محمد پهلوانی
5- مدیر قاطع مثل شاهرودی
بر سومین کرسی قوای سه گانه کشور فقیه عالی مقامی نشسته که قوه تحت نظارتش دوران طاقت فرسایی را پشت سر نهاده است. قوه قضائیه که روزی بیشترین حملات سیاسی و غیر حرفهای از سوی نمایندگان مجلس ششم نسبت به آن صورت میگرفت، امروز با آرامش بیشتری به سوی اصلاحات قضائی پیش میرود. وی که در آغاز نشستن بر صندلی ریاست قوه قضائیه کشور بی پرده گفت که ویرانهای را تحویل گرفتم، اینک با آرامش و وقار و با تکرار بخشنامههای متعدد به دنبال احیای کرامت انسانی است. هر از چند گاهی در مقام منتقد قوه قضائیه، قضات و ساکنان عرصه دادرسی را از بیراهه رفتنها و نادیده انگاشتن احکام و مبانی اسلامی انذار میدهد. آیتالله سید محمود هاشمی کمر به اصلاحات در حوزه قضائی بسته است و در این راه هرگز توجهی به هیاهوها و جنجال آفرینیهای رسانهها نمیکند و با قاطعیت راه خویش را پی میگیرد. کما اینکه در سالیان پر التهاب اصلاحات آنگاه که بسیاری از مدیران توان رویارویی با شارلاتانیسم مطبوعاتی را نداشتند برخوردی قاطع و شایستهای را با آنها کرد.
وی برای مبارزه با مفسدان اقتصادی نیز کمر همت بسته است و پس از روی کار آمدن دولت عدالت محور در این راه موفقتر عمل میکند. اما مبارزه بامفسدان اقتصادی که وصل به قدرت، ثروت و اطلاعات هستند و در سالیان گذشته رشد کرده و ریشههای قطوری دواندهاند کار را بر ایشان و همکارانش دشوار ساخته است.
این فقیه عالی مقام در نظر دارد حال که با روی کار آمدن دولت کار، خدمت و مجاهدت، شرایط بسیار مطلوبی برای خدمت به ملت و نظام فراهم شده است، او و همکارانش نیز با سرعتی مضاعف بیش از پیش بر خدمترسانی به مردم و احقاق حقوق آنها اقدام کنند اما این روزها او نیز بر فراز ایستاده و گاه از آنکه تبلیغ و بهرگیری رانتی، سیاسی و حزبی از قدرت و ثروت و رسانههای حزبی مبارزه با مفاسد اقتصادی و گسترش عدالت محوری را دشوار سازند، نگران است.
6- مردمسالار مثل ناطق
روحانی محاسن سفید قوی هیکل که شهرت او (ناطق) مسمای خوبی برای کلام شیوا و روان اوست. او که زمانی در میان طلاب علوم دینی قم، خبر شهادت مرحوم طیب حاج رضایی را به دست دژخیمان پهلوی اعلام میکند و عاملی میشود تا آن شب مومنان و طلاب علوم دینی برای مرحوم "طیب" نماز لیله الدفن بخوانند، بعدها در مسیر مبارزه علیه رژیم پهلوی حضوری برجسته مییابد و در مراسم استقبال از بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران (آنگاه که رهبر فقید انقلاب در بهشت حضرت زهرا(س) اعلام میکند "من به پشتیبانی شما ملت که مرا قبول دارید توی دهن این دولت میزنم" همگان وی را همراه امام میدیدند. این روحانی شیرین بیان به خدمت بیشتر به اسلام و ملت میاندیشد. قبل از انقلاب در کسوت درس و بحث و سخنرانیهای پر شور، روزی در زیر شکنجههای ساواک، مدتی در کسوت وزارت کشور، لختی در مقام ریاست مجلس و... و در این راه لحظات و شرایط دشواری را تحمل کرد. او که زمانی به فرمان حضرت امام(ره) در میدان ولیعصر(عج) و دیگر نقاط شهر و کشور به مبارزه علیه تحجر و تعصب قیام کرد چندی بعد در جریان مبارزات انتخاباتی و پس از آن متهم به تحجر شد. مردم که در جریان انتخابات ریاست جمهوری 76 میدان خدمتگزاری در عرصه اجرایی را به رقیب وی واگذار کردند تا ببینند مدعیان میدان اصلاحات و احترام به حقوق و آرای ملت چند مرده حلاجند، ناطق نوری متواضعانه بر رای ملت گردن نهاد و در ساعات اولیه شمارش آرا از ملت سپاسگزاری و به رقیب خود تبریک گفت و در مقام ریاست مجلس پنجم شورای اسلامی بهترین و بیشترین همکاریها را با رئیس دولت که روزی رقیبش بود داشت و بدین گونه مردمسالاری حقیقی را در عرصه عمل به اثبات رسانید.
7- متفکر مظلوم مثل مصباح یزدی
نخبگان و متفکران واقعی و اصیل خوب میدانند رسم مهرورزی به شخصیتی متفکر و فیلسوفی عظیمالقدر را که در تعبیر رهبر فرزانه انقلاب "عقبه تئوریک نظام" نام گرفت چگونه به جا آورند. استادی که در عقبه تواناییها و شایستگیهایش تعبیری ویژه از مقام معظم رهبری را دارد، تعبیری که در مورد هیچ یک از شخصیتهای مشهور و مطرح به کار نرفته و آن تعبیر مشهوری است که در اوج تهاجمات غوغاسالاران فاقد فکر و اندیشه علیه این اندیشمند فرزانه به کار رفت؛ آن گاه که فرمودند: "اگر خدای متعال به نسل کنونی ما این توفیق را نداد که از شخصیتهایی مانند علامه طباطبایی و شهید مطهری استفاده کند اما به لطف خدا این شخصیت عظیم و عظیمالقدر حضرت آیتالله مصباح یزدی خلاء آن عزیزان را در زمان ما پر میکند."
استاد در حیاط حریم خانه شخصیاش دفتر پژوهشهای فرهنگی را برپا میکند تا در آن مشتاقان و شیفتگان معارف اصیل اسلامی شاخصه توسعه همه جانبه و پایدار را در همه عرصهها بیابند تا جوامع بشری از سرچشمه زلال معراف اصیل اسلامی سیراب شوند.
وی که در طول سالیان گذشته از یک سو به تئوریوه کردن مباحث اسلامی و از سوی دیگر به پاسخگویی مستدل، منطقی و معقول به شبهات دینی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی مطرح شده در سالهای اخیر پرداخت ولی معالاسف مدعیان "دانستن حق مردم است" از آن رو که توانایی پاسخگویی مستدل و منطقی را به او نداشتند و از طرفی دیگر منافع حزبی و سیاسی خود را در خطر میدیدند با بهرهگیری از "شارلاتانیسم مطبوعاتی" سنگینترین، کذبترین و ناجوانمردانهترین تهاجمات را علیه این فقیه متفکر به راه انداختند تا در سایه بایکوت و سانسور خبری او به مقاصد ناصواب سیاسی و فرهنگی خود برسند. از دیگر سو همان غوغاسالاران فاقد منطق پس از عدم اقبال معنادار ملت در انتخابات 84 به دنبال جوسازی و نهنگ گرفتن از آب گل آلود شدند و در این مسیر مجددا متفکر عالی مقام را در سیل حملات خود قرار دادند و سعی کردند یکی از شخصیتهای نظام را در تقابل با او نشان دهند؛ از این رو کوشیدند با شایعهسازی، غوغاسالاری و افترا و معکوس جلوه دادن اخبار و نتایج انتخابات و فریب افکار عمومی خود را پیروز انتخابات جلوه دهند، حال آنکه غالب نمایندگان مورد حمایت انحصاری آنها در سراسر کشور مورد اعتماد ملت قرار نگرفتند و به خبرگان رهبری راه نیافتند. هر چند مدعیان چرخش آزاد اطلاعات و "دانستن، حق مردم است" حقایق را به گونهای دیگر جلوه دادند و به دروغ از پیروزی 70 یا 40 درصدی در خبرگان رهبری سخن به میان آوردند. (1) هرچند که متفکر و اندیشمند فرزانه حضرت آیتالله مصباح یزدی این روزها کماکان به فکر پیشرفت و توسعه فرهنگ و معارف اسلامی است و میکوشد با غنی ساختن موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) به این مهم جامه عمل پوشاند.
8- میانهرو مثل ولایتی
فوق تخصص بیماریهای عفونی که زمانی عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی بود و زمانی مطرحترین گزینه برای نخستوزیری بود و مورد مخالفت برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی قرار گرفت؛ چرا که او را به ضعیف بودن، شاخص نبودن و سابقه افتخارآمیز مبارزاتی نداشتن متهم میکردند و پس از آنکه در مورخ پنجشنبه 30 مهر 1360 از مجموع 207 نفر نمایندگان حاضر با 74 رای موافق و 80 نفر مخالف و 15 نفر بی رای و 38 نفر ممتنع روبرو شد مخالفان خیلی خوشحال شدند.(2)
لکن علی اکبر ولایتی 16 سال سکانداری دیپلماسی سیاست خارجی کشور را به عنوان میانهور معتدل بر عهده گرفت و پس از روی کار آمدن دولت اصلاحات، چشم بر تجربه 16 ساله وی در عرصه سیاست خارجی بسته شد و پس از استقرار دولت کار و خدمت و مجاهدت نهم که تلاش میکند از نیروهای شایسته و مفید بهره گیرد، پیک رئیس دولت اصولگرا شد تا به سوی کرملین نشینان رهسپار شود. وی که شخصی مطلع و با تجربه در روابط بینالمللی است ودر مقام مشاور مقام معظم رهبری در امور بینالملل میباشد، چندی پیش آنگاه که نوک پیکان حملات اصلاحطلبان برخلاف منافع و مصالح ملی و در تقابل با سیاست خارجی دولت بود مطالب مهمی را بدین شرح عنوان کرد: "مردم ایران هشت سال برای طول اروندرود که کمتر از 100 کیلومتر است جنگیدند و هزاران شهید و چند هزار مجروح دادند... امروز نیز در بحث منافع ملی و آینده توسعه این کشور که بستگی به انرژی هستهای دارد مردم ایران کوتاه نمیآیند. آنقدر وطنپرست و هوشمندی دارند که پای منافع ملی خود بایستند... آن زمان هم که تعلیق را پذیرفتیم، تعلیق کوتاه مدت نبود دو سال و نیم طول کشید. لذا تعلیق بلندمدت بود و حاضر نیستیم این تجربه را دوبار تکرار کنیم... این تصور خوشبینانه آن روزها طرفداران بیشتری داشت. وقتی تعلیق را پذیرفتیم نه فقط نظارتهای بیشتر بر فعالیتهای هستهای ما را طلب کردند بلکه گفتند پروتکل الحاقی را هم بپذیرید. گفتیم مجلس باید تصویب کند، گفتند قبل از تصویب مجلس؛ آن را اجرا کردیم... اما پا را فراتر گذاشتند و خواستار بازرسی از مراکز نظامی شدند. عاقبت دیدیم که بعد از دو سال و نیم از آنچه در روز اول شروع کرده بودیم عقبتر هستیم و آینده مبهمی را نیز پیش رو داریم."(3) بخشی از این اظهارات کاشف از وضعیت اسفبار عزت و اقتدار ملت ایران در عصر حاکمیت اصلاحطلبان است.