تاریخ انتشار : ۲۴ آذر ۱۳۸۶ - ۱۰:۴۶  ، 
کد خبر : ۲۰۸۲۸

آمریکا؛ رویای پیروزی در عراق


با توجه به اینکه سیاست‌های آمریکا در عراق با بن‌بست مواجه شده؛ اما مقامات دولت بوش از جمله دیک چنی، معاون رئیس‌جمهور این کشور برای پیروزی در عراق ابراز امیدواری می‌کند و این در حالی است که با گذشت زمان چالش‌های ایالات متحده عمق بیشتری پیدا می‌کند. رادیو انگلیسی معاونت برون‌مرزی صدا و سیما در گفتگو با آنتونیو یوهاس، محقق ارشد مؤسسه مطالعات سیاسی به تحلیل موقعیت آمریکا در عراق پرداخته است.

* معاون رئیس‌جمهور آمریکا، دیک چنی اخیراً گفته است که آمریکا می‌تواند در عراق پیروز شود. اظهارات وی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

** دیک چنی به این دلیل چنین اظهاراتی ایراد کرده است که فشار بسیار زیادی در داخل آمریکا از طرف مردم این کشور و همچنین قانونگذاران کنگره علیه دولت بوش وارد می‌شود و از وی درخواست می‌شود نیروهای آمریکایی از عراق خارج شوند و یا این‌که جدول زمانبندی برای خروج نیروها از عراق توسط کاخ سفید ارائه شود و هر چه سریع‌تر جنگ عراق و همچنین اشغال این کشور به پایان برسد.

اظهارات دیک چنی نشان دهنده یأس و ناامیدی دولت در عراق است که هدف عمده آن جلب حمایت افکار عمومی از جنگ عراق است. در چنین شرایطی کاخ سفید دوست ندارد از آن انتقاد شود و به همیت دلیل هرگونه انتقادی را محکوم می‌کند.

بنابراین دور از انتظار نیست که درخواست دموکرات‌ها را مبنی بر عقب‌نشینی نیروها از عراق غیر مسوولانه بخواند و اگر اعضای کنگره خود را نماینده حقیقی مردم تلقی کنند و درصدد برآوردن خواسته‌های آنها بر آیند توسط کاخ سفید محدود خواهند شد.

نکته دیگر این است که باید ببینیم دیک چنی پیروزی در عراق را چگونه معنا می‌کند.

پیروزی از دیدگاه مردم آمریکا و همچنین مردم منطقه این است که ثبات و امنیت کشور عراق برقرار شود و مردم این کشور به آزادی و دموکراسی دست پیدا کنند و زندگی آرامی را پس از سقوط دیکتاتور کشورشان صدام تجربه کنند. ولی شاید پیروزی از دیدگاه دیک چنی و بوش و همقطاران آنها از بین نومحافظه‌کاران به معنای تسلط بر منابع نفتی و طبیعی عراق و یا کشتن بیشتر مردم عراق و تخریب زیر ساختارهای اجتماعی آنها باشد.

در این صورت اگر بخواهیم پیروزی را طبق تعریف دیک چنی معنا کنیم باید بگوییم پیروزی در عراق نزدیک است.

* دیک چنی همچنین اظهار کرده است پیروزی در عراق یک هدف ارزشمند محسوب می‌شود. حال سوال این است که کدامیک از جنبه‌های جنگ عراق و یا پیروزی در آن از دیدگاه چنی ارزش‌های والا محسوب می‌شوند؟

** اهدافی که جورج بوش و دیک چنی از حمله به عراق دنبال می‌کنند بسیار متفاوت‌تر از آن چیزی بود که مردم آمریکا در ابتدای حمله تصور می‌کردند. نومحافظه‌کاران اهدافی همچون تسلط بر منابع نفتی عراق، ایجاد پایگاه‌های نظامی در عراق و کشورهای همسایه آن، تحت کنترل درآوردن منطقه خاورمیانه به عنوان یک منطقه سوق‌الجیشی بسیار مهم و دفاع از اسرائیل را دنبال می‌کنند و آنها را ارزشمند می‌دانند و تمامی تلاش خود را برای رسیدن به این اهداف به کار می‌بندند.

البته آنها ادعا می‌کنند برای کمک به مردم عراق و نجات آنها از شر یک دیکتاتور به کشور آنها آمده‌اند و حال که رژیم بعثی صدام سرنگون شده است این‌گونه می‌خواهند حضور خود را در عراق توجیه کنند که می‌بایست آزادی، دموکراسی و ثبات و امنیت را در این کشور برقرار کنند.

ولی نکته اینجاست که هدف اصلی نومحافظه‌کاران به هیچ وجه با ادعاهای آنها مطابقت ندارد. آمریکا تعاریف کاملاً متفاوتی از واژگانی همچون تروریسم، آزادی، دموکراسی ارزش و حقوق بشر دارد و آنها را وارونه و هرگونه که در جهت منافع خودشان باشد، تعریف می‌کند. همه افراد به غیر از نومحافظه‌کاران و شرکتهای چند ملیتی آمریکایی می‌دانند هیچ چیزی در عراق نیست که آمریکا بخواهد بر آن غلبه پیدا کند.

خوشبختانه شرایط کنونی با شرایط چند سال گذشته بسیار متفاوت است و تقریباً تمامی مردم آمریکا متوجه اهداف دولتشان در عراق شده‌اند و دیگر مقامات کاخ سفید نمی‌توانند با شعارهای عوام‌فریبانه آنها را گول بزنند و به همین دلیل اعتراض‌ها علیه جنگ هر روز و هر روز گسترده‌تر می‌شود.

* دیک چنی تلاشهای دموکرات‌ها و همچنین پافشاری‌های آنها را مبنی بر ارائه یک جدول زمانی برای خروج نیروها از عراق غیرمسوولانه خوانده است. دموکرات‌ها چه کاری باید انجام دهند تا رضایت چنی و بوش را به دست آوردند و افرادی مسوول خوانده شوند؟

** بوش و چنی می‌خواهند همه مردم آمریکا مثل آنها فکر کنند و حرفهای آنها را باور کنند و اگر آنها می‌گویند که نیاز است برای مدت بیشتری در عراق بمانند، همه حرفهای آنها را تأیید و از آنها حمایت کنند.

آنها می‌خواهند مردم آمریکا همچون خودشان از حضور نامحدود نیروها در عراق و همچنین جنگ بی‌پایان در این منطقه حمایت کنند که در این صورت افرادی مسوول شناخته می‌شوند.

به عقیده بنده دموکرات‌ها توجه زیادی به این مسأله نمی‌کنند که آیا دیک چنی آنها را افرادی مسوول خطاب می‌کند یا افرادی غیر مسوول، تعداد محدودی از دموکرات‌ها هستند که مطابق خواسته بوش و یا چنی گام برمی‌دارند، ولی اکثر آنها می‌خواهند دل مردم آمریکا را به دست آورند تا به اهداف خودشان برسند.

مردم آمریکا در مخالفت با جنگ عراق در انتخابات میاندوره‌ای کنگره به دموکرات‌ها رأی دادند و به این ترتیب دموکرات‌ها توانستند اکثریت کرسی‌ها را در مجلس نمایندگان و همچنین سنا به دست آورند.

دموکرات‌هایی که مزه پیروزی را در انتخابات پیشین چشیده‌اند، می‌خواهند با سر دادن شعارهای ضد جنگ و خروج نیروها از عراق همچنان محبوبیت و موقعیت خود را نزد مردم آمریکا حفظ کنند و از مواضع اعلام شده خود دور نشوند تا این که بتوانند در انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 نیز بدرخشند و بدین‌ترتیب بتوانند کرسی کاخ سفید را نیز به دست آورند. مردم آمریکا نیز که متوجه ماهیت سیاست‌های دولت خود شده‌اند، کاری ندارند آیا چنی یا بوش آنها را افرادی مسوول خطاب می‌کنند و یا غیر مسوول و فقط می‌خواهند به خواسته خودشان که همان پایان جنگ است، برسند.

کاخ سفید ادعا می‌کند مردم عادی از وضعیت جنگ بخوبی آگاه نیستند و نمی‌دانند مصلحت و منافع آنها در چه چیزی نهفته است و از آنها می‌خواهد که از سیاست‌های آن دفاع کنند ولی دیگر دیر شده است و مردم آمریکا راه دیگری خبر حمایت از کاخ سفید در پیش گرفته‌اند و دموکرات‌ها نیز به دنبال این هستند که مردم را از دست خود راضی نگه دارند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات