حسامالدین برومند
بعد از جنگ جهانی اول که با شکست آلمان و حامیانش در سال 1918م پایان گرفت، جامعه ملل تأسیس گردید. جامعه ملل بعنوان اولین سازمان بینالمللی مأموریتی عام و گسترده در جهت حفظ صلح و امنیت بینالمللی و تمدن جهانی بعهده گرفت و در مدت زمانی که پابرجا بود دورنمای باشکوه و بیسابقهای از جامعه مشترکی که روح بینالملل در آن دمیده شده بود به جهانیان عرضه کرد و آنها را بطور اختیاری به اصول حقوق ملل پایبند نمود لکن متأسفانه به موازات این اقدامات و تحرک ائتلافی جامعه بینالمللی، در جهت معکوس نیز جنبشی برای متلاشی نمودن این جامعه بوجود آمد و کوششهای انجام شده را دچار مخاطره نمود و خلاصه آنکه زمینهها و بسترهایی ایجاد شد و جامعه ملل نتوانست در جهت اهدافش که صلح و امنیت بود موفق عمل نماید تا اینکه جنگ جهانی دوم در سال 1939م آغاز گردید که در نهایت منجر به شکست آلمان و حامیانش گردید، بنابراین از سال 1944م یعنی قبل از پیروزی قطعی «متفقین» ملل متحد به فکر تأسیس جامعه ملل جدیدی افتادند که بهتر و محکمتر از سابق پیریزی شده باشد بهمین جهت در سال 1945م در کنفرانس سان فرانسیسکو اساسنامه سازمان جدید با عنوان سازمان ملل متحد به تصویب اکثریت کشورهای شرکتکننده در کنفرانس رسید، ضمن آنکه صلاحیت و شخصیت حقوقی بینالمللی سازمان ملل متحد در مقررات «منشور ملل متحد» و تعداد زیادی از قراردادهای بینالمللی مندرج است. اما سازمان ملل متحد هر چند امروزه بعنوان مهمترین و بزرگترین سازمان بینالمللی دنیا محسوب میشود و لیکن آنچنان که شایسته و بایسته است نتوانسته است در صلح و امنیت بینالمللی تأثیرگذار باشد بهمین خاطر به علت ضعف و عجز سازمانهای بینالمللی (جامعه ملل بعد از جنگ جهانی اول و سازمانهای ملل متحد بعد از جنگ جهانی دوم) در حل مسائل بینالمللی، سازمانهای قارهای یا منطقهای تأسیس گردید تا بتواند در چهارچوب محدودتری امنیت دستهجمعی بهتر و همکاریهای سیاسی و اقتصادی مؤثرتری را برقرار نماید از جمله سازمانهای منطقهای، سازمانهای اروپایی و منطقه آتلانتیک میباشد و از جمله سازمانهای اروپایی و منطقهای سازمان آتلانتیک شمالی (ناتو) میباشد.
ناتو و ارکان تشکیلدهنده آن
کشورهای اروپایی غربی و ایالات متحده آمریکا در پاسخ به سیاست اتحاد جماهیر شوروی، طرح پیمان دفاعی دائم را پیریزی نمودند که موسوم به سازمان آتلانتیک شمالی ناتو (1) میباشد، این پیمان دفاعی در آوریل 1949 م در واشنگتن برای مدت 20 سال به امضای دوازده کشور آمریکا، کانادا، انگلستان، فرانسه، بلژیک، هلند، نروژ، لوکزامبورگ، دانمارک، ایسلند، ایتالیا و پرتغال رسید و در سالهای بعد یونان، ترکیه، آلمان فدرال، اسپانیا، لهستان، مجارستان و جمهوری چک به عضویت ناتو درآمدند، مدت این پیمان بدون محدودیت قابل تمدید میباشد، بنابراین تاکنون چند بار تمدید شده است. هدف اصلی از ناتو همکاری نظامی ـ سیاسی میان اعضاست بطوریکه ماده 5 این پیمان بیان میدارد: «اگر به یکی از کشورهای عضو، حمله مسلحانه شود هر یک از اعضاء دیگر برای یاری دادن به طرف یا طرفهای مورد حمله بیدرنگ منفرداً یا با موافقت سایر اعضاء، هر عملی را که مقتضی بداند از جمله به کار بردن نیروهای نظامی انجام میدهند تا امنیت را مجدداً برپا دارد.» و این پیمان مبتنی بر اصل دفاع مشروع یا دفاع از خود اعم از فردی یا جمعی مقرر در ماده 51 منشور ملل متحد است.
ارکان ناتو عبارتند از:
1- شورای آتلانتیک شمالی (مرکب از نمایندگان کلیه کشورهای عضو)
2- کمیته نظامی (مرکب از رؤسای ستاد ارتشهای کشورهای عضو) که تصمیمات این کمیته بوسیله یک گروه دائم که از رؤسای ستاد ارتشهای ایالات متحده آمریکا، انگلستان و فرانسه یا نمایندگان آنان ترکیب یافته است اجرا میگردد.
3- دبیرخانه که تحت نظر شورای آتلانتیک شمالی انجام وظیفه میکند و در رأس آن یک دبیر کل قرار دارد. اما متأسفانه ناتو از قالب اصلی خود «خروج موضوعی» یافت و عملاً در جهت اهداف و سیاستهای خودکامه غرب به فعالیتهای خود ادامه داده و میدهد و به تعبیر مقام معظم رهبری: «برای سرکوب هر صدای معارضی با خودشان در منطقه خاورمیانه و آسیا و غیره از آن استفاده میکردند.(2)
فرهنگسازی جهانی، زمینهها و ریشهها
بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991 و پایان یافتن جنگ سرد (1991 ـ 1945) دنیا به سمت تکقطبی بودن پیش رفت، بنابراین ایالات متحده آمریکا که رقیب اصلیاش (اتحاد جماهیر شوروی) دیگر توان مقابله با او را نداشت احساس کرد رقیب ممتازی ندارد بهمین علت تلاش کرد سیطره خود را در عرصههای نظامی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی بر جهان دیکته نماید بنابراین به فرهنگ سازی جهانی مبتنی بر فرهنگ لیبرال دموکراسی، متوسل گردید؛ از همین روی به یک مجموعه مقتدر فرهنگی نیاز بود و شاید از این زمان به بعد عملاً ناتوی فرهنگی موجودیت یافت تا با استراتژی فرهنگ سازی جهانی هویت ملی، فرهنگی و دینی جوامع را مات نماید با التفات به این که عقبه این مجموعه را باید در سرویسهای اطلاعاتی آمریکا ـ سیا ـ تفحص کرد ضمن آنکه برای نهادینه کردن فرهنگ لیبرال دمکراسی به بهانه یک مکتب نجات بخش برای بشریت از پشتوانههای تئوریک نیز بهره گرفتند؛ در همین راستا اندکی قبل از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نظریه تاریخ فوکویاما ـ استاد اقتصاد سیاسی دانشگاه جان هاپکینز ـ در سال 1989 با انتشار مقاله 15 صفحهای در سطح جهان مطرح گردید. وی در مقالهاش خاطر نشان میکند: « واقعیتی که اینک شاهد عینی آن هستیم تنها پایان جنگ سرد یا عبور از یک دوران تاریخی جنگ سرد نیست بلکه این واقعه نقطه پایان تحول ایدئولوژیکی و بشری و جهانی سازی لیبرال غربی بعنوان شکل نهایی حکومت بشری است دموکراسی (3) و همچنین همزمان با نظریه مذکور نظریات دیگر همچنان موج سوم آلوین تافلر، دهکده جهانی جرج اورول و مک لوهان، برخورد تمدنها ساموئل هانتیگتون، جهانی شدن و جهانی سازی رابرتسون هابرماس و گیرتز و نظریه عدالت جهان را ولز بعنوان مکملهای نظریه پایان تاریخ فوکویاما مطرح میگردد (4) ؛ در نتیجه حس جهانشمولی و به تعبیر دیگر احساس کدخدا بودن برای دنیایی که در قالب دهکده جهانی گنجانده شده است سبب میگردد ناتو فرهنگی عینیت یابد. همچنین میتوان دلایل روی آوردن به نانو فرهنگی را بر ناتو با رویکردی نظامی به شرح ذیل بیان نمود:
1- گستره و دور برد ناتو فرهنگی فراتر از مرزهای جغرافیایی ـ بلکه مرزهای فکر، اندیشه و فرهنگ ملتهاست ـ لکن دوربرد ناتو نظامی مرزهای جغرافیایی یک یا نهایتاً چند کشور است.
2- استراتژی و رهیافت ناتو فرهنگی قبضه کردن باورها، ایدئولوژی و جهانبینی ملتها و فرهنگهاست لکن استراتژی ناتو با رویکرد نظامی تصرف زمین و کسب منابع و مراکز مهم اقتصادی است.
3- ویرانیها، تلفات و خرابیها در کارکرد نظامی و جنگ سخت، محسوس و ملموس است ضمن آنکه با هزینه کردن قابل بازسازی میباشد ولی در ناتو فرهنگی ویرانیها و تلفات و به تعبیر بهتر آسیبها غیر محسوس است و لذا تخریب فکری و فرهنگی به آسانی قابل بازسازی نمیباشد.
4- ناتوی فرهنگی جنگ نرم، بدون خاکریز و بدون سر و صداست لکن ناتو با رویکرد نظامی جنگ سخت و پر سر صداست.
5- در تهاجم نظامی، افراد نظامی به جهت گذراندن آموزشها و مهارتهای دفاعی مقاوم و ورزیده هستند و تهاجم را پاسخ میدهند ولی در تهاجم فرهنگی اکثر افراد مورد تهاجم بیدفاع هستند و بنابراین بیشترین آسیبها محقق میگردد.
6- کارکرد ناتو فرهنگی بلندمدت، پرجاذبه، پربازده، کم دردسر و کم هزینهتر است ولی ناتو با رویکرد نظامی کوتاه مدت، خشک و سخت، کم بازده و پر دردسر و پرهزینهتر است.
7- تلفات تلفات انسانی در جبهه نظامی مقدس، با ارزش و ماندنی است و بخصوص در فرهنگ دینی تحت عنوان شهادت از آن یاد میشود اما در عرصه فرهنگی ذهنها و اندیشهها آسیب میبیند.
اهداف ناتوی فرهنگی و فرهنگسازی جهانی
فرهنگ هر قوم و آئینی و به تعبیر دیگر فرهنگ هر ملت و کشوری در برگیرنده باورها، ارزشها، آداب، رسوم و بایدها و نبایدهایی است که بعنوان زیربنای اصلی هویت هر کشوری محسوب میگردد بنابراین از جمله اهداف ناتو فرهنگی به حاشیه راندن فرهنگ ملی و دینی جوامع و ملتهاست تا با حاکم کردن فرهنگ لیبرال دموکراسی در راستای فرهنگ سازی جهانی خواستههای خود را در تمام ابعاد تأمین و عملاً اداره کشورها و به تعبیر صحیحتر اداره امور جهان را بدست بگیرند تا همه چیز بر وفق مراد آنها به پیش رود و هر عامل یا مانعی که در این مسیر باشد به انحاء مختلف و لطایف الحیل از سر راه بردارند بهمین جهت چون اسلام ناب محمدی (ص) بزرگترین دشمن و مانع ایشان است سعی و تلاش مضاعفی در حذف اسلام سیاسی دارند و از دیگر سو پس از وابسته کردن اقتصاد کشورها ـ که در نتیجه فرهنگ وابسته میباشد ـ میکوشند به کسب ذخایر عظیم منابع نفتی و گازی بخصوص در منطقه خاورمیانه دسترسی نمایند تا مالا اسستقلال، رشد و پیشرفت کشورها و جوامع بایگانی گردد.
راهکارهای مقابله با ناتوی فرهنگی
1- تعمیق معرفت دینی: در برابر هجمهای که میخواهد اندیشه و تفکر دینی را مات نماید و آموزههای فرهنگ لیبرال دموکراسی را به محوریت اندیشههای اومانیستی و سکولاریستی بعنوان ایدئولوژی برتر و داروی شفابخش دردها و مشکلات به جوامع و ملتها تحمیل نماید، تعمیق معرفت دینی ضروری و لازم است، بنابراین علاوه بر معرفت دینی ضروری و لازم است، بنابراین علاوه بر معرفت و شناخت نسبت به معارف دین و مکتب اسلام و تلاش و کوشش در جهت عمقبخشی این معارف و آموزهها، میبایست چهره واقعی اسلام ناب محمدی (ص) را به بشریت نمایند تا افکار عمومی دنیا با هوشیاری بسوی حق و حقیقت حرکت نمایند؛ اسلامی که «دین زندگی است اما زندگی تهی از شرف و آزادی و عزت را مرگ میشمارد، دین عقلانیت است اما با نفسانیتی که خود را عقلانیت مینمایاند و دستمایه همان کسانی است که پیامبران خدا را مجنون میخواندند مبارزه میکند. دین اتحاد و برادری و صلح جهانی است اما اتحاد ظالم با مظلوم و فشردن دست جلاد به سر جنازه شهیدان عدالت را خیانت میشمارد، دین واقعبینی و حسابگری است، اما توجیه ستمهای جهانی به نام واقعبینی را گناه میداند. دین احکام جاودانه است اما جمود و قشریگری را نمیپذیرد دین اجتهاد و نواندیشی است اما بدعتگذاری و التقاط را رد میکند. دین گذشت و اغماض است اما ظلمپذیری و ذلت را مجاز نمیداند. دین تمدن و علم و آبادانی است اما علمی را که وسیله بردگی و کشتار ملتها و تمدنی را که دستاویز تحقیر انسانها باشد جهل و وحشیگری میشمرد دین جهاد است اما جنگ بیمنطق و قدرتطلبانه را جهاد نمیداند.
دین عزت و قدرت و حاکمیت است اما این را دستمایه توجه وسایل ناشرافتمند نمیسازد« (5) آری «اسلام پاسدار حرمت و حقوق انسانهاست تضمین کننده اخلاق و فضیلت است، منادی آرامش و امنیت است زشتترین دروغ و ناجوانمردانهترین تهمت را کسانی مرتکب میشوند که اسلام را در مقابله با حقوق بشر و مدنیت و امنیت قلمداد کرده و این را وسیلهای برای توجیه قدرتطلبی ظالمانه خود علیه ملتهای مسلمان قرار میدهند.» (6)
2- تقویت بصیرت سیاسی: به همان میزان که معرفت دینی را باید عمق بخشید باید در جهت آگاهی سیاسی و کسب و تقویت بصیرت سیاسی جهت و کوشش صورت گیرد چرا که بسیاری از غفلتها، تهدیدها و در نهایت شکستها ناشی از ضعف قدرت تحلیل وقایع و عدم آگاهی سیاسی است و تاریخ گواه صادقی بر این مدعاست.
3- ترویج و گسترش تفکر بسیجی: از آنجایی که تفکر بسیجی بر پایه معرفت دینی و بصیرت سیاسی میباشد، بنابراین ترویج و گسترش این تفکر میتواند تضمین مناسب در جهت رویارویی با ناتو فرهنگی باشد.
4- مجهز شدن به علم و فناوری روز در عرصه اطلاعات و ارتباطات: باید در سطح مدیریت کلان جامعه و حاکمیت، تلاشی مضاعف و جهادی عظیم صورت گیرد تا با استفاده از همه ظرفیتها و بهرهمندی از فناوری روز در جنگ رسانهها و فناوری ارتباطات، رسانه ملی و مجموعه حوزه ارتباطات تجهیز و تقویت شود و حتی رسانههای فراملی تأسیس تا به طرز محکم و شایستهای مقابله به مثل صورت گیرد.