تاریخ انتشار : ۲۴ آذر ۱۳۸۶ - ۱۱:۵۸  ، 
کد خبر : ۲۰۸۲۴

انقلاب فرهنگی نیازمند مدیریت است

اشاره‌ : پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی در بهمن 57 و به دنبال آن استقرار نظام جمهوری اسلامی به جای نظام شاهنشاهی پهلوی تغییر و تحول بنیادین در عرصه‌های گوناگون اجتماعی را ایجاب می‌کرد چرا که تحول در نظام از طریق تحول در بنیادها و ساختارها تحقق می‌یابد. در این راستا مقوله فرهنگ از جایگاه ویژه و پایگاه ممتازی برخوردار است و تصور تغییر در نظام بدون تغییر در فرهنگ حاکم بر آن تصوری ناموجه است. به مناسبت صدور فرمان تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی از سوی حضرت امام (ره) در تاریخ 23/3/59 میزگردی را با حضور حجت الاسلام و المسلمین دکتر علی اکبری و دکتر ناظمی اردکانی برگزار کردیم که مشروح این میزگرد را در ذیل از نظر می‌گذرانید.

میزگردی با حضور حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر حسن علی‌اکبری عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین (ع) و دکتر ناظمی اردکانی سرپرست دبیرخانه شورای فرهنگی شورای عالی انقلاب فرهنگی

* یکی از مباحثی که حول محور انقلاب فرهنگی مطرح است مفهوم انقلاب فرهنگی است که به نظر می‌رسد ابهاماتی در این زمینه وجود داشته باشد و بعضاً برداشت‌های متفاوتی نیز از آن ارائه شده باشد. برای شروع بحث بهتر است از مفهوم انقلاب فرهنگی شروع کنیم. تعریف شما از این مفهوم چیست؟

** دکتر ناظمی اردکانی: در نهضت حضرت امام (ره) به عنوان یک عالم دینی و رهبر جامعه اسلامی نکات و اشارات دقیقی را می‌بینیم که نشان می‌دهد اصولاً انقلاب اسلامی ما یک انقلاب فرهنگی بوده است. هدف‌های اصلی که مد نظر رهبر انقلاب اسلامی است همان اهدافی هستند که ائمه معصومین (ع) در نظر داشته‌اند. این اهداف در واقع رشد و تقویت بعد معنوی انسان‌ها را دنبال می‌کند. لذا هر جا که یک انقلابی بر اساس این اهداف صورت بگیرد، آن انقلاب، فرهنگی است. در دورانی که انقلاب اسلامی شکل گرفت و به پیروزی رسید حرکت‌های انقلابی دیگری نیز در گوشه و کنار جهان وجود داشت. انقلاب‌های مارکسیستی هم نوعی انقلاب فرهنگی بودند اما در هدف با انقلاب اسلامی ما متفاوت بودند. آنها وقتی که می‌خواستند اهداف انقلابی خود را در یک عبارت کوتاه بیان کنند می‌گفتند "نان، مسکن، آزادی" این سه مورد نشان می‌دهد که پس از انقلاب باید به این سه مقوله مادی دست پیدا کنیم. در حالی که انقلاب اسلامی ایران شعاری که مطرح می‌کرد: "استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی" بود. یعنی استقلال، آزادی است که انسانیت انسان‌ها را تقویت می‌کند. این شعار در جامعه ما به سرعت ریشه کرد چرا که زمینه‌های رشد این شعار و این فرهنگ در جامعه وجود داشت. گرچه این شعار در مقطع زمانی مطرح شد که جریان‌های دیگر همچون مارکسیسم به شدت قوی بودند اما روز به روز رشد کرد و فرهنگ‌های غیر دینی مثل مارکسیسم روز به روز به افول گراییدند. لذا انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی بود و توانست فرهنگ نوایی را در جامعه حاکم کند. ما در بعد از پیروزی اسلامی که حدوداً یکسال بعد از انقلاب بود دوره‌ای را داشتیم که به آن دوره انقلاب فرهنگی می‌گوییم. در کلان جامعه، انقلاب اسلامی پیروز شد به معنای دیگر نظام سیاسی حاکم ساقط شد و نظام دیگری جایگزین آن شد اما نظام سیاسی قبل دارای عقبه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی داشت که در لابه‌لای جامعه بخصوص دانشگاه‌ها رسوخ کرده بود. دانشگاه‌های زمان شاه حتی به دنبال این بودند که فلسفه نظام شاهنشاهی را تدوین کنند. لذا ما دیدیم پس از انقلاب همه کسانی که در مقابل انقلاب اسلامی ایستادند خط مقدم خود را پیوند فرهنگی قرار دادند. تمام گروه‌های سلطنت‌طلب از راست راست تا چپ چپ در دانشگاه‌ها مستقر شدند تا از این سنگر علیه انقلاب اسلامی بهره ببرند. لذا انقلابی لازم بود تا این خط هم شکسته شود. حضرت امام خمینی (ع) در واقع با اعلام انقلاب فرهنگی، به دنبال شکست دشمن در جبهه فرهنگی بودند. این انقلاب تا به امروز هم ادامه داشته و ادامه هم خواهد یافت. هنوز خیلی از جریان‌های فکری، سیاسی و حتی اقتصادی دشمن در دانشگاه‌ها در حال مقاومت هستند. لذا به نظر من ماهیت این دو انقلاب یکی است ولی در زمان‌های مختلف کارکردهای مختلفی دارند.

* ارزیابی شما از مفهوم انقلاب فرهنگی چیست؟

** دکتر علی اکبری، به نظر من در عرصه تفکر و اندیشه در جامعه ما خلاء پرداختن به این موضوع مهم و اساسی کاملاً احساس می‌شود. همانطور که اشاره کردید ابهاماتی در این خصوص وجود دارد. در باب انقلاب فرهنگی از سه جهت می‌توان بحث کرد. اول از چیستی آن باید صحبت کرد. اینکه ماهیت انقلاب فرهنگی چیست و کسانی که این موضوع را مطرح کرده‌اند چه انگیزه‌ها و چه مقاصدی را دنبال می‌کرده‌اند.

دوم بحث چرایی آن است. اگر این دو مقام یعنی بحث چیستی و چرایی انقلاب فرهنگی حل شود، به راحتی می‌توانیم چگونگی و نحوه پیاده‌سازی انقلاب فرهنگی را به بحث بگذاریم، در باب چیستی انقلاب فرهنگی باید گفت که اگر نظریات صحیح در باب انقلاب اسلامی را مورد توجه قرار دهیم جواب سوال خود را می‌گیریم. انقلاب اسلامی ما دارای ماهیتی فرهنگی بود. اصولاً در عالم، حوادث بزرگ همیشه یک منشأ فرهنگی دارند. مثلاً رنسانس قبل از هر چیز یک تحول فرهنگی است. انقلاب اسلامی ما محدود و منحصر به کشور ایران هم نبود، بلکه این تحول و بیداری و خیزش قبل از آنکه بروز سیاسی داشته باشد و به سقوط رژیم سیاسی منجر شود، یک تحول فکری و فرهنگی بود. امام راحل (ره) هم به این نکته توجه داشتند و معتقد بودند که این جنبه از انقلاب را که منشأ الهی هم دارد باید مورد توجه قرار بگیرد. ما امروز آثار این حرکت فرهنگی را از زمانی که آغاز شد و تا به امروز که ادامه داشته است می‌بینیم. بحث از انقلاب فرهنگی نمی‌تواند جدای از انقلاب اسلامی باشد. انقلاب اسلامی یعنی انقلابی که کاملاً ماهیت اسلامی داشته، انقلاب فرهنگی بوده است. متأسفانه بعضی‌ها این معنا را تنزل داده‌اند به انقلاب در عرصه فرهنگ به معنای فرهنگ در مقابل سایر بخش‌ها حتی خیلی‌ها تنزل دادند که انقلاب فرهنگی یعنی انقلاب در بخش فرهنگ یعنی فقط انقلاب در یک بخش فرهنگ مثل دانشگاه‌ها صورت بگیرد در حالی که این برداشت غلط است. البته درست است که به عنوان خاکریز اول، بحث دانشگاه‌ها مطرح بوده اما واقعیت این است که معمار انقلاب از همان آغاز چون با رویکرد فرهنگی کار را شروع کرده بود همه بخش‌های فرهنگی و کلیت فرهنگ را موضوع کار قرار داده بودند. معمار انقلاب اسلامی یکی دو سال بعد از انقلاب برای اینکه مسیر و رویکرد فرهنگی انقلاب را حفظ کند به فکر سازوکاری برای نهادینه کردن این رویکرد افتادند. ایشان به دنبال این بودند تا در طی مسیر انقلاب یک متولی و یک جایگاهی و جمعی را برای هدایت انقلاب در مسیر فرهنگی‌اش تشکیل دهند. از همان آغاز این نهاد مانند سایر نهادهای انقلابی با مشکلاتی روبه‌رو بود به طوری که شرایط برای طرح موضوع به وسعتی که امروز هست وجود نداشت اما طبیعی بود وقتی که نطفه شورای انقلاب فرهنگی منعقد شد و بعد شکل گرفت مسیر تکاملی و بلوغ خود را طی کرد. به نظر من این نهاد اهداف بلندی را از ابتدای تشکیل بر عهده گرفته است که تا به امروز آن اهداف تحقق پیدا نکرده است اما شرایط پیگیری اهداف وجود دارد. حضور و وجود داغ این نهاد در مسیر تعالی انقلاب اسلامی ضرورت آن را می‌رساند. این نهاد وظایف بسیاری بر عهده دارد و امیدواریم که به این وظائف به خوبی عمل نماید. اساساً آنچه که در کشور ما اتفاق افتاد یک تحول فرهنگی بود و این تحول فرهنگی در تمام زمینه‌ها اعم از سیاسی و اقتصادی و اجتماعی اثر می‌گذارد. نکته دیگری که باید به آن توجه شود جریان‌های فکری ـ سیاسی حاضر در انقلاب و سالهای اولیه حیات انقلاب است. ما با سه جریان روبرو بودیم. یکی جریان ملی‌گراها یا ناسیونالیست‌ها بودند، دیگری یک جریان فوق‌العاده مسلط و پر قدرتی بود که در کشور ما بخصوص قبل از انقلاب شکل گرفته بود این جریان، جریان لیبرالیستی غربی بود. با وقوع انقلاب یک جریان جدید وارد عرصه شد. اگر چه این جریان در کشور ما ریشه داشت اما خفته و منزوی بود. این جریان جریان فرهنگی اسلامی بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی حقانیت جریان فرهنگی اسلامی نسبت به دو جریان دیگر به اثبات رسید. برای اینکه رهبری جریان دینی و فرهنگی در مسیر انقلاب مستمر پا بر جا بماند بحث انقلاب فرهنگی به صورت جدی مطرح شد. از این رو این زاویه یعنی حفظ جریان فرهنگی اسلامی در جامعه می‌توان به مقوله انقلاب فرهنگی و اهداف از اعلام آن پرداخت.

آیا اصولاً چیزی به نام انقلاب فرهنگی قابل تحقق هست یا نیست؟ و اگر قابل تحقق هست آیا می‌توان آن را مدیریت کرد و از مدیریت انقلاب فرهنگی صحبت نمود؟

دکتر ناظمی اردکانی: در زمانی که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید در کشورهای دیگر از واژه انقلاب فرهنگی استفاده می‌شد. در آن زمان مائو در چین جریانی تحت عنوان انقلاب فرهنگی شکل داده بود که به نتیجه هم نرسیدند. اصولاً کشورهایی که عنوان انقلاب فرهنگی را مطرح می‌کردند، در این زمینه شکست خوردند. اگر انقلاب اینگونه معنا شود که ما می‌خواهیم در فرهنگ یک انقلابی را صورت بدهیم، این سوال پیش می‌آید که انقلاب به معنای تغییر پر شتاب آیا می‌توان در فرهنگ اتفاق بیفتد؟ در یک نظام سیاسی ممکن است که بشود انقلابی را شکل داد و یکباره نظامی را سرنگون کرد که به صورت حاد آن در کودتا جلوه می‌کند. این در حالی است که در فرهنگ این اتفاق غیر ممکن است و نمی‌توان یکباره در فرهنگ جوامع تغییر بنیادی ایجاد کرد. پس این سوال مطرح می‌شود که منظور از انقلاب فرهنگی چیست؟ در اینجا بحث اصلی خود فرهنگ است و بستگی به این دارد که خود این فرهنگ چیست؟ لذا امکان انقلاب در یک فرهنگ به خود آن فرهنگ بستگی دارد. اگر ما فرهنگ‌ها را دو دسته کنیم یک دسته فرهنگ‌ها فرهنگ پیرو هستند، که پیرو خواست انسان‌ها هستند. این فرهنگ به نوعی ابزار انسان‌ها هستند. برای مردمی که فرهنگی را متناسب با خواست خود ساخته‌اند خیلی سخت است که بخواهند به سمت فرهنگ دیگری حرکت کنند. اما یک فرهنگ دیگر فرهنگ پیشرو است که منشأ الهی و دینی دارد، این فرهنگ زمینه‌های تحول در جوامع و انسان‌ها را بوجود می‌آورند. این نوع انقلاب‌ها قابل تحقیق‌اند و در طول تاریخ هم نمونه‌های بسیاری را دیده‌ایم. نهضت انبیاء (ع) همیشه به نتیجه رسیده است. امروز تاریخ بشریت قله‌های بلندش نهضت‌های انبیاء است، به این نوع تحولات می‌گویم،انقلاب فرهنگی قابل تحقق. حال اگر این‌گونه باشد پس قابل مدیریت هم هستند. یعنی اینکه انقلاب فرهنگی باید از جایی شروع شود و در طول مدت زمان نسبتاً طولانی ادامه یابد تا به نتیجه برسد لذا در این مدت نیازمند مدیریت است. انقلاب اسلامی ما در واقع ادامه روند انقلاب پیامبر اعظم (ص) است و همین‌گونه هم ادامه خواهد یافت. این یک انقلاب مستمر و مداوم است و یک شبه قابلیت انجام ندارد ما باید به انقلاب فرهنگی با این دید بنگریم که یک فرهنگی، جای خود را به فرهنگ دیگری می‌دهد به طوری که فرهنگ دوم اصیل است.

* بعضی‌ها می‌گویند که انقلاب فرهنگی قابلیت تحقق ندارد و فرهنگ‌ها خود به خود تغییر می‌کنند .و به کارگیری عنوان انقلاب فرهنگی درست نیست و اصلاً این انقلاب قابل مدیریت نیست. پاسخ شما در این خصوص چیست؟

** دکتر ناظمی اردکانی: این برداشت زمانی درست است که فرهنگ ما یک فرهنگ پیشرو نباشد. ما هم قائل به این هستیم که انقلاب در فرهنگ‌های پیرو به نتیجه نخواهد رسید و قابل مدیریت هم نیستند. همانطور که گفته شد ما برای درک صحیح از انقلاب فرهنگی باید ماهیت و چرایی آن را به خوبی بشناسیم. ما برای شناخت چرایی انقلاب فرهنگی باید به شناخت ماهیت انسان برگردیم. خداوند برای انسان فطرتی قرار داده است. این فطرت در یک محیط فرهنگی خاصی قابلیت رشد دارد. لذا انسان‌ها وقتی در محیط‌های فرهنگی ناسازگار با فطرت انسانی قرار می‌گیرند دچار ناراحتی و فشار می‌شوند. انقلاب‌ها با هم اصولاً به دنبال این هستند که این شرایط را از بین ببرند. لذا چرایی انقلاب فرهنگی به فطرت انسان‌ها بر می‌گردد. ما معتقدیم که این انقلاب فرهنگی زمانی در تمام کشورهای دنیا روی خواهد داد. زمانی تمام انسان‌های جوامع در مقابل محیط‌های زیست‌شان که مغایر با فطرت آنان است انقلاب خواهند کرد. به همین دلیل است که ما می‌گوییم انقلاب اسلامی ما یک انقلاب فرهنگی است. حال بحث مهمی که پیش می‌آید مدیریت این انقلاب فرهنگی است.

* شما در صحبتهای قبلی‌تان اشاره کردید که حضرت امام (ره) به عنوان معمار انقلاب اسلامی چه در قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب، به کار فرهنگی اعتقاد داشتند و با رویه‌های خصومت‌آمیز مخالف بودند، مقام معظم رهبری نیز به عنوان سکاندار انقلاب اسلامی توجهات خاصی به مقوله فرهنگ دارند و در فرصت‌های مختلف این مهم را به مسئولین و مردم گوشزد می‌کنند. به نظر شما علت این تأکیدات و توجهات خاص و ویژه حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری به مقوله فرهنگ و به عبارتی دیگر انقلاب فرهنگی چیست؟

** دکتر علی اکبری: در واقع سیره حضرت امام (ره) و سیره مقام معظم رهبری در قبال مقوله فرهنگ مؤید و شاهدی بر ماهیت انقلاب اسلامی است چرا که آنان اصولاً یک انقلاب فرهنگی را هدایت کرده‌اند و به دلیل اینکه فرهنگ زیر ساخت سایر مقولات از جمله اقتصاد و سیاست و اجتماع را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد. فرهنگ به دلیل نقش ویژه و کارکردهای خاصی که دارد مورد توجه قرار گرفته است. همه صاحب‌نظران بر این عقیده متفق‌القولند که فرهنگ نقش کلیدی در توسعه جوامع دارد. فرهنگ نقش مؤثری در تصمیم‌سازی و شکل‌گیری نگرش انسان‌ها دارد. تفاوت رفتارهای انسان‌ها ناشی از تفاوت در فرهنگ‌های آنان است و به طور کلی آنچه که هویت انسان‌ها را می‌سازد فرهنگ است. لذا فرهنگ در همه موارد نفوذ دارد. در شرایط انقلاب اسلامی حضرت امام (ره) به خوبی دریافته بودند که صرفاً قدرت فیزیکی به نتیجه نخواهد رسید بلکه با قدرت فرهنگی وارد عمل شدند، چرا که ما در عرصه فرهنگ نسبت به رژیم برتر بودیم. ما در عرصه‌های اقتصادی و سیاسی و نظامی نسبت به رژیم ضعیف‌تر بودیم، چرا که تمام قدرت در دست آنان بود. ایشان میدان مبارزه را به گونه‌ای انتخاب کردند که دشمن در آن میدان بسیار ضعیف بود. دیگر آنکه هدف امام‌(ره) صرفاً براندازی رژیم نبود. مشکل فرهنگ طاغوتی و فرهنگی بود که رژیم به نیابت از غرب مجری پیاده کردن آن در کشور بود. بعد از انقلاب نیز وقتی که آنان با قدرت فرهنگی نهضت امام (ره) مواجه شدند، به مقابله همه‌جانبه با این فرهنگ برخواستند و بحث تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی مطرح شد. این هجوم فرهنگی در این اواخر به قدری قوی و وسیع و گسترده شده است که رهبر انقلاب از تعبیر ناتوی فرهنگی استفاده کردند. علاوه بر این موارد شرایط حاکم بر عصر حاضر که در آن مباحثی همچون جهانی شدن و دهکده‌ جهانی و عصر ارتباطات مطرح است اهمیت فرهنگ دو چندان شده است. خلاصه اینکه نگرش حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب به مقوله فرهنگ کاملاً منبعث از دین است و این دین است که فرهنگ‌سازی می‌کند.

ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات