همه پرسی تعیین سرنوشت جنوب سودان در حالی از روز یکشنبه 19 دی آغاز شد که نباید از نقش عوامل خارجی در آن از جمله صهیونیستها غافل شد.
همه پرسی تعیین سرنوشت جنوب سودان به مدت یک هفته انجام شد؛ امری که دخالت عوامل خارجی در بروز آن مشهود است. از مداخلهگران خارجی میتوان به رژیم صهیونیستی اشاره کرد که در ادامه به بررسی بخشی دیگر از اقدامات فتنه گرانه صهیونیستها در جنوب سودان میپردازیم.
در چارچوب تحرکات صهیونیستها در جنوب سودان، تل آویو 15 میلیون دلار به عنوان حقوق فرماندهان وجنگجویان این جنبش اختصاص داده که این کمک علاوه بر دوبرابر شدن حجم سلاحهای ارسالی از طریق اوگاندا و زئیر به سودان میباشد. در گزارشهایی که " تسفی رویتر" فرمانده شعبه ارسال این کمکها وابسته به وزارت جنگ صهیونیستی تهیه و تقدیم مراجع مافوق شده از میان جنگ افزارهای ارسالی میتوان به موارد ذیل اشاره کرد.
6 هزار قبضه تفنگ از انواع کلاشینکف،ام 16، گالیلی ومسلسلهای یوزی
1000 قبضه مسلسل سبک از انواع دیکرنوف، سمینوف وبراونینگ
600 موشک انداز آر پی جی
150 خمپاره انداز 80 و120 میلیمتری
40 عراده توپهای ضدی هوایی (یک و دولول)
تعدادی از موشک اندازهای کاتیوشا وموشکهای ضد هوایی از نوع "استریلا"
"موشه فرجی" در کتاب خود درباره حضور موساد در آفریقا به اسنادی در رابطه با روابط شخصی که از آن زمان بین ماموران موساد ورهبران جنبش جنوب سودان برقرار شد اشاره کرده است. رژیم صهیونیستی در چارچوب این هدفگذاری خود به هریک از ماموران خود ماموریت داد که در یکی از ابعاد سیاسی، نظامی، اطلاعاتی روابط خود را با رهبران جنبش گسترش دهند.
به طور مثال در بعد سیاسی، "یوری لوبرانی" و"دیوید کمحی" دو مامور ویژه موساد به همراه مرد عملیات ویژه "یوسی میوحاس" برای این عرصه انتخاب شدند.
در عرصه نظامی، فرماندهان نظامی بارزی که از ارتش رژیم صهیونیستی خارج شده بوده و وارد فعالیتهای اطلاعاتی شدند به عنوان نمایندگان رژیم صهیوینستی به آفریقا اعزام شدند تا در کنار فعالیتهای اقتصادی خود از جمله فروش سلاح و دلالی برای شرکتهای تسلیحاتی صهیونیستی در کشورهای آفریقایی، روابط ویژهای هم در چارچوب اهداف این رژیم با رهبران این منطقه از جمله رهبران جنبش جنوب سودان برقرار کنند. در میان این افراد میتوان به نامهایی همچون ژنرال "یاموس بن جال"، ژنرال "ساموئل جونین" ونیز سرهنگ "موشه فرجی" اشاره کرد.
در بعد امنیتی واطلاعاتی هم گروهی به رهبری "بن الیاهو" از سازمان امنیت عمومی رژیم صهیونیستی (شاباک) و یسرائیل مئیری از شعبه ضد اطلاعات ارتش وسرگرد "ساموئل کیدری" حضور پر رنگی داشتند.
این رویکرد دقیقا با گسترش دامنه فعالیت دوایر ویژه سیاسی، نظامی وامنیتی در مناطق جنوب سودان و برقراری ارتباط با تمامی گروهها، سازمانها وحتی شخصیتهایی که با خارطوم هم در ارتباط هستند، تحقق یافت. روابط مذکور در مورد ارتش خلق برای آزادی سودان که "جان گارانگ" آن را از سال 1362 وتا زمان ترور چند سال پیشش در سانحه هواپیما هدایت میکرد هم صدق میکند.
فعالیت گروه گارانگ به حدی برای تل آویو قابل توجه ومهم بود که نخست وزیران مختلف رژیم صهیونیستی همچون اسحق شامیر، بنیامین نتانیاهو، و حتی اسحق رابین را بر آن داشت تا تصمیمات مهمی در افزایش حمایت خود از وی بین سالهای 1369 تا 1378 بگیرند.
مجله تخصصی نظامی و صهیونیستی "معرخوت" در گزارشی در این رابطه تاکید کرد کمکهای رژیم صهیونیستی از گارانگ طی این مدت از مرز 500 میلیون دلار گذشت و گرچه این کمکها از سوی رژیم صهیونیستی بوده اما بخشهای عمده این هزینه از جیب آمریکا تامین شد. به هر شکل فعالیتهای ارتش خلق برای آزادی سودان در جنوب این کشور به حدی گسترش پیدا کرد که دولت خارطوم را مجبور ساخت تا این جنبش را به عنوان یکی از طرفهای فعال در منطقه جنوب این کشور به رسمیت بشناسد.
گارانگ با توجه به شناختی که از طرحهای صهیونیستی در منطقه داشت، از همان ابتدا هدف خود را جدایی جنوب از سرزمین مادری اعلام کرد این در حالی بود که برخی دیگر از گروهها همواره سعی میکردند این هدف را در لفافهای از عبارتهای دیگر پنهان کنند.
جان گارانگ که بود؟
گزارشهای تهیه شده توسط ماموران موساد در رابطه با گارانگ را میتوان در چند جمله زیر خلاصه کرد.
گارانگ متولد سال 1943 (1322 ش) استان بور است که بعد از توصیه سفارت آمریکا در کنیا وسپس اوگانادا و زئیر موفق به کسب بورسیه تحصیلی در آمریکا شد و فوق لیسانس خود را از دانشگاه آیوا گرفت. وی بعد از پایان تحصیلات آموزشهای نظامی را در همین کشور گذراند و بعد از آن یک دوره نظامی هم در دانشکده امنیت داخلی رژیم صهیونیستی سپری کرد، سپس از این دوره به جنوب سودان بازگشت و به جنبش "هینانیا" پیوست.
ارزیابیهایی که توسط مسئولین مختلف موساد از جمله "ادمونی" رئیس سابق موساد و نیز مسئولین برجستهای همچون دیوید کمحی، ایلیاهو بن ایلیسار واوری لوبرانی بر روی شخصیت گارانگ انجام گرفت نشان داد که صهیونیستها میتوانند به وی در دستیابی به این هدف تکیه کنند.
فرجی در کتاب خود تاکید میکند که گارانگ از در تمام دوره تحصیل در آمریکا زیر نظر سازمان اطلاعات آمریکا سیا و نیز ماموران رژیم صهیونیستی قرار داشت. از نکات قابل توجه در این کتاب افشای سفر آریل شارون به سودان در زمان جنگ چاد بود که ظاهرا برای پایان دادن به اختلافات به وجود آمده بین بین قطبهای مختلف گروههای مخالف دولت مرکزی خارطوم انجام گرفت، اما با توجه به اینکه جنبش گارانگ در حال پیروزی قاطع بود، وی حاضر به پذیرش میانجیگری شارون نشد وظاهرا تلاشهای شارون بینتیجه ماند.
با این وجود حمایت رژیم صهیونیستی از گارانگ طی دهههای هشتاد ونود از قرن گذشته و نیز دهه اول قرن بیست ویکم همچنان ادامه یافت. بعد از آن بود که فرایند بینالمللی ومنطقهای مختلفی باعث شد تا سودان در شرایط ویژه وخطرناک خاصی مجبور به پذیرش انجام مذاکرات با ارتش خلق سودان در کنیا شده ودست آخر ژنرال عمر البشیر رهبر سودان توافقنامه "مشاکاس" را به امضا برساند.
به اعتقاد تحلیلگران سیاسی رژیم صهیونیستی و بخصوص آنانی که در سودان وکشورهای همسایهاش حضور وفعالیت داشتند، این توافقنامه بستر وزیربنای قانونی وعملی جدایی جنوب را در آینده با توجه به موافقت دولت مرکزی با حق تعیین سرنوشت این منطقه بنا نهاد؛ مسئلهای که احتمالا به منصه ظهور در میآید.