «دز» منتقل شد اما با حمله شبانه عدهای آزاد و سپس به فرانسه گریخت و چندی پیش صراحتا تغییر مشی خود را از سلطنت به لیبرالیسم اعلام کرد؛ او تاکنون در چند نوبت از فتنه پس از انتخابات و مشی و تفکر سران این فتنه حمایت کرده است. وزیر اطلاعات رژیم پهلوی چندی پیش در نشستی که با عنوان چشماندازهای پیرامون جنبش سبز در استکهلم سوئد شرکت کرده بود، جریان اپوزیسیون شکل گرفته پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران را «خارج از قواعد قانونی و جمهوری اسلامی» توصیف کرد و گفت: جنبش سبز باید آزاد بشود و امکان داشته باشد که در چارچوب حکومت بتواند با آن مبارزه کند. وی سپس فتنه پس از انتخابات را به 2 بخش تقسیم و در شرح وظایف این بخشها گفت: جنبش سبز در خارج از کشور مسؤولیت دارد و راه سبز امید در داخل در حال مبارزه با جمهوری اسلامی است.
همایون: موسوی از اول هم با خودمان بود
یکی دیگر از اظهارنظرهای داریوش همایون در گفت و گوی او با نشریه ضد انقلابی «تلاش» است که اظهارات بسیار قابل تاملی درباره سران فتنه بر زبان جاری میسازد. همایون که همانگونه که گفته شد با مقاله موهن احمد رشیدی مطلق بیشتر شناخته میشود، به این پرسش یک عضو گروهک متبوع خود- حزب مشروط (لیبرال- دموکرات)- که «لطفاً تکلیف مرا روشن کنید. از قرار، حزب یار غار موسوی و دیگران شده، نقاط مشترک پیدا میکند، بعد 15 سال میفهمد که لیبرال دموکرات بوده و حال با آقای پهلوی در میافتد لطفاً به من سردرگم و دست بر قضا عضو حزب بفرمایید»، اینگونه پاسخ گفت: «نیروهای بیرون اگر به این جریان تازه نپیوستهاند یا خود را در بیهودگی مبارزات سردرگمشان فرسودهاند یا ناامیدوار در پی جانشین کردن خود هستند. از خود رژیم عناصر مؤثری جدا شده و روز به روز بیشتر سخن ما را میگویند». داریوش همایون که همکاری موثر وی با «سیا» از همان دوران فعالیت مطبوعاتیاش در ایران مشخص شده بود، افزود: موسوی یار غار من نیست ولی من به نقش او در مقایسه با مدعیان اداره اپوزیسیون در بیرون نگاه میکنم. او از اول انقلاب با خودمان بوده است. او علیه حکومت تند سخن میگوید و در دستگاه حکومتی یاران تازهای برای جنبش میجوید. من با هیچ کدام از اینها مخالفتی نمیتوانم داشته باشم. در نگاه من کسی که از فرزند خمینی بودن به سخنگویی جنبش سبز دگرگشت یافته، به مراتب باارزشتر است تا دگرگشت و موضعگیریهایی که قلم بیش از این در وصفشان نمیچرخد.
همایون: موسوی شایسته و لایق است
دیگر اظهارنظرهای داریوش همایون نیز بسیار جالب است. وی به سایت ضدانقلابی «تهران ریویو» میگوید: «جنبش سبز توانست سران خود را که از درون رژیم برخاستند، با اینکه بسیار سنتی هم بودند، تغییر دهد و بسازد. جنبش سبز در جناح به اصطلاح اصلاحطلب نفوذ کرد. البته به سران جنبش، رهبران نمیگویند، بلکه میگویند راهبران[!] حتی خود آنها هم میگویند ما رهبر جنبش سبز نیستیم. من اشکال اساسی در رفتار و گفتار سران جنبش سبز در داخل ایران نمیبینم. وقتی از بیرون به اینها نگاه میکنم، میبینم که آنها نسبت به بسیاری از کسانی که در بیرون ادعای رهبری دارند یا دیگران سعی میکنند از آنها رهبر جنبش بسازند، انحرافات بسیار کمتری دارند». همایون ادامه داد: «ما باید با تفاهم بیشتر به سران جنبش در داخل نگاه کنیم تا سران جنبش سبز بتوانند هم رژیم را به چالش بکشند و هم توانایی مصالحه و سازگار شدن با عناصر مختلف را که میتوانند به ما خدمت کنند، داشته باشند، زیرا جنبش سبز، فرمول اتحاد ایران است». داریوش همایون به شبکه تلویزیونی پیبیاس هم گفت: «من نمیتوانم مخالف هیچ یک از اقدامات اخیر موسوی باشم. موسوی فردی شایسته و لایق است. او به دنبال حامیان جدیدی برای جریانش در سیستم سیاسی ایران میگردد. به اعتقاد من، موسوی و کروبی، زبان جنبش سبزند».
هاشمی و رشیدیمطلقها
جدیدترین حمایت داریوش همایون (احمد رشیدی مطلق) از فتنه پس از انتخابات، یک روز پس از آن صورت گرفت که حجتالاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی در اتهاماتی بیسابقه، مخالفان سیاسی خود را به ادامه راه رشیدی مطلقها متهم کرد! وی در پیامی به مناسبت 19 دی نوشت: «شاهدیم که پس از توهین و تهمت به سران روحانی عرصه سیاست در ۳۰ سال گذشته، به فضلا، علما و مراجع قم رسیدهاند. تأسفآور است که این بار برای توهین و تهمت، لباس رشیدی مطلقها را درآورده و خرقه دوستی و ارشاد پوشیدهاند، رندانه با چراغی که دروغ را اخلاق، تهمت را مبارزه و توهین را جهاد میدانند، مزورانه پشت خاکریزی پناه گرفتهاند که مطمئناً آخرین و بالاترین هدف آنها خواهد بود». منظور هاشمی رفسنجانی از رشیدی مطلقها مشخص است اما باید گفت واقعیت آن است که رشیدی مطلقها اینک چشم به فتنه سبز دوختهاند و این فتنه را تایید میکنند. در این شرایط و به خاطر اختلافات سیاسی، مخالفان را اینگونه مورد تهمت قرار دادن کار شایستهای نیست. حتی رسانه ضدانقلاب بیبیسی فارسی هم به نیت هاشمی از بیان این اتهامات پی برده است. این سایت نوشت: «به نظر میرسد یکی از مصادیق مورد انتقاد آقای هاشمی رفسنجانی از توهین به سران روحانی مملکت، شخص خود او و حسینعلی منتظری است».
اکنون باید از آقای هاشمی پرسید حال که کارگزار پروژه « رشیدی مطلق» خود به حمایت علنی و عریان از کسانی پرداخته که شما حاضر به مرزبندی با آنها نیستید، آیا سخن گفتن از رشیدی مطلقها از سوی شما قابل قبول خواهد بود؟