تاریخ انتشار : ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۰:۰۷  ، 
کد خبر : ۲۰۸۱۱۹

«بنیاد ملی دموکراسی» جایگزینی برای «سیا» (بخش اول)


شبکه «راشیا تودی» در گزارشی به بررسی برنامه ترویج دموکراسی ایالات متحده پرداخته و با اشاره به تغییر رویه واشنگتن در مداخله در کشورها نوشته‌است: با توجه به سابقه ننگین سیا در دخالت در کشورها، واشنگتن تصمیم گرفته در قالب ترویج دموکراسی و نام بنیاد ملی دموکراسی، برای تغییر رژیم‌های مخالف فعالیت کند.
تجدیدنظر در فرمول دهه 1980
فرمول واشنگتن برای تغییر رژیم‌ها در دهه 1980، مورد تجدید نظر قرار گرفت. در یک پیشنهاد برای اطمینان از امنیت منافع سیاسی و اقتصادی ایالات متحده، سیا از طرح کودتا برای سرنگونی رهبران دموکراتیک از ایران تا شیلی حمایت کرد. از نظر آنان یک دیکتاتوری بی‌رحمانه شکل گرفته بود و دولت‌ها علیه مردم خود جنایات شنیعی را مرتکب شده بودند.
در دهه 1980 ترور و وحشتی که سراسر آمریکای لاتین را فراگرفته بود بیشتر از حدی بود که بتوان آن را نادیده گرفت. ژنرال‌های آمریکای لاتین که در ایالات متحده آموزش دیده بودند با نقض حقوق بشر از جوخه‌های مرگ تا اتاق‌های شکنجه و قتل عام‌های مختلف، درصدد گسترش دموکراسی در سراسر جهان بودند.
ترویج دموکراسی؛ روش جدید برای تغییر رژیم‌ها
برای تغییر این پشتیبانی آشکار از دیکتاتوری، مفهوم جدیدی برای تغییر رژیم‌ها ارائه شد که ظاهر آن نیز موجه‌تر بود؛ ترویج دموکراسی.
«راشیاتودی» مفهوم ترویج دموکراسی را ساده دانسته و در این باره نوشته است: ترویج دموکراسی یعنی حمایت مالی، آموزش و از نظر سیاسی حمایت از نیروهای محلی مخالف در سراسر جهان برای کمک به اجرای طرح‌های آمریکا.
دکتر «ویلیام رابینسون»، از کارشناسان با سابقه طرح ترویج دموکراسی در واشنگتن، کتابی دارد به ‌نام: «ترویج حاکمیت چندگانه.»
رابینسون تصریح می‌کند: «در آمریکای لاتین، شرق اروپا، آفریقا، خاورمیانه و در حقیقت در سراسر جهان، ایالات متحده در حال اجرای مکانیسم‌های مختلف برای نفوذ در جوامع مدنی این کشورها و دخالت در نظام‌های سیاسی آنها برای اطمینان از حصول نتایج مورد نظر اهداف سیاست خارجی خود است.»
ادامه کارهای مخفیانه سیا
«لارنس ویکرسون»، رئیس ستاد کالین پاول وزیر امور خارجه اسبق، تأکید می‌کند: «ما این‌کار را از طریق عناصر عملیاتی و سازمان‌های غیردولتی و افرادی که در مورد اقدامات پشت پرده قبلی خود کم‌تر مورد سوءظن هستند انجام می‌دهیم. اما سؤال این است که آیا ما درس‌هایی از آن آموخته‌ایم؟ آیا عملکرد خود را بهبود بخشیده‌ایم؟ و آیا توانسته‌ایم وجهه شنیع آن را موجه‌تر جلوه دهیم؟
بنابراین تغییری در هدف ایالات متحده به‌وجود نیامده است، اما دیگر به‌جای سازمان سیا، آژانس توسعه بین‌المللی آمریکا و همکارانش رهبری این فعالیت‌ها را در دست گرفته‌اند.
«آلن وین‌تین»، از بنیان‌گذاران بنیاد ملی دموکراسی به روزنامه واشنگتن پست در سال 1991 گفت، «بسیاری از کارهایی که ما در حال حاضر انجام می‌دهیم به‌صورت مخفیانه توسط سیا از 25 سال پیش انجام می‌شده است.»
صرف میلیون‌ها دلار از مالیات مردم آمریکا
«اوا گالینگر» که در مورد ترویج دموکراسی در ونزوئلا تحقیق می‌کند، می‌گوید: «هر سال میلیون‌ها دلار از پول‌های مالیات‌دهندگان آمریکایی بابت تامین بودجه سازمان‌های سیاسی و مبارزات انتخاباتی در کشورهای‌ مختلف جهان برای ترویج دموکراسی آمریکایی هزینه می‌شود و اکثر شهروندان ایالات متحده از این واقعیت که چگونه پول آنها صرف نفوذ و دخالت در امور کشورهای دیگر می‌شود اطلاعی ندارند.»
ایده تسهیل تغییر رژیم از طریق ترویج دموکراسی نه فقط در خارج، بلکه در داخل خود ایالات متحده نیز شدیدا مورد انتقاد بوده است.
«ران پال» نماینده کنگره در جایی می‌نویسد: «دخالت در انتخابات کشورهای دیگر به بهانه ترویج دموکراسی فقط تغییر نوع دیکتاتوری است. ما آمریکایی‌ها چه احساسی خواهیم داشت اگر به‌عنوان مثال چینی‌ها در کشورمان میلیون‌ها دلار برای حمایت از نامزد خاصی که طرف‌دار چین است هزینه کنند؟»
این نماینده کنگره در مصاحبه با «راشیا تودی» می‌گوید: «من فکر می‌کنم این وحشتناک است که ما پول مالیات دهندگان را صرف اعزام نیروهای نظامی و برنامه‌های سیا می‌کنیم تا در امور کشورهای دیگر دخالت کرده و به آنها بگوییم این‌ کاری بود که شما خودتان باید انجام می‌دادید. ما حق نداریم چنین کاری بکنیم، این کار باعث نفرت اکثر مردم از ما می‌شود.»
ترویج دموکراسی از اجزای کلیدی قدرت نرم
ترویج دموکراسی از عناصر بلندمدت سیاست خارجی ایالات متحده بوده و به‌عنوان یکی از اجزای کلیدی قدرت نرم دستگاه دیپلماسی واشنگتن عمل کرده است.
دکتر رابینسون توضیح می‌دهد: «پول مردم ایالات متحده فقط به خاطر اینکه دولت آمریکا باید چنین دخالت‌هایی را انجام دهد به هدر می‌رود. آنها به کشوری که قصد مداخله در آن را دارند می‌روند و مجموعه‌ای از گروه‌هایی مخالف را برای دریافت پول شناسایی و به همراه این پول سیاست‌های مداخله‌جویانه خود را نیز تحمیل و پیاده می‌کنند. هنگامی‌که ایالات متحده برنامه مداخله خود را شروع می‌کند بخش‌های مختلفی را که خواستار تغییر آنها است شناسایی می‌کند و در نتیجه احزاب معامله‌گر و بخش‌های نرم آنها را با هدف به حاشیه راندن احزاب تندرو و تقویت احزاب محافظه‌کار معامله‌گر شناسایی می‌کند. آنها جنبش‌های زنان را با هدف به حاشیه راندن جنبش‌های تندرو و تحریک نیروهای موجود در جنبش‌های محافظه‌کار زنان شناسایی می‌کنند. آنها همین کار را با بخش‌های جوانان و تمامی بخش‌های دیگر جامعه مدنی نیز انجام می‌دهند تا کسانی که می‌توانند در طرح‌های مداخله‌جویانه آمریکا کمک کنند شناسایی و حمایت شوند.»
تجربه موفقیت‌آمیز انقلاب‌های رنگی
ویکرسون به‌عنوان یکی از اعضای آژانس توسعه بین‌المللی آمریکا و بنیاد ملی دموکراسی می‌افزاید: «همان‌طور که من در اوکراین و گرجستان و دیگر کشورها دیدم، آمریکایی‌ها نه‌فقط به‌صورت کلامی و تبلیغاتی از گروه‌های مخالف حمایت می‌کنند بلکه عملا نیز از هیچ‌کاری برای تقویت آنها فروگذار نمی‌کنند.»
«ویلیام بلوم» مورخ آمریکایی و نویسنده کتاب «قتل امید؛ مداخلات ارتش آمریکا و سیا پس از جنگ جهانی دوم» می‌گوید: «وقتی اولین تلاش آمریکایی‌ها در صربستان موفقیت‌آمیز بود از آن درس‌هایی آموختند از جمله شعارها، نمادها و رنگ‌های مشخصی که بارها از آنها استفاده کرده‌اند.»
تحلیلگران به‌خاطر توانایی انقلاب‌های رنگی در تقویت گروه‌های جوانان، گروه‌های موسیقی و نمایشی آن‌را حرکت ملایم نامیده‌اند.
«آتپور» از رهبران دانشجویی گروه جوانان صرب که نقش کلیدی در برکناری «اسلوبودان میلوشویچ» در سال 2000 بازی کرد، هفت تا 10 بار با مقامات آژانس توسعه بین‌المللی آمریکا ملاقات کرد. گروه وی چندصدهزاردلار برای تظاهرات، تی‌شرت و برچسب دریافت کرد.
نمونه حمایت مالی بنیاد ملی دموکراسی
در آن سوی جهان در آمریکای لاتین، در کشورهایی که در آنها سرمایه‌داری رایج نیست هم برنامه‌های فعال و توان‌مندی در جریان است.
بلوم ادعا می‌کند: «ونزوئلا از کشورهایی بوده که تاکنون بیشترین پول در آنجا هرینه شده است. چاوز دشمن شماره یک ماست.»
«ماریا کورینا ماچادو» از نمایندگان مخالف در مجلس ونزوئلا نقش کلیدی در برنامه ترویج دموکراسی واشنگتن در ونزوئلا دارد. این زن که از یک طرف واجد ارزش‌های بسیاری بوده و از طرف دیگر شدیدا مورد انتقاد است، از دست‌آوردهای مداخلات آمریکاست. خاستگاه «ماچادو» یکی از سازمان‌های غیردولتی به نام «سوماته» است که با کمک‌های چند صد هزار دلاری آژانس توسعه بین‌المللی آمریکا مشغول به فعالیت است. سوماته رهبری مبارزات علیه رئیس‌جمهوری متنخب بولیوی از جمله همه‌پرسی برای برکناری وی در سال 2004 را بر عهده داشت.
ماچادو اعتراف کرد: «ما نیز مانند ده‌ها سازمان دیگر فعال در ونزوئلا از طرف بنیاد ملی دموکراسی حمایت مالی می‌شدیم.»
تامین مالی خارجی موجب تقویت وجهه ماچادو در صحنه ملی و بین المللی و حتی ملاقات وی با جورج دبلیو بوش شد.
گالینگر می‌گوید: «این کار تقویت وجهه افراد است. تقویت وجهه کسانی که توانایی و قدرت این را دارند به ایالات متحده در پیش‌برد برنامه‌هایش کمک کنند.»
در سال 2002، طبق یک سند دولتی از دفتر آژانس توسعه بین‌المللی آمریکا یک کودتای احتمالی علیه چاوز در حال شکل‌گیری بود. نویسنده یادداشت «راسل پورتر» می‌نویسد: «ارسال تیم ارزیابی به ونزوئلا در اسرع وقت برای شروع برنامه‌های فعال برای حمایت از جامعه مدنی و رسانه‌ها ضروری است.»
در یکی دیگر از یادداشت‌های محرمانه آژانس توسعه بین‌المللی آمریکا در رابطه با همه‌پرسی سال 2004 آمده است: «اهداف راهبردی برنامه تغییری نکرده و همان حمایت از تداوم ثبات و ترویج دموکراسی آزاد در ونزوئلا است.»
این گزارش تاکید می‌کند: اسناد دیگر افشا شده از طریق آزادی اطلاعات نشان می‌دهد آژانس توسعه بین‌المللی آمریکا با کمک 500 هزار دلاری به دو سازمان در ونزوئلا در صدد راه‌اندازی مبارزات انتخاباتی، سازمان‌دهی، پیام‌رسانی، روابط عمومی، جمع‌آوری آراء و انتخاب نامزد بوده است. نشانه‌های این فعالیت‌ها در ایجاد ارتباط با طبقات فقیر ونزوئلا که حامی اصلی چاوز هستند دیده می‌شود.
در آمریکای‌لاتین هدف برنامه‌های ترویج دموکراسی، دولت‌ها یا سازمان‌های‌سوسیالیستی هستند که رویکرد دموکراسی آزاد را تعقیب نمی‌کنند.
هزینه هنگفت صرف منافع آمریکا می‌شود
«راشیاتودی» اشاره‌ای به نظر «کارل گرشمن» رئیس بنیاد ملی دموکراسی می‌کند و می‌نویسد: وی اصرار دارد ترویج دموکراسی به معنی تغییر رژیم نیست. ویلیام بلوم در این رابطه می‌گوید: «از نظر گرشمن، دموکراسی معادل سرمایه‌داری است، ایده سوسیالیسم و دموکراسی برای او متضاد است و کسی که علیه دولت‌ها یا جنبش‌های سوسیالیستی فعالیت دارد به نفع دموکراسی کار می‌کند.»
دموکراسی به سبک آمریکایی ارزان به‌دست نمی‌آید. بیشتر این پول‌ها صرف منافع آمریکا می‌شود. واشنگتن برای گسترش دموکراسی در سراسر جهان هزینه هنگفتی می‌پردازد.
رابینسون نیز در این زمینه می‌گوید: «ما از صدها میلیون دلاری که در طول این سال‌ها برای این سیاست‌ها هزینه شده است حرف می‌زنیم، وزارت خارجه چندین میلیارد دلار برای آنچه آن‌را به نام «دفتر‌طرح تحول» می‌خواند اختصاص می‌دهد. کنگره صدها میلیون دلار برای بنیاد ملی دموکراسی اختصاص داده است و آژانس توسعه بین‌المللی آمریکا نیز بودجه جداگانه‌ای دارد.»
این گزارش با بیان اینکه در سال 2009 بنیاد ملی دموکراسی 132 میلیون دلار دریافت کرده است، خاطرنشان می‌سازد: این مبلغ تقریبا معادل کل بودجه آژانس‌های دولتی ایالات متحده است. با این حال، بنیاد ملی دموکراسی و آژانس توسعه بین‌المللی آمریکا یگانه نهادهایی نیستند که این پول‌ها را دریافت می‌کنند. شبکه‌ای از سازمان‌های درگیر ترویج دموکراسی مانند مؤسسه ملی دموکرات‌ها، موسسه بین‌المللی جمهوری‌خواهان، مرکز آمریکایی ـ بین‌المللی کار، مرکز بین‌المللی کارآفرینی خصوصی و خانه آزادی تحت حمایت مالی هستند، اما باز همه اینها فقط قله کوه یخ هستند که از آب بیرون مانده‌اند و در اصل یک شبکه گسترده از سازمان‌های درگیر در تجارت ترویج دموکراسی وجود دارد.
هدف، خلاصی از لکه ننگ
اگر چه همه سازمان‌ها اصرار دارند که هیچ‌گونه وابستگی سیاسی ندارند، اما ترکیب هیأت مدیره مؤسسه ملی دموکرات‌ها و موسسه بین‌المللی جمهوری‌خواهان حاکی از چیز دیگری است.
هر دو هیأت مدیره از وزرای سابق امور خارجه، مشاوران امنیت ملی، اعضای کنگره و حتی مقامات دولت کلینتون، بوش و ریگان تشکیل شده است.
همه آنها دارای سابقه در واشنگتن هستند؛ سابقه‌ای عمیق در صیانت از اولویت‌های سیاست خارجی ایالات متحده.
بلوم می‌گوید: «برای درک سیاست خارجی ایالات متحده، باید این واقعیت را درک کرد که دولت ایالات متحده خواهان تسلط بر جهان است.»
وی می‌افزاید: «آنها اکنون یک سازمان جدید با نام مناسب تحت عنوان دموکراسی دارند که از لکه ننگ سیا مبرا است و به همین دلیل بنیاد ملی دموکراسی را ایجاد کردند.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات