مسعود پیوسته
مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام در نیمه اسفند ماه سال گذشته سمیناری را تحت عنوان آسیبشناسی دیپلماسی رسانهیی برگزار کرد که طی آن تعدادی از صاحبنظران و اساتید دانشگاهی مربوط به این حوزه به بیان نظرات خود پرداختند. برگزاری این سمینار از آن روی اهمیت دارد که به نظر میرسد بالاخره یکی از نهادهای رسمی حاکمیت نظام جمهوری اسلامی به این نتیجه رسیده است دیپلماسی رسانهیی یکی از مؤثرترین ابزارهای دیپلماتیک در جهان مدرن به شمار میآید که اگر به آن توجه کافی نشود ممکن است عوارضی منفی را برای منافع ملی کشور در پی داشته باشد. البته انتظار میرفت پس از گذشت 28 سال از عمر نظام جمهوری اسلامی چنین سمیناری در دانشکده روابط بینالملل وزارت خارجه با دانشکده صدا و سیما و مراکز آموزش مشابه برگزار میشد یا دست کم سایر دانشگاههای کشور به برگزاری آن همت میگمارند. هر چند در نهایت در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام در 15 اسفند 85 برگزار شد. سمیناری که به گمان خیلی از کارشناسان و کارآگاهان ارتباطات سیاسی در ایران، میباید خیلی پیشتر از این زمان و با مشاهده کمترین خطاها و گافهای دیپلماسی ایرانی در یکی دو دهه اخیر، به شکل سلسلهوار تا مرمت و بازسازی روند این نوع دیپلماسی (با دربرگیرندگی دیپلمات، صدا و سیما و مطبوعات؛ و این سالها ماهواره و اینترنت و موبایل و SMS) ادامه پیدا میکرد. البته شاید اگر مجموعه بازیهای قدرتهای بزرگ و کوچک در دو قالب دیپلماسی محض و دیپلماسی رسانهیی در عرصه بینالمللی در سال یا تا سال 2006 معطوف به ایران یا ایران محورانه (نظیر پرونده هستهیی و مسائل در حاشیه اما به نوعی ضمیمه آن، مثل حقوق بشر، اقلیتها و...) نبود، شاید این سمینار هم برگزار نمیشد و به جای بررسی یک به یک آسیبهای ریز و درشت دیپلماسی رسانهیی، همچنان در حال انباشت آسیبهای دیپلماسی رسانهیی بودیم. پیش درآمد جلسه، با پدر ارتباطات در ایران دکتر کاظم معتمدنژاد آغاز شد که از اهمیت این سمینار سخن گفت. دکتر محمدرضا تاجیک، از شکاف بین دیپلماسی و دیپلمات گفت. اینکه بالاخره در این مقطع، ایران دارای چه نظام و چه سیاستی است؟ آیا «کهن سیاست» در آن حاکم است یا فراسیاست یا ابر یا پسا سیاست یا «سیاست راستین». تاجیک گفت: ما امروزه در دنیا به post politic رسیدیم. به گونهیی که تمام زوایای زندگی ما را در برگرفته است. وی با اشاره به اینکه در عصر دیجیتال هستیم، تصریح کرد: اگر در گذشته در برکهیی به دنبال اطلاعات میگشتیم، امروز در اقیانوس اطلاعاتیم. چرا که امروزه ارتباطات، ماکروفیزیک قدرت را به میکروفیزیک قدرت تبدیل کرده است. تاجیک ادامه داد: «دیپلماسی ما، فراسوی مرزهای ما معنا پیدا میکند. چه، دیپلماسی ماهیت تبعی دارد تا ماهیت وضعی. اما ما کماکان در فضای سنتی خود گام برمیداریم و کاری به دیگران (بازیگردان بیرونی) نداریم.» وی گفت: ما در حال گذار از دیپلماسی سنتی به دیپلماسی عمومی هستیم. حال آنکه جهان در حال گذار از دیپلماسی عمومی به دیپلماسی خصوصی است مثل سایر دیپلماسی و تکنو دیپلماسی.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: ژئو گفتمان دارد جایگزین ژئوپولتیک میشود. همین «ابر رسانهها» میتوانند انگارههای خیالی یا واقعی راه بیندازند یا مرز بین واقعیت و غیر واقعیت را مخدوش کنند. بنابراین اتفاق جدیدی که رخ داده است، این است که در این فضای تخیلی و نمادین که رسانهها ایجاد میکنند، آدمها دوست و دشمن، «خودی» و «دیگری» شان را تعریف میکنند. یعنی اینکه رسانهها گفتمان ساز شدند نه تنها تولید کنندهاند بلکه هژمونی هم میسازند. پس ما باید آن «گفتمان سازی ابر رسانهیی» را بشناسیم تا پس از آن، تصمیم بگیریم یا نگیریم. تاجیک گفت: به تعبیر لاکان، سوژه بدون زبان نمیتواند سوژه شود. دیپلمات هم بدون «زبان» نمیتواند دیپلمات شود. «سوژهمند شدن» دیپلمات در شرایط حاضر، یعنی اینکه این دیپلمات باید با زبان رسانهیی آشنایی داشته باشد چرا که دوره کوفتمان سپری شده. الان فصل گفتمان است.
سخنران بعدی سمینار دکتر نوابخش معاون آموزشی دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات بود که عنوان سخنرانی خود را به تأثیرگذاری دولتها بر نظام رسانهیی در کشورهای جهان سوم از جمله ایران اختصاص داد. وی گفت: «تا قبل از انقلاب، غالباً آنچه حاکم بر mass madia در جامعه ایران با توجه به ساختار تک صدایی حکومت بود، دیکته شده بود. یعنی اینکه رسانهها یکسره و یکطرفه بودند اما پس از انقلاب اسلامی ایران، با توجه به انواع چالشهایی که با آن مواجه بوده و هستیم، حالتهای مشخص و تک محور و سیاستهای دیکته شده دولت به رسانه هر چند قوی است اما قدرت قبلیاش را از دست داده است.» اما آنچه در سمینار آسیبشناسی دیپلماسی رسانهیی جالبتر مینمود، طرح دو نکته از دو استاد مدعو در این جلسه بود. دکتر عقیلی استاد ارتباطات دانشگاه آزاد به ابزار تأسف از عدم تأثیرگذاری خبرنگاران ایرانی بر نظام رسانهیی جهانی و منطقهیی پرداخت و گفت: «نمیگوییم در جهان بلکه در منطقه، چند خبرنگار ایرانی شناخته شده هستند؟!» سکوت جلسه، نشانگر کمتأثیری یا بیتأثیری خبرنگار ایرانی در منطقه بود. وی بلافاصله سراغ خبرنگار الجزیره رفت که به دفعات در ایران حاضر است و با مقامات ایرانی گفتوگو میکند. اما جالبتر از همه، سخنان میناوند قائم مقام معاونت آموزش و پژوهش صدا و سیما بود که با نگاهی نقادانه به رفتار «بیزبانی» صدا و سیما در فراسوی مرزها پرداخت. نگاه او، مثل نگاه نرم و «گفتمان محور» تاجیک نبود که نهایتاً تا جنگ روانی پیش رفت، بلکه قدرت امروز دنیا را مثل دیروز دنیا، قدرت مستقیم، فیزیکی و نظامی میدانست که در ضمن «رسانهها» تسهیل کنندهاند. میناوند گفت: «در دیپلماسی عمومی، این دولتها هستند از ابزاری که در دست دارند و یکیشان هم، همین رسانه است، سعی میکنند به مدد آن، با ملت خاص، طوری حرف بزنند که روی دولت مورد نظر تأثیر بگذارند. یعنی دولت، متأثر از فشار افکار عمومی باشد. میناوند در این نشست آسیبشناسی، دو مسأله سختافزاری و نرمافزاری رسانه ملی را در فراسوی مرزها مطرح کرد.
یکی اینکه ما در بیرون (خارج از مرزها) شبکههایی دفاتری، تأسیساتی نداریم که از آنجا «پیام» دهیم و دوم در بحث نرمافزاری، باید مسأله «زبان» را در درجه اول اهمیت دید که البته به اعتقاد او توجه عملی چندانی به آن نمیشود.
وی در همین راستا گفت: «ما در بیرون، بیشتر «فارسی» هستیم تا زبان بینالمللی و جهانی (انگلیسی) انگار در بیرون، خودمان داریم با خودمان حرف میزنیم! در حالی که گاردین، همه روزه «فارسی»اش در اختیار ماست. اگر آن سوی آبها «انگلیسی» میگوییم، «استکبار جهانی» را همینطور تحت اللفظی برگردان میکنیم. حال آنکه این واژه را ما میفهمیم نه آن مخاطب خارجی! دکتر غروی رئیس دانشکده روابط بینالملل وزارت خارجه هم نکته و حرف کلی در عین حال تازهاش، «نتی زن» بود. اینکه مردم، حالا به جای «سیتی زن»، «نتی زن» (شهروند اینترنت مدار) شدهاند.