تاریخ انتشار : ۰۸ فروردين ۱۳۹۰ - ۰۹:۳۵  ، 
کد خبر : ۲۰۸۱۶۲
نگاهی به سیاست‌های انفعالی اصلاحات در پرونده هسته‌ای

عقب‌نشینی‌ای که هیچ ثمری در پی نداشت


زهرا خسروی
پرونده هسته ای ایران تاکنون فراز و فرودهای متعددی داشته است. در واقع از زمان آغاز این ماجرا این پرونده دستخوش تغییرات متعددی گشته است. با این حال به اذعان بسیاری از صاحب نظران و کارشناسان بدترین نتایج پرونده هسته ای کشورمان در دوره اصلاحات رقم خورده است که ایران بسیاری از فعالیت های غنی سازی و حتی تحقیقاتی هسته ای خود را کنار گذاشت و در این حین چیزی جز تهدید و فشار بیشتر کسب نکرد.
اما اگر بخواهیم جایگاه و نقش و تاثیر سیاست های قدرتهای جهانی از جمله چین ، روسیه و آمریکا رادر این مقطع زمانی بر پرونده هسته ای مورد ارزیابی قرار دهیم باید بگوییم اساسا کشورهای ایالات متحده آمریکا و تروئیکای اروپایی ( انگلیس ، فرانسه و آلمان ) در این مقطع نقش اساسی را بازی می کردند و سایر کشورها از جمله چین و روسیه دخالت چندانی در این موضوع نداشتند.
در واقع بازیگر اصلی و آغاز کننده موضوع هسته ای ایران ایالات متحده آمریکا بود. زمانی‎که سیستم اطلاعاتی ایالات متحده با استفاده از ابزار‎های رسانه‎ای، افکار عمومی غرب را متوجه تجهیزات هسته‎ای ایران کرد، چند ماهی از حملات تروریستی به برج‎های دو قلو نمی‎گذشت. همان سال، جرج بوش پسر، رئیس‎جمهوری وقت ایالات متحده، ایران را در کنار کره شمالی و سوریه، محور شرارت نامید و جنجال‎سازی رسانه‎ای غربی‎ها، رسیدگی به وضعیت اتمی ایران را در دستور کار شورای حکام قرار داد.سیاست راهبردی بوش در آن زمان ایجاد جبهه جهانی علیه ایران و ترتیب دادن حمله ای نظامی حداقل به تاسیسات هسته ای ایران بود .
حوادث 11 سپتامبر 2001 بهانه خوبی برای کاخ سفید بود تا با مطرح کردن حمایت ایران از تروریسم انتقام حادثه مشکوک 11 سپتامبر را از دولتی بگیرد که مهمترین چالش آمریکا در خاورمیانه محسوب می شد .البته خود جرج بوش نیز چندی پیش صراحتا در خاطراتش بر قصد آمریکا برای حمله به ایران تاکید می کند . وی در کتاب خاطراتش می نویسد" من به پنتاگون دستور دادم هر کاری برای حمله[به ایران] نیاز است بررسی و مطالعه کنند" .
از این رو می توان گفت اصلی ترین راهبرد سیاسی آمریکا در سالهای 2002 تا 2005 افزایش جو روانی علیه ایران بوده است. ضمن آنکه در این مقطع آمریکا هادی اصلی مذاکرات ایران و تروئیکای اروپایی نیز بود. کشورهای اروپایی در آن مقطع در مذاکرات گسترده ای که باطرف ایرانی داشتند سرانجام توانستند ایران را متقاعد کنند که بخش عمده ای از فعالیت های غنی سازی اورانیوم را تعلیق کنند که بارزترین آن توافقنامه های پاریس، بروکسل و سعد آباد بود.البته همان طور که پیشتر گفته شد در این دوره اعمال فشار بر ایران افزایش یافت .
در همین خصوص تونی بلر که در آن زمان سمت نخست‌وزیری وقت انگلیس را به عهده داشت در جلسه‌ای خصوصی به صراحت گفته بود که دست ایرانی‌ها همواره در مذاکرات هسته‌ای خود از پیش باز است و عملاً مذاکره‌کنندگان اروپایی هیچگونه نگرانی و دغدغه‌ای از روند مذاکرات هسته‌ای با طرف ایرانی ندارند و متن‌هایی که قبل از جلسات در مورد موارد مطرح شده در مذاکرات تهیه می‌شود، بدون کم و کاست به تائید و تصویب طرف‌های ایرانی می‌رسد.در نهایت ایران با سیاست های انفعالی بخش عمده ای از فعالیت های هسته ای خود را متوقف کرد اما در نهایت نه تنها کشور های غربی در ازای توقف فعالیت ها به ایران پاداشی ندادند بلکه همچنان سایه تهدید نظامی بر سر تهران سنگینی می کرد. در این اثنا همان طور که پیشتر گفته شد روسیه و چین در این مقطع بیش از آنکه تاثیر گذار در روند هسته ای باشند نظاره گر بوده و سهم چندانی در تعیین مسیر موضوع هسته ای نداشته اند.هر چند این دو کشور همواره معتقد بودند که پرونده هسته ای ایران باید در چارچوب آژانس انرژی اتمی حل و فصل شود اما به دلیل فضای پس از حادثه 11 سپتامبر هیچگاه در برابر نظرات ایالات متحده که از طریق تیم اروپایی مطرح می شد قرار نگرفتند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات