در هنگامهیی که دانشگاه امیرکبیر شاهد اعتراض جمع کثیری از دانشجویان در اعتراض به نشریات دانشجویی به دلیل توهین به مقدسات بودند، بخشی از دانشجویان معترض که کلاسظ های درس را تعطیل کرده بودند، از ضرورت ایجاد انقلاب فرهنگی دوم سخن راندند؛ انقلاب فرهنگی که در گام نخست بایستی با تصفیههای دانشگاهی آغاز میشد. پیشینه اجرای انقلاب فرهنگی اول به بعد از انقلاب 57 میرسید که منجر به تعطیلی دانشگاهها شد و تغییر ساختار جدی را برای دانشگاهها به ارمغان آورد...
کار امکانناپذیر
احمد شیرزاد رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس ششم مسائل مطرح شده در مورد ضرورت انقلاب فرهنگی را شعاری دانشجویی برشمرد و گفت: بعید است چنین مسالهیی بتواند به مرحله اجرا درآید زیرا تعطیل کردن دانشگاهها توسط یک جریان دانشجویی میسر نیست حتی زمانی که دانشگاه توسط حکومت تعطیل شد، این سوال مطرح شد که آیا حکومت از اداره یک دانشگاه عاجز است، اما جریانهای مدافع انقلاب فرهنگی پاسخ میدادند که قصد دارند تغییرات ساختاری ایجاد کنند تا زمینه بروز انحرافهای علمی و فرهنگی از بین برود.
وی در ادامه افزود: گروههایی که در حال حاضر از تسلط یکجانبه بر دانشگاه ناامید شدند پس از اینکه مشاهده کردند روشهای آنها موجب انزوای جنبش دانشجویی نشد، اکنون در تلاش هستند که بخشی از ایدههایی که در انقلاب فرهنگی اول عدهیی به دنبال اجرای آن بودند را اجرایی کنند. بنابراین درصدد اجرای تصفیههای فرهنگی و دانشگاهی هستند. شیرزاد با غیرقابل دفاع خواندن برخوردهای کمیته انضباطی تاکید کرد: برخوردهای شبه قضایی با دانشجویان اصلاً قابل دفاع نیست و پیامد آن نارضایتی در سطح وسیع بین جامعه و دانشگاهی است، زیرا دانشگاه نهادی نیست که بتوان آن را تحت سلطه یک تفکر در آورد و تضمینی وجود ندارد که 27 سال دیگر گروه دیگر نیاید و خواستار انقلاب فرهنگی دیگر نشود، من همان زمان نیز مخالف انقلاب فرهنگی بودم.
موضع نظام یا موضع شخصی
نجفقلی حبیبی رئیس سابق دانشگاه علامه طباطبایی با غیرقابل اجرا بودن انقلاب فرهنگی در دانشگاه گفت: به نظر من این ایده فضای لازم را برای اجرا در بین نهادهای کشور ندارد و بیشتر موضع شخصی است. اگر افرادی بخواهند این ایده را جدی بگیرند و اجرایی کنند، باید به عواقب ناگوار آن در جامعه دانشگاهی توجه لازم را داشته باشند.
رئیس سابق دانشگاه علامه با اشاره به انقلاب فرهنگی ابتدای انقلاب تاکید کرد: انقلاب فرهنگی که 27 سال پیش صورت گرفت به دنبال ایجاد انقلاب بود که به تبع آن دانشگاه و سایر نهادها دچار تحولات جدی شد. حال باید پرسید اگر قصد ایجاد انقلاب فرهنگی دارید و میخواهید این ساختار را دگرگون کنید جای این ساختار دگرگون شده چه چیزی را میخواهید بگذارید، در حالی که انقلاب فرهنگی اول با برنامهریزی مدون صورت گرفت.
وی با تاکید بر این مساله که این موضعگیری، موضع کلی نظام نیست و موضع شخصی است، تاکید کرد: نباید به هیچ عنوان با طرح موضع شخصی زمینه بروز التهاب را در دانشگاهها فراهم کرد. کسانی که از جریانهای ناهماهنگ با ایدههای خود ناراحت هستند باید بدانند که این دانشگاهها مایه افتخار هستند و همین دانشگاهها اساتید جوانی را در حوزه انرژی هستهیی به جامعه ما تقدیم کردهاند و به هیچوجه نباید زمینه التهاب را در این محیط فرهنگی فراهم کرد.
نفوذ نیروهای خودی به محیط دانشگاه
میلاد اسدی عضو انجمن اسلامی دانشگاه خواجهنصیر طرح نفوذ جریانهای خودی به دانشگاهها را عامل طرح شعار انقلاب فرهنگی دوم برشمرد و گفت: «جنبش دانشجویی باید با پرهیز از ایجاد و وارد شدن به چنین فضای ملتهبی که میتواند مورد سوءاستفاده نیروهای رادیکال و تندرو قرار گیرد، به دنبال دفاع از خواست عموم دانشجویان باشد. زیرا «قشر دانشجو، قشر رادیکال است و برخلاف سایر تشکلهای دیگر به دور از خطوط قرمز و حد و مرزها رفتار میکند، جنبش دانشجویی در چارچوب محدودیتها معنای خود را از دست میدهد.»
وی در ادامه افزود: طبیعی است وقتی دانشجو نمیتواند از طرق مسالمتآمیز و رسمی به مطالبات خود دست یابد، برای رسیدن به خواستههایش از برخوردهای رادیکالی استفاده کند.
اسدی اتفاقات اخیر دانشگاه امیرکبیر و تهران را نشات گرفته از فضای رادیکال خارج دانشگاه و برای دستیابی به اهداف غیردانشجویی خواند و ابراز عقیده کرد: «اگر این مطالبات برخاسته از خواستههای تمام دانشجویان بود، رسیدگی به آن ضروری بود. حرکتهای اخیر، تسویهحساب با برخی نیروهای داخل دانشگاههاست و از طرف قشر خاصی از دانشجویان متمایل به جناح سیاسی خاص دنبال میشود.»
تکرار نادرست انقلاب فرهنگی
صادق زیباکلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران با توجه به انقلاب فرهنگی سال 59 گفت: هدف انقلاب فرهنگی در آن سال تصفیه دانشگاهها از اساتید و دانشجویان مخالف نظام بود و نه نیروهای صادق و مومن، زیرا هدف انقلاب فرهنگی بسیار ریشهدار بود و ما به دنبال تغییر نظام آموزش عالی بودیم نه اخراج و تصفیه چهار دانشجوی منتقد.
زیباکلام تصریح کرد: تنها اتفاقی که در سال 1359 نیفتاد، انقلاب فرهنگی بود. دانشگاهها سه سال تعطیل شدند و هزینههای بیهودهیی پرداخت شد که نه به نفع انقلاب و نه به نفع نظام اسلامی و کشور بود و به جز ضرر و زیان دستاورد دیگری نداشت.
استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران گفت: کسانی که «انقلاب فرهنگی دوم» را مطرح میکنند، جریانات تندرو و رادیکال متعلق به نیروهای وابسته به اصولگرایان و جناح راست و محافظهکار هستند که از تفکرات سیاسی بیرون دانشگاه متاثرند.
زیباکلام افزود: اخراج دانشجویان و اساتید منتقد وضع موجود و تصفیه دانشگاه از عناصر ناراضی و منتقد حکومت را نمیتوان «انقلاب فرهنگی» نام نهاد.
ابعاد مشخص نشده انقلاب فرهنگی
عبدالمجید معادیخواه، وزیر ارشاد اسبق با اشاره به این مساله که هنوز کار پژوهشی در زمینه تبعات انقلاب فرهنگی 59 انجام نشده است، گفت: در کشور ما برای جمعبندی تجربههای گذشته مثل «انقلاب فرهنگی سال 59» سازوکاری آکادمیک وجود ندارد تا بعد از جمعبندی این تجربهها با حضور و مشارکت مردم از آنها در اداره کشور استفاده شود.
وی افزود: زدن حرفهای پراکنده در خصوص گذشته، دردی را دوا نمیکند و ظاهراً روش آکادمیک برای جمعبندی تجربیات گذشته به رسمیت شناخته نشده است.
معادیخواه تصریح کرد: در سالهای گذشته به طور مثال در جریانات سال 59 بیشتر بر موجها سوار بودهایم و مسائل روزمره ما را به این سمت و آن سمت کشیده است که البته تا حدی قابل دفاع است اما بعدها برای جمعبندی تجربیات گذشته و نگاه انتقادی به قدمهای گذشتهمان با مشارکت مردم، کاری انجام ندادهایم.
تجمع در برابر شورای انقلاب فرهنگی
عباس سلیمینمین، مدیر مرکز مطالعات و تدوین تاریخ معاصر ایران گفت: شعار «انقلاب فرهنگی دوم» هیچ مشکلی را حل نمیکند زیرا «انقلاب فرهنگی سال 59» اصلاح ساختاری بود در صورتی که الان ما مشکل اجرایی داریم. زیرا دانشجویان باید «شورای عالی انقلاب فرهنگی» را تحت فشار قرار دهند تا مشکلات اجرایی دانشگاهها برطرف شود.
وی افزود: مشکل «شورای عالی انقلاب فرهنگی» این است که هر کدام از اعضای آنها چندین و چندکاره هستند و ضمن همه کارهایی که میکنند، در جلسات شورا هم شرکت میکنند. ما با این نیروها قادر نیستیم «انقلاب فرهنگی» را به ثمر برسانیم و آنها باید از کارهای دیگر دست بردارند و به این مهم بپردازند. اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی مسوولیت این نهاد را پذیرفتهاند. اما به این امانت و لوازم آن تن نمیدهند که این جفای بزرگی به دانشجویان و آحاد ملت است.
این روزنامهنگار خطاب به دانشجویانی که خواستار «انقلاب فرهنگی دوم» هستند، گفت: ما هم اکنون در دانشگاهها مشکل ساختاری نداریم که بخواهیم انقلاب فرهنگی کنیم. مشکل ساختاری دانشگاهها در انقلاب فرهنگی برطرف شد و دانشجویان باید از شورای عالی انقلاب فرهنگی بپرسند چرا آنها نتوانستهاند به وظایف خود عمل کنند و این شورا هنوز نتوانسته است مهندسی فرهنگی برای کل کشور تدوین کند؟
سخن آخر
طرح شعار انقلاب فرهنگی دوم که زمینههای بروز آن از قبل مهیا شده بود در فضای کنونی چندان دور از انتظار نبود. زمانی که دولت نهم به قدرت رسید درصدد برآمد که دانشگاه را به عنوان بستر تحولآفرین جامعه دگرگون سازد. در گام نخست وزیر علوم دولت نهم آیتالله عمید زنجانی را به ریاست بزرگترین و سیاسیترین دانشگاه ایران برگزید و زمینه ایجاد واکنش را در دانشگاه فراهم ساخت. سخنانی که از سوی دولت مطرح میشد بیانگر عزم جدی در انقلاب فرهنگی به شیوه نرم در دولت نهم بوده است. ستارهدار کردن دانشجویان، احضار دانشجویان و برخورد با فعالان جنبش دانشجویی، محرومیت از تحصیل دانشجویان فعال برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد، تهمت به جنبش دانشجویی و برخورد امنیتی با دانشگاه از جمله اقداماتی است که دولت نهم انجام میدهد تا دانشگاه را منطبق با اندیشههای خود کند.
هرچند جریانهایی که منتسب و حامی دولت بودند در جریان دانشگاه امیرکبیر با قاطعیت خواستار انقلاب فرهنگی هم بودند. اما مشخص شده است که ایجاد چنین اتهامی در دانشگاه نه تنها به سود جریانهای حامی دولت نیست، بلکه فقط زمینه التهاب بیشتر را فراهم میکند که این فضای ملتهب به هیچ عنوان به سود هیچیک از جریانهای سیاسی دانشگاه نیست حتی کسانی که مدافع انقلاب فرهنگی هستند.