احمد اسداللهی
حمله رژیم بعثی عراق به کویت و اشغال این کشور در سالهای آغازین دهه 1990 سرفصل جدیدی را در تاریخ این کشور گشود. هر چند که ارتش بعث به وسیله قوای غربی از کویت اخراج و حاکمان کویتی دوباره بر کرسیهای خود تکیه زدند؛ اما مردم این کشور بهای سنگینی برای اقامت در موطن خود میپردازند. این هزینه ناشی از تعلق خاطر نداشتن مقامات کویت به این سرزمین است. اگر دولت کویت در مقابل تجاوز بعثیها میایستاد و گوی سبقت را در فرار از شهروندان نمیربود، مردم نیز میتوانستند جلوی پیشروی نیروهای بعثی را بگیرند.
شکست ارتش بعث عراق از سوی غرب در پی تفاهمات پنهان میان جنگسالاران و قدرتهای اقتصادی غرب با مقامات کویت عملی شد. براساس این تفاهمات، دولتمردان کویت متعهد شدند، ضمن همکاری تمام و کمال با غرب بویژه آمریکا و انگلیس، اولا هزینههای مالی قوای آزادکننده کویت را بپردازند، ثانیا متعهد شوند از سیاست خارجی آمریکا و انگلیس در منطقه پیروی کنند، ثالثا امکان دفن زبالههای هستهای ناوگان تجاری و جنگی غرب در منطقه را در صحرای کویت فراهم آورند و در نهایت راه ورود اشغالگران قدس به اقتصاد خاورمیانه را فراهم کنند. بنابراین کویت به سرزمین خطرناک برای مردم آن کشور و همچنین امنیت کشورهای منطقه تبدیل شد.
اکنون صرفنظر از میلیاردها دلار نفتی که کویت برای هزینههای جنگ میپردازد، خود میتواند برای اقتصاد نسلهای آینده این کشور مسالهساز شود. دفن زبالههای هستهای در خاک کویت که سلامتی مردم این کشور را تهدید میکند، میتواند خطرناکترین رشوهای باشد که دولتمردان کویت از جیب مردم این دیار میپردازند. اینگونه زبالهها که در کنار گوش مردم؛ اما به دور از چشم آنها در صحرای کویت دفن میشود، موجب ایجاد موتاسیون در ژنها شده و نسل آینده کویت را با انواع سرطانها، تولد نوزادان ناقصالخلقه و... مواجه میکند. زبالههای هستهای آن قدر خطرناک است که کشوری مانند آمریکا که در مساحت، فقط صحراهای آن چندین برابر مساحت کویت است، جرات نمیکند اقدام به دفن آنها در خاک خود کند. تاکنون چند گزارش در خصوص حق و حسابی که کویت از ناحیه دفن زبالههای هستهای دریافت کرده است، منتشر شده که موثقترین آنها حکایت از حراج کویت به ثمن بخس دارد.
استفاده قوای غربی از اورانیوم غنی شده علیه نیروهای عراقی در جنوب این کشور در سال 1992 مزید بر علت شده و نزدیکی کویت به این منطقه در کنار تشعشات زبالههای دفن شده در صحرای کویت، آینده کودکان و جوانان این کشور را مبهم میکند.
عمق خیانت به مردم کویت و پرداخت هزینههای بازگشت به قدرت هنگامی آشکارتر میشود که یک دلال ضدانقلاب ایرانی، امسال از سوی مقامات کویت به تلآویو اعزام شد تا راههای گسترش مناسبات اقتصادی کویت با اشغالگران قدس را فراهم آورد. حاصل این اقدام، سرازیر شدن سیل اجناس ساخت رژیم اشغالگر قدس به کویت است که برخی از آنها نشان مخصوص اسرائیلی دارند.
در این میان مجموعه اقدامات نسنجیده و بیتجربگی مقامات کویت باعث شد محبوبیت این رژیم هر روز کاهش یابد. پذیرایی از گروههای تروریستی که در کنار رژیم بعثی به خانه و کاشانه مردم کویت حمله کردند و با قتل و غارت، صدها کویتی را کشته و میلیاردها دلار به غارت بردند و خسارات سنگینی بر اقتصاد این کشور وارد کردند، موضوعی است که مردم کویت نمیتوانند آن را هضم کنند. امروز مقامات کویتی میزبان برخی رهبران گروهکهای تروریستی و جداییخواهان به اصطلاح اهوازی شدهاند و با اهدای پول و امکانات، پاداش همراهی آنها با صدام را میپردازند.
بیدلیل نیست که رسانههای دولتی کویت با طرح مسائل گوناگون از جمله خطر تشعشات هستهای نیروگاه بوشهر، خطر نفوذ ایران در عراق و تلاش جمهوری اسلامی برای تسلط بر خلیجفارس و نقش ایران در لبنان و سوریه، افکار عمومی کویت را از پرداختن به مشکلات بومی بازداشته و با طرح مسائل جانبی، سعی در غافل نگه داشتن آنها دارند. همکاری رسانههای دولتی کویت با غرب به گونهای است که سردبیران بعضی از آنها دست کم هفتهای یک بار با بخش سیاسی سفارت آمریکا در کویت جلسه تشکیل میدهند و خط و ربطهای لازم را دریافت میکنند. در این خطدهیها، سردبیران جراید دولتی کویت توجیه میشوند با طرح مسائل جانبی، خطر تشعشات هستهای زبالههای دفن شده و همچنین همکاریهای اقتصادی این کشور با اسرائیل را در لابهلای اتهامات و دروغپردازی علیه دیگران پنهان کنند.