هرچه حسنی مبارک برای حفظ کرسی ریاست جمهوری تقلا میکند، عزم معترضان برای تغییر حکومت در مصر جزمتر شده و بیش از پیش بر کنارهگیری وی از قدرت پافشاری میکنند. حتی بیسابقهترین اقدامات رئیس جمهور مصر برای انجام اصلاحات در این کشور نیز موجب نشد تا آزادیخواهانی که 15 روز سرما، خستگی و گرسنگی را متحمل شدهاند، میدان التحریر قاهره را ترک کنند و از موضع خود در خصوص رفتن مبارک عقبنشینی کنند. آنها با حضور میلیونی خود ثابت میکنند که رئیس جمهورشان چارهای جز ترک قدرت ندارد.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، روزنامهی فرامنطقهای القدس العربی، در تحلیلی تحت عنوان "سناریوهای رفتن زودهنگام" به قلم عبدالباری عطوان، مدیر مسئول این روزنامه، آورده است:
«با گذشت دو هفته از آغاز انقلاب مصر، سه نتیجهگیری از این انقلاب میتوان داشت؛ اول این که درخواستکنندگان تغییر همچنان به خواستهشان پایبند بوده و وعدهی نبردی طولانی را به خود میدهند.
دوم این که حکومت پس از آنکه توانست خود را جمع و جور کند از خود معترضان علیه انقلابیها استفاده کرد، به امید آنکه کمی از خشم موجود بکاهد و سوم تقلای عدهای از فرصت طلبان برای سوار شدن بر اسب انقلاب و داوطلب شدن آنها برای انجام مذاکره بدون آن که این مسئولیت از سوی معترضان به آنها واگذار شده باشد.
حسنی مبارک، رئیس جمهور مصر که جوانان انقلابی خواهان حذف وی به عنوان مقدمهای برای محاکمهاش هستند، همچنان به موضع خود پایبند است و کشور را به نحوی اداره میکند که پیش از انقلاب اداره میکرد و طوری برخورد میکند که گویا تا ابدالدهر زنده خواهد بود و کاملا آشکار است که اعتماد به نفس وی با هر دوره مذاکره با مخالفان و نمایندگان آنها افزایش مییابد.
عمر سلیمان، رئیس سازمان اطلاعات مصر نیز همچنان نقشی را ایفا میکند که طی 20 سال گذشته ایفا کرده و مسئولیت تمام پروندههای دشوار را برعهده گرفته است. مذاکراتی که اکنون با نمایندگان مخالفان و نه نمایندگان انقلابیها صورت میگیرد، عملا با مبارک و یا به عبارت دیگر با رضایت مبارک انجام میشود و تحت عنوان اصلاحات سیاسی پس از انجام اصلاحات قانون اساسی مطرح شده و به این ترتیب بهانهی لازم را برای حضور رئیس جمهور در قدرت به عنوان تنها فردی که مسئولیت امضای این اصلاحات و طبعا اجرای آن را برعهده دارد، ایجاد میکند.
مبارک برای اثبات اهداف حکومتش در انجام اصلاحات، حزب حاکم را از اعضای قبلیاش پاکسازی کرد و ابتدا از برکناری پسرش جمال از کمیتهی سیاستگذاریها و "اسقف اعظم" حزب ملی حاکم "صفوت شریف" آغاز کرد و تعدادی از وزیران و تاجران از جمله حبیب العادلی، وزیر کشور و احمد المغربی وزیر مسکن را به اتهام فساد به مراجع قانونی ارجاع داد.
گام دادستان مصر مبنی بر بلوکه کردن داراییها و ممانعت از سفر این افراد گامی ناقص بوده و قانع کننده (برای مردم) نیست، زیرا این افراد از نزدیکان حسنی مبارک و یا پسران وی علاء و جمال نیستند که روزنامههای غربی ثروت آنها را بیش از حداقل 40 میلیارد دلار و حداکثر 70 میلیارد دلار برآورد کردهاند.
ما اکنون با دو سناریو رو به رو هستیم؛ سناریوی اول انقلابی که خواهان براندازی حکومت و رئیس آن در نزدیکترین و کوتاهترین زمان ممکن است تا تغییر محقق شده و یک حکومت دموکراتیک جدید ایجاد شود و سناریوی دوم حکومتی که از تمام شیوهها و مانورها برای وقتکشی استفاده کرده و بر خسته شدن انقلاب و انقلابیها و خستگی ملت مصر حساب باز کرده است تا نهایتا تسلیم یک واقعیت یعنی بازسازی حکومت و ادامهی آن با چهرههایی دیگر از درون نظام شود.
ارتش مصر نیز اوضاع را زیرنظر دارد و ژنرالهای بلندپایهی آن برنامههایی پنهانی و توافق شده با قدرتهای خارجی به ویژه آمریکا را اجرا میکنند و نمیدانیم این وضعیت چقدر طول خواهد کشید و سرانجام چه زمانی ارتش برای پایان دادن به بحران وارد عمل میشود.
بحران طی روزها و هفتههای آینده بیشتر میشود و ممکن است بسیار خطرناکتر شود. جوانان انقلابی هرگز نمیپذیرند که میدان التحریر به "هاید پارکی" تبدیل شود که با تانکها احاطه شده و مساحتش هر روز کمتر از روز قبل میشود. حکومت نیز نمیتواند به دلیل فلج شدن اقتصاد مصر، متحمل خسارتهای بیشتر شود.
اما بزرگترین اقدامی که حکومت تاکنون انجام داده، ایجاد شکاف در وحدت مخالفان از طریق کشاندن نمایندگان آنها به میز مذاکره است و به نوعی توانسته مشروعیتی را برای خود جلب کند که شایستهی آن نیست.
مبارک با کنارهگیری مخالف است و بر ادامهی حضور در قدرت تا پایان مدت ریاست جمهوری در سپتامبر پافشاری دارد؛ اقدامی که کشور را به خشونت بیشتر میکشاند و جوانان انقلابی را در پایبندی به مواضعشان و اجرای کامل خواستههایشان مصممتر می کند تا جایی که حتی آمادهاند جاننثاریهای بیشتری کنند، اما شکستخورده از این نبرد بیرون نیایند.
اکنون حسنی مبارک برای نجات خود و خانوادهاش نه حکومتش، یک راه بیشتر ندارد و آن کنارهگیری فوری است، آن هم پس از این که چشمپوشیهای زیادی از جمله عقبنشینی از موضع موروثی کردن حکومت و حزب مافیایی تاجرانش انجام داده است و هیچ کدام از این موضعگیریها با همکاری جوانان انقلابی رو به رو نشده است.
اما در نهایت این نظام بیمار و فاسد است که شکست خواهد خورد، نه جوانان پرانرژی مصری و این سنت زندگی و درس تاریخ است.»